زنده وجاویدان باد حرکت آزادیبخش تورکستان جنوبی


عبدالجباراوزبیک

ازبكي، ناسيوناليسم. مردم ازبك، که در اصل آميزه‌اي از قبايل ترک هستند، در سدة پانزدهم بر منطقة ماوراء‌النهر در آسياي مرکزي، مسلط شدند، ولي به‌ندرت سرنوشت خويش را در دست داشتند، و حتي در اين موارد نادر نيز به ندرت متحد بودند. بنابراين، ابتدا مغول‌ها بر آن‌ها حکومت کردند و سپس ايرانيان، و روس‌ها به فرمانروايي بر آن‌ها رسيدند، ولي اين سرزمين در سدة شانزدهم شاهد ظهور سه خان‌نشين يا خانات بخارا، خيوه، و خوقند بود که هر سه ازبک بودند. ازبک‌ها که ابتدا در اواسط تا اواخر سدة نوزدهم به تحت‌الحمايگي روسيه درآمدند، در مرحلة جنبش‌هاي ناسيوناليستي وحدت‌آفرين سدة بيستم نقش ناچيزي داشتند و تا سال 1920 خانواده‌هاي خان‌نشين جداگانه خود را حفظ کردند (به‌جز در خوقند). اگر چه مخالفان اين طرح در 1916 و جنبش باسماچي در سال دهة 1920 شورش‌هايي عليه نظام‌هاي روسيه و شوروي به راه انداختند، ولي در ميان شورشيان، عنصر ازبک هنوز تحت‌الشعاع هويت گسترده‌تر اسلامي و ترکي بود.

رژيم جديد شوروي با وجود اين‌که در دهة 1920 ابتدا مدت کوتاهي کمونيسم ملي را در ميان اقليت‌هاي قومي مجاز شمرد، ولي خود در اصل به برنامة طولاني‌تر انترناسيوناليسم پاي‌بند بود (برنامه‌اي که حتي از وحدت ترک‌ها نيز گسترده‌تر بود). وي سياست متحدساختن اقوام هم‌زبان، ايجاد هويت‌هاي مبتني بر زبان ادبي، برقراري مرزهاي تفرقه‌انگيز و مصنوعي در سال‌هاي 1924 و 1925، و تحميل آن بر نظام‌هاي شبه‌فدرال، در واقع بدون اين‌که هويت اسلامي‌ـ‌ترکي طايفه محوري را که از قبل وجود داشت ريشه‌کن کند، و پيش از ظهور هويت جايگزين شورويايي، در بلند مدت در خدمت تقويت هويت ملي ازبکي بود.

اگر چه ناسيوناليسم ازبکي در دوران شوروي به اوج فعاليت جنبش‌هاي اوکراين يا جمهوري‌هاي بالتيک نرسيد، ولي حتي در مواردي که ازبک‌ها در جايگاه‌هاي برجسته رهبري مرکزي قرار داشتند نيز خصومت با حکومت کفار بيگانة مسکو‌نشين ادامه داشت. در اواخر دهه‌هاي 1960 و 1970 موارد مستندي از غرور خودستايانة ازبک‌ها و تجليل گذشتة باشکوه پيش از دوران سلطة روس‌ها در زمينه ادبيات و تاريخ‌نگاري در ميان ازبک‌ها مشاهده شد و مواردي از طرفداري از ازبک‌ها براي کسب جايگاه‌هاي قدرت در سلسله مراتب جمهوري ازبک به چشم مي‌خورد. شخصيت‌هاي فرهنگي و سياسي به حق تعيين سرنوشت و حق جدايي که در قانون اساسي شوروي ذکر شده بود توجه کردند. در اواخر دهة 1980 و اوايل دهة 1990، نارضايتي گسترده‌تري به‌چشم مي‌خورد که به‌ويژه در جنبش فراگير بيرليک (اتحاد) جلوه‌گر بود که در نوامبر سال 1988 تشکيل شد. اين جنبش از نخستين تظاهرات توده‌اي، در مارس و آوريل سال 1989، در ظاهر خط مشي انترناسيوناليستي نسبت به همة ساکنان جمهوري ازبک را در پيش گرفت، ولي به‌شدت خواستار حمايت از منافع اقتصادي، سياسي و فرهنگي اين جمهوري در برابر منافع مسکو و شوروي بود. اما تقسيم‌بندي‌هاي دروني و پذيرش برخي از پيشنهادات اين جنبش توسط دولت، به تضعيف سريع آن انجاميد. در واقع، در 29 ژوئن سال 1990 پارلمان ازبکستان بيانية حاکميت در زمينة مجموعه‌اي از مسائل داخلي را اعلام کرد. با وجود بيرليک و اين بيانيه، ازبکستان در اصل در اوخر سال 1991 که اراده و توانايي مسکو براي حفظ کنترل آن از ميان رفت به استقلال دست يافت.

پرچم جمهوري ازبكستان

هويت و خوداگاهي ازبک‌ها در دوران استقلال افزايش يافت. نياز به ايجاد هويتي روشن براي کشور جديد که حتي برخي از رهبران کمونيست کشور را وادار کرد تا مواضعي را اتخاذ کنند که کمتر از گذشته انترناسيوناليستي بودند، و با وجود اين به اندازة مواضع قبلي طايفه‌محور نبودند. اين مسأله انگيزه‌هاي داخلي و خارجي مختلفي داشت. از جمله عوامل خارجي، نفوذ بنيادگرايي اسلامي در جنوب از طريق افغانستان و در شرق از طريق درگيري‌هاي داخلي تاجيکستان بود. تلاش براي فاصله گرفتن از مسکو و روسيه نيز همين پيامد را به دنبال داشت. در واقع، ازبکستان نه‌تنها بايد از منافع خود دفاع مي‌کرد بلکه بايد با اقداماتي از قبيل ممانعت از عبور تجهيزات نظامي روسيه از خاک اين کشور به مقصد تاجيکستان نشان مي‌داد که به جاي روسيه به قدرت اصلي منطقه تبديل شده است. اين روحيه ناسيوناليستي که در سياست خارجي ازبکستان هويدا بود، در غرور اين کشور از اين‌که هيچ سرباز روسي در خاکش نيست و عضويت نيمه‌بند آن در جامعة مسترک‌المنافع کشورهاي مستقل که روسيه سرپرستي آن را بر عهده داشت نيز جلوه‌گر است. اين کشور در سال 1998 با پيوستن به گروه کشورهاي گوام مجددا بر جدايي خود از ورسيه تأکيد ورزيد و از نظر محلي دربارة وضعيت ازبک‌هاي دور از وطن در تاجيکستان و قزاقستان ابراز نگراني کرد و بر سر منابع آب که موجوديت آن‌را تهديد مي‌کرد با قرقيزستان درگير شد.

از نظر دروني، ناسيوناليسم شامل کشف دوبارة گذشتة جداگانه و احياي شخصيت‌هاي همچون امیر تيموربزرگ  (حاکم مستبد مورخان شوروي که اکنون به پدر نيکوکار و خردمند مردم تبديل شده بود) در ششصد و شصتمين سالگرد تولدش، در سال 1996، بود. تبليغات دولتي اتحاد ملي آشکارا عليه نيروهاي سياسي «تفرقه‌انگيز» و «برهم‌زنندة ثبات»، از جمله احزاب و تشريفات اقليت‌هاي قومي بود. حتي بر اساس آمار رسمي نيز حدود 39 درصد از جمعيت ازبکستان را غير از ازبک‌ها تشکيل مي‌دهند. گروه‌هاي فرهنگي تاجيک سمرقند به‌ويژه در سال‌هاي 1992 و 1993 به اتهام داشتن انگيزه‌هاي سياسي، الحاق‌طلبي، و تمايلات جدايي‌خواهانه مورد تعقيب قرار گرفتند، و ازبک‌ها به‌نحو روزافزوني به چندزبانه‌‌گرايي در آموزش و رسانه‌ها اعتراض مي‌کردند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: