کتاب دده قورقود


کتاب دده قورقود که از شاهکارهای ادبی-فولکوریک جهانی است،از یک مقدمه و 12 داستان تشکیل شده است.داستانها به نثر و نظم نوشته شده است و در خلال آنها انواع مختلف آثار ادبی شفاهی مانند بایاتی،نغمه،ضرب المثل و حتی مرثیه دیده میشود.اثری حماسی است و هر کدام از داستانها درباره دلاوریها و ماجراهای دل انگیز یکی از قهرمانها ساخته شده است.معهذا هر 12 داستان با یکدیگر نیز ارتباط دارند.در این داستانها جسارت و مردانگی و قهرمانیها و عادات و معیشت و عقاید ترکان اغوز شرح داده شده و وطن خواهی و مهمان دوستی و محبت مادر و فرزند و حرمت زنان و خصلتهای انسانی ستوده شده است. داستانها از قسمتهای منثور و منظوم تشکیل شده و نثر داستانها ساده و به زبان مردم است.اشعار داستانها در حدود دو هزار بیت است و سی در صد کتاب را تشکیل میدهد.این اشعار را اوزانها (شعرای خلق که امروز به آنها عاشیق میگویند)سروده و همراه ساز آنها (قوپوز) با آهنگهای آذری خوانده میشود.دو قسمت نثر و شعر داستانها به دنبال یکدیگر میایند.این داستانها مانند آئینه ای تمام نما فرهنگ عامیانه یا فولکلور این اقوام را در طول تاریخ نشان میدهد.

مقدمه کتاب بعدا و به قلم گردآورنده داستانها نوشته شده و نثر آن با متن داستانها متفاوت است.نویسنده کتاب و تاریخ آن معلوم نیست.ظاهرا کتاب در نیمه دوم قرن 15 تدوین شده است،ولی تاریخ و وقایع داستانها قدیم تر است.خود اینجناب با در نظر گرفتن تحقیقات دانشمندان به این نتیجه رسیده ام که این داستانها در آذربایجان و شرق آناطولی و با الهام از وقایع تاریخی ساخته شده است.منتها ریشه آنها تا آسیای میانه میرسد.از نظر خصوصیات زبانی مربوط به زمانی است که هنوز ترکی آذربایجانی از ترکی آناطولی جدا نشده بود.یعنی،همانطور که در مقدمه کتاب ذکر شده به لهجه اغوز نوشته شده است(کتاب دده قورقود علی السان طایفۀ اغوزان)معهذا بیشتر ویژگیهای ترکی آذری در مرحله تشکیل

را در خود حفظ کرده است.اسامی جاهائیکه بعنوان محل وقوع حوادث و داستانها آمده (گنجه،بزدعه،قلعه الینجه،گویجه گولی یا دریاچه گویجه،درشام و دربند) مربوط به آذربایجان است ولی از شهرهای شرقی آناطولی (طرابزون،بایبورد و ماردین) هم بنام شهرهای همسایه کافر یاد شده که میتواند درباره تاریخ وقوع حوادث نیز اطلاعات تقریبی بما بدهد.با این ترتیب این وقایع مربوط به زمانی است که هنوز این شهرها از طرف ترکان سلجوقی (اغوزها) فتح نشده  و سکنه شان بدین اسلام درنیامده بودند،یعنی قرن 12 میلادی و یاقبل از آن.به نظر پروفسور و.و.بارتولد مستشرق معروف روسی که عمری را در تحقیق دده قورقود گذرانیده و همچنین پروفسور م.ارگین استاد ادبیات ترکی دانشگاه استانبول ،حوادث اصلی داستانها در آذربایجان رخ داده است.

از این اثر دو نسخه خطی یکی در کتابخانه درسدن آلمان و دیگری در کتابخانه واتیکان موجود است.نسخه واتیکان بعدا پیداشده و ناقص است.هر دونسخه به حروف عربی نوشته شده است.کتاب دده قورقود به زبانهای مختلف ترجمه و چاپ شده است.در ترکیه و جمهوری آذربایجان هم عین کتاب و هم به حروف لاتین و سیریلیک به دفعات چاپ شده و مورد بررسی علمی دانشمندان اروپایی (دیتس و فیشر) و روسی (بارتولد) و ترکیه(اورخان شائق،محرم ارگین) و آذربایجان (حمید اراسلی،دمیرچی زاده،جمشیدوف)قرار گرفته است.

در ایران سهند(ب.قراچورلو)شاعر فقید آذربایجان داستانها را به شعر سروده و قسمت اول آن را علی رغم ممنوعیت رژیم پهلوی در دوجلد بنام سازیمین سوزو (سخن ساز من)چاپ کرده است.بعد از انقلاب کتاب دده قورقود با املاء امروزی از طرف م.ع.فرزانه چاپ شده و در مجله وارلیق نیز اینجناب دو مقاله درباره دده قورقود نوشته ام.(دکتر جواد هیئت، ادبیات شفاهی خلق اذربایجان،وارلیق،تابستان 1360)

ترجمه فارسی دده قورقود نیز از ترجمه های انگلیسی و امریکایی به نامهای بابا قورقود و حماسه دده قورقود چاپ شده است(بابا قورقود ،جفریل ویس،ترجمه فریبا عزب دفتری و محمد حریری اکبری،نشر ابن سینا،تبریز 1355) و (انار،حماسه ددهقورقود ، ترجمه ابراهیم دارابی ،نشر نوپا،تهران،1355)

دده قورقود که این کتاب به نام اوست و در همه داستانها حاضر بوده و در اخر هر داستان وارد صحنه میشود و داستان را با سخنان نغز و پند آمیز خود به پایان میرساند یکی از اوزان ها و در عین حال ریش سفید و دانا  و مصلحت اندیش قبیله اغوز است.

دیتس ، دانشمند آلمانی ، ترجمه داستان تپه گوز (هیولای یک چشم)را به آلمانی منتشر ساخته و آن را با اودیسه هومر مقایسه کرده و نظر داده است که هومر در سرودن اودیسه از این داستان کهن که بعدها در بخشی از کتاب دده قورقود جای گرفته بهره جسته یا دست کم از مضمون آن باخبر بوده است.در داستانهای دده قورقود زنان منزلتی بالا و همطراز با مردان دارند.در این داستانها خانواده تک زوجی(مونوگام) است و یکی از راه و رسم انتخاب همسر هماورد بودن دختر و پسر در اسب سواری و تیر اندازی و و شمشیر زنی  و کشتی  و جنگاوری است.

از نظر دستوری دده قورقود در حدود 90 درصد با زبان معاصر آذری مطابقت مینماید.در ضمایر و قیود و حروف ربط در طول هشتصد سال سیر تکاملی ،بعضی تغییرات پدید آمده است،بعضیها متروک و بعضیها هم هنوز عینا بکار میرود.مثلا «بن» به «من» ،»قانقو» به «هانگی»، قاچان به «هاچان»،»اول» و «شول» به «او»(اغلب این واژه ها تا اواخر قرن 18 نیز در آثار شعرا بکار میرفت.) «بیرله» به «ایله»، «کیبی» به «کیمی» و «آوه ت»تبدیل به بلی (عربی) شده است.

از نظر لغوی نیز کما وبیش تفاوتهایی با زبان معاصر در آن دیده میشود.لغات خارجی هم بسیار کم دارد  مثلا در تمام کتاب 350 کلمه عربی و 136 کلمه فارسی هست که اغلب اصطلاحهای مذهبی و جنگی است.کلمات ترکی یا عینا در زبان امروزی بکار میرود ،یا تغییراتی در آنها رخ داده، و یا اینکه بکلی متروک شده اند.

در دده قورقود کلمات مترادف زیاد، و اغلب با هم بکار رفته است.در بعضی جاها کلمات مترادف هر دو ترکی ولی مربوط به لهجه های مختلف است.مانند»ائت،قیل=بکن»و»دئه،سؤیله،آییت،دگیل=بگو»»اسن،ساغ=سالم»،»قیزیل،آلتون=طلا»و»گئتمک،

وارماق=رفتن»و»ییگیت،آلپ،جلاسون،آره ن،اؤوره ن=قهرمان»،»یاقشی،یاخشی،ائیو،ییک=خوب»و»توی،دوگون=عروسی» و نظایر اینها.در برخی موارد یکی از کلمات مترادف ترکی و دیگری عربی یا فارسی است که با هم بکار رفته اند مانند:آغیر و عزیز،یازی و یابان،اوچماق و بهشت،ایاق و صراحی ،ساواش و جنگ ،تانری و الله، و نظایر اینها.

این قبیل کلمات نشان میدهد که اولا زبان دده قورقود زبان خالص قبیله اغوز نیست بلکه امیخته ای از زبانهای قبایل اغوز و قبچاق و ترکان شرقی است،یعنی زبان ترکی آذری در مرحله تشکیل است و بکار بردن کلمات عربی و فارسی با کلمات مترادف ترکی نشانگر آن است که در این دوره کلمات عربی و فارسی تازه وارد زبان مردم شده و هنوز برای همه قابل فهم نبوده و لذا همراه با کلمات هم معنای ترکی بکار رفته است.این قبیل کلمات که بیشتر از راه نفوذ دولتی و مذهبی و عرفان و ادبیات وارد ترکی شده بعد از مدتها جای کلمات ترکی را گرفته و در دوره های بعدی مستقلا بکار رفته است.

از :دکتر جواد هیئت،سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی،نشر پیکان

سازمان جهانی یونسکو سال 1999  سال “ده ده قورقود “

یک پاسخ

  1. دده قورقود کتابی جعلی
    داستان‌های دده قورقود یکی از قدیمی‌ترین آثار متعلق به ادبیات و زبان آذربایجان است که از تاراج روزگار مصؤون مانده است … این کتاب شرح حال صداقت و فداکاری مردم آذربایجان را در قرن سوم هجری تا پنجم هجری را [!] نشان می‌دهد. (سلام‌الله جاوید، خودآموز زبان آذربایجانی و فارسی، تهران، 1343، ص 56، پانویس 1)
    کتاب جاودانه و ارزشمند ده‌ده قورقود که در ایران نوشته شده است یکی دیگر از منابع پربار فرهنگ آذربایجان است. این اثر … به زندگی و مبارزات قهرمانان اسطوره‌ای آذربایجان می‌پردازد. حتا ادعا شده است که هومر از داستان‌های دده قورقود بهره گرفته است. در هر حال اگر این سخن صرفاً ادعا هم باشد، عناصری از حقیقت در آن نهفته است (!) (ادبیات شفاهی آذربایجان، تهران، 1388، صص 30-29)
    داستان‌های دده قورقوت، حماسه‌ها و ماجراهای شکوهمندی است که این اقوام (= غُزها) در شرایط و عوامل تاریخی و اقلیمی جدید – در شرایط آذربایجان – آفریده‌اند و از این رهگذر، این دستاوردهای بدیع و زیبا، با تاریخ و زبان و ادب فولکلور آذربایجان پیوند خورده است (دده قورقوت کتابی. بازنویسی از روی متن اصلی، تهران، 1358، صص الف5-4ب).
    کتاب دده قورقود تاریخ [قوم] اغوز، حکومتگری آن، و تاریخ و جغرافیای آذربایجان است. هر اهل علمی می‌تواند در این کتاب گمشده‌ی خویش را بیابد. (ف. زینال‌اوو و ص. علیزاده، دده قورقود، تبریز، 1391، ص 10، ترجمه از متن ترکی)
    مبلغان دروغ‌پرداز و فریبکار پان‌ترکیسم در حالی کتاب جعلی و بی‌ریشه‌ی‌ «دده قورقود» را به آذربایجان نسبت می‌دهند که مکان‌های جغرافیایی یاد شده در آن (شهرها، کوه‌ها، رودها، و…) هیچ ربطی به ایران و آذربایجان‌اش ندارند و همگی در قفقازیه (= اران، به اصطلاح جمهوری آذربایجان کنونی) و شرق آناتولی واقع‌اند (1). بررسی گویش‌شناختی متن دده قورقود نیز گواه محدود بودن جغرافیای آن به شمال شرقی آناتولی است (2). شخصیت‌های نام برده شده در این کتاب نیز ایرانی نیستند و در عصر اسلام هیچ مورخ و تذکره‌نویس و جغرافی‌نگاری چنین افرادی را در خطه‌ی آذربایجان سراغ نداشته، ندیده و نمی‌شناخته است.

    حوادث داستان‌های دده قورقود اکثراً در آذربایجان رخ می‌دهد. علاوه بر آن، هم زبان، لهجه کتاب و هم آمدن نام جای‌هایی نظیر دمیرقاپو، دربند، برده، گنجه، آلینجا قالاسی، گویجه گولو، دره شام و غیره این امکان را به محققان می‌دهد که داستان‌های دده قورقود را یک اثر صرفاً آذربایجانی و منسوب به اغوزان آذری بدانند («داستان‌های دده قورقود»، مجله‌ وحید، خرداد 1347، ص 541)
    از محتوای نوشته‌ی فوق به وضوح می‌توان دریافت که نویسنده‌ی مذکور خوانندگان‌اش را مشتی احمق و نادان فرض کرده است، چرا که وی از مکان‌هایی نام می‌برد که به آذربایجان متعلق نیستند و در جغرافیای تاریخی آذربایجان جایی ندارند اما با این حال لجوجانه و کودکانه اصرار دارد که دده قورقود مجعول را «اثری صرفاً آذربایجانی» بخواند
    وجود داستان‌های دده قورقوت با تمام اصالت و اهمیت تاریخی و بدیعی آن تا اوایل قرن نوزدهم بر جهان دانش و فرهنگ نامکشوف بود (دده قورقوت کتابی. بازنویسی از روی متن اصلی، ص الف5)
    گفتنی است تا شروع قرن 19 میلادی کسی از وجود این داستان‌ها مطلع نبود (نگاهی نوین به تاریخ دیرین ترکان، تبریز، 1379، ص 150)
    این مهم‌ترین و پرافتخارترین و اصلی‌ترین و کهن‌ترین و غنی‌ترین کتاب ترکان و ادب ترکی – که بنا به توهم مبلغان پان‌ترکیسم، سرمنشأ همه‌ی متن‌های ادبی و حماسی و اخلاقی و تعلیمی و فلسفی جهان است و همه‌ی اسطوره‌های باستانی جهان نیز از داستان‌های آن الگو گرفته است – تا سده‌ی نوزدهم میلادی بر عالم بشریت ناشناخته بود و سپس به ناگاه دو نسخه از آن یکی در آلمان و دیگری در واتیکان یافته شد!!!
    آیا تاکنون قصه‌ای تا بدین حد عجیب و حیرت‌انگیز و مضحک شنیده یا خوانده‌اید؟ کتابی که می‌گویند بین سده‌های سوم تا پنجم ق. در آذربایجان نوشته شده و سابقه‌ی داستان‌های آن نیز به هزاران سال پیش باز می‌گردد، در ایران و آذربایجان‌اش مطلقاً ناشناخته بوده و هیچ کس نامی از این کتاب، داستان‌ها و شخصیت‌های‌اش نگفته، نشنیده و ننوشته بوده است تا آن که اروپاییان در سده‌ی نوزدهم میلادی این مهم‌ترین و مردمی‌ترین و باشکوه‌ترین متن ادبی ترکان را که تا آن زمان خود ترکان از آن ناآگاه و بی‌اطلاع بودند به ایشان معرفی کردند و آن را در دو نسخه‌ آماده کرده، تحویل‌شان دادند! نسخه‌هایی که نه نام نویسنده دارند، نه کاتب، نه تاریخ کتابت و نه محل کتابت! آیا برای اثبات جعلی و بی‌ریشه بودن کتاب دده قورقود، استدلال و برهانی صریح‌تر و قوی‌تر از این ممکن است؟
    اما زبان اصلی این کتاب نیز هیچ ربطی به زبان ترکی آذربایجان ندارد و امکان فهم آن برای ایرانیان ترک‌زبان عموماً ناممکن است. به تصریح یکی از ناشران کتاب دده قورقود:

    با کمال تأسف دیدم که خواندن این کتاب برای هموطنان مشکل و چه بسا محال بود. بنابراین تصمیم گرفتم … این دشوار را آسان کنم. با تمکین به اصل صداقت در امانت، لغات و توضیحات هر صفحه را همان جا زیرنویس کردم (ده‌ده قورقود و ادبیات دونیامیز، تبریز، 1384، ص چهار).
    دقیقاً از همین روست که همواره ترجمه‌ها و بازنویسی‌های این کتاب‌ در تبریز و تهران و شهرهای دیگر منتشر می‌شود؛ چرا که هیچ ایرانی ترک‌زبانی از متن اصلی این کتاب غالباً چیزی درنمی‌یابد. ذکر نمونه‌ای از متن اصلی این کتاب نشان می‌دهد که زبان آن تا چه اندازه مغایر با زبان ترکی آذربایجان است:

    دده قورقوت بر دخی صویلمیش: صرب یوررکن قاضلق اتا نامردیگت ینه بلمز بننجه بنمسه‌ یگ. چالوب کسر اوز قلیجی مخنثلر چالنجه چالسه‌ یگ. چلابیلن یگیده اوقله قیلجدن بر چوماق یگ. قونغی گلمین قره اولر یقلسه‌ یگ. آت یمین اجی اوتلر بتمسه‌ یگ. (کتاب ددم قورقود، نسخه‌ی خطی درسدن، ص 3؛ موهرم ارگین، دِدِ کُرکوت کیتابی، آنکارا، 1989، ص 74)
    اما سبک نگارش و وجود انبوهی از واژگان و اصطلاحات مختص به ترکی عثمانی در کتاب دده قورقود (مانند: پنجیک، علوفه [= دستمزد]، توپ [سلاح]، استانبول، سنجاق‌بیگی، آکینجی، شاپکا [وام‌واژه‌ای لهستانی] و…) – که از سده‌ی 16 میلادی به بعد در این زبان باب شده‌اند – در کنار دیگر موارد یاد شده، به وضوح نشان می‌دهد که ترتیب دهندگان این کتاب آن را برای ترکان عثمانی و در سده‌های اخیر با بهره‌گیری از ماجراهای محلی و اسطوره‌های یونانی مهیا و مکتوب کرده بودند. با وجود آشکار بودن این امر و بدیهی بودن این حقیقت که داستان‌های کتاب دده قورقود هیچ گونه سابقه و مستندی در ادبیات ترکی ندارند، سرکردگان و مبلغان پان‌ترکیسم – که نژاد زردپوست ترک را منشأ و خالق و مالک هر نوع تمدن و فرهنگ و هنر و دانشی می‌دانند – با استفاده‌ از شعبده‌های عوام‌فریبانه‌ی خود، داستان‌های کتاب دده قورقود را الگو و خاستگاه هر اسطوره‌ی مشابهی در میان دیگر فرهنگ‌های کهن‌تر بشری می‌انگارند و تبلیغ می‌کنند؛ برای نمونه:

    قدمت آفرینش صحنه‌ها و شخصیت‌های داستان‌های دده قورقود در بعضی موارد به هزاران سال پیش از تاریخ کتابت این داستان‌های مربوط می‌شود. با این ترتیب شگفت‌انگیز نیست اگر ما می‌بینیم که نویسندگان روزگار باستان‌ها از شخصیت‌ها و عناصر موجود در این داستان‌ها … بهره برده‌اند. چنان چه حماسه‌سرای بزرگ یونان باستان هومر، در اودیسه «غول یک‌چشم» را با تأثیرپذیری از تپه‌گوز [مذکور در کتاب دده قورقود] می‌آفریند، چون تپه‌گوز هم فقط یک چشم دارد و به همان اندازه ترسناک است! داستان ضحاک در حماسه‌ شاهنامه فردوسی نیز از آن جا که ضحک هر روز از گوشت مغز [!] دو مرد جوان و نیز گوشت گوسفند استفاده می‌کند، عیناً برگرفته از همین شخصیت داستانی [کتاب دده قورقود] است! (نگاهی نوین به تاریخ دیرین ترکان، ص 147)
    جالب‌تر از همه آن که، این جماعت شمنیست، در توهم‌زدگی و خیال‌بافی و ولنگاری تا آن جا پیش رفته‌اند که سرانجام دده قورقود خیالی را با بهره‌گیری از اساطیر هندوایرانی به مقام خدایی رسانده‌اند:

    دده قورقود که پدر تکوین آفرینش است، برای تشکیل ستون مرکزی عالم (محور جهان) مجبور است اول به سراغ آتش برود و با آوردن آن به روی زمین جرثومه قدرت پایداری زمین و آسمان را از او بگیرد. / دده قورقود داستان ما چون مانو [در ریگ‌ودا] خدای بُن‌بخش و آفرینش کائنات و نخستین انسان و تکوین دهنده است. / پس دده قورقود مانو یا زروان کرانمند نیز هست. / دده هم مانو (پدر آفرینش) و هم خدای عالم مردگان است. / کتاب دده قورقود مشحون از نشانه‌های وجود جمشید است. / زرتشت یعنی فضا و ظرف آبی که می‌توانست زر را در خود بگنجاند!!! (قوپوز ساز آفرینش، تبریز، 1384، صص 15، 29، 32، 33، 49، 56)
    نویسنده مطلب فوق با وجود همه‌ی تلاش‌هایش برای تقدیس و خداسازی دده قورقود، با ریشه‌شناسی مفتضحی که برای این نام ارائه می‌کند، همه‌ی رشته‌هایی را که بافته، یکسره پنبه می‌کند:

    دده قورقود از سه قسمت ترکیب یافته … دده به معنای پدر است. قور به معنای خصیه است. خصیه به معنای بیضه و خایه و مایه است. قود به معنای قصاص و کشتن کُشنده است. پس دده قورقود یعنی پدر توأمان [خایه و قصاص]! (همان کتاب، ص 59)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: