امریکا و تحمیل حکومت "سه و نیم پشتون" در افغانستان


نویسنده: هارون امیر زاده

اخیراً روزنامه اندپندنت چاپ بریتانیا خبر داد که بارک اباما رییس جمهور جدید امریکا » آماده قطع حمایت از رییس جمهور حامد کرزی است». اما به نظر برخی تحلیلگران غربی «کرزی بحیث دست نشانده بوش در کابل خاموشانه قدرت را ترک نخواهد گفت». واقعیت اینست که وی نه تنها قصد دارد بار دیگر خود را در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان کاندید نماید، بلکه با بهانه تراشی در تلاش است زمان بر گزاری انتخابات را به تعویق به اندازد. افزون بر آن کرزی که یکی وابسته ترین و دست نشانده ترین زمامدار در تاریخ معاصر افغانستان به حساب می رود در یک چرخش هیجانزده درفش وطندوستی، نشنلیسم و امریکایی ستیزی را بلند نموده است که مایه تعجب هم حامیان خارجی وی وهم مردم افغانستان شده است.
مردم افغانستان از اقدام اوباما مبنی بر سلب حمایت از کرزی استقبال خواهند نمود؛ زیرا حمایت های کورکورانه بوش از کرزی بحیث شخصیت ضعیف در هفت سال اخیر به بهای بزرگ برای مردم افغانستان و جامعه جهانی مبدل شده است. بسیاری تحلیلگران معتقد هستند که کرزی و تیم فاسد وی به یک مانع بزرگ در برابر صلح، بازسازی و اتحاد ملی مردم افغانستان مبدل شده اند. رهبر جدید کاخ سفید به درستی درک نموده است که بدون کنار گذاشتن کرزی هر گز نمی تواند جنگ با تروریسم را موفقانه به پیش ببرد.
اما واقعیت اینست که مشکل افغانستان صرف با برکناری کرزی از قدرت پایان نمی یابد. یکی از مسائل اساسی و عاجل علاوه بر جنگ با تروریسم برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در زمان معین مطابق به قانون اساسی کشور در فضای امن، آزاد و دموکراتیک می باشد.
به نظر می رسد که اداره اوباما همزمان با قطع حمایت از کرزی بگونه آشکارا مذاکره را با جانشینان احتمالی وی در واشنگتن آغاز کرده است. روزنامه اندپندنت در ضمن معرفی بیوگرافی مختصر رقبای احتمالی کرزی در مورد تعلقات قومی آنها می نگارد که همه شان پشتون تبار هستند. اما در مورد داکتر عبدا لله وزیر خارجه سابق می گوید:»هرچند داکتر عبدالله عبدالله نیمه پشتون است ولی وی به تاجک بودن شهرت دارد.»
بدین گونه چهار تن شخصیت های نامبرده در رسانه های غربی، به تیم «سه ونیم پشتون» شهرت یافته اند. بسیاری آگاهان معتقد اند که امریکا از میان تیم سه ونیم پشتون یکی را بحیث رهبر و یک شخصیت نیمه پشتون را بحیث معاون اول سمبولیک و متباقی دو تن دیگر را ممکنست در مقامات وزارتهای خارجه، دفاع و یا داخله نصب نماید.
همچنان در خبر آمده که این شخصیت ها باید اختلافات شان را کنار بگذارند و اقوام افغانستان را باهم متحد سازند. اما پرسش اساسی اینست که مطابق به کدام معیار ها «سه ونیم پشتون» بحیث رهبران آینده افغانستان جهت گفتگو به واشنگتن دعوت شده اند؟
برخی ها معتقد هستند اگر چهار تن شخصیتی نامبرده به نمایندگی پشتونها به واشنگتن دعوت شده اند تا مشکل قومیت پشتون را که ریشه در ترور و تریاک طالبان دارد و یا در مناطق شان تروریسم لانه کرده با غرب صحبت کنند، می توان آنرا درک نمود. و اما اگر آنها به نمایندگی از تمام اقوام ، نهاد ها و سازمانها صحبت می کنند، بدون شک آنها نه از همه اقوام افغانستان نمایندگی می توانند و نه از احزاب سیاسی کشور. به بیان دیگر در افغانستان هیچ گروه قومی نمی تواند از گروه دیگری نمایندگی کند. به نظر برخی ها به جز از داکتر عبدالله که می تواند نمایندگی از اقوام پشتون و تاجک نماید ؛ زیرا وی نیمه پشتون بقول اندپندنت است، دیگران نمی توانند از تاجک، هزاره، ازبک و اقوام دیگر افغانستان نمایندگی کنند.اما اگر اوبا واقعاً می خواهد در افغانستان تغییر اساسی بیاورد، باید از اشتباهات بوش درس بگیرد.
یکی از سیاست های غیر دموکراتیک بوش تحمیل حامد کرزی بحیث یک شخصیت ناتوان بر شانه های مردم افغانستان از طریق کنفرانس بن و انتخابات تقلبی ریاست جمهوری سال 2004 بود. حالا زمان آن رسیده که آقای اوباما برای جانشینی آقای کرزی در انتخابات ریاست جمهوری عنقریب به حق انتخاب دموکراتیک و آزاد مردم افغانستان برخلاف سیاست های بوش احترام قایل شود و مشروعیت رهبری آینده را نزد مردم افغانستان و جهانیان زیر سوال نبرد. در غیر آن رهبر تحملی واشنگتن حیثیت بیشتر از کرزی را نخواهد داشت. ازینرو بهترین خدمت رهبری جدید کاخ سفید زمینه سازی انتخابات آزاد و دموکراتیک در فضای امن و آرام خواهد بود.
دومین اشتباه حکومت بوش سیاست های تبعیض آمیز قومی ، دادن امتیازات به یک منطقه افغانستان و محروم ساختن مناطق دیگر افغانستان از روند بازسازی و مشارکت سیاسی در قدرت بود.
قومی ساختن انتخابات و تشکیل دولت بر اساس برتری طلبی و تمامیت خواهی قومی، زبانی و محلی هر گز به ثبات نمی انجامد. به بیان دیگر هیچ نوع معادلات قدرت بدون نفش عادلانه اقوام پشتون و غیر پشتون در چهارچوب یک دولت ملی با پایه های گسترده اجتماعی عملی نخوادهد بود. ازینرو دولت اوباما بهتر است بجای صحبت با گروه های خاص در مورد تشکیل حکومت آینده افغانستان با تمام گروه های قومی، مذهبی و نخبگان سیاسی افغانستان مشوره و گفتگو نموده اشتباهات بوش را در کنفرانس بن و انتخابات تقلبی 2004 تکرار نه نماید.
سومین عامل شکست دولت کرزی تضاد ساختار نظام ریاستی کاپی کورکورانه از امریکا با واقعیت های جامعه افغانستان می باشد. نظام ریاستی متمرکز در لویه جرگه قانون اساسی را خلیلزاد نماینده خاص و سفیر امریکا در افغانستان، لخدر ابراهیمی نماینده ملل متحد در امور افغانستان و تیم خاص کرزی به شمول آقایان جلالی و احمدزی تحمیل نمودند. حالا افغانستان به بحران نظام سیاسی گرفتار است و تعویض این نظام به نظام پارلمانی یکی از نیاز های فلسفه تغییر در افغانستان بعد از بوش و کرزی خواهد بود. افزون بر آن دست کاری در قانون اساسی افغانستان توسط آقایان کرزی، غنی احمدزی، جلالی، احدی و حنیف اتمر امروز افغانستان را به بحران قانون اساسی گرفتار نموده اند. بناً با برکناری کرزی تعدیلات در قدرت اساسی افغانستان، تغییر نظام سیاسی شکست خوردۀ ریاستی از جمله نیاز های اصلی ثبات، دولت سازی و حاکمیت قانون خواهد بود.
در فرجام باید گفت مردم افغانستان از برکناری کرزی بحیث میراثدار بوش در افغانستان استقبال خواهند نمود و لی از تحمیل رهبر جدید برای افغانستان توسط واشنگتن بر خلاف اراده آزاد و دموکراتیک مردم افغانستان هرگز استقبال نخواهند نمود و مذاکره با «سه و نیم پشتون » در واشنگتن را به نمایندگی همه مردم افغانستان به دیده شک خواهند نگریست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: