زندگی حلیمه چاووش، اسطوره جنگ قورتولوش


او یک زن است، زنی که در جنگ رهایی بخش ترکیه (نبرد قورتولوش) لباس مردانه پوشید و به خط مقدم جبهه رفت. او زنی بود که مهمات به جبهه ها حمل می کرد. حلیمه چاووش، زنی از زنان ترکیه

او یک زن است، زنی که در جنگ رهایی بخش ترکیه (نبرد قورتولوش) لباس مردانه پوشید و به خط مقدم جبهه رفت. او زنی بود که مهمات به جبهه ها حمل می کرد. حلیمه چاووش، زنی از زنان ترکیه

نبرد قورتولوش یا نبرد رهایی بخش ترکیه که از آن با نامهای جنگ استقلال، جنگ استقلال ترکیه و نبرد ملی نیز یاد می شود برگ زرینی از تاریخ جانفشانی های مردم ترک برای محافظت از میهنشان است.

در این نبرد، ترکها که بعد از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول برای حفظ مرزهای خود تلاش می کنند از سوی یک ارتش چند ملیتی مجهز مورد هجوم قرار می گیرند. جنگی که از سال 1919 آغاز شد و در سال 1922 با پیروزی ملت ترکیه به پایان رسید.

کشورهای مهاجم در این جنگ عبارت بودند از فرانسه، یونان، بریتانیا، ایتالیا و جمهوری ارمنستان، که ضعف عثمانی را بعد از پایان جنگ جهانی فرصت مغتنمی دانسته و به چندپاره کردن ترکیه می اندیشیدند. این کشورها با این هدف بخشهای بزرگی از ترکیه را به تصرف خود در آوردند.

فرماندهی ارتش ترکیه در آن جنگ را مصطفی کمال آتاترک بنیانگذار جمهوری نوین ترکیه برعهده داشت. و سرانجام با امضای قراردادهای مودانیا در سال 1922 و عهدنامه لوزان در سال 1923، این نبرد با خروج خفت بار نیروهای متجاوز، به سود ترکیه به اتمام رسید.

در این جنگ، مردم ترک برگی از تاریخ را رقم زدند و با رشادتهایشان از مام میهن دفاع کردند. یکی از این قهرمانان، زنی است که دوشادوش مردان در صف مقدم نبرد قورتولوش حضور داشته است: حلیمه چاووش.

او یک زن است، زنی که در جنگ رهایی بخش ترکیه (نبرد قورتولوش) لباس مردانه پوشید و به خط مقدم جبهه رفت. او زنی بود که مهمات به جبهه ها حمل می کرد. حلیمه چاووش، زنی از زنان ترکیه.

حلیمه چاووش به هنگام بمباران «اینه بولو» توسط کشتیهای متجاوز یونان زخمی می شود و اکنون یاد و خاطره این گروهبان زن را دختر معنوی اش و نوه اش زنده نگاه می دارند.

شاهیزر کوجا بییک زن 65 ساله، همسر برادر زاده حلیمه چاووش است و به همراه دختر 40 ساله اش صفیه و سه فرزند صفیه هنوز هم یاد و خاطره یکی از زنان قهرمان نبرد قورتولوش را زنده نگاه می دارند.

بازماندگان این زن که اسطوره مقاومت این مرز و بوم است از زندگی در خانه چوبی حلیمه چاووش – جایی که وی در آن به دنیا آمده و آخرین نفسهایش را کشیده است – احساس غرور می کنند.

حلیمه چاووش در سال 1898 در روستای «دورو چای» از توابع بخش مرکزی استان کاستامونو به دنیا آمد. با آغاز جنگ قورتولوش علیرغم تمامی مخالفتهای خانواده اش به صف مقدم جبهه پیوست و یکی از سخت ترین مسئولیتهای جبهه یعنی حمل مهمات را بعهده گرفت.

حلیمه چاووش با وجود زن بودن به خوبی از عهده وظایف خود بر می آمد.

مصطفی کمال آتاترک به همراه هیأتی از نظامیان درجه بالا از جبهه بازدید می کند و شخصی را می بیند که علیرغم سرمای استخوان سوز، پالتویش را درآورده و روی مهمات را پوشانده است. وی با دیدن کسی که گلوله ها را از جان خود بیشتر محافظت می کند سخت تحت تأثیر قرار گرفته و از وی می پرسد: «چرا پالتویت را روی گلوله ها گذاشته ای؟ سردت نیست؟» و سرباز قاطعانه پاسخ می دهد: «فرمانده، جان 100 هزار هموطنم به این گلوله ها وابسته است، مردن و سرما خوردن من چه اهمیتی دارد؟!»

در این هنگام آتاترک از وی پلاک سربازی اش را می خواهد و با فهمیدن جنسیت این سرباز از همراهانش می خواهد در مورد او اطلاعات بیشتری بدهند و به آنکارا برمی گرد.

این سرباز کسی نیست به جز حلیمه چاووش، یکی از قهرمانان زن ترک که در خط مقدم نبردها حضور داشته است.

گروهبان حلیمه چاووش سرانجام در نهم ژوئن سال 1921 بر اثر اصابت ترکش گلوله های کشتیهای متجاوز یونانی مجروح شده و علیرغم میلش مجبور به بازگشت به خانه می شود.

بعد از پیروزی ترکیه در جنگ قورتولوش، حلیمه چاووش از سوی آتاترک بنیانگذار جمهوری ترکیه به آنکارا دعوت می شود و به مدت 15 روز در کاخ چانکایا مورد پذیرایی قرار می گیرد. وی در آنکارا طی مراسمی به دریافت نشان استقلال مفتخر می شود و درجه گروهبانی به وی اعطا می شود.

حلیمه چاووش هیچگاه ازدواج نکرد و پسر سیزده ساله برادرش را فرزندخوانده خود کرد. حلیمه چاووش بعد از شش سال بیماری در 20 فوریه 1976 در زادگاهش در روستای دوروچای درگذشت.

فرزندخوانده او صادق کوجا بییک نیز در سال 2004 وفات کرده است و امروز شاهیزر، همسر فرزندخوانده این زن قهرمان به همراه دختر 40 ساله اش صفیه و نوه هایش در خانه حلیمه چاووش زندگی می کنند و یاد او را زنده نگه می دارند.

شاهیزر می گوید: «حلیمه چاووش باعث غرور ماست. در مورد خودش زیاد صحبت نمی کرد. به دلیل جراحتی که در جنگ برداشته بود توانایی راه رفتن نداشت و او را به پشت گرفته و در روستا می گرداندم. من دختر معنوی او هستم. او بزرگ خانواده ما بود. به خاطر شجاعتهایش در جنگ، فرماندهان عالیرتبه به طور مرتب به خانه می آمدند و او را زیارت می کردند.»

صفیه، نوه معنوی قهرمان زن نبرد قورتولوش نیز می گوید: «زمانی که حلیمه چاووش در گذشت من بسیار کوچک بودم. در کلاس اول ابتدایی بودم اما آمدن فرماندهان نظامی به خانه را در آن زمانها به خوبی به یاد دارم. وی از خاطرات خود درباره نبرد قورتولوش برای فرماندهان تعریف می کرد. با وجود سن بالایش می گفت کاش زخمی نبودم و دوباره به جبهه برمی گشتم.»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: