تقلب در اکثریت سازی ها در افغانستان


در افغانستان حکومت‌های دیکتاتور و خودکامه ‌هرگز تاریخ را مطالعه نکرده، درست همان ظلم، ستم ملی و محرمیت سازی ها را تقلید و تکرار نموده و در اجرا و تطبیق آنها کورکورانه به جای پای مستبد قبلی خویش بدون درنظر گرفتن شرایط منطقه و جهان، پا نهاده اند

اگر انتخابات گذشته را بررسی‌ نماییم، به وضوح درمی یابیم که دلگرمی مردم به حق تعیین سرنوشت حکومت شان در آن زمان باعث رسیدن آنان باوجود تهدیدهای امنیتی، به حقوق خودشان گردید. در انتخابات 29 اسد همه شاهد بودیم که چه شد؟ چه چیزهای نوی برای مردم ارمغان گردید؟ آیا نصیب ملت جز مسخره نمودن و توهین کردن هویت و آرای شان چیزدیگری هم گردید؟ مسلماً پاسخ همه اینست که : هرگز و نه خیر!

طوریکه جهانیان شاهد بودند، انتخابات مطرود و بدنام ۲۹ اسد با غصب آرای مردم افغانستان نه تنها خیانتی بود به اراده و انتخاب مردم افغانستان، بلکه یکی از محکم ترین ضربه ها را بر دموکراسی، قانونیت، پروسه ی انتخابات و باور و اعتماد به دموکراسی وارد آورد. گر چه نتایج به روشنتر شدن ابعاد تقلبات و خیانت عظیم رئیس جمهور کمک نمود، اما در واقع توهین به شعور مردم جنگزده بود. پر واضح بود که حضور آنها در این انتخابات برای رسیدن به حاکمیتی بود که ازخود آنها باشد.

سیل افتراها و بدبینیها و تهمتها و دروغها و ضربه زدنها بلافاصله به راه افتاد و  در وقت انتخابات امسال به هم پیوست و در روزهای نزدیک انتخابات با قدرت صدها برابر شدت گرفت و در ایام انتخابات به اوج خود رسید. صندوق های رای اختطاف شدند و با ریختن بیشتر از یک ونیم ملیون رای جعلی به نفع رئیس کشور به کمیسیون انتخابات فرستاده شد و …. برای برنده شدن و بیرون راندن رقیب از صحنه دیگر چه کاری می شد کرد که تیم رئیس جمهور ما نکرد؟

همین آقای رئیس جمهور در هشت سال با نخبگان مسلط و روشنفکران مسموم با مفکوره های طالبی دست در دست هم داده، ارکان ساختاری یکی از نژادپرست ترین نظامها را در جهان معاصر حفظ و تقویت نمودند، همانطوری که رژیم های قبلی قبیلوی به نابودی تفاوتهای فرهنگی، زبانی و قومی اهتمام می ورزیدند، جمهوری اسلامی – دموکراسی؟! کرزی نیز همین روند را با سیاست یکسان سازی، محروم سازی و دفع و نژادپرستی ادامه داده است.

تقلب در افغانستان و اکثریت سازی امر تازه ای نیست. قبیله گرایان برای توسعه نفوذ خویش و گسترش نفوذشان همواره به این اسلحه کهنه و زنگ گرفته متوسل شده اند. در تاريخ معاصر افغانستان هيچ سرشماري دولتى با متود علمى و با نظارت ارگانهاى حقوق بشرى به عمل نيامده تا تركيب ملى و زبانى مردم كشور براساس آن تعيين گردد. چون حاکمان از تعداد نفوس قبیله خویش آگاه بودند که تقلب در اکثریت سازی را بدون سرشماری نفوس درکشور از طریقه های دیگر، خصوصاً از رسوم ارزشمند ملی – شوراهای مردمی، که چه در مواقع عادی زندگی و چه در موارد مهم ملی، دور هم جمع شده و در مسایل عمومی بحث و مذاکره کرده اند، استفاده نموده اند. به گونه مثال در لوی جرگه سال ( ۱۳۰۳) تعداد وکلای ولایت قندهار( ۱۳۷) نفر و ازولایت تورکستان (مزارشریف)  (۷۱ ) نفر، از ولایت مشرقی ( ۱۱۵) نفر در لوی جرگه ۱۳۴۳ از ولایت کابل ( ۶ ) نفر ازولایت بامیان (۴ ) نفر و از ولایت قندهار( ۱۳ ) نفر و از حکومت اعلای میمنه ( ۸ ) نفر و از پکتیا (۱۸) نفر در لوی جرگه ۱۳۵۵ از ولایت بامیان( ۵) نفر از پکتیا ( ۱۵ ) نفر از کابل (۱۱) نفر و از ننگرهار( ۱۸) نفر.

باهمین تقلب اکثریت سازی، ایجاد و اختراع فرق میان ملیتها، تقویت روحیه برتری جویی و برتری طلبی و برتری یابی برای مستحیل کردن ملیتها سیاستی بوده که برای ایجاد نفاق و قوم کشی میان آنها. ملیتی را که به برتری خویش اعتقاد دارد بهتر و سهلتر می توان برای کشتار ملیت های دیگر بسیج نمود تا خود را نماینده «ارزشهای برتر» تلقی کند و کشتار قومی را توجیه نماید. سیاست های نادرست و دور نگهداشتن قوم و قبیله از تحصیل و دانش و تزریق مفکوره منفور فاشیستی همواره از نظر روانی این «برتری» را برای شان داده است که آدمکشی آنها در خدمت امر «قومی و اسلامی!؟» قرار دارد. دستان آنها به پاس همین مفکوره، در قتل عام و گسترده باز بوده است. ما در افغانستان شاهد بودیم که چگونه یک «مومندی » میوندوالی » » خلقی» «طالبی» و…. حاضر بوده است صمیمانه و بدون عذاب وجدان صدها نفر را سر بِبُرَد، بدون آنکه خمی به ابرو بیاورد.

در افغانستان هيچ ملیتى داراى اكثريت مطلق نيست. مسئله ملى در افغانستان در قالب فرمول اقليت – اكثريت نمی گنجد. مسئله ی ملی در افغانستان را نمي توان در چهارچوب اقليت و اكثريت قرار داد و مشکلات را حل کرد، بلکه با تقسیم عادلانۀ قدرت و عدالت اجتماعی می توان چالش ها و مشکلات دیگر افغانستان را راحت تر و سهلتر حل کرد.

صاحبان و طراحان مشی اکثریت سازی قومی در افغآنستان٬ بارها ثبوت کرده اند که آنها روح دمكراسى را هم ملتفت نشده و چندين فاز ازشرایط دمكراتيزه شدن  عصر حاضر عقب مانده اند. مسئله مردم افغانستان تامين حقوق برابر فردى و ملى براى همه شهروندان و همه مليتهاى ساکن در کشور به عنوان عناصر برابر حقوق سازنده افغانستان است و نه براساس اكثريت و يا اقليت عددى شان. بالاخره در افغانستان مسئله «اقليتهاى قومى» وجود ندارد٫ مسئله «ستم ملى» وجود دارد. تا زمانی که جامعه سازان جامعه ما کارهای مدرن و مدنی را برای رابطه اکثریت با اقلیت تعریف نکنند،  اکثریت سازی و اکثریت گرایی در راستای وحدت ملی همیشه میدان خونین نبرد افراد و طالبان قدرت خواهد بود.

تاریخ افغانستان سراسر از تلاش بر تقلب بوده است و حاکمان مرتجع برای ایجاد تفرقه در میان احاد مردم و ادامه سلطه حاکمیت شان بر جامعه همیشه به این نیرنگ متوسل شده اند. این تجارب ارزنده باید برای ما آموزنده باشد و دیدگان خویش را بر تجربه تاریخ بگشائیم.

آرزوی ما اینست، برادران  پشتون ما باید در کنار دیگر برادران خویش قرار گیرند و با تکیه بر وحدت و همزیستی برادرانه خویش برای استقرار یک جامعه فارغ از تعصب در افغانستان به حقوق ملیتهای کشور مشترک ما ارج گذارده و مشترکاً با آنها در روند تحقق شان کوشا باشند. تنها یک مبارزه مشترک و مورد احترام، بدور از نفرت و کینه توزی ساختگی ملی است که راه گشای مشکلاتی است که قرنها سلسله های حاکم ارتجاعی در افغانستان به وجود آورده اند. تحقیر و نا دیده گرفتن یکدیگر برای ما اعتبار نمی آفریند. تنها احترام متقابل و تحمل همدیگر درعرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که می تواند در خدمت صلح و ترقی افغانستان مفید باشد. همسرنوشتی ملیت های گوناگون افغانستان در یک سرزمین مشترک بخت بزرگی است که در اختیار همه ملتهای منطقه قرار گرفته است و افغانستان را به فصل مشترک تفاهم همه آنها بدل کرده است. پیوند افغانستان با ایران و پاکستان و ازبیکستان و ترکمنستان و تاجکستان نعمتی نیست که سایر ممالک جهان از آن برخوردار باشند.

هر افغانستانی باید هوادار احترام متقابل و همکاری داوطلبانه میان ملیت های افغانستان باشد. هرفرد کشور ما باید سرسختانه از وحدت ملیت های کشور حمایت کرده و آنرا ارجح  بدارد. ما در شرایط جهان کنونی که کشورهای قدرتمند در پی تفرقه ملل و سلطه بی پایان بر آنها هستند، مسخ اندیشه های اکثریت سازی های خیالی نه باید شویم، ما حفظ «تمامیت ارضی افغانستان» را گام نخست در درهم شکستن دسیسه های مداخله گران در شرایط مشخص کنونی باید بدانیم. آزادی مردم افغانستان در دشمنی و قتل عام متقابل نیست، بلکه در دوستی، صمیمیت و وحدت مشترک آنها در قبال دشمنان قدرتمند مشترک آنهاست.

نجیب الله ضیارحمان

فدراسیون تورکان افغانستان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: