معلومات مختصر در بارهء ميمنه ووجه تسميهء تاريخي آن


معلومات مختصر در بارهء ميمنه ووجه تسميهء تاريخي آن

ميمنه كنوني در گذشته بنامهاي (يهوديه- نسائيه- النساء ومحرقه) نيز ياد ميشده است. در قرن سوم هجري شهريهودان(ميمنه)امروز ، مركز ادارهء امارت نشين فارياب بوده است.

دركتاب (توركستان نامهء) بارتولد يهوديه(ميمنه) را تختگاه شمرده نه انبار( سرپل) كنوني را. موءلف«تاريخ اصطخري» و»ابن حوقل» اتفاق دارند كه در قرن چهارم هجري شهر ميمنه(يهوديه) اب جاري وباغها داشته است.

موءلف شهرهاي آريانا مينويسد:« ميمنه بار اول از طرف اسراييلي هاييكه (بخت نصر) فرستاده بود ، آبادگرديد. ولي بعداء مسلمانان بفال نيك گرفته ، ميمنه گفتند كه معني شهر‹ خجسته› را ميرساند.

موءلف (حدود العالم) كه بدربار آل فريغون اين كتاب بزرگ را تاءليف نموده، شهر ميمنه رابصورت(يهودان) قيد كرده ، علاوه ميكند كه شهريست آبادان وبا نعمت وبر دامن كوه نهاده ومقر ملك گوزگان ووي به لشكر گاه نشيند واز شهر تا لشكر گاه فرسنگي ونيم است وان لشكر گاه را»دراندره» خوانند«دهندره».

در مورد (دراندره- دهندره) بايد گفت كه اينجا اردوگاه لشكر اسكند مقدوني بوده، زمانيكه اسكندر مقدوني حصار وقلعهء ميمنه را بنا نهاد، دراندره را در اردوگاه خويش قرار داده بود. در ديوان فرخي سيستاني« جلال الدوله محمد فرزند سلطان محمد امير جوزجان « كه درسال 431 هجري قمري بر تخت غزني نشست ، ميگويد:

در ديار گوزگانان انداين عهد قــــــريب

چار چيز نامور كرد ازپي مزد وثـــــواب

مسجد آدينه وعالي منا ر ميمنـــــــــــــه

سد رود سور ياب وجوي آسان وسراب

(يهوديه) نام قديم ميمنه بوده است. ميمنه بر خط36 درجهء عرض البلد شمالي و64 درجه و45دقيقه طول البلد شرقي واقعست. همچنان از عبارت « الميمنه دهرجهودان» البيروني معلوم ميگردد كه در اوايل قرن پنجم هجري شهر (يهوديه) رابنام ميمنه نيزياد ميكرده اند.

جغرافيه نويس بزرگ عربي «ياقوت حموي» ميمنه را( جهودان كبري) خوانده كه معرب آن يهوديه وبعداء به ميمنه مسما شده است. شهر ميمنه را ياقوت حموي بدان جهت« جهودان كبري» ناميده كه محل ديگري بهمين نام در نزديكي هاي بلخ بوده كه شهيد بلخي از آنجا ميباشد وبنام

« جهودان صغري« ميگفتند.

بنابر قول بار تولد در «توركستان نامه» نام ميمنه در تاء ليفات جغرافيه نگاران قرن دهم ميلادي ديده نميشود. در ادامهء بحث بارتولد بروايت تاريخ اصطخري(انبار) سرپل كنوني پايتخت بوده نه ميمنـــــــــه ، بقول مقدسي بارتولد مينويسد: » از يهوديه(ميمنه) تا فارياب دو روز وتا شاپورگان(شبرغان) نيز دوروزواز يهوديه تاانبار(سرپل) يكروز را ه ميرفتند وبدين قرار محتملاء اين شهرهم در جنوب شاهراه قرار داشته وجادهء عليحده از مرو به يهوديه ممتد بوده كه راه بلخ را در نزديكي قلعهء« احنف بن قيس« در نقطه اي بر كرانه ء مرغاب بفاصلهء يكروزه راه از مرو قطع ميكرده است.

در«طبقات ناصري» اين شهر بنام (ميمنه) آمده، (خواجه حسن ميمندي) را كه(ميمند) قبول كرده كه ديگران( ميمنه) قبول كرده اند به عقيدهء جمهور موء رخين مطابقت ندارد.(نسايه) نام قديم سر زمين جوزجان بوده است كه دربين ساحهء بلخ تا مرو واقع گرديده.

(ماركوارت آلماني) ميمنه را همان شهري ميداند كه در( اوستاي زرتشت) ذكر شده است. قرار تحليل بارتولد( نساي) از مصدر(رساي) كه بمعني(آسودن) است واز پيشاوندي كه به معني تحت وپايين است ، تركيب يافته؛ بناء اين اسم(نسائيه) مجموعهء معني(فرود گاه- زيستگاه- آبادي) را ميرساند

کاظم امینی

Advertisements

یک پاسخ

  1. میمنه از نخست سرزمین آریاییان بوده و هست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: