تحلیلی بر انتخابات،تورکان ایران


GuneyAzerbaycan

تحلیلی بر ظرفیت ها، انتخابات، چهار چوب عملی تورکان ایران

توضیح: انتشار این مقاله در راستای شفاف سازی فضای انتخاباتی و بخث و بررسی افکار عمومی می باشد. دیدگاههای مطرح شده در این نوشته مورد قبول سایت نمی باشد.  

 آن کسانی که خیال می کنند عامل وحدت کشور ما زبان فارسی است , دل بستگی شان به زبان فارسی یقینا به قدر بنده نیست . یکصدم تلاشی هم که بنده برای زبان فارسی کرده ام آنها نکرده اند و نخواهند کرد . عامل وحدت ملت ایران زبان فارسی نیست ، دین اسلام است . همان دینی که در انقلاب و نظام اسلامی تجسم پیدا کرد . عده ای سعی می کنند اهمیت عامل پیوند مستحکم دلهای ملت ایران – یعنی ایمان اسلامی – را گم کنند .  ازفرمایشات مقام معظم رهبری ( مدظله العالی )                        

که ما را مکش تا یکی نو هنر               بیاموزی از ما کت آید  ببر

 چو  آزاد   گشتند  از  بند   او                بجستند   ناچار   پیوند  او

نبشتن  به  خسرو    بیاموختند               دلش را به دانش برافروختند

نبشتن یکی نه که نزدیک  سی               چه رومی ، چه تازی وچه پارسی

چه سغدی ، چه چینی و چه پهلوی         زهرگونه کان همی بشنوی

شاهنامه – ابوالقاسم فردوسی

» دئولر!!! نه تکجه اوز دیللرینده یازیب و اوخوماغی بیلیر ، بلکه اوتوز خالقین دیلینی و اونلارین یازیب  اوخوماغینی بیلیردیلر ، دئولر!!! بوتون قونشو خالقلارینا احترام قائل اولاراق ، اونلارین دیللرینی اویرنمیش و یازماغینی دا باجاریردیلار ، شاها !!! گلدیکده ایسه اوز دیلینی یازماغی دا  بیلمه ییردی «

                              ایران تورکلرینین اسکی تاریخی – پروفسور محمد تقی زهتابی

عجب تورک دیوی!!! که به غیر از زبان و فرهنگ خود ، تمام فرهنگها و زبانهای اقوام همسایه خود را از طریق احترام به حقوق قومی آنها آموخته بود . ولی پادشاه !!! افسانه ای بعضی مدعیان تمدن ایران امروزی ، از نوشتن و فهم زبان خود نیز عاجز بوده است .

                                   ( وما لیس الا البلاغ والسلام علی من اتبع الهدی)

تبیین تاریخ حقیقی ایران  در بستر منطقه ، نشان میدهد که اساس  تاریخ ایران و کشورهای منطقه همسوئی باورنکردنی دارد . تاریخ سازی جریانهای صهیونیستی و عوامل وابسته به آن در 150 سال اخیر با جعل واقعیات منطقه ، به شدت باعث تفاوت و تضاد ، مابین اقوام ایرانی و کل منطقه خاورمیانه گردیده است .

دیر زمانی است حل مسائل فرهنگی اقوام ایران ، بالاخص تورکان ایران به دغدغه دلسوزان انقلاب و نظام اسلامی تبدیل شده است . چنین می نماید که مرور زمان تنوع فرهنگی ملتها را در درون مرزهای سیاسی یک کشور ، به فرصتی برای شکوفائی استعدادها و پتانسیلهای نهفته در ملل فوق الذکر بدل کرده است. فرصتی که بخاطر بسیاری از سوء تفاهمات و البته بعضی غرض ورزیها ، همواره به منزله یک تهدید در ایران ، انگاشته شده است . بی شک تنها و تنها تاریخ می تواند برای اثبات تجلی این فرصتها ، شهادت دهد . دوران حکومت صفویان ، تاریخ مشروطه و انقلاب شکوهمند اسلامی ، 8 سال دفاع مقدس و بسیاری دیگر ، همواره بازه های زمانی پر فروغی هستند که موید این مطالبند . صاحبان این فرهنگها  نشان داده اند ، تنها آناند که با تکیه بر فرهنگ غنی خویش همواره سد محکمی در برابر تهاجمات فرهنگی – ارضی دول استکباری  بوده و می باشند . حال چرا تاریخ و فرهنگ این قومیتها در عصر معاصر از طرف بعضی جریانها ، همواره در انزواء و مقاطعی نیز در جایگاه جعل قرار گرفته است ، جای بسی تامل دارد !!! البته وابستگی  این جریان به شاخه های فرامرزی تهاجم فرهنگی ، متاثر از صهیونیسم بین الملل ، حداقل برای نگارنده این سطور مشهود است .

 تاریخ این سرزمین رکن اساسی ماندگاری خود را ، اگر نه مدیون ،  قسمت اعظم آن را از تورکان ایران دارد . دیدگاههای مقام معظم رهبری در کلیدی بیان کردن حضور اقوام ایرانی در عرصه های مختلف همچون انتخابات ، سهم عمده ای در شناسائی تفکرداخلی وام گرفته از صهیونیسم  وغیر همسو با دیدگاههای ایشان دارند . این شبکه  فراماسون با تضییع حقوق اساسی و فرهنگی اقوام ایرانی در تاریخ معاصر، سعی در انباشت مطالبات آنها نموده که نتیجتا باعث بدبینی به نظام مقدس اسلامی  میگردد . در حالی که اسلام به عنوان عامل هدایت متعالی بشر در طول تاریخ ، با تاکید صریح خود در قرآن کریم ( یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفو ان اکرمکم عند الله اتقیکم ان الله علیم خبیر . سوره حجرات آیه 13 )مبنی بر اینکه » شما را در قبائل و ملتهای مختلفی قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید ، همانا گرامیترین  شما در نزد من پرهیز گارترین شما میباشد » ، شرط برتری را تقوا قرار داده است و نه نژاد و زبان و یک قومیت خاص، و همواره به برابری اقوام تاکید گردیده است . تاکید تاریخی امت در مفاهیم قرآنی و اسلامی نیز تائیدی دیگر، بر این مدعا میباشد.

  چنین به نظر می رسد دو گانگی ها و دو گانه انگاری ها ، در تحلیل حقوق اقوام ایرانی ، از طرف جریان شوونیستی ، خود به مثابه آب در آسیاب دشمن صهیونیستی ریختن است . این تفکر شوونیستی فعالیت هویت طلبان فرهنگی اقوام در چهار چوب نظام را ، تعریفی از تجزیه طلبی وانمود کرده و از طرف دیگر وجود عاملی خود را در راستای سیاستهای شوونیستی ، بهانه ای !!! برای حفظ امنیت ملی !!! میداند . این جریان همواره خواستهای فرهنگی اقوام همچون زبان را ، به خواستهای سیاسی غیر معقول و غیر قانونی تعبیر میکند . سوالی که در برابر این جریان مطرح میشود ، آن است که : چرا زبانهای اقوام ایرانی صاحب تمدن در انزوا قرار گرفته  ؟ حال آن که زبان انگلیسی  که حتی در مرجع قانونی اساسی نیز به آن اشاره نشده است با هزینه دولت تا مقطع آخر متوسطه و کورس آن در تمام دانشگاههای کشور تدریس میشود .

 در این میان ماهیت مسموم محصولات فرهنگی و سیاسی این جریان در انتخابات را نیز میتوان تعبیری بر تغییر ذایقه فرهنگی اقوام ایرانی  دانست، یعنی جایگزینی تفکرجدید  مجعولی با نقاب احیای حقوق اقوام  بجای تفکر امت واحده اسلامی . حال آنکه  شعاراحیای حقوق اقوام با فلسفه وجودی این جریان شوونیستی منافات دارد .

 حال با توجه به اکثریت بودن تورکان در ترکیب جمعیتی ایران ، نقش آنان در انتخابات چه میتواند باشد ؟

  ورود به عرصه انتخابات بدون توجه به مبانی و کارکرد آن در سطوح داخلی و بین المللی می تواند بار مشکلات قومیتها، خصوصا تورکان ایران را مضاعف تر و رسیدن به حقوق مهجور و اساسی آنان را ، وابسته به گذشت زمان بنماید . چه بسا این عدم توجه میتواند ذهنیت دستیابی به حقوق تورکان ایران در چهار چوب نظام اسلامی را خدشه دار کند . دستهائی که زمانی عامل وحدت ایرانیان را فارس بودن و یا زبان فارسی معرفی میکردند ، اینک به طرق  دیگر به رونمائی برگی دیگر از تفکر خویش خواهند پرداخت . باز تولید افکار نژاد پرستانه دوران منحوس پهلوی و باز خورد این افکار مسموم درزمان انتخابات از طرف این جریان نیز میتواند، شرایط فرهنگی تورکان ایران را در منگنه قرار دهد . 

  در این برهه صحبت از عدم فعالیت در انتخابات میتواند بنوعی تایید آن افکار، و چه بسا هیزم فکنی به آن کوره فرهنگ سوز باشد . زمانی که یکی از روزنامه های کثیر الانتشار(شرق) در دوره قبلی انتخابات ریاست جمهوری، به تیتری با مضمون » نگاه کاندیداهای ریاست جمهوری به 30 میلیون ترک ایران » می پردازد و چندی بعد از انتخابات ، در مقاله ای ، نامی از تورک به میان نمی آورد ، و ترکیب جمعیتی آن را با نام آذری !!! 16 درصد جمعیت  کل کشور( تقریبا 11 میلیون نفر) بیان می کند ، بر ماست که به بازیچه ای برای جریانات مذکور بدل نشده و آگاهی قومی وفرهنگی تورک ایران را ، با شعور انتخاباتی در هم تنیده و از منطق احساسی ، خود را رها کنیم .

از مهمترین مسائل ، تحلیل ساختارها و به ویژه کار کردهای تورکان ایران است ، که نظام اجتماعی  سیاسی ایران برای بقای خود به آنها نیاز دارد . مهمترین نمونه این تحلیل در سطور بالا مشهود است . از دید گاه جامعه شناسی وجود جمعیت بی تفاوت برای جامعه تهدید به شمار می آید . گرچه در اینجا درجه بی تفاوتی تورکان ایران مطرح است ، اما منظور نظر نگارنده این می باشد که ، نارضایتی و یا حتی بی تفاوتی تورکان ایران که در اکثریت عینی  بر خلاف آمار توجیهی میباشند ، موجب جنگ فرهنگی «همه علیه همه»  در درون نظام اسلامی میگردد . حفظ انگیزشها و الگو های فرهنگی مولد در میان تورکان از برای ایران ، از سکون و همچنین پس رفت فرهنگی ملل ایرانی در طول تاریخ تا به امروز ، تاثیری انکار نشدنی دارد . ( اشاره به نقش بی منت عرفا و شعرای تورک در  پوشش  ضعف ساختاری زبان فارسی دری- از لحاظ زبان شناسی ، اکنون نیز این زبان ، زبانی ادبیاتی بشمار میآید و نه زبانی علمی –  در قرون گذشته  و ادامه آن در عصر کنونی ، و موازنه آن در مواجهه با حرکت قوی فرهنگ و تمدن عرب ).

 از نکات حیاتی و مهم دیگری که میتوان  با تامل در آن به وجوب احقاق حقوق زبانی وفرهنگی اقوام و بلاخص تورکان ایران درفضای رقابتهای انتخابات پی برد ، به موارد ذیل اشاره میگردد :

  • – تاکید بر نقش اساسی دین مبین اسلام درتعریف ساختار امنیت ملی بر مبنای وحدت امت اسلامی و باز تعریف نقش اقوام ایرانی در ساختار سیاسی، که مستلزم تغییرات کلی درتعاریف امنیتی بجا مانده از تفکرات شوونیستی اسطوره گرا و صهیونیست مآب است . این تاکید بدان جهت اعمال میشود تا یکی از تاکتیکهای مکارانه جریان شوونیستی در مقابله با عناصر فعال حقوقی تورکان ایران خنثی گردد .
  • – تاکید بر نقش تاریخی تورکان ایران که با ایجاد بنیان اسلام اصیل نبوی، باعث یکپارچگی ایران شدند و همچنین اشاره به نقش آنان ، در حفظ وتقویت ساختارایجاد شده در مقابل بحران سازان داخلی و دشمنان خارجی در طول تاریخ .
  • – افشای نقش مدعیان تمامیت خواه فرهنگی امروزی در گذر تاریخ ، که با ایجاد اعتقادات انحرافی با متد های فرا ملی ، سعی در متزلزل نمودن بنیان اسلام اصیل نموده اند . ( ایجاد فرقه ضاله بهائیت و نفوذ پیروان آن در ارکان رژیم منحوس پهلوی با خط گیری از صهیونیسم )
  • – خواست تمام حقوق در چهارچوب قانون اساسی به صورت صریح با تبیین شفاف مواضع انقلابی تورکان ایران در محافظت از اصول مقدس نظام جمهوری اسلامی ، حتی با قربانی نمودن فرزندان قهرمان خود در میدانهای مبارزه و جهاد داخلی و خارجی.
  • – تاکید بر نقش وجودی و خواست حقوقی ، تمام تورکان در اقصی نقاط کشور (مناطق غرب تا شرق و مرکزی و جنوبی ایران ) ، که مهاجرت و پراکندگی جغرافیائی و ترکیب جمعیتی ، هرگونه شایبه حاصل از افکار فریبکارانه جریان شوونیست مدعی امنیت ملی را، برملا میکند. ( تهمت تاریخی تجزیه طلبی به صاحبان واقعی ایران )
  • – تبیین روشن نگاه فرصت مآب ، درایجاد فضای قدرتمند منطقه ای برای ایران، بعد از احقاق حقوق فرهنگی و قانونی تورکان ایران ،در ابعاد مختلف و دریافت رانتهای امنیتی در حد بین المللی ودستیابی به بازارهای اقتصادی . (نگاهی به جغرافیای سیاسی کشورهای با جمعیت تورک در پیرامون ایران میتواند عمق نفوذ یاد شده را-از غرب چین تا عمق روسیه و قفقاز تا شرق اروپا که در برگیرنده بزرگترین پیمانهای امنیتی و اقتصادی مانند پیمان امنیتی شانگهای و ناتو وپیمانهای انتقال انرژی میباشد – یاد آور شود ).
  • – نفوذ هژمون فرهنگی – اسلامی و ضد صهیونیستی ، حاصل ازافکار متجلی بنیانگذار انقلاب اسلامی در کشورهای با فرهنگ هم سو، در قبال حل حقوق فرهنگی اقوام است ، که متاسفانه عدم رفع آن ،موجب تبلیغات سوء نظام های ضعیف و بعضا تحت تاثیر صهیونیسم ، در عین سرپوش گذاشتن بر مشکلات ساختاری و لاینحل خود ، بر ناکارآمدی نظام اسلامی در رفع نیازهای داخلی ایران می شود . (شانتاژهای جدید رسانه هایی همچون العربیه و… براختلاف اقوام ایرانی در همین راستا میباشد .)
  • – تاکید بر نقش زبان در تثبیت روانی هویت اجتماعی و آماده سازی نیروی بالقوه نسل جدید و تحت تاثیر فضای رسانه های صهیونیستی در مقابله با تهاجم فرهنگی .
  • – تاکید بر تاثیر آموزش به زبان مادری بالاخص در مراحل ابتدائی تا متوسطه ، در شکل گیری قدرتمند ساختار ذهنی و عملی که باعث ایجاد اعتماد بنفس درفرآیند ورود به جامعه در مقایسه با آموزش به زبانی غیر از زبان مادری میگردد.
  • – شکوفایی استعدادهای نهفته ، حاصل از آموزش به زبان مادری ، باعث جلوگیری از بروز اختلالات روانی ، منبعث از سر خوردگی فرهنگی در سطح خانواده و کلان جامعه میشود . متاسفانه نادیده انگاری عامدانه این حق در گذشته ، آثار جبران ناپذیری در جامعه محصول امروزی ، از باب حرکات اجتماعی بجای گذاشته است . عدم رفع این معضل ، باعث افزایش فشارهای روانی جامعه ودر نتیجه تغییر نوع خواست مطالبات اجتماعی در آینده خواهد گردید . صد البته ، شرایط بحرانی برای ایران ، خواسته برنامه ریزان صهیونیستی این پروسه نا مبارک میباشد و مدعیان حفظ امنیت ملی باید متوجه فرآیند مذکور بوده ، که در غیر این صورت، نا خواسته ابزار مطلوب صهیونیسم و عوامل توجیه گر ذینفع ویا کوته بین آنان در داخل ، بر علیه امنیت ایران اسلامی خواهند شد .
  • – تحلیل شرایط منطقه ای در موارد مشابه وضعیت ایران .این تحلیل ما را به آن می رساند که همسانان منطقه ای به عمق بحران پی برده اند .با نگاهی به نسخه های تاریخی مشابه ،و تاثیرعوامل رکود اقتصادی جهان درآنها وعدم توجه بموقع به مسائل امنیتی اقوام درآن برهه ، میتوان علت ایجاد بحرانهای داخلی و نهایتا جنگهای منطقه ای و گاه جهانی را درک کرد . از بازخورد مسائل فوق با رکود اقتصادی فعلی نتیجه گرفته میشود ، که کشورهای همسان در منطقه خاورمیانه اقدام به حل معضل اقوام و تثبیت تعاریف امنیتی خود با متد های منطقی می نمایند . ( از مثالهای تاریخی برای وضعیت مشابه – می توان به رکود اقتصادی سالهای 1900 به بعد و 1929 که هرکدام با ادغام مشکلات اقوام تحت تضییع حقوق، منجر به جنگهای منطقه ای اروپا وجنگ اول و دوم جهانی گردید – اشاره کرد. کشورهای قفقاز و ترکیه با درک عمق بحران حاصل از عدم رفع خواستهای فرهنگی اقوام ، اقدام به حل مشکل و تثبیت امنیت ملی خود می نمایند . از آن جمله حل مساله کردها با ایجاد حزب سیاسیD.T.P، منجر به رفع حرکت رادیکالی کردها در قالب گروه P.K.K گردیده- اظهارات مراد کارایلان رهبرP.K.K، در روزهای اخیردر مصاحبه با روزنامه حریت ، مبنی بر قبول مرزهای سیاسی ترکیه و منافات خواست حقوق فرهنگی کردها با تجزیه از ترکیه ، که خلع سلاح این گروه با توافق دولت ترکیه را در پی می آورد – شناسائی حقوق فرهنگی و تاریخی ارمنستان از طرف ترکیه ، در آینده نزدیک منجر به رفع بحران قومی بین آذربایجان و ارمنستان در مناقشه بسیار پیچیده قره باغ خواهد گردید . )

با توجه به موارد ذکر شده که در بر گیرنده تحلیل کوچکی از چیستیها و چراییها و همچنین دورنمای فرصتهای حاصل از رفع تضییع حقوق فرهنگی و زبانی اقوام میباشد ، میتوان نتیجه گرفت که تاکید در اصول 15 و 19 و … قانون اساسی با عنایت به چتر وحدت امت اسلامی تحت امر ولایت مطلقه فقیه ،عین وطن پرستی به معنای واقعی کلمه میباشد .  عدم توجه به این اصول در شرایط فعلی و همچنین تغییرات شگرف جهان ، که فرصتسوز را پشیمان تهدیدات آتی خواهد نمود ، عین حماقت و ایران ستیزی است . نامزدهای مسند ریاست جمهوری باید موضع گیری شفاف و تاثیر گذار خود را در چهارچوب  مورد اشاره صریحا بیان داشته و سیاست اجرایی خود را در این راستا  بعد از پیروزی انتخاباتی سریعا بکار گمارند .

محمد تورک

m.turk.ir@gmail.com

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: