معلومات مختصر در مورد تاريخ معاصر ميمنه


معلومات مختصر در مورد تاريخ معاصر ميمنه

میمنه یکی از شهر های تاریخی تورکستان بوده از نگاه موقف استراتیژیک خود اهمیت زیاد دارد. از آنجاکه میمنه در حاشیهء شمالغرب تیر بند تورکستان (یا کوه های تورکستان) واقع است، بیان کننده این امر میباشد که این منطقه بر سر شاهراه تجارتی خراسان، فارس، بلخ و ماورالنهر احراز موقعیت نموده است و همچنان ارتباطات قوی در شمال با مرو و در جنوب از طریق غور و بامیان با کابل دارد، میمنه شاهراه ورودی بادغیس را تحت نظارت داشته و از طرف جنوبغرب آسیب پذیری تورکستان را در کنترول دارد، موازی با این موقف خود میمنه نقش مهمی را در تاریخ نواحی تورک نشین افغانستان بازی میکند و در چندین مورد رویدادها و واقعات را در آن نواحی بطور مستقیم تحت نفوذ خویش داشته و دارد.          بقول جوناتن ال لی مستشرق انگلیسی در کتاب «تاریخ میمنه» چگونگی منشأ میمنه به سبب قلت پژوهش ها و مطالعات باستانشناسی از ساحه چندان روشن نیست، دوپری (1970 اوراق 1610) مواد سنگی و سفالین مربوط عصر میانه پلیو لیتیک و نیولیتیک عصر برنج را در یک مغاره جوار بلچراغ در گرزوان و سفال اوایل دوره آهن را مربوط اواخر قرن دوم تا هزاره اوایل قبل از میلاد از حصاری در مرکز میمنه کشف کرده است. (10187 1982     ) صرف در عصر اسلام است که این شهر تحت اسم (الیهودیه) یا (الیهودیان) شهر نصرانیان یک وجهه اختیار میکند. این شهر در قرن دهم میلادی یک از دومین مرکز مهم این ساحه و اقامتگاه ملک گوزگان بوده است (مینوژسکی 1970 صحفه 107) در این دوره منطقه گوزگان یا «جوزجان» که اکنون معروف به گرزوان است، مرکز فرمانروائی سلاله فریغونی بوده است .ویرانه های قصر آل فریغونیان که روابط خویشاوندی با خاندان پادشاهی غزنویان داشتند، هم اکنون در قسمت «دره زنگ گرزوان» با نمونه های کمی که بر جامانده، مشهود است. چنین پیداست که تا هنگام فتح تورکستان از طرف مغول در قرن سیزدهم شهر میمنه تمام شهر های دیگر را تحت الشعاع داشته است و به حیث مرکز تجارتی و اداری تورکستان غربی بوده است.              در قرن هفتم و هشتم هجری این شهر با حصارها و مغاره های  تپه ها در غرجستان و گرزوان در اثر هجوم مغولها به ویرانه مبدل شده است و احتمالاً تحولات زیادی در رابطه به نحوهء اسکان مردم در آن بوقوع پیوسته است. مداخله و سروکار اوزبیکها در میمنه تحت قیادت محمد خان شیبانی که از آغاز قرن شانزدهم نیروهای خود را به فاریاب و میمنه گسیل نمود، آغاز میآبد. در سال 1605 میلادی شخصی بنام طاهر بیک والی میمنه بود که از طرف محمد خان شیبانی حکمرانی میکرد و از اوزبیکهای المار واقع جنوب میمنه را مغلوب نمود….. میمنه از قدیم الایام یک شهر تاریخی و تجارتی بوده و در گذرگاه راه تاریخی ابریشم قرار داشته است. راه ابریشم پس از گذشتن از هرات از طریق بادغیس به قیصار (تالقان قیصریه) به شهر اندخوی سپس به شبرغان و بلخ و سمنگان و قندوز و بدخشان رسیده از طریق پیمودن دامنه کوهای پامیر به تورکستان چینی وصل میشده است.                               تاریخ معاصر میمنه را باید از آوان فتوحات نادر شاه افشار در آن منطقه و متعاقباً از زمان تعیین شدن حاجی خان میمنه گی (1773 1751) به حیث والی احمد شاه در میمنه در نظر گرفته شود، بنابر گزارش کنولی که در سال 1840 میلادی در باره میمنه نوشته شده حاجی خان بپاس خدمات صادقانه اش به احمد شاه به حیث والی میمنه و بلخ تعیین گردیده است.                        معلومات در این رابطه در کتاب «تاریخ احمد شاهی» تألیف محمودالحسینی قید گردیده است.

ميمنه تا سالهاي 1885 ميلادي بنام ايالت اوزبيكيه توركستان  نيز ياد گرديده واين نام خودرا تا اواخر نيمه اول قرن  بيستم حفط نمود.

در سال 1888 ميلادي سردار اسحاق خان والي امير عبدالرحمن بغاوت كرد وخودرا بحيث امير افغانستان اعلام نمود وبراي تشويق اوزبيكها كه از داعيه اش دفاع كنند ، وي تعهد كرد كه چهار ولايت از افغانستان مستقل باشند. اين اعلان از جانب مردم توركستان با استقبال زايد الوصف روبروشد ، بهر حال مير حسين خان اغتشاش اسحاق خان را برسميت نشناخته و بر اثر مزاحمت هاي خويس برعليه وي  دستگير و زنداني گرديد ، ليكن فرزند وي در ميمنه باقيمانده و جهت همكاري در انقلاب مقاومت كرد.

با شكست  سردار اسحاق توسط عبدالرحمن ، توركستان بار ديگر به سبب اغتشاش و تمرد بر عليه حاكميت استبدادي عبدالرحمن ،تحارب تلخ انتقامجويي را تجربه كرد.انانيكه از داعيه اسحاق خان حمايه نموده بودند به حيث زنداني به كابل فرستاده شدند.

حسين خان زنده نماند تا پاداش وفاداري خودرا ميديد ، زيرا قبل از انكه مسايل در منطقه تصفيه وحل شود ، اسحاق خان ويرا به جوخهء اعدام كشانده بود وبه عوض وي فرزندش محمد شريف خان بقدرت رسيد وبا عبدالرحمن خان پيمان كرده بودكه اورا به صفت پادشاه وزمامدارخود برسميت بشناسد. محمد شريف خان تا سال 1892 ميلادي به پيمان خود وفا كرد ، ليكن بر اثر تمردي كه از وي سرزد از وظيفه بركنار گرديده و به كابل فرستاده شد و ميمنه تحت اداره مستقيم كابل در آورده شده و سلاله حاجي خان مينگي كه در سال 1751 ميلادي تاء سيس گرديده بود ، رسما منقرض گرديده حاكميت از سلاله اوزبيكهاي توركستان به افغانهاي افغانستان تعلق گرفت.

بهر حال ميمنه خود سرگذشت طويل تاريخي دارد كه ايجاب تاءليف اثار مستقل را در اين رابطه مينمايد ، ميمنه با وجود تلاشهاي دامنه دار سياسي  و دولتي كه پس از سال 1880 و 1884ميلادي يعني سرنگوني اميردلاور خان فرزند امير حكومت خان تا اكنون صورت كرفته و ميگيرد بازهم به حيث يك منطقه كلاء تورك نشين هويت خويشرا حفظ نموده است . بيشتر از نود در صد از اهالي بومي اين منطقه را اوزبيكهاي حنفي مذهب مسلمان تشكيل  داده  وبدرجه دوم توركمنها ، تاجيكها ، عربها نيز از قديم الايام در اين منطقه زندگي داشته واز اسكان قبايل پشتون  بيشتراز يكصد سال نميگذرد ، قبايل متذكره بمنظور زدودن هويت  اتنيكي اصيل  اين منطقه و ستر سرحدات شمالي افغانستان با كشور هاي اوزبيكستان و توركمنستان وتشكيل خط حايل بين مردمان توركتبار دو طرف سرحدات مطابق پلان منظم دولتهاي حاكم افغانستان در يكقرن اخير،اسكان داده شده اند.

تاريخ اسكان  قبايل پشتون را در فارياب بايد بعد از سقوط سلسله امراي مستقل اوزبيكها مطالعه كرد كه پس از چند جنگ خونين به تصرف لشكر عبدالرحمن(1880ـ 1901 ميلادي )در امد.

بقول جوناتن ال ـ لي در كتاب تاريخ ميمنه : «در سالهاي بعدي 1880 تعدادي از افغانها ( پشتونها) نيز در اين مرز و بوم مسكن گزين ساخته شدتد ودر دهه هاي متعاقب به نفوذ وسلطه خود افزودند…»

به استناد اثار تاريخي اين شهر رسما در سال1875 با يك نيروي بيش از ده هزار نفري به رهبري نايب محمد علم خان ، نايب الحكومه بلخ به محاصره كشيده شده وبعداز يك مقاومت شديد و طولاني سر انجام بتاريح 14 مارچ 1876 بدست افغانها افتاد  ، حسين خان در اين وقت حسين خان امير ميمنه بود ، وي با خانواده اش باز داشت شده و دارايي شان مصادره گرديد وشهر به تاراج كشانده شد ، كه طي اين جنگ در حدوذ پانزده هزار نفر مرد وزن به دم تيغ كشانيده شدند.

در اين قتل عام بزرگترين تلفات انساني به اهالي اوزبيك اين شهر وارد گرديده وچهره جغرافي شهر عوض شد ، در هر گوشه وكنار مردم جنازه مردم جنازه هاي عزيزان خويشرا در داخل خانه ها وكنار سركها بخاك سپردند ويكي از دلايل موجوديت مقابر و زيارتها در گوشه .كنار شهر ميمنه كه با تطبيق نقشه هاي جديد شهري از مدت نيم قرن بدينسو اكثر از بين رفته اند ، همين علت ميباشد. پس از سالهاي (1884ـ 1886 ميلادي) كه كميسيون تثبيت سرحدات ، مرزهاي افغانستان را شناسايي و تثبيت نموده و به اشتراك نمايندگان انگليس و روسيه مناقشات  سرحدي خودرا حل نمودند ، ميمنه به حسث يكي از ولايات تابعه دولت افغانها شناسايي و تثبيت گرديد وتغييرات قابل ملاحظه يي بخاطر زدودن هويت تاريخي و فرهنگي اصيل اين منطقه واهالي بومي ان برداشته شد ، در اين جريان بيشتر ازهمه مركز شهر ميمنه  در محراق توجه بود ، ارگ تاريخي ميمنه كه از قديم الايام قلعه تظامي و مركز فرماندهي امراي مستقل ميمنه بود در قدم نخست تخريب گرديد.

بنابر روايت « آ رمينوس وامبيري » سياح مجارستاني ومؤلف كتاب « سفرنامه درويشي دروغين در خانات اسياي ميانه » در سال 1864 ميلادي نفوس خان نشيني  ميمنه به يكصد هزار نفر بالغ ميگرديد و(1500) خانه ، سه مسجد ، دومدرسه ويك بازار عمومي از خشت خام درميمنه وجود داشته است كه مؤيد رشد تجارت ونفوذ در منطقه بوده است.

بروايت جوناتن ال ـ لي   در كتاب تاريخ ميمنه :«بازار ميمنه دازاي (235) دكان بوده كه تاجران يهودي وهندو ومسلمان در آن به تجارت مشغول بوده اند. در اين بازار ابريشم بخاراومشهد، چرم روسي ، شكر فرانسه از طريق روسيه، كاغذ روسي ، كتان انگليسي ، چاي از بمبئي ، نيل هندي ، دستار ن چاقو ، سوزن وغيره از پشاور ، گندم، جو ، تنباكو ن توت ، برنج از آقچه ، پخته ن كشمش ،چارمغز .ميوه هاي متنوع محصولات منطقه بوده ودر اين بازار بفروش ميرسيده است.

در اين گزارش توضيح وذكري از صنعت معروف قالين بافي وپرورش قره قل به چشم نميخورد وعوايد قابل ملاحظه از مدرك توليدوتناسل گوسفند وفروش سايرمواشي، ميسر ميشده است. واينكه اسپهاي ميمنه از نسل اسپهاي نازل است ، رد ميكند.

در سال 1888ميلادي  در شهر ميمنه هفت دكان هندو وهشت دكان يهوديان وجود داشته است ، ولي « ميت لند » در گزارش خود اين ارقام را ردنموده مينويسد كه : در همين سال در شهر ميمنه دكان هندوها پانزده دكان وتعداد دكان يهوديان بيست وپنج بوده دكان بوده است.

در زمان زمامداري نادرشاه ميمنه به واحد كوچكتر اداري بنام حكومت اعلي كه تحت اداره يك حاكم اعلي اداره ميشد ، در آمد. دراين دوره ودوره سلطنت ظاهر شاه ، انساني متعصب ، بي عاطفه وقبيله پرست  بنام وزير محمدگل مهمند به حيث وزير داخله و رييس تنظيميه توركستان  مقرر شده وبه امحاي آتار و ابدات تاريخي وفرهنگي  مناطق شمال ،  بخصوص فارياب پرداخته وبه هدايت مستقيم وي كتيبه هاي مقابر و زيارتهاي مختلف ، عمارات تاريخي و قديمي ، منهدم گرديده وطي ده ها سال نسخه هاي قلمي ناياب  وارزشمند زبان اوزبيكي سر به نيست گرديده  ويا به قيمتهاي گزاف به موزيمهاي معروف دنيا فروخته شده ، همچنان براي امحاي زبان وادبيات اوزبيكي وبيرون راندن اين زبان وادبيات از مكاتب و دفاتر دولتي اقدامات جدي استبدادي بعمل آمده و بطور كلي  اين زبان از تداول انداخته شد وكه زبان  بخاطر امحاي رسم ورواج و زير

شهر كنوني ميمنه از شهر قديمي  ان در مهندسي و ساختمان بكلي فرق داشت .اين شهر مانند چارچته كابل وچارسوي هرات داراي بازارچارسو بود . كه ساختمان گنبدي داستدر اين دكانهاي عطاري تمام وسايل مورد نياز مردم آنروزگار فروخته ميشد .  اين  بازار چارسو بنام ( تي توم ) نيز ياد شده ساختمان گنبذي داشت كه بشكل مهندسي قديم اعمار شده بود اين چارسو مركز شهر ميمنه را تشكيل ميداد واز قسمت موقعيت  كنوني (1386 ) دافغانستان بانك ميمنه تا ارامگاه بابا عارف (رح) ادامه داشته ودرآن تقريبا دوازده دكان عطاري وجود داشت  از شمار اين دكانها ي عطاري ميتوان از دكان مرحوم حاجي امين تغاچي ، مرحوم ذكر باي كوهي و چند تن از يهودان وهندوهاي مقيم ميمنه نام گرفت در اين وقت  عطاران وتجار امتعه تجارتي خودرا از قبيل لوازم عطاري وبزازي از بخارا از طريق  راه ( خواجه قچه ي) واز ايران از طريق راه هرات وارد ميكردند. تخريب بالا حصار تاريخي ميمنه به امر وزير محمد گل مهمند رييس تنظيميه شمال از سال 1318 الي1326 ادامه پيدا كرد ومدت نه سال را در بر گرفت و بوسيله  دهها وصدها نفر عمله وفعله وموتر هاي لاري ساختمان قديمي آن كه يادگا رامراي مستقل ميمنه بود تخريب ومنهدم گرديده  طي آن بيست متر ارتفاع آن از چهارطرف خاك برداري شد واثار تاريخي وباستاني آن بغارت رفت  .

چارسوي تاريخي شهر ميمنه در وقت نايب الحكومه گي غلام حيدر عدالت و عهده داري داكتر عبدالاحد اولوسي به حيث رييس بلديه ميمنه ، به بهانه تطبيق نقشه جديد تخريب ومنهدم گرديد. بزرگترين تخريب در ميمنه از سال 1323 تا 1335كه دوازده سال را دربر ميگيرد  بوسيله همين افراد بوده است.

همچنان بازار قديمي  كوهيخانه و افغانكوت (تخته پل ) نيز در اخير سال 1335 به بهانه تطبيق نقشه جديد صورت گرفت .

مدرسه ومسجد مرحوم روزيقل كاروان باشي كه در قسمت جنوبشرقي شهر ، جاييكه هم اكنون مقبره آن مرحومي قرار دارد ،واقع بود واز عمارات قديمي  شهر ميمنه بود نيز طي سال 1323 و  1324 تخريب گرديد.

کاظم امینی

یک پاسخ

  1. مطالب حالبی بود، خواندم وازآن مستفیدشدم،معلومات ارزنده ای را دراین جا گرد آورده اید،تلاشهای مستدام شمارادراین راستابازهم خواهانم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: