سومريان


سومريان درجنوب سرزمين كنوني عراق(بين النهرين: سرزمين مابين دو رود دجله وفرات) وشمال خليج فارس وازجمله شهرباستاني بابل سكني داشتند و تمدني بسيار با كيفيت متعالي وبلند مرتبه پي ريزي نمودند.

تاريخ ورود سومريان به اين سرزمين دقيقا معلوم نيست، ولي بر اساس كنكاشهاي باستان شناسان سومريان حدودا 4500سال قبل ازميلاداولين تمدن درخشان بشري را پايه گذاري كردند و دولت شهرهاي باشكوهي چون “ اور-UR “،”اوروك – URUK”،”ائرئخ” ،”نيپ پور – NIPPUR ” ،”كيش – KISCH” ،” له كش”، “لرسا” … بنا نهادند،لازمه ايجادچنين تمدني اينست كه سومريان حداقل 500 سال قبل از بوجودآوردن دولت شهرها،در منطقه حضورداشته باشند يعني مي توان گفت سومريان 4500-5000سال قبل ازميلاد در منطقه بين النهرين بوده اند.

حال اين سوال مطرح ميشود كه آياخاستگاه سومريان همان منطقه بين النهرين بوده يا از سرزمين ديگري به منطقه واردشده اند؟

نظريات متشتتي داير براينكه سومريان از آسياي ميانه (سرزمين مادري تركان) به منطقه بين النهرين واردشده اند يا نه وجوددارد، ليكن ازطرف باستان شناسان در مورد خط سير هجرت اين ملت از آسياي ميانه به بين النهرين عنوان ميشود كه در عبور از شمال درياي خزر،دربند يا مسير داريال به آذربايجان واردشده وبعداز اسقرارشان دربين النهرين تمدن سومريان را بنانهاده اند.

حقوقدان مشهور “علي پاشا صالح” در اثرش بنام “حقوق تاريخي” در مورد خط سير مهاجرت وتاريخ قوانين وضع شده ازسوي سومريان چنين مي نويسد:

“ شش هزارسال قبل ازميلاد قومي قفقازي موسوم به سومردر جستجوي خاكهاي حاصلخيز ازمسير شمال غرب ايران (آذربايجان شمالي وجنوبي) به بين النهرين( عراق كنوني) واردشدند ودر جنوب عراق آرامش يافته آن خطه را ماواي خودساختند.اين ملت ابتدا با عنوان سومر ومتاقبا بابلبان ناميده شدند، بواسطه خط ميخي برهزاران لوح گلي قوانين موضوعه و سرگذشتشان را حك كردندكه اكنون موزه هاي معاصرجهان رامزين ساخته است.

قريب به نوددرصداين الواح واستوانه هاحاوي اطلاعات ذي قيمتي درموردسيستم اداري،اقتصاد،فعاليتهاي حقوقي،احكام محاكم،نكاح ،معاملات ،قباله ها ،وصايا،قبوض پرداخت ودريافت، وصف خدايگان و اسامي اشخاص وامكنه مي باشد”(تاريخ حقوقي ،علي پاشا،ص89،88).

تنها تاريخ نگاران نيستندكه به هجرت سومريان از آسياي ميانه اذعان دارند زبان شناسان بسياري نيز براين مسئله صحه گذاشته اند،دكترپرويزخانلري با اشاره به منشاء سومريان بعنوان كهن ترين تمدن بشري مي نويسند:

“ زبان سومريان كهن ترين زبان مكتوب بشري است ،درازمنه قديم قومي موسوم به سومردر مصب دورود دجله وفرات در منطقه اي كه بعدا بابل ناميده شدو شمال خليج فارس مامن گرفتندوهيچ شباهتي با همسايگان بعدا شناخته شده اش نداشتند.شايدسومريان كه صاحب اولين ودرقياس با تمدنهاي كهن درخشانترين تمدن بشري بودند اعتلاي تمدنشان را مديون پيشرفت اوليه در خاستگاهشان كه به گمان بسياري شرق يا شمال شرق بوده است شده اند.”(تاريخ زبان فارسي،خانلري ،ص179).

علي پاشا صالح با اشاره به سومريان و خاستگاهشان مي نويسد:

“ساكنين اصيل آسياي ميانه تركان بودند ،منطقه مذكور مهد پرورش تركان بوده وبتدريج بامهاجرتشان اولين تمدنهاي دنيا ازجمله سومريان وهيتي ها رابنا نهادندبا وجود اين اقوام باستاني تركنژاد، اولين زبان مكتوبي كه بشريت سراغ دارد تركي است در حال حاضر ريشه بسياري از كلمات تركي از زبان اين ملل كهن است.

بر اساس ادعاي متخصصين تاريخ باستان ساختارفيزيكي انسان آناتولي ومطابقتش با اين اقوام باستاني وعدم تغيير اساسي بعد از گذشت قريب به 4000سال دليل پرقوام ديگري است.

تسلط سياسي واجتماعي امپراطوريهاي مقدونيه،روم وبيزانس درطول 14قرن برآناتولي باعث تحليل رفتن اين اقوام باستاني تركتبارشد لاكن مهاجرتهاي وسيع متاخر ترك ،سلجوق ،تاتارو عثماني با آن رسوم وزبان وفيزيك مشابه متقدمينشان، تسط تركان به منطقه را قوام بخشيد(منظور مهاجرت اغوزها-مترجم).

زبان تركي، ريشه هاوشاخه هاي آن مبين اين مطلب است كه تركان ازديربازدر سر حدغربي چين قديم تا اطراف درياي خزر پراكنده بوده اندو با ملل واقوام همسايه قرابت ونزديكي داشته اند.”(حقوق تاريخي،علي پاشا،ص 581 و580).

اصل ومنشاء سومريان
چنانجه در بالا اشاره شد،سومريان و ملل متاخرآنها چون عيلاميان ،تقريبا چهارهزارسال قبل يكي بعدازديگري ازطريق قفقازبا گذراز خاك آذربايجان وارد خاك كنوني عراق و خوزستان شده ، تمدنهاي باشكوهي كه تاريخ بشر تابدان روز برخود نديده بودرا بنا نهادند.

سوال اساسي اينست كه آيا ورودسومريان وايلاميان از آسياي ميانه ،سرزمين مادري تركان، به جلگه خوزستان وجنوب عراق برچه مبنايي از مستندات تاريخي استواراست؟

بررسي ها وتحقيقات علمي عموم تاريخدانان از ازمنه قديم تا عصر حاضر مبين اين مطلب است كه سومريان ودر تعاقب آنهاعيلاميان با مهاجرت عظيمشان ازآسياي ميانه وگذراز خاك قفقازوآذربايجان درجنوب عراق ، خوزستان كنوني، خاك لرستان وطرفين زاگرس سكني گزيدند.

اشياي يافته شده متعلق به اين دو ملت در مناطق يادشده قرابت ويكساني غيرقابل اغماضي با اشياء يافته شده متعلق به همان اعصار در اطراف عشق آباد وشمال خراسان ،نيز مناطق نزديك آسياي ميانه در غربي ترين نقطه اش دارد.

كنكاشها وبررسي هاي باستان شناسي، هنرهاي منقوش بر اشياءو نوع ساخت اشياء، متخصصان امررا بطور قطع براينكه منشاء اين ملل با آسياي ميانه ارتباط دارد متقاعد ساخته است.

حسن پيرنيا درآنجا كه درمورداصل ومنشاء سومريان وعيلاميان بحث مي كندبا بيان نظرات مختلف درمورد اين ملل چنين مي نگارد:

” …لاكن اكنون براين باورندكه ،قبل از ورود فرزندان سام(ساميان .م) به اينجا(بين النهرين.م)،سومريان خاك ساحلي شمال خليج فارس رابه تصرف خوددرآورده بودند(نظريه سومر شناس معروف كينگ .م).درمورد منشاء اكديان وسومريان لازم است ذكرشودبخاطر يافته شدن اشيائي چون سفال، ظروف سنگي،سلاحهاي مسي ومواردبسيارديگر نزديك عشق آباد(تپه كورنگ.م)،استرآباد(كورگان آنو.م)ودره گز كه شباهت غيرقابل انكاري در شيوه ساخت با نوع اشياء ايلامي داردنيز گلدان طلايي كه نقش قيافه سومري برآن نقش بسته است ،بسياري بر اين باورندكه ارتباط غيرقابل انكاري بين تمدن عيلامي و شمال خزر(منظور آسياي ميانه.م)وجودداردوشايد سومريان ازشمال به ساحل غربي خليج فارس و جلگه بابل واردشده اند.

به هرحال با تحقيقات وكندوكاوي كه باستان شناسان آمريكايي در يكي از شهرهاي منسوب به سومريان بنام “نيب پور”داشته اند سياهه سلاله هاي پادشاهي سومريان بدست آمد كه موجوديت بلامنازع سومريان را تا سه هزارسال قبل ازميلاد تاييدنمود،بنحوي كه بابل به عنوان مركز مدنيت سومري شناخته شد.”)پيرنيا ج1،ص113-114)

عين اين مطالب دركتاب حقوق تاريخي علي پاشا صالح نقل شده است.(حقوق تاريخ،علي پاشا،ص90)

اكثر متخصصين سومرشناس اروپايي به اين مطلب كه منشاء سومريان به احتمال زياد از آسياي ميانه است صحه مي گذارند.

مولفان حقوق تاريخي دانشكده هاميلتون Hamilton بطوربسيار صريحي براينكه سومريان غيرسامي بوده واز اقوام منسوب به آسياي ميانه هستند اذعان دارند.(حقوق تاريخي ،علي پاشا ،ص 96).

براساس كتابهاي كهن مكتوب بني اسرائيل شهر بابل قديمي ترين سرزميني است كه بشر برآن زيسته وتمدن آفريده است.

تصورات ديني سومريان

باستانشناسان ،براين باورند كه سومريان بت پرست بوده اند.مردمان آن اعصار مانند ايلاميان ،هورييان،كاسسي ها،اورارتوهاو… همه بت می پرستيدندويکتاپرستي هنوز موضوعيت نيافته و مطرح نبود.ذكر اين نكته لازم است كه بت پرستي سومريان با نوع بت پرستي اكديان وآشوريان فرق اساسی داشته است.

اعتقادات ديني سومريان و ايلاميان وخلقهاي آسياني از يكسوي يادآور اعتقادات شامانيستي اجدادترك آسيايي شان و از سوي ديگر احتمالا ،پايه تصورات زرتشتي است كه در اعصار بعد در آذربايجان پديد آمد.گويي اديان مذكوررا خلقهايي كه قرابت نژادي داشته اندآفريده اند.

هركدام از شهرهاي سومري خدايي(ربه النوعي) متفاوت داشته است كه از اين لحاظ شباهت بلامنازعي با وضعيت هزاره اول قبل از ميلاد آذربايجان كه زمان حكومت ماننا ها و قبل از تشكيل فدراسيون ماد است دارد.

كه در فصل تاريخ قديم آذربايجان به تفضيل به اين موضوع خواهيم پرداخت.

علاوه بر خدايگان مجزايي كه مختص هر شهر سومري بوده است سه ربه النوع مشترك نيزداشته اند:

1- آنو – فرمانرواي آسمانها

2- بئل – خداي زمين

3- اآ – خداي دره عميق

خدايان مذكور الهه روح هاي پاك ونجيب بودند وسومريان براي در امان ماندن از ارواح خبيث ،عفريت و ديو قرباني نموده و نذرونيازمي كردند.به بيان ديگر ايشان به مثابه تعليمات دين زرتشت به دونيروي خير وشر اعتقادداشتند،آنها به روح وغلبه نهايي خير برشر اعتقادداشته و براي در امان ماندن از شر قرباني مي كردند. بعضي از خدايان داراي زوجه بودند وبسياري از ربه النوعها نيز داراي پدري از جنس خدا بودند.

از نظر سومريان،خداوندان نيز چون انسان داراي غضب،شهوت،سنگ دلي،عشق،نفرت وساير صفات بودندومانند روحانيان زرتشتي خادمان ديني سومري نيز ارج وقرب فراواني درتوده هاي مردم داشتند.

سومريان اعتقادداشتندكه خدايان نيز چون شاهان زندگي توام با رفاه و آسايش دارندبه اين دليل عبادتگاهايشان را مزين به اشياء قيمتي و جواهرات ووسايل زينتي مي كردندكه شباهتي تام با آتشكده هاي زرتشتي داشته است.

آنان بزرگ شهررا “پاتئسي” مي ناميدندواعتقادداشتند كه او به نيابت از خدايان به رتق وفتق امور شهر مي پردازد.

قبل از ايجاد امپراطوري ماد در خاك كنوني آذربايجان در زمان مانناها وضعيتي مشابه در آن منطقه حاكم بوده است ودر شاهنشاهي هاي كوچك ماننايي، فردي بالاي هرم قدرت بوده است كه علاوه بر قدرت سياسي دولت شهر، مانند پاتئسي رهبر ديني خلق و فرمانده ارتش نيز محسوب ميشده است.

چنانچه ملاحظه فرموديد ميان تصورات ديني وشيوه حكومتي سومريان و مانناهاي معاصرشان كه در خاك آذربايجان كنوني ميزيستند قرابت بسياري است از سوي ديگر شباهتهاي غيرقابل انكاري با اعتقادات مذهبي وسيستم اداري وديواني زرتشتي و سومريان ومانناها وجوددارد.

بدين ترتيب بدليل تفاوت عمده خلقهاي همسايه با اين ملل، ميتوان ادعاي هم نژاد بودن آنها را ادعا نمود.

سومريان بانيان اولين تمدن عالي بشري
تا قرن بيستم تصور براين بود که مصريان و يونانيان بنيانگزاران اولين تمدنهای بشری بودند.با مکشوفات وپژوهشها و تحقيقاتی که اوايل قرن بيستم صورت گرفت عکس اين مطلب به اثبات رسيدو ديگر بر اساس مستندات متين وبصورت قطعی محرز شده است که نه تنها تمدن مصر باستان اولين تمدن بشری نيست بلکه نتيجه مستقيم تمدن عالی سومری است.

با ستان شناس شهير آمريکايی پرفسور woolley که در صدر هيئت حفاری از طرف دانشگاه پنسيلوانيا وموزه بريتانيا ماموريت کنکاش و پژوهش در شهر «اور»را يافته بودبصورت قطعی و علمی در کتابی که بعدا تاليف کرد چنين نگاشت: تمدن سومری ۲۰۰۰سال قبل از تمدن مصر بوجود آمده و فرضيه نخستين تمدن بشری در مصر کاملا مردود می باشد.سومريان ۳۵۰۰ سال قبل از ميلاد وارد مراحل عالی تمدن بشری شده اند و الگويی کامل برای تمدنهای مصر,آشور,آسيای صغير,کرت ويونان شده اند.(حقوق تاريخی ـ علی پاشا ـ ص۹۱).

نه تنها تمدن مصر ويونان وام دار تمدن سومری است بلکه همانطور که متعاقبا خواهيم ديد,نگاشت قانون با تمدن عالی سومری آغاز شده است بطوری که قانون مشهور حمورابی چکيده ای بيش از قوانين موضوعه سومری نيست.

با اصل علمی اثبات شده هيئت حفاران آمريکايی مبنی بر اينکه تمدنهای مصر و يونان و خاور ميانه منتج از تمدن سومری است حال اين سوال مطرح می شود ,چگونه واز چه طريقی تمدن سومرـ ايلام ـ بابل به مصر باستان راه يافته است؟

تمدن سومری که قريب به ۴۰۰۰ سال قبل از ميلاد در شرف تکوين بود با شهرهای آباد ومردمان ثروتمندش بتدريج توجه ساميان واقع در جنوب(نزديک به صحرای عربستان)جنوب غرب و شمال اين تمدن را به خود جلب کردبنحوی که در برهه ای اززمان رقابتها با تسلط اکديان سامی نيز همراه بوده است ليکن نتيجه مستقيم اين رقابت اين بودکه سومريان با تسلط همه جانبه ای که داشتند شروع به ظلم کردن به ملتهای سامی نمودند, بوجودآمدن نابرابری ها از سوی تمدن ايلام نيز به ساميان به معرصه ظهوررسيد.بر اساس مستندات تاريخی تظلم ها و رقابتها در عصر غلبه ايلاميان بر سومريان و اکديان به اوج خودرسيد.

دسته های مهاجر بزرگی از ساميان برای رهايی از پنجه های نابرابری و ظلم روی به سوی شرق مديترانه و فلسطين و غرب صحرای عربستان(يمن قديم ـ م) نهادند,ساميان مهاجر تمدن سومری و پايه های اين تمدن را به اراضی جديد بردند و با بوميان مناطق مذکور به اشتراک گذاشتند.

ساميان مهاجری که از بابل به شمال مهاجرت کرده بودنددر نزديکی شهر موصل کنونی تمدنی نظامی وحربی بسيار غدار و خون ريزی به مرکزيت نينوا بنام آشوررا پايه ريزی کردندو آشوريان پايه گزار تمدنی در شرق دريای مديترانه بنام فينيقيان شدند ودر جنوب تمدن فينيقی در اراضی موسوم به فلسطين مهاجران سامی با خلق اسراييل تمدن ومدنيت يهودی را بوجود آوردند .

دسته ای از مهاجران سامی که از ظلم وستم ايلاميان-سومريان به ستوه آمده ودر اراضی صحرای سينا رحل اقامت افکنده بودند در فصول بعدی تاريخ با گذشتن از صحرای سينا درسرزمين پر نعمت نيل اقامت گزيدند و سلاله های فرعونيان و تمدن مصری را بوجود آوردند.

در اينکه مصريان اساس موجوديت تمدنشان را از سومريان گرفته اند, باستان شناسان قول واثق دارندوشبه ای در آن نيست ليکن گروهی از متخصيين تاريخ باستان بر اين باورند که تمدن يونان و روم نيزنتيجه منطقی تمدن سومری است ,باستان شناس ومتخصص تاريخ تمدنهای باستان»لوپووانت»دراين باره چنين می نويسد:

(گروهی از ساميان مهاجر که تقريبآ ۱۸۰۰ـ۱۷۰۰ قبل از ميلاد مجبور به مهاجرت از منطقه سومريان و ايلامی ها شده و در منطقه فلسطين مصر اقامت گزيدنداين اقوام نيز مانند ساير طوايف آن اعصار بت پرست بوده و بصورت کوچ نشين می زيستندکه بعدا قوانين تمدن يهود و عبری را بواسطه کتاب تورات نگاشته و ضبط کردند و سرکرده شان ابراهیم خليل بوده است که دو دوره قبل از حمورابی در کلده می زيسته است.

درهمان دوره دو قوم موسوم به «ائتروسک»و»سيکول»به غرب مهاجرت کردندو ساکنان اوليه ايتاليای مرکزی ائتروسکها بودند ,که سنگ بنای بسياری ازشهرها را گذاشته ودر سواحل دريای اژه موسس, مدنيت غرب شدند.وسيکولها نيز در جنوب ايتالياوسيسيل قرارگرفتند.

فينيقيان سامی نژاد وعبری در سرتاسر سواحل شمالی وشرقی مديترانه به تجارت ومکاشفه وسياحت پرداختند وموفق به ايجاد يک نوع الفبا شدند که يونانيان از آن استفاده می کردند .

قوم ديگری که موفق به خلق تمدن بسياردرخشانی در منطقه مذکور شد کئرت ها بودند که طول سيادتشان ۳۰۰۰-۱۴۰۰ قبل از ميلاد قوام داشت.)

سومريان اولين خالقان قانون درتاريخ بشريت:

چنانکه قبلاگفتيم تقريبا تمام متخصيصين تاريخ بر اساس اسناد ومدارک تاريخی کشف شده تا امروز بر اين مطلب اتفاق نظر دارند که سومريان قديمی ترين قوانين تاريخ را وضع و اجرا کرده اند.و قانون حمورابی ملحم از قوانين سومری بوده است .علی پاشا صالح در اين باره چنين می نويسد:

(مجموعه قوانين حمورابی بدنبال از بين رفتن تمدن سومری و از روی قوانين مکتوب آنان نوشته شده است زيرا که مطابقت قوانين حمورابی و قوانين وضع شده از سوی»دونگی»پادشاه «اور»شباهت عجيب وغير قابل انکاری را نشان می دهد.سلاله های پادشاهی سومری موسوم به «نيسابا»و»هانی»و»ايسئن»نيز از واضعان قانون بوده اند )-حقوق تاريخی ص ۸۳و۸۴

علی پاشاصالح اززبان تاريخدانان اروپايی چنين می نگارد:

(سومريان اولين ملت متمدنی بودند که شهرنشينی اختيار کردند و بلحاظ اجتماعی اولين گروه بشريتند که به قانون گردن نهادندکه شاهد اين مدعا اسناد ومدارک کشف شده مربوط به آن اعصار ازمنطقه ازجمله سندمعاملات املاک بين سومريان است می باشد)-حقوق تاريخی ص ۹۱و۹۲

اسناد بجای مانده ازسومريان بيانگر اينست که نه تنها مجموعه قوانين تاريخی بسيارقديمی در آن زمان بين سومريان حاکم بوده بلکه به مرورزمان و براساس احتياج دست به خلق و تطور قوانين ميزدند.)- حقوق تاريخی ص ۹۲

برای مثال کتيبه هايی ازشهريار شهر «لاگاش»که موسوم به «اوروکاجينا»بوده (۲۶۰۰ قبل ازميلاد) بدست آمده است که نشان ميدهد اين شاه قوانينی از ازمنه قبل را به نفع حمايت از مظلومان درمقابل مامورين دولتی و روحانيون طمعکارکه عادت به رشوه گيری داشته اند تغييرداده است .

سند ديگری که تاريخ آن به ۲۴۰۰ سال قبل از ميلاد برمی گرددمبين اين است که در شهر لاگاش محکمه ای که حکم ناحق جهت مصادره اموال يک نفر سومری صادر کرده بود به تعطيلی کشانده شده است.

اسناد وکتيبه های بدست آمده ازشهرياران نسل سوم شهر «اور»(۲۲۰۰ قبل از ميلاد)بروشنی قوانين مربوط به معامله, وراثت ,هبه وطلاق را نشان می دهد.

مجموعه قوانينی موسوم به «آناايتی شو»مربوط به دوره های بعدی,بروشنی مناسبات خانوادگی وروابط بين فرزند وپدرومادر را بيان می کند که شامل ۷ قانون کامل درمورد قول نيزاست.

قوانينی مشتمل بر ۲۵ ماده متعلق به ۲۰۰۰ قبل از ميلاد از سومريان بدست آمده که ۶ ماده آن مربوط به روابط خانوادگی است که ۳ ماده آن تقريبا همان قوانين حمورابی می باشد و بقيه مواد قوانين به مناسبات پدر ومادر با فرزند خوانده ,مجازات اذيت خانم های باردار,صدمه رساندن احشام به مزروعات ,نحوه نگهداری وقوانين باغداری,قوانين مربوط به قشون و مجازات تهمت مربوط است.(حقوق تاريخی-ص ۹۳)

بر اساس تحقيقات باستان شناسان اروپايی قوانين سومری دست مايه قوانين حمورابی بوده است و بعنوان ريشه بلامنازع قوانين حمورابی ارزيابی ميشود.

لازم به ذکر است حمورابی از قوانين مربوط به اککديان نيز جهت تدوين قوانينش سود جسته بود,ازجمله به مجموعه قوانينی موسوم به «ائشنوننا»ميتوان اشاره کردکه دوعصرقبل از ايشان (۱۹۳۰ قبل از ميلاد)در منطقه ای مابين تمدن اککد وعيلام جهت شهری پايتخت مانند در۵۹ فصل تدوين واجرا شده بود که تقريبا سه چهارم قوانين حمورابی از اين مجموعه قوانين اقتباس گرديده است.

به مجموعه ديگری از قوانين قبل ازحمورابی ميتوان اشاره داشت که مربوط به پادشاهی «اورناممو»(۲۰۵۰قبل ازميلاد)از سلاله های سومرــاککد بوده است .

اساسا محقق شده است که حمورابی با مبنا قراردادن قوانين سومری وسومری – اککدی وقسما اککدی با جمع بندی و خلاصه سازی اين قوانين در اعصار بعد اقدام به خلق قوانين حمورابی در بابل نمود.

بدين ترتيب ميتوان سومريان را صاحبان اولين قوانين بشری دانست که مانند ابعاد ديگر تمدن تاثيری عميق وژرف در ملل همسايه و جهان در اعصار بعد نهاده است.شهر بابل در مرکز بين النهرين بدليل موقعيت استراتژيکی اش باتمدنهای مصر باستان از غرب و هندوستان از شرق و آسيای ميانه از سوی شمال ارتباط داشته است ودر ازمنه دورمرکز ثقل تجارت و مراودات جهانی و ارتباط ملل بوده است. تجار بابل با وضع قوانين تجارت به اقصی نقاط جهان سفرنموده وبا خود اين قوانين را تسری دادندو بدين ترتيب اين سوغات پربها يعنی قانون مداری سومری را به ملل دنيا هديه نمودند به همين دليل تاریخ شناسان وحقوق دانان به نقش سومريان در تطور تاريخ تمدن وحقوق نقش بسيار ويژه وبرجسته ای قائلند.

خط سومريان:

پيروحفاريها و کنکاشهايی که از سوی باستان شناسان اروپايی و آمريکايی در شهرهای بابل,شوش,اور,نيب پور و شهرهای ديگر سومريان وايلاميان بعمل آمد, حکاکی های گل نبشته ها و لوحه های سنگی واستوانه های بيشماريافته شده در نواحی مذکور که اکنون در موزه های سراسر جهان نگهداری ميشوند حکايت از وجودنوع خاصی از خط اختراع بشرموسوم به خط ميخی در ميان جامعه سومری دارد.

سومريان و ايلاميان قبل از اختراع خط ميخی از نوع ديگری از الفبای نگارش شبيه هيروگليف استفاده می کردند که براساس مستندات تاريخی دوره اين نوع خط نگارش بسيار کوتاه بوده و با تحول به خط ميخی کاملا از بين رفته است.

کتيبه ها ولوحه هاحکايت از آن دارد که سومريان مخترعان خط ميخی بودند واين خط اعصارمتمادی بعنوان خط نگارش ملل منطقه مورد استفاده قرار می گرفته است حتی داريوش اول با فاصله زمانی چندين هزارساله از سومريان وايلاميان سنگ نوشته های خودرا به سه زبان ازجمله ايلامی واککدی وبا خط ميخی نگاشته است.

الفبای ميخی که حاصل بالندگی تمدن سومری بوده است بعنوان ابزارنگاشت, برای چندين هزارسال حافظه تمدن بشری بسوی رشدوتعالی و شکوفايی بوده است .

ارمغانهای مدنی وعلمی سومريان به تمدن بشری:

چنانچه اشاره شدسومريان خدمات شايانی به بشريت کرده اند وارمغانهای ذی قيمتی در ابعاد فرهنگی وعلمی تقديم تمدن بشری نمودند که ميتوان بشرح ذيل برشمرد:

۱- وضع قانون واداره جامعه بر اساس موازين قانونی.

۲- اختراع خط ميخی ونگاشت زبان شفاهی براساس خط مذکور.

۳- تمام شاخه های مختلف علمی وصنعتی از سومريان آغازگرديده و در ميان ملل ديگر انشار يافت و نسل به نسل بر غنای آن افزوده شده و به اين درجه از توسعه نايل آمد. با گذشت زمان و عمق يافتن تحقيقات علمی تاريخی به تدريج بر همگان آشکارمی شود که يونانيان ومصريان باستان مبنای طب , هيئت و علوم مختلف ديگر را از سومريان به ارث برده اند.(حقوق تاريخی – علی پاشا .ص ۹۱).

۴- تقسيم روز به ۲۴ ساعت ,هرساعت به ۶۰ دقيقه و هر دقيقه به ۶۰ ثانيه يادگارسومريان است.

۵- تقسيم دايره به ۳۶۰ درجه حقيقتی علمی است که در زمان سومريان مرسوم شد.

۶-کشف آلومينيم واستفاده گسترده درصنايع مانند اکتشاف بسياری از فلزات ديگر جزء مفاخر بشرقرن بيستم است, آلومينيم يکی از فلزات پايدار ويکی ازکم خطر ترين فلزات برای حيات بشری است و اکنون در ابعاد مختلف تمدن بشری تنيده شده است ,دانشمندان معتقدند که در گذشته نه چندان دور بشر موفق به استخراج اين ماده با روش گالوانيزاسيون از مواد بخصوصی شده بود ,نقطه حيرت آور اينجاست که » براساس حفاری های اخير در يکی ازقبور چينی متعلق به۲۰۰۰سال پيش اشيايی فلزی از جنس آلومينيم يافته شده است , منطقا قبول اين واقعيت عجيب است زيرا آلومينيم بعد از کشف روش گالوانيزاسيون استخراج شده است «(اولجاس سليمان .آزی يا.استانبول ۱۹۹۲- ص ۱۷۹).

دانشمندان که درقبول اين واقعيت متعلق به سرزمين چين دچار ترديد بودند با کمال حيرت دريافتند که نه تنها در چين دو هزارسال قبل بلکه در سرزمين سومريان متعلق به ۵۰۰۰ سال قبل روش گالوانيزاسيون کاملا شناخته شده بوده و آلومينيم مستحيل شده است.

اولجاس سليمان در ادامه مطلب منويسد:»بدين ترتيب با مناعت طبع بايد بپذيريم روش استحاله آلومينيم متعلق به سومريان می باشد يعنی پنج هزار سال قبل از کشف روش گالوانيزاسيون اين روش در تمدن سومری کاملا شناخته شده بوده است»

TurkIran (اولجاس سليمان .آزی يا.استانبول ۱۹۹۲- ص ۱۷۹).

Advertisements

4 پاسخ

  1. زنان امازون در کهن تاریخ سرزمین اذربایجان
    زنان آمازون‌ در آذربایجان‌

    آمازونها قبیله‌ ای‌ از زنان‌ جنگجو بودند كه‌ هیچ‌ مردی‌ را ـ به‌ غیر از زمانهای‌ ویژه‌ ـ به‌ قبیله‌ راه‌ نداده‌ و برای‌ خود ملكه‌ ای‌ جنگجو داشتند كه‌ قدرت‌ سیاسی‌ نظامی‌ قبیله‌ را در اختیار داشت‌ . آنها روزگار طولانی‌ در آذربایجان‌ سكونت‌ داشته‌ و برای‌ خود حكومتی‌ به‌ پایتختی‌ شهر بردع‌ داشتند .
    آمازون‌ لفظی‌ یونانی‌ و متشكل‌ از دو بخش‌ «آ» و «مازون‌» است‌ . «مازون‌» یعنی‌ «پستان‌» و «آ» حرف‌ نفی‌ در زبان‌ یونانی‌ است‌ و معنی‌ آن‌ «بی‌ پستانها» می‌ شود چه‌ زنان‌ آمازون‌ برای‌ اینكه‌ بتوانند بهتر شمشیر زنی‌ و تیراندازی‌ نمایند یكی‌ از پستانهایشان‌ را می‌بریدند و یكی‌ دیگر را برای‌ شیر دادن‌ نگه‌ می‌ داشتند . اكثر نویسندگان‌ معتقدند كه‌ آنها پستان‌ سمت‌ راست‌ را می‌ بریدند ولی‌ فردوسی‌ در شاهنامه‌ معتقد است‌ كه‌ آنها پستان‌ سمت‌ چپ‌ را می‌ بریدند . او در این‌ مورد می‌ نویسد :
    سوی‌ چپ‌ بكردار جوینده‌ مرد كه‌ جوشن‌ بپوشد بروز نبرد
    سوی‌ راست‌ پستان‌ بسان‌ زنان‌ بسان‌ یكی‌ نار بر پرنیان‌
    زنان‌ آمازون‌ دارای‌ جامعه‌ بی‌ طبقه‌ بوده‌ و همه‌ با هم‌ برابر بودند و كسی‌ را بر كسی‌ برتری‌ كلی‌ نبود . آنها همگی‌ با هم‌ برای‌ پیشبرد اهداف‌ قبیله‌ كار و كوشش‌ می‌ كردند و همگی‌ در سود و زیان‌ امورات‌ قبیله‌ شریك‌ بودند .
    «حمدالله‌ مستوفی‌» در كتاب‌ «نزهة‌ القلوب‌» در مورد زنان‌ آمازون‌ می‌ نویسد :
    «هر كاری‌ كه‌ جهت‌ نظام‌ امور دنیوی‌ ، مرد آنرا باید كرد از فلاحت‌ و صناعت‌ و. غیره‌ آن‌ ، آنجا همه‌ زنان‌ كنند و هر چیزشان‌ كه‌ حاصل‌ شود همه‌ را با هم‌ شركت‌ بود و بزرگی‌ و كوچكی‌ و نزاع‌ جهت‌ سود و زیان‌ در میان‌ ایشان‌ نیست‌ و زیادت‌ جویی‌ و تنعم‌ طلبی‌ و زینت‌ خواهی‌ و ذله‌ بندی‌ به‌ معتقد ایشان‌ حرام‌ است‌ الحق‌ خوش‌ مذهبی‌ و روشی‌ دارند و جنین‌ زنان‌ را بر بسیار مردم‌ ترجیح‌ و تفضیل‌ است‌»
    زنان‌ آمازون‌ دارای‌ ملكه‌ های‌ مشهور از جمله‌ ملكه‌ هیپولیته‌ ، ملكه‌ میرنیا ، ملكه‌ پانتزیله‌ ، ملكه‌ اسپاترا ، ملكه‌ تومروس‌ و ملكه‌ تالس‌ تریس‌ بودند . ملكه‌ اسپاترا همسر آمركس‌ حكمران‌ تركان‌ سكائی‌ آذربایجان‌ بود كه‌ در كشمكش‌ دائمی‌ با كورش‌ بسر می‌بردند! چون‌ كوروش‌ همواره‌ سعی‌ می‌ كرد تا بزور شمشیر و نیزه‌ به‌ متصرفات‌ خود بیافزاید .
    در جنگی‌ كه‌ آمرگس‌ با كورش‌ كرد علیرغم‌ دلاوریهایش‌ شكست‌ خورد و اسیر گردید . كوروش‌ به‌ ملكه‌ اسپاترا پیغام‌ داد كه‌ با اسیر شدن‌ شوهرش‌ بهتر است‌ كه‌ بدون‌ مقاومت‌ تسلیم‌ شود ولی‌ ملكه‌ اسپاترا به‌ همراه‌ دویست‌ هزار از زنان‌ آمازون‌ و سیصد هزار از تركان‌ سكائی‌ به‌ مقابله‌ كوروش‌ شتافت‌ و در طی‌ جنگی‌ سهمگین‌ كوروش‌ پادشاه‌ ایران‌ را شكست‌ سختی‌ داده‌ و او را اسیر نمود . چون‌ پادشاه‌ هر كدام‌ از طرفین‌ مخاصه‌ در دست‌ دیگری‌ اسیر بود لذا قرار بر مبادله‌ اسرا گردید و كوروش‌ با آمرگس‌ سكائی‌ مبادله‌ شد .
    دنباله‌ این‌ مناقشات‌ به‌ زمان‌ حكمداری‌ ملكه‌ تومروس‌ كشیده‌ و عاقبت‌ جنگ‌ بزرگی‌ دوباره‌ میان‌ كوروش‌ و ملكه‌ آمازونها كه‌ رهبری‌ سكائیان‌ را نیز در دست‌ داشت‌ در گرفت‌ .
    در جنگ‌ اول‌ ، كوروش‌ به‌ حیله‌ پسر ملكه‌ تومروس‌ را كه‌ فرمانده‌ تركان‌ سكائی‌ بود گرفتار كرد و كشت‌ و این‌ مسئله‌ موجب‌ خشم‌ ملكه‌ تومروس‌ گردید .
    ملكه‌ تومروس‌ كه‌ ـ بروایتی‌ دختر افراسیاب‌ و بروایتی‌ از نوادگان‌ او بود – در رأس‌ یك‌ ارتش‌ بزرگ‌ سكائی‌ – آمازونی‌ به‌ مقابله‌ كوروش‌ شتافت‌ و طی‌ جنگی‌ مخوف‌ سپاهیان‌ كوروش‌ را تار و مار و خود او را اسیر كرد . به‌ دستور ملكه‌ سر كوروش‌ را در طشتی‌ بریده‌ و آنرا در میان‌ طشت‌ خون‌ انداختند و ملكه‌ تومروس‌ خطاب‌ به‌ سر بریدة‌ كوروش‌ !گفت‌ :
    «در زندگی‌ از خون‌ خوردن‌ سیر نشدی‌ اكنون‌ ] از خون‌ خود [ بنوش‌ تا سیر شوی‌»
    اكثر شعرا و نویسندگان‌ آذربایجان‌ از این‌ ملكه‌ آمازونی‌ آذربایجان‌ در اثرهای‌ خود بانام‌
    احترام‌ آمیز «آنام‌ تومروس‌» (مادرم‌ تومروس‌) با عزت‌ و حرمت‌ فوق‌ العاده‌ یاد می‌ كنند و او را از ملكه‌ های‌ نمونه‌ آذربایجان‌ می‌ شمرند .
    از دیگر ملكه‌ های‌ جنجالی‌ آمازونها ملكه‌ تالس‌تریس‌ یا ملكه‌ نوشابه‌ بود كه‌ ملاقات‌ او را با اسكندركبیر را مورخین‌ ثبت‌ كرده‌اند زنان‌ آمازون‌ گویا در اطراف‌ رودخانه‌ های‌ كر و ارس‌ زندگی‌ می‌ كردند چه‌ مرحوم‌ تربیت‌ در شرح‌ حال‌ قطران‌ به‌ مناسبتی‌ به‌ همین‌ مسئله‌ اشاره‌ كرده‌ و بصراحت‌ می‌ نویسد:
    «كرزن‌ و كركر عبارت‌ از دو ملتی‌ است‌ كه‌ یكی‌ از آنها جوزن‌ ، كرزوان‌ یا كرمیان‌ میباشد كه‌ فعلا” موجود هستند و دیگری‌ ملتی‌ بودند كه‌ سرا شیب‌ سلسله‌ جبال‌ قفقاز از رود كر تا ارس‌ ] در جمهوری‌ آذربایجان‌ [ جایگیر شده‌ و با آمازونها هم‌ حدود و معاشر بودند »
    فردوسی‌ پایتخت‌ زنان‌ آمازون‌ را بنام‌ «هروم‌»
    می‌ خواند كه‌ اسم‌ قدیمی‌ «بردع‌» از شهرهای‌ آذربایجان‌ بود او در سفر اسكندر به‌ شهر زنان‌ و نوشتن‌ نامه‌ به‌ ملكه‌ آنجا می‌ نویسد :
    هی‌ رفت‌ با نامداران‌ روم‌ بدان‌ شارسانی‌ كه‌ خوانی‌ هروم‌
    بفرمود تا فیلسوفی‌ ز روم‌ برد نامه‌ نزدیك‌ شهر هروم‌
    نظامی‌ گنجوی‌ شاعر بزرگ‌ آذربایجان‌ در مورد نام‌ قدیمی‌ و نام‌ جدید شهر زنان‌ در اسكندرنامه‌ خود چنین‌ توضیح‌ می‌ دهد :
    هرومش‌ لقب‌ بود ز آغاز كار كنون‌ بردعه‌ اش‌ خواند آموزگار
    َمقدسی‌ تاریخ‌ و جغرافیا نویس‌ بزرگ‌ مسلمان‌ از شهر بردعه‌ بنعوان‌ «بغداد آذربایجان‌» در دورة‌ خود یاد می‌ كند . ملاقات‌ ملكه‌ تالس‌ تریس‌ یا نوشابه‌ با اسكندر كبیر از مباحثه‌ انگیزترین‌ بخشهای‌ اسكندر نامه‌ هاست‌ و بالاتفاق‌ تمام‌ سرایندگان‌ و نویسندگان‌ بر پاكدامنی‌ و عفت‌ و عدالتخواهی‌ و آگاهی‌ به‌ رموز سیاست‌ جهانی‌ این‌ زنان‌ اشارات‌ مختلف‌ دارند .
    اسكندركبیر كه‌ خود بعنوان‌ سفیر به‌ همراه‌ نامه‌ و پیغامی‌ از طرف‌ خود با لباس‌ مبدل‌ برای‌ وادار كردن‌ ملكه‌ تالس‌ تریس‌ به‌ پیش‌ او رفته‌ بود از طرف‌ ملكه‌ آمازونهای‌ آذربایجان‌ مورد شناسایی‌ قرار گرفته‌ و وقتی‌ مورد انكار واقع‌ می‌شود ملكه‌ آمازونها با نشان‌ دادن‌ تصویر حكمرانان‌ جهان‌ از جمله‌ تصویر خود اسكندر به‌ او می‌ گوید كه‌ تو اسكندری‌ نه‌ سفیر اسكندر و اضافه‌ می‌ كند:
    مرا خواندی‌ و خود بدام‌ آمدی‌ نظر پخته‌تر كن‌ كه‌ خام‌ آمدی‌
    در خاتمه‌ اینجانب‌ نظریات‌ خود را در مورد محل‌ جغرافیایی‌ زندگی‌ زنان‌ آمازون‌ با توجه‌ به‌ منابعی‌ كه‌ در اختیار دارم‌ بدین‌ طریق‌ می‌توانم‌ فورموله‌ كنم‌ : مسكن‌ اولیه‌ زنان‌ آمازون‌ بر طبق‌ شواهد تاریخی‌ مورخین‌ یونان‌ باید كرانه‌ های‌ دریای‌ اژه‌ بویژه‌ شهر ازمیر تركیه‌ باشد كه‌ بتدریج‌ به‌ طرف‌ دریای‌ سیاه‌ در شمال‌ تركیه‌ « برابر آخر حد روم‌ از ناحیت‌ شمال‌» كشیده‌ شده‌ و در اطراف‌ جلگه‌ های‌ دانوب‌ و مخصوصا” دامنه‌ های‌ قفقاز ساكن‌ شدند . زنان‌ آمازون‌ در سالهای‌ بعد از شمال‌ دامنه‌ های‌ قفقاز به‌ طرف‌ جنوب‌ سرازیر شده‌ «در سراشیب‌ سلسله‌ جبال‌ قفقاز از رود كر تا ارس‌ » جایگیر شده‌ و در آنجا حكومت‌ مستقلی‌ به‌ پایتختی‌ شهر «بردعه‌» در آذربایجان‌ تشكیل‌ می‌ دهند
    زنان‌ آمازون‌ در ادامه‌ مهاجرت‌ تاریخی‌ خود وارد تركستان‌ چین‌ به‌ مسافت‌ پانزده‌ روز از شهر سمرقند شده‌ و در آنجا شعبه‌ای‌ از طریق‌ بزرگراه‌ قره‌ قورم‌ وارد پاكستان‌ و هندوستان‌ و مالزی‌ و فیلیپین‌ شده‌ و شعبه‌ای‌ به‌ طرف‌ چین‌ و كره‌ و ژاپن‌ و سیبری‌ ادامه‌ مسیر می‌ دهند آمازونها بعد از سكونت‌ متوالی‌ در مناطق‌ ترك‌ نشین‌ سیبری‌ از طریق‌ تنگه‌ برینگ‌ از آسیا خارج‌ شده‌ و به‌ آلاسكا در آمریكا وارد و در نهایت‌ در محل‌ فعلی‌ خود در اطراف‌ رودخانه‌ آمازون‌ در میان‌ جنگل‌های‌ صعب‌العبور آمازون‌ سكونت‌ اختیار می‌ كنند .
    بدین‌ ترتیب‌ قومی‌ از زنان‌ قهرمان‌ كه‌ روزی‌ آسیا و افریقا و اروپا را با جنگهای‌ خود به‌ لرزه‌ در آورده‌ و جنگهای‌ مشهوری‌ به‌ راه‌ انداخته‌ بودند وارد آمریكا گردیده‌ و در میان‌ جنگلهای‌ مخوف‌ برزیل‌ ساكن‌ می‌ شوند .
    امید است‌ تحقیقات‌ محققین‌ دیگر پرده‌ از رازهای‌ دیگری‌ از اسرار زندگی‌ این‌ زنان‌ قهرمان‌ آذربایجان‌ بردارد .

  2. قزها یا کاسها بزرگترین و کهنترین شاخه اقوام کهن تورک

    بررسی مهمترین و کهنترین شاخه اقوام تورک یعنی * قز = قاز = کاس *

    این طایفه کهن و بزرگ تورک که در طول تاریخ با نامهای مختلف بر حسب لهجه های مختلف تورکی پدیدار شده و به زبان انگلیسی *کاس* و در زبان تورکی در بیشترین کاربرد *قز* نامیده میشود.

    کلمه *ار* در زبان تورکی به معنی مرد یا شوهر میباشد اما در زمان التصاق به یک اسم معنی مردم میدهد.

    قز+ار= قزار=قزر=قازار=خزر=قجر =ازر(در بعضی از لهجه های تورکی خ را تلفظ نمیکنند) =اذر(نام طایفه بزرگ مستقر در شمال غرب فلات ایران و قفقاز) میبینید که واژه ترکیبی *قز+ار* که به معنی مردم قز میباشد با شکلهای مختلف در مناطق مختلف زندگی این قوم کهن پدیدار شده. در ضمن به دلایل زیادی اقوام *قوم سومر= سوم+ار* بخش جدا شده ای از *قز * ها میباشد که در بیش از 7000 سال پیش در بین النهرین مستقر شده اند.

    ترکیبات مختلف دیگر *قز* با شکلهای *قزنوی* یا *قزوین=کاسپین* یا *قاف+قز=قفقاز* و اشکال دیگر ظاهر شده و این نشان میدهد که این شاخه اصلی اقوام تورک از انزمان که تاریخ بشری قابل محاسبه باشد در دورتا دور دریای خزر یا کاسپین(قزوین) امروزی که هر دو نام این دریا با توجه به دلایل ذکر شده از نام قوم *قز=قاز=کاس* برگرفته شده.

    میدانیم که همسر پادشاه هخامنشیها *کاساندان * نامیده میشده و کاساندان یک اسم ترکیبی از واژه های تورکی به این شکل میباشد : کاس(قز) + ان + دان = به معنی شخصی از تبار قزها یا کاسها میباشد زیرا در تورکی پسوندهای *ان* + *دان* به معنی ربط دادن چیزی به جایی است. و بطور مشخص ازدواج پادشاه تازه قدرت گرفته اقوام پارس که به تازگی از محدوده افغانستان امروزی وارد فلات ایران شده بودند نیاز داشتند تا با وصلت با یکی از خانزاده های اقوام کهن فلات ایران و قفقاز یعنی تورکها (طایفه قز یا کاس) امنیت خود را تضمین کنند و از انها در برابر تهدیدها کمک بگیرند و چه بسا که هیچکدام از امپراتورهای کهن منطقه اروپا به دلیل وجود اقوام جنگجو و شجاع تورک در منطقه شمال غرب و غرب ایران نتوانستد از ان سمت به ایران نفوذ کنند و اسکندر مقدونی نیز از سمت عراق و شامات به ایران حمله کرد و به سمت مناطقی که اقوام تورک در ان ساکن بودند نرفت.

  3. زبان سومری و پان ترکیسم

    پان تركیست ها از دوران حكومت آتا ترك كوشیده اند كه ده ها تمدن غیر ترك را به سود خود، ترك قلمداد كنند. به گفته ولادیمیر مینورسكی خاورشناس معروف: «هر جا كه پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند».

    Pan Turkism, par minorsky dans ensycolpdie de islam, Livraison N. P. 924 Akopov

    یكی از این تمدن های درخشان و كهن كه دچار بازی سیاسی پان ترك ها گردیده، تمدن سومری است. صد سال پیش كه دانش سومرشناسی در آغاز راه خود بود ، اشخاص مختلف نظریه های متفاوتی را درباره زبان سومریان ارائه كرده بودند. صد سال پیش، برخی نویسندگان زبان آن ها را افریقایی شمردند و بعضی زبان آنان را دراویدی و شماری دیگر حتا زبان آن ها را زبانهی قفازیو هندو اروپایی یا آلتایی یا اورالی پنداشتند. مثلا كلوگ (سومرشناس) معتقد است كه زبان سومری را نمی توان از نظر ساختاری با خانواده زبان های فینوایغوری مقایسه كرد، بل كه این زبان با زبان های حامی و بسیاری از زبان های سودانی قابل مقایسه است(بنگرید به نوشتار (1) در کتابنامه). همچنین مین هاف (1915-1914) برای نخستین بار شباهت های زبان سومری و برخی زبان های آفریقایی (بانتو و حامی) را تشخیص داد(بنگرید به نوشتار (1) در کتابنامه). امروزه پان تركیست ها برای اثبات تركی بودن زبان سومری، از صد سال پیش تاكنون، تنها نام یك دانشمند را به میان می آورند. این دانشمند، شخصی آلمانی به نام هومل بود. از زمانی كه هومل ادعای تعلق زبان سومری را به خانوادهی امروز مفقود شدهی تورانی (که بخشی از آن را خانوادهی امروز مفقود شدهی اورال-آلتایی که دو خانوادهی مستقل از هم دانسته میشوند) مطرح كرد، صد و ده سال می گذرد. در زمان هومل، تنها خود وی بود كه در میان همه دیگر سومر شناسان به این ادعا اعتقاد داشت. مثلا دانشمند بزرگ آن زمان، موریس جاستروی كوچك ( Morris Jastrow JR) كه استاد دانشگاه پنسیولونیای آمریكا (Pennsylvania) در سال 1906 بود، در باره ادعای هومل می نویسد:
    «نظر هومل را در این مورد مانند بسیاری از مسائل دیگر تنها یك دانشمند قبول كرده است، آن دانشمند خود هومل می باشد! فهرست واژگان سومری، با مترادف های تصور شده تركی شان، كه او ترتیب می دهد، اعتماد و اطمینانی را به روش وی، القا نمی كند» (2)(برای پان ترکیستهایی که به ترجمهی ما اعتقاد ندارند، برای اصل انگلیسی مطلب ، بنگرید به کتابنامه پایین سند دوم، برگ دوم.)

    امروزه حتا یك سومری شناس وجود ندارد كه زبان سومری را زبانی تك خانواده ای نداند و پان ترکیستها نمیتوانند یک سومرشناس با شهرهء جهانی را معرفی کنند که همنظر آنها باشند. ناچار پان ترکیستها به تئوریهای توطئه میپردازند و میگویند دانشگاههای مستقل و بزرگ غرب، بر ضد آنها توطئه چیدهاند.
    مقصود ما از یك دانشمند سومری شناس، پژوهشگری است كه مقالاتی را در مجلات بزرگ خارجی، كه مبتنی بر شیوه ی نقد و مداقه اند، منتشر ساخته است و نه نویسندگانی كه كتاب هایی را به زبان تركی می نویسند یا در نشریات كه به لحاظ سیاسی پان تركیسم را تشویق می كنند، مطالبی را منتشر می سازند. ما در این مقاله، به بسیاری از این مجلات گسترده كه بر شیوه ی نقد و مداقه مبتنی اند، اشاره و مراجعه می كنیم. اشخاصی چون صدیق، زهتابی و هیئت هیچ مقاله ای را در این مجلات معتبر ندارند و خود می دانند كه نظریات شان را به طور خطرناكی، فقط پان ترك های مغزشویی شده پذیرفته اند.

    با این مقدمه، ما این مقاله را به سه بخش تقسیم كرده ایم. در بخش اول از چند مقاله متعلق به سومری شناسان و زبان شناسان، و كتابهای سومری درباره تك خانواده ای بودن زبان سومری نقل قول می كنیم. در بخش دوم بر اساس چند مقاله معتبر كه در پایگاه آذرگشنسپ موجود هستند تفاوت های فاحش دستور زبان سومری و زبان تركی را بررسی می كنیم. در بخش سوم به فهرستی واژگانی كه فردی پان تركیست برای ما فرستاده بود نگاه می كنیم و می بینیم كه چگونه این اشخاص برای تركی جلوه دادن زبان سومری، واژه هایی را از جانب خود جعل كرده و به زبان سومری نسبت داده اند. هم چنین برای مقایسه، شماری از واژگان سومری را كه با زبان های افریقایی و استرالیایی و دراویدی و باسك و هندو اروپایی شباهت آوایی دارند، در ادامه نقل می كنیم.

    بخش اول – نقل قول هایی از دانشمندان و كتاب های معتبر امروزی:

    0)

    یكی از كتابهای مشهور كه مورد استفاده تدریس زبان سومری می باشد كتاب:
    John Hayes, University of California, Berkeley
    «Sumerian» 2nd printing June 1999, Languages of the World/Materials 68,
    LINCOM EUROPA, Paul-Preuss-Str. 25, D-80995 Muenchen, Germany.
    در مقدمه این کتاب می خوانیم:

    ”Sumerian has the distinction of being the oldest attested language in
    the world. Spoken in the southern part of ancient Mesopotamia, the
    Iraq of today, its first texts date to about 3100 BCE. Sumerian died
    out as a spoken language about 2000 BCE, but it was studied in the
    Mesopotamian school system as a language of high culture for almost
    two thousand more years. A language-isolate, Sumerian has no
    obvious relatives. Typologically, Sumerian is quite different from
    the Semitic languages which followed it in Mesopotamia. It is
    basically SOV, with core grammatical relationships marked by affixes
    on the verb, and with adverbial relationships marked by postpositions,
    which are cross-referenced by prefixes on the verb. It is split
    ergative; the perfect functions on an ergative basis, but the
    imperfect on a nominative-accusative basis.

    Because Sumerian is an isolate, and has been dead for thousands of
    years, special problems arise in trying to elucidate its
    grammar. There are still major challenges in understanding its
    morphosyntax, and very little is known about Sumerian at the discourse
    level. This volume will describe some of the major questions still to
    be resolved.

    ترجمه:
    زبان سومری این امتیاز را دارد كه كهن ترین زبانی است كه اسنادی از آن به جا مانده است. نخستین متن های كشف شده از این زبان كه در نواحی جنوبی میان رودان (بین النهرین) باستان، عراق امروزی، رایج بوده، به 3100 سال پیش از میلاد مربوط می شود. سومری، به عنوان زبانی گفتاری، دو هزار سال پیش از میلاد متروك شد اما تقریبا تا دو هزار سال پس از آن هم این زبان به عنوان زبان «فرهنگ والا» در مدرسه های میان رودان تدریس می شد. سومری زبانی جدا است و بطور مشخص وابسته به هیچ خانواده ای نیست. از دیدگاه گونه شناختی، زبان سومری با زبان سامی كه جایگزین آن در میان رودان شد كاملا فرق دارد. ساختار جمله در زبان سومری به صورت «فاعل، مفعول، فعل» است. روابط دستوری در این زبان با «وند» هایی كه به فعل اضافه می شوند تعیین می گردد و قیدها نیز بصورت «پی بست» در جمله می آیند. این پی بست ها به وسیله ی پیشوندهای متصل به فعل ارجاع داده می شوند. همچنین روابط دستوری در این زبان، ارگاتیو و گسسته است و از این جهت، در ساختارهای ارگاتیو بهترین بازدهی را دارد و در ساختارهای فاعلی- مفعولی بازدهی كمتری دارد. چون سومری زبانی تك خانواده ای است و نیز هزاران سال است كه از آن استفاده نمی شود، تعیین دستور این زبان دشواری های ویژه ای را فرا روی پژوهشگران قرار می دهد. هنوز چالش های بزرگی در تشخیص ترتیب تكواژها در این زبان وجود دارد و شناخت ما از زبان سومری در سطح گفتمان بسیار اندك است.
    توضیح چند مفهوم زبان شناسی:
    Post position را در فارسی هم پی بست و هم پس آیند ترجمه كرده اند. از دیدگاه من چون ممكن است واژه ”پس آیند“ با ”پسوند“ اشتباه شود، بهتر است از پی بست استفاده كنیم. پی بست، واژه یا عبارتی است كه واژه یا عبارت پیش از خود را تعریف می كند. برای مثال در عبارت ”poets bold and free“ كه یعنی شاعران شجاع و آزاد، bold and free پی بست poets است.
    ergative به حالتی گفته می شود كه در آن مفعول فعل متعدی می تواند بدون تغییر در معنا در نقش فاعل فعل لازم بكار گرفته شود. برای مثال در زبان انگلیسی، فعل open در دو جمله I opened the door و The door opened به ترتیب در قالب فاعلی و مفعولی آمده است بدون آنكه ما با استفاده از قانون های دستوری و فعل كمكی was بخواهیم در آن نغییری ایجاد كنیم.
    discourse یا سخن، گروهی از جمله های معنادار، پیوسته، و هدفمند را می گویند. پس آنرا با جمله اشتباه نگیرید.

    1)

    «The isolated nature of Sumerian is further brought into relief when we take a look at certain typological features of the language. In contrast to all the surrounding languages, Sumerian has ergative argument marking and, as Nichols (1994) has shown, ergativity is relatively stable.»
    Prof. Piotr Michalowski
    University of Michigan
    Ann Arbor
    http://www-personal.umich.edu/~piotrm/cv1.htm

    ترجمه:
    از بررسی نوع شناسی زبان سومری-تک خانواده بودن آن آشکارتر می شود . بر خلاف زبانهای همسایه، زبان سومری ارگتیو می باشد و نیکلوس(1994) نشان داده است که ارگتیویتی
    یک امر ثابتی است.
    اصل مقاله:

    The Life and Death of the Sumerian Language in Comparative Perspective

    كه از این جا بر گرفته شده:
    http://www-personal.umich.edu/~piotrm

    2)

    “Sumerian is a language isolate, meaning that it has no relatives living or dead (though there have been unsuccessful attempts to connect Sumerian to a number of languages).”

    «زبان سومری، یك زبان منفرد است، بدین معنی كه هیچ نسبتی با زبان های زنده و مرده ندارد (هرچند تلاش های انجام شده برای ارتباط دادن زبان سومری با تعدادی از زبان های دیگر، ناموفق بوده است)».
    http://ccat.sas.upenn.edu/psd/
    Prof. Steve Tinney, Middle Eastern Languages, Sumerian specialist

    درباره كار و موفقیت این سومر شناس بزرگ از دانشگاه پنسیلوانیا می توانید این جا بیش تر بخوانید:
    http://news.nationalgeographic.com/news/2002/07/0723_020724_cuneiform.html

    3)

    “Sumerian is an isolated language: there is no evidence that it is
    related to any other language at all, living or dead. It certainly
    cannot be connected with Indo-European (IE) or Semitic, nor can these
    two be related to each other.”

    «زبان سومری، زبانی منفرد و مجزاست: هیچ نوع برهانی وجود ندارد که نشان دهد این زبان با هر زبان دیگری، مرده یا زنده، خویشاوندی داشته است. این زبان یقینا ارتباطی با زبان های هندواروپایی یا سامی نداشته و نمی توان این دو را با یكدیگر ارتباطی داد».

    Prof. Larry Trask
    COGS
    University of Sussex
    Brighton BN1 9QH
    UK
    http://www.sussex.ac.uk/linguistics/profile2712.html
    larryt@cogs.susx.ac.uk

    “After the conquest of Sumer by the speakers of Akkaddians, Sumerian eventually disappeared as a spoken language, though it continued to be used as a written language for many more centuries. Sumerian is an isolated language.”
    (R.L. Trask, Dictionary of Historical and Comparative Linguistics, Routledge, 2000. pg 330)

    4)

    «Sumerian is an isolate, a language with no known relatives. It can’t be
    placed in any language family at all.»
    -Steven Schaufele, Ph.D., Asst. Prof. of Linguistics, English

    «سومری زبانی منفرد است، زبانی با خویشاوندان ناشناخته. این زبان را در هیچ خانواده ی زبانی نمی توان جای داد».

    -Steven Schaufele, Ph.D., Asst. Prof. of Linguistics, English
    Department Soochow University, Waishuanghsi Campus, Taipei 11102, Taiwan

    5)

    The School of Oriental and African Studies
    (SOAS), University of London. In their Sumerian Language Studies Brochure:

    The School of Oriental and African Studies(SOAS), University of London. In their Sumerian Language Studies Brochure:
    “Sumerian, the oldest known written language in human history, was spoken in Mesopotamia (modern Iraq and peripheral regions) throughout the third millennium BC and survived as an esoteric written language until the death of the cuneiform tradition around the time of Christ. The Sumerian language, which is related to no other known tongue, was only properly deciphered this century. A considerable literature in Sumerian is currently being reconstructed from fragmentary clay tablets housed in the museums of the world.“

    «زبان سومری، كهن ترین زبان شناخته شده مكتوب در تاریخ بشر، در میان رودان (عراق كنونی و مناطق پیرامونی آن) در سراسر هزاره سوم پیش از میلاد و به عنوان یك زبان مكتوب محرمانه تا زمان از میان رفتن تداول خط میخی در حوالی عصر مسیحیت، برجای بود. زبان سومری، كه با هیچ زبان شناخته شده دیگری خویشاوندی ندارد، صرفا در این سده به درستی رمزگشایی گردید. عمده ی متون سومری عموما براساس الواح رسی شكسته ی محفوظ در موزه های جهان نوسازی گردیده است».

    6

    Kramer, Samuel, Noah 1963. The Sumerians. Chicago: University of Chicago Press.

    “In vocabulary, grammer, and syntax, however, Sumerian still stands alone and seems to be unrelated to any other language, living or dead”.

    «واژگان، دستور، و نحو زبان سومری همچنان بر یگانگی پای می فشارد و به نظر می رسد با دیگر زبان ها، زنده یا مرده، فاقد خویشاوندی است»

    8)

    Encyclopedia Britannica. 2004: Under Sumerian Language

    language isolate and the oldest written language in existence. First attested about 3100 BC in southern Mesopotamia, it flourished during the 3rd millennium BC. About 2000 BC, Sumerian was replaced as a spoken language by Semitic Akkadian (Assyro-Babylonian) but continued in written usage almost to the end of the life of the Akkadian language, around the beginning of the Christian era. Sumerian never extended much beyond its original boundaries in southern Mesopotamia; the small number of its native speakers was entirely out of proportion to the tremendous importance and influence Sumerian exercised on the development of the Mesopotamian and other ancient civilizations in all their stages.

    «زبان سومری، زبانی منفرد و كهن ترین زبان مكتوب موجود است. این زبان برای نخستین بار در حدود 3100 پیش از میلاد در جنوب میان رودان گواهی گردیده و در طول هزاره سوم پ.م. رشد و توسعه یافته است. در حدود 2000 پیش از میلاد، زبان سومری به عنوان زبانی محاوره ای، با زبان سامی اكدی (آشوری- بابلی) جای گزین شد اما كاربرد كتبی آن كمابیش تا پایان حیات زبان اكدی، در حوالی آغاز عصر مسیحیت، ادامه داشت. زبان سومری هرگز بسیار فراتر از مرزهای اصلی خود در جنوب میان رودان توسعه نیافت؛ شمار اندك گویندگان بومی این زبان، تناسبی با اهمیت عظیم و تأثیرات زبان سومری بر توسعه تمدن میان رودان و تمدن های دیگر، در همه مراحل آنان، نداشت».

    9)

    «Sumerian is an isolate language whose linguistic relatives, if it ever had any, all died out before they were written down.»
    )Simon Eliot, Jonathan Rose, A Companion to the History of the Book,Blackwell Publishing, 2007, pg 68.(

    «An isolate is a language which has no known relatives, that is, a family with but a single member. Some of the best known isolates are Ainu, Basque, Burushaski, Ertruscan, Gilyak(Easter Siberbia), Sumerian, Tarascan, Zuni and several other languages in America»
    (Lyle Campbell,Historical Linguistics: An Introduction, MIT Press, 2004, pg 187).

    «In some cases, a single language has no known relationship with other languages and cannot be assigned to family. When this occurs, the language in question is called an isolate. Some languages that have not been related to any other are Basque (spoken in northeastern Spain and southwestern France),
    Ainu(of northern Japan), Koutenay (British Columbia), Gilyak (Siberia), Taraskan (California), and Burushaski (spoken in Pakistan). There are also extinct Sumerian, Iberian, Tartessian, and many other other languages known only from inscriptinal material.»(Kirsten Malmkjaer, The Linguistics Encyclopedia, Routledge, 2003. pg 247)

    «The approaches to the reconstruction of the phonological system of several Ancient Near Eastern languages, which will be subject to further examination in this paper, show methodological differences which depend on whether a language is closely related to a group of well-known languages and at least partially still
    spoken or whether it is isolated. A language of this latter group is Sumerian, the oldest known language of the accusative-ergative type, which was spoken in Souther Mesopotamia during the 3rd millennium B.C. and
    became extinct no later than the beginning of the 2nd millennium B.C.
    (Florian Coulmas, Konrad Ehlich, «Writing in Focus», Walter de Gruyter, 1983, pg 159)

    “The death of language isolate causes the entire lineage to die out, as has happened in historical times with Sumerian, Elamite, Ertruscan, Iberian, northern Pictish, and no doubt countless others.”
    (William H Durham, E Valentine Daniel, Bambi Schieffelin,»Annual Review of Anthropology», Annual Reviews, Incorporated, 1997. pg 366)

    10)

    كتاب ها و اسناد دیگر كه نگارنده به آن ها رجوع كرده است:

    M.L. Thomsen, The Sumerian Language: An Introduction to Its History and Grammatical Structure; Copenhagen 1984
    J.L. Hayes, A Manual of Sumerian Grammar and Texts; Malibu 1999
    B. Alster, Proverbs of Ancient Sumer: The World’s Earliest Proverb Collections, 2 vols; Bethesda, Maryland, 1997.
    Encyclopedia of the Ancient World / editor, Sharon Grimbly.
    – London : Fitzroy Dearborn, 2000

    تا آن جا كه نگارنده تحقیق كرده است، كتاب نخستین و سومین، كتاب های درسی سومری شناسی در بزرگ ترین دانشگاه های امریكا مانند Berkeley , Stanford , Pennsylvania می باشند.

    نتیجه بخش اول: هیچ یك از دانشمندان و سومری شناس كنونی زبان سومری را تركی نمی داند! البته توده ای های سابق و پان تركیستان تركیه كه همواره و متكبرانه فضل فروشی می كنند اما هیچ مقاله ای در نشریات معتبر (نه مجله های پان تركی!) جهان درباره زبان سومری ندارند، خارج از بحث ما هستند.

    بخش دوم – رد ادعاهای گزاف پان تركیستان

    در سال 1971 فردی مجارستانی(که نام دانشگاه خود را نیز معرفی نکرد و به نظر میرسد با دانشگاهی وابسته نبود زیرا افرادی که در این مجله مینویسند نام دانشگاه خود را نیز میآورند) نوشتاری کمتر از یک صفحه به بخش پیغامهای خوانندگان مجله معتبر جهانی CA فرستاد و ادعا كرد كه زبان مجاری و تركی و اورال و آلتایی یكی از بازماندگان زبان سومری می باشد. ولی از طریق گونه شناسی زبان ها نمی توان همریشگی آن ها را ثابت كرد و حتا پیوند فرضی میان دو خانواده زبانی اورال- آلتایی نیز اثبات نشده است (Britannica: Ural and Altaic) چه برسد به سومری و زبان های اورالی و زبان های آلتایی. استدلال این فرد شباهتهایی با استدلال پان تركیستان دارد. زیرا این فرد می گفت چون زبان سومری التصاقی است پس زبان مجاری و سومری از یك خانواده اند. همچنین نامبرده، با استفاده از چند واژه مجعول سومری و تلفظ غیر واقعی و تغییر معنی آن ها می خواست بگوید كه لغت های مشترك بسیاری میان زبان سومری و مجاری موجود است!! ما متن اصلی انگلیسی پاسخ بیش از ده زبان شناس و سومری شناس بزرگ را به این شخص افراطی در آذرگشنسپ از CA درج كرده ایم. (برای پان ترکیستهایی که به ترجمهی ما باور ندارند، خواهشمندانه به بخش کتابنامه همین مقاله رجوع کنند!)

    در زبان مجاری مانند زبان تركی ریشه كلمات همواره ثابت است و لغات با افزودن پسوند های متفاوت به ریشه كلمات ساخته می شود. برای همین در دوران گذشته یعنی (60) سال پیش اشخاصی بودند كه فرض می كردند این دو زبان از یك ریشه اند. اما همانطور كه در بالا تذكر دادیم نظر همه منابع معتبر بر این است كه این دو خانواده (اورالی و التایی) از هم جدا هستند. همچنین ادعای یكی دانستن ریشه زبان تركی و سومری كلا باطل است. پیشوندها و پسوندها در ساختار واژگانی زبان سومری، آزادانه به كار می روند. سومری از این نظر با دیگر زبان های پیوندی آسیایی، مانند اورالی-آلتایت، دراویدی، ژاپنی، و كره ای فرق دارد؛ از این رو كه در این زبان ها در هنگام صرف فعل، اسم، یا ضمیر، تنها از پسوندهای معینی می توان استفاده نمود.

    در ادامه، به برخی از پاسخ های زبانشناسان به این افراط گر مجاری، نگاهی می افكنیم. همین گفتارها در جای خود، ادعای پان تركیستان را نیز ابطال می كند زیرا استدلال شان درست مانند آن فرد مجاری است. برخی از نوشته های این دانشمندان را در این جا می خوانید. اصل مقاله همان طور كه اشاره كردیم در بخش اسناد در پایان این مقاله وجود دارد.

    (برای پان ترکیستهایی که به ترجمهی ما باور ندارند، خواهشمندانه به بخش کتابنامه همین مقاله رجوع کنند!)

    «این واقعیت كه زبان سومری در عین پیچیدگی، به خوبی شناخته شده است، در صدسال گذشته بسیاری را وادار كرده تا دست به قلم برند و این زبان را در عمل به همه زبان های موجود در سرزمین های میان پلی نزیا و آفریقا ارتباط دهند. نویسندگان چنین پژوهش هایی به گونه ای استوار و قابل اعتماد این نكته را اثبات می كنند كه یا زبان خودشان یا زبانی كه به آن علاقه مند شده اند به زبان سومری باستان مربوط است. قاعده ی ای نگونه پژوهش ها آن است كه پژوهشگران یادشده، چند واژه ی شبیه به واژگان سومری و تعدادی از ویژگی های زبانی سومریان را كه از بافت متن ها برداشته شده و می تواند با ویژگی های دستوری چند زبان دیگر هم شباهت داشته باشد، به عنوان دلیل ادعای خود مطرح می كنند.»

    « تقسیم زبان ها به دو گونه ی «پیوندی» و «تصریفی» تنها بخشی از كل ساختار زبان را، كه ساخت شناسی واژگانی نامیده می شود، دربر می گیرد. شباهت ساخت شناسی واژگانی میان دو زبان، لزوما به معنای همریشه بودن آن دو زبان نیست.»

    برای مثال، همه زبان های زیر زبان هایی پیوندی هستند، اما در گروه هایی متفاوت قرار داده می شوند:
    زبان های آفریقایی همچون بانتو، سواحیلی…..؛
    زبان های دراویدی همچون تامیل و مالزیایی…..؛
    زبان های بومی استرالیا…؛
    زبان های بومی آمریكا…؛
    زبان های قفقاز همچون گرجی و چچنی و لازی و اودی و لزگی..؛
    زبان های هند و اروپایی همچون زبان تخاری و تا اندازه ای كمتر زبان های آلمانی؛
    زبان های پلی نزیایی.
    و زبان های اورالی،
    و همچنین زبان های آلتایی

    نویسنده ای در این باره می گوید: «برای مثال، تخاری كه زبانی هندواروپایی است، همانند سومری و مجاری، زبانی پیوندی به شمار می رود، اما هیچ كس زبان تخاری را به این دو زبان ربط نمی دهد. در نتیجه سالها پژوهش بر روی بسیاری از زبان ها از نظر پیوندی، تصریفی، یا جداگانه بودن زبان كه موضوعی پرسابقه است ولی امروزه مورد تردید قرار دارد، من به این نتیجه رسیده ام: از دیدگاه من، این مفاهیم سه گانه (پیوندی، تصریفی، و جداگانه) حداكثر، مراحلی است كه زبان ها ممكن است یا باید در گذر قرن ها از آن عبور كنند. همچنین از نظر من، چگونگی دسته بندی زبان ها به ویژگی های بنیادین آن ها بستگی دارد. برای مثال، زبان انگلیسی را امروزه به عنوان زبانی مستقل می شناسیم، اما این نكته پذیرفته شده است كه این زبان پیش تر تصریفی بوده است و آثار تصریفی بودن هنوز در ساختار فعل های آن باقی است. اما اگر به گروهی از واژگان مانند «parent, parenthood,…» ، «man, manly, manliness,…» ، و «rest, restless, restlessness,…» توجه كنیم، دیگر نمی توان ویژگی های پیوندی، به معنای كلاسیك را، در آن انكار كرد.»

    همچنان كه همه می دانند، زبان عربی و زبان كردی از لحاظ ساختار لغت هر دو زبانی تصریفی می باشند ولی تا به حال هیچ كس ادعای هم خانواده بودن این دو زبان را نكرده است. ساختار لغت تنها یكی از ده ها ابعاد یك زبان می باشد. اما همان طور كه اشاره كردیم زبان سومری حتا در شیوه ساختار لغت با زبان های تركی و مجاری بسیار فرق دارد. پیشوندها و پسوندها در ساختار واژگانی زبان سومری، آزادانه به كار می روند. سومری از این نظر با دیگر زبان های پیوندی آسیایی، مانند اورالی- آلتای، دراویدی، ژاپنی، و كره ای فرق دارد؛ از این جهت كه در این زبان ها در هنگام صرف فعل، اسم، یا ضمیر، تنها از پسوندهای معینی می توان استفاده نمود.

    برخلاف تركی، زبان سومری زبانی ارگاتیو است و ارگاتیوتی همانطور که به آن اشاره شده است امری است ثابت تر در دوران تاریخ یک زبان.

    “Ergative characteristics are apparent in a number of languages of the ancient Near East (all were extinct well before the beginning of the Christian era, Sumerian(Michalowski 1980:49-51; Foxvog 1975), Hurrian, Urartian, Hattic and Elamite(see Steiner 1979), and further references there in).”
    (Robert M. W. Dixon, “Ergativity”, Cambridge University Press, 1993, pg 3).

    زبان پهلوی (و بطور كلی زبان های فارسی میانه)، همانند زبان كردی جدید، ارگاتیو گسسته بوده اند. در زبان فارسی میانه (و نیز در زبان های هندو آریایی میانه، هندی جدید، پنجابی، راجستانی، ماراتی، و سندی) «زمان گذشته» در هندو اروپایی اصلی (در قالب استمراری، گذشته كامل، و ماضی نامعین) فراموش گردید و جای خود را به ساختاری داد كه اسم مفعول مجهول را دربر می گرفت. برای نمونه در مورد فعل های متعدی، جمله ی I hit him تبدیل شد به He (was) hit by me . در نتیجه ساختاری به وجود آمد كه در آن مفعول در حالت مستقیم (نهادی) و فاعل در حالت غیرمستقیم (حالت ملكی قدیم در زبان های ایرانی، و حالت ابزاری قدیم در زبان های هندو آریایی) قرار گرفت.

    زبانشناسی دیگر میگوید(بنگرید به سند اول در کتابنامه):
    «تعریف ارائه شده از ویژگی گونه شناختی پیوندی بودن زبان ها بسیار ضعیف است. چراكه این ویژگی اساسا از اهمیت چندانی برخوردار نیست. چنان كه یك فرد با مشاهده صدق كردن ویژگی یاد شده در زبان های قفقازی، اورالی، و آلتای می تواند به سادگی به كم اهمیت بودن آن پی ببرد.
    زبان سومری در بسیاری از موارد كاملا با زبانهای اورالی فرق دارد. برای نمونه، در زبان های اورالی صرف فعل تنها به وسیله پسوندها صورت می گیرد، اما در زبان سومری علاوه بر پسوندها، انواع گوناگونی از پیشوند وجود دارد كه به فعل افزوده می شوند. ضمایر مفعولی، وجه نماها و مفاهیم واژگانی به واسطه این پیشوندها تعیین می شوند. برای نشان دادن تعدد و نیز شدت یك حالت «بن» در زبان سومری می تواند تكرار شود؛ حال آن كه این ویژگی در زبان های اورالی(و التایی) وجود ندارد. درهر صورت، ویژگی های مربوط به گونه شناسی زبان ها حداكثر می تواند یافته هایی آزمایشی به شمار آید و نمی توان آن ها را سندی بر ارتباط دیرین دو یا چند زبان دانست».

    زبانشناسی دیگر میگوید(بنگرید به سند اول در کتابنامه):
    «اگر همریشه بودن تكواژهای موجود در دو زبان را نتوان با استفاده از قوانینی پایدار اثبات نمود، همانندی ساختار جمله در آن دو زبان به هیچ وجه نمی تواند دلیلی بر همریشه بودن آن ها باشد. چنان كه زبان انگلیسی جدید با داشتن بن های تك هجایی بسیار و تعداد اندكی «دگرواژ»، از نظر برخی ویژگی های ساختاری بیشتر شبیه به زبان چینی است تا زبان های آنگلوساكسون، لاتین، و روسی. در هر صورت گونه های ساختاری زبان ها كم شمار هستند و حدود 3000 (یا بیش از 3000) زبان موجود در جهان را فارق از ریشه ی آن ها می توان از نظر ساختاری به چند دسته تقسیم نمود. به علاوه، كلوگ (سومرشناس) معتقد است كه زبان سومری را نمی توان از نظر ساختاری با خانواده زبان های فینو- ایغوری مقایسه كرد، بلكه این زبان با زبان های حامی و بسیاری از زبان های سودانی قابل مقایسه است. همچنین «مِین هاف» (1915-1914 (برای نخستین بار مشابهت های زبان سومری و برخی زبان های آفریقایی (بانتو و حامی) را تشخیص داد».

    نتیجه:

    تفاوت های بسیاری از لحاظ ساختار لغت و دستور زبان بین زبان های سومری و زبان های التایی و اورالی وجود دارد و ادعای پان تركیستان در این زمینه هم كاملا پوچ هست.

    بخش سوم: جعلیات پان تركیستان درباره لغت و عددهای سومری.

    یكی از پان تركیستان چند ماه پیش از نوشتن این مقاله یك فهرست لغت همانند سومری و تركی برای ما فرستاد. وی با تصور این كه من دسترسی به لغت نامه سومری ندارم گمان می كرد كه می تواند چند لغت سومری را جعل كند و بعد ادعا كند كه زبان سومری و تركی از یك خانواده می باشند. این فهرست لغات هیچ شباهتی با واژگان موجود در لغتنامه معتبر سومری كه در اینترنت موجود هست نداشت. این لغت نامه معتبر در این صفحه موجود می باشد:
    http://www.sumerian.org

    و در آذرگشنسپ این لغتنامه را جا داده ایم كه:

    Sumerian Lexicon (2000)
    و هچنین به کتابی تازه نیز نگاه میکنیم:
    Allan R. Bomhard, John C. Kerns, “The Nostratic Macrofamily: A study in the distant relationship of languages”, Walter de Guyter, 1994.

    ما اینجا به واژگان بسیار ساده یعنی مادر و پدر نگاه میفکنیم. این پان تركیست می گوید كه واژه مادر در تركی (آنا) با واژه سومری ama / āmā از یک ریشه است.
    ما واژگان نزدیکتر از زبان هندواروپایی داریم(برگرفته از کتاب The Nostratic Macrofamily)
    (صفحه 571)

    و در کتاب بالا این واژه در سومری به طور(صفحه 572)

    آمده است. بنابراین اگر قرار است با یک واژهء همصدا، دو زبان را به هم پیوند دهیم، میتوان این کار را با بسیاری از زبانها کرد. بویژه آنکه واژگان پدر و مادر را بسیاری از زبانشناسان از ریشهی baby talk origin یا سخننوزادی میداند. یعنی این واژگان از صداهای طبیعی نوزاد برگرفته شده است. چنانکه در رابطه با واژه آنا در ترکی میتوان به این واژگان در زبانهای هندواروپایی نیز اشاره کرد(همان کتاب)
    (صفحه 584):

    در همان کتاب:
    Altaic Turkish: ana

    همچنین این پان تركیست ادعا می كرد كه واژه «aba» در سومری همسان واژه آتا در تركی می باشد. دوباره ما اینجا اشاره می كنیم كه آبا در عربی درست مانند آبا در سومری می باشد. لغتنامه سومری احتمال میدهد که آبا از آکادی برگرفته شده است. در هر صورت کتاب The Nostratic Macrofamily آن را یک لغت سومری میداند. همچنین در لغتنامه سومری، واژه «pab» یا «pap» به معنی پدر و رهبر هم هست! و این را میتوان درست هم صدای پاپ (پدر) در زبانهای هندواروپایی دانست (مانند اردشیر پاپکان). و پاپا در فرانسوری و بابا در فارسی هم از نظر صوتی شبیه به آبا سومری هستند. همچنین اپا در المانی یعنی پدر و با وجود تغییر پ به ب در بسیاری از زبان ها – آلمانی ها هم می توانند به شیوه پان تركیست ها ادعا كنند كه زبان سومری یك زبان آلمانی است. بنابراین همصدا بودن واژگان طبیعی و نوزادی امر بدیعی نیست. چنانکه بابا و اب و ابو و ابا و اپو (دراویدی) و آپا و غیره همه در آوا نزدیک هم هستند، در حالیکه مال دو یا چند خانوادهء جدا از هم میباشند.

    درباره اعداد سومری این پان تركیست فراتر رفته است و مدعی شده است كه عدد «دو» در زبان سومری ikki هست! زیرا عدد دو در زبان تركی iki- می باشد. اما با تحقیق در یك لغتنامه سومری و اکادی ما این عدد ها را یافتیم:

    1 diš, aš Išten
    2 min Šina
    3 eš Šalaš
    4 limmu Erbe
    5 ia hamiš
    6 aš šediš
    7 imin sebe
    8 ussu samane
    9 ilimmu tiše
    10 u ešer
    11 u-diš (?) ištenšeret
    13 šalaššer
    17 sebešer
    20 niš ešra
    30 ušu šalaša
    40 nimin erba
    50 ninnu hamša
    60 giš, geš šuši
    100 me’at
    600 gešu nerum
    1000 lim limum
    3600 šar šarum

    و همچنان كه می بینید عدد دو در زبان سومری «مین» تلفظ می شود و هیچ شباهتی حتا آوایی با عدد «ایكی» در زبان تركی ندارد. البته اگر به شیوه پان تركیستان عمل كنیم ما می توانیم بگوییم كه «مین» همان «بین» الاتین هست و واژه binary یعنی دو در زبان لاتین! همچنین این شخص ادعا كرد كه واژه سه در زبان سومری درست مانند واژه سه در زبان تركی هست! اما واژه سه در زبان سومری (اِش) هست و واژه سه در زبان تركی «اوچ»! در زبان سومری كه شمارش بر اساس 60 و نه 10 می باشد عدد 3600=60*60 را میتوان چون 1000=10*10 در کیفیت دانست. اگر ما بخواهیم به شیوه پان تركیستها عمل كنیم چون عدد 3600 در سومری شار هست ما بگوییم كه واژه هژار(كردی)=هشار=شار. یا واژه شیش=اش. فهرست عددهای بالا نشان می دهد که بسیاری از عددهای زبان سومری و آکادی(یک زبان سامی) از در آوا نزدیک هم هستند (مانند 3600).

    كلمات دیگری هم هستند كه در سومری و هر زبانی ممكن هست نزدیك باشند. مثلا كلمه اب در زبان سومری یعنی دریاچه و این با آب فارسی و هندو اوروپایی ربطی ندارند. همچنین پان تركیستان می گویند که اسامی خدایان در زبان سومری كه یکیش دینگیر می باشد، همان واژه تنگری است. ولی واژه تنگری در زبان تركی یعنی آسمان و واژه دینگیر در زبان سومری بنا بر لغتنامه اینترنی سومری(3) از دو واژه دی + گیر ساخته شده و دی در زبان سومری معنی داد را می دهد و گیر معنی برآوردن و رساندن را دارد.
    با این شیوهی زبانبازی، می شود مانند پان تركیستان گفت كه واژه دادگر فارسی و دینگیر سومری یكی هستند!

    برای تفریح خواننده ما واژگان مشابه زبان های هندو اروپایی و به خصوص زبان هندو اروپایی لاتویان را با سومری در این جا از اینترنت گرفتیم:

    Sumerian and PIE

    Sumerian and PIE 2

    Sumerian and proto-Indo-European Lexical Equivalence – Latvian Comparison 1

    Sumerian and proto-Indo-European Lexical Equivalence – Latvian Comparison 2

    همچنین در این جا شباهت زبان تامیل و سومری که در چند مجله معتبر به ان اشاره شده است:
    به اسناد (1) نگاه کنید.
    و همچنین به اینجا:
    Lexical Correspondences between Sumerian and Dravidian

    Sumerian si-in and Old Tamil cin: A study in the Historical Evolution of the Tamil Verbal System

    Sumerian :TAMIL of the First CaGkam

    و در این جا مشابهت زبان باسك و سومری:

    Sumerian and Basque

    و در این جا تشابه زبان افریقایی و سومری:

    (به اسناد (1) نگاه کنید)

    و در این جا تشابه زبان استرالیایی و سومری:
    Austric relationship of Sumerian Language

    البته از دید پان تركیستان همه این زبان ها(حتی هند و اروپایی و دراویدی..) تركی می باشند؛ چرا كه آنان همه زبان های دنیا را از ریشه تركی می دانند! این فهرست تشابهی را كسی در دنیا علم جدی نمی گیرد زیرا اولا مانند فهرست پان تركیست ها ممكن است بیش از حد غلط و تحریف شده باشند. ثانیا اگر پان تركیست ها فكر می كنند كه زبان سومری و تركی از یك شاخه اند، به جای این همه هیاهوگری و زبانبازی و دستیازی به فرضیههای توطئه، بهتر است مقالهای را به یك مجله معتبر جهان بفرستند و تلاش كنند كه نظر همه دانشمندان امروزی را عوض كنند. اما حال كه پان ترك ها از انجام دادن چنین عملی ناتوان اند و دست های خود را در برابر محافل علمی جهان كاملا خالی و تهی می بینند، شایسته است به خود بیایند و چشمان خویش را بر روی حقایقی كه تاكنون از درک آنان غافل بودند، باز كنند.
    اسناد و کتابنامه:
    1)
    Responses to Sumerian-Ural-Altaic Affinities (CA 1971)

    2)
    A New Aspect of the Sumerian Question (AMJSLL 1906)

    3)
    Sumerian Lexicon (2000)

    4)
    On the Idea of Sumerian-Uralic-Altaic Affinities (CA 1973)

    5)
    Are the Sumerians and the Hungarians or the Uralic People Related? (CA 1976)

    6)Allan R. Bomhard, John C. Kerns, “The Nostratic Macrofamily: A study in the distant relationship of languages”, Walter de Guyter, 1994.

  4. درود بر ملت بزرگ و کهن تورک که بخش ازربایجان آن از تفلیس تا دشت تهران و از سنندج تا دریای خزر بوده و باید باشد.. عده ای اکراد کوهی عقب مونده عراقی نژاد وارد سرزمینهای تورک شدن که باید به عراق برگردانده بشن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: