گرگ در اساطير تورك


زبان، تاريخ و اسطوره در شكل گيري هويت ملي نقس اساسي را بازي مي كنند به همين خاطر جنبش هاي ملي ارزش زيادي براي هر يك از آنها قائل ميشوند. بعضي از پرسوناژهاي اسطوره اي در بحرانهاي ملي بصورت نجات دهنده در روانشناسي اجتماعي ظاهر مي شوندو گرگ در اسطوره هاي ترك چنين نقش و جايگاه خاص را دارد.گرگ در اسطوره هاي ملل تورك همان نقشي را بازي مي كند كه سيمرغ در اسطوره هاي فارس بازي كرده است. در دوران آنيميسم گرگ توتم اقوام ترك بوده است.اجداد اوليه ترك ها اعتقاد داشتند كه ترك ها از بچه اي كه از يك ماده گرگ خاكستري زاده شده بود بوجود آمده اند.در قرن هشتم ميلادي كه تركها با اسلام آشنا شدند اين انديشه نيز اسلامي شدو گفته شد قبايل ترك از پشت پسران حضرت نوح بوجود آمده اند .حضرت نوح نيز براي ترك ها از آن جهت در ميان پيامبران برجسته تر است كه قبل از پيدايش اديان توحيدي نوح خداي نور و خورشيد بوده است و در بعضي اسطوره ها هم عمر نوح سيصدو شصت و پنج سال ذكر شده كه برابر سيصد و شصت و پنج روز يك سال است و نوروز همان روز تولد خورشيد است.

جالب توجه است كه گرگ ومخصوصا گرگ سفيد در ميان قبايل سرخپوست آمريكاي شمالي هم حيوان مقدسي محسوب مي شود و چون طبق نظر مردم شناسان،در دوره يخبندان كه شمال آسيا به آلاسكا در شمال امريكا وصل شده بوده،بوميان شمال شرق آسيا از اين طريق به آمريكا رفته اند و بعد از دوران يخبندان ارتباط آنان با ساكنان ساير قاره ها قطع شده است لذا احتمالا اعتقاد به مقدس بودن گرگ از ريشه تركي سرخپوستان آمريكاي شمالي مانده است.سرخپوستان لقب گرگ سفيد را براي روساي قبايل انتخاب مي كردند.

در ميان تمام طوايف شكارچي و دامدارگرگ داراي ابهت ويژه اي است زيرا گرگ همواره بدنبال گله گوسفند و گله حيوانات وحشي گياهخوار مي رود و در فرصت مناسب به گله مي زند و سهم خود را مي برد.قبل از اينكه ساكنان آسياي مركزي سگ را اهلي بكنند توان مقابله با گرگ را نداشته اند، مخصوصا كه گرگ شكارچي ماهري است وبا پنهانكاري تمام به گله نزديك مي شود واگر حمله گروهي باشد كاري از دست چوپان بر نمي آيد بدينجهت گله داران اوليه گرگ را مي پرستيدند و فكر مي كردند اگر احترام و التماس بكنند گرگ كمتر به آنها خسارت خواهد زد . انواع اوراد جادوئي نيز براي جلوگيري از حمله گرگ وجود داشته و حتي بعد از اسلام هم اين اوراد جادوئي به شكل ديگري حفظ شدند مثلا دعاي بستن دهان گرگ كه در كتابهاي ديني وجود دارد تغيير شكل يافته همين اوراد جادوئي است. گرگ در تمام نقاط جهان وجود دارد اما در نقاط سرد سير شما آسيا و شمال آمريكا بيشتر از جاهاي ديگر است و بهمين خاطر گرگ در زندگي روز مره بوميان شمال آسيا وآمريكا حضور عيني دارد و با فرهنگ مردمان شمالي عجين شده است.

گرگ خاكستري در اسطوره هاي پيدايش گوگ ترك ها(ترك هاي آسماني)عنصر ميتو لوژيك برجسته اي است.طبق نوشته قديمي ترين منابع چيني ،اولين خاقان گوگ ترك ها كه‹‹آسينا›› يا آچينه نام داشت از يك ماده گرگ خاكستري زاده شده بود .اين خاقان داراي نيروي ماوراء طبيعي بود و بر روزقارها و ياغموت ها حكمراني مي كرد.توضيح اسطوره فوق اين است كه كه گوگ ترك ها در سواحل غربي درياي غرب زندگي مي كردند ،يكي از ملل همسايه كه دشمن آنان بود با حمله اي آنان را قتل عام كرد،از اين كشتار تنها يك پسر بچه زنده ماند .سرباز دشمن كه او را ديده بود نخواست او را بكشد ولي دست ها و پاهاي وي را بريد و او را در باتلاقي انداخت . اين بچه را گرگ ماده اي پيدا نموده وبزرگ كرد و از وي حامله شد،خان دشمن وقتي از زنده ماندن او با خبرگشت ماموران خود را براي كشتن آن شاهزاده فرستاد و گرگ خاكستري قبل از رسيدن ماموران دشمن شاهزاده را برداشت و به شرق آمد و در غاري پناه گرفت و در همانجا پسري بدنيا آورد.بعد ها خاقان هاي ترك هر سال در ماه مخصوصي آدمهاي خودشان را به اين غار مقدس مي فرستادند و درآنجا قرباني كرده و به ارواح اجدادشان هديه مي كردند .اين غارها را ترك ها‹‹بودون اينلي›› يعني خداي نگهدارنده ملت مي ناميدند.

خان هاي گوگ ترك ها در مقابل فرارگاه ها و اقامتگاه هايشان علمي نصب مي كردند كه شكل كله گرگ را داشت.ساير تيره هاي ترك نيزكه در آسياي مركزي حكومت كرده اند درباره منشأ پيدايش خودشان همواره روي عنصر گرگ تأكيد مي كردند.

از قرن چهارم به بعد در منابع چيني درباره ترك هاي اويغور اطلاعات با ارزشي وجود دارد و هنگام ذكر نام اويغورها منشأ آنان را به اسطوره گرگ خاكستري نسبت مي دهند. طبق يكي از اين روايات چيني يكي از خاقان هاي هون ها در دختر بسيار زيبا رو داشت ،اطرافيان خاقان اعتقاد داشتند كه اين دختران شايسه خدا هستند . خاقان تصميم مي گيرد اين دخترها را به خدا هديه كند و بدينجهت آنان را در قلعه بزرگي در نقطه اي كه كسي را بدان دسترسي نبود پنهان مي سازد.روزي در مقابل اين قلعه گرگي ظاهر مي شود و يكي از دختران خيال مي كند اين گرگ فرستاده خداست و با آن گرگ هم آغوش مي شود و اويغورها از پيوند آن گرگ با شاهزاده خانم زيبا بوجود مي آيند.

طبق اين اسطوره خان هاي اويغور نيز كه خود را از نوادگان گوگ ترك ها مي دانستند همواره علم فلزي(سنجاق)با خود حمل مي كردند كه به شكل كله گرگ بود.گرديزي مي نويسد كه‹‹مويون – چور››،خان بزرگ اويغور ها يكي از ژنرال هاي چيني را وادار كرده بود كه در مقابل پرچم گرگ خاكستري به خاك بيافتد.

بعد از تشكيل امپراطوري مغول اسطوه هايي كه درباره منشأ ترك ها موجود بود به سلاله چنگيز خان نيز نسبت داده شد و ان عده از سلاله هاي ترك كه در تشكيل امپراطوري مغول شركت كرده بودند،اصل و نسب خود را با چنگيز خان يكي مي دانستند.

حكومت هاي ترك كه در اتحاديه (فدراسيون)قبچاق وارد شده بودند خود را با چنگيزخان هم منشأ مي دانستند و در اثري بنام ‹‹چنگيز نامه›› دو اسطوره درباره سلاله چنگيزخان قيد شده است يكي از اين اسطوره ها خيلي شبيه روايت چيني ها درباره منشأ اويغورها است طبق اين اوسطوره خان‹‹آق دنيز››(درياي سفيد) دختري بسيار زيبا بنام ‹اولا مليك›داشت كه در زبان مغولي بمعني غزال(مارال) مي باشد. اين دختر بقدري زيبا بود كه وقتي وي خنديد درختان خشكيده گل مي دادندو وقتي قدم در زمين خشك مي گذاشت زمين پر از سبزه مي شد.پدر خورشيد براي اينكه ماه و خورشيد اورا نبينند وي را در قصر بزرگي مخفي كرده بود،روزي هنگامي كه دختر از پنجره قصر به بيرون نگاه مي كرد آفتاب به صورتش خورد و از نور خورشيد حامله شد و بعداز سپري شدن دوران حاملگي پسري بدنيا آورد كه او را‹‹دوبون – بايان››نام نهادند.ميدانيم كه دوبون بايان يكي از اجداد چنگيز خان است و به اين ترتيب منشأ چنگيز خان را به نور نسبت مي دادند.در اين اوسطوره نامي از گرگ خاكستري به ميان نيامده است.اوسطوره دوم درباره افسانه‹‹آلان – قوآ››مادر چنگيز خان است. آلان – قوآ بعد از مرگ شوهر و بيوه شدنش از روحي كه بصورت نور وارد مي شود و به شكل گرگ خاكستري خارج مي گردد حامله شده و چنگيز خان را بدنيا مي آورد. در اين اوسطوره گرگ خاكستري با نور يكي شده است.

مورخين مسلمان كه تاريخ مغول را نوشته اند هيچكدامشان از گرگ خاكستري سخني به ميان نمي آورندابوالقاضي خان ورشيد الدين كه اعلام مي كنند‹چنگيز نامه›هاي زيادي ديده اند ودرباره منشأمغول ها اظهار نظر كرده اند از ‹بورت-چينه›كه در زبان مغولب بمعني گرگ خاكستري است تناه بعنوان يك شخصيت نامدار ياد مي كنند. طبق نوشته هاي همين مورخين ‹‹آلان- قوآ››از انساني كه در ميان نور از آسمان نازل شده بودحامله شده و چنگيز خان را زائيده است.

خان هاي مغول كه بعدها تحت تاثير فرهنگ اسلامي قرار گرفته بودند درباره منشأخودشان اوسطوره گرگ را نمي پسنديدند بهمين ترتيب خان هاي اويغور نيز بهد از آنكه دين مانوي را قبول كردند گرگ خاكستري را فراموش نمودند در اين مورد ميتوان به اوسطوره بوغوخان اشاره كرد.در روايت‹‹توكوز-اوغوز››(اويغور)پسر بچه اي كه دست ها و پاهايش بريده شده بود بوسيله يك راهب ماني پرورش داده مي شود نه توسط گرگ خاكستري.

در بعضي از داستان هاي قديمي گرگ به ترك ها راه نشان مي دهد و سمبل خرد و كيا است.در كتيبه اوغوز خاقان كه به خط اويغور نوشته شده است گرگ راهنماي ترك هاست.عين همين مضمون در تاريخ‹‹علي حال الدين››نيز قيد شده است ودر هر دو مورد گرگ راهنما *باش قورت*يعني رئيس و سركرده گرگ ها ناميده شده است.

از دورانهاي بسيار قديم منشأ سلاله هاي ترك به گرگ نسبت داده مي شده و هيچ فرقي بين گرگ اوسطوره اي با جانور معمولي كه گرگ است قائل نمي شدند و فقط بعد از زياد شدن جماعات ترك اين اينگونه فهميده شد كه گرگ خاكستري يك جانور معمولي نبوده بلكه موجود خدائي بوده كه بصورت نور از آسمان به زمين آمده است و بعدها نيز نقش رهبري ومربي به وي نسبت داده شده است.

گرگ در ميان مغول ها سمبل قهر و خشم نيز است،در تاريخ ها آمده است كه وقتي چنگيز خان خبر كشته شدن ايلچي هاي خود را بدست خوارزمشاهيان شنيد غضبناك شده بالاي كوهي رفتو مانند گرگ زوزه كشيد و بدينسان همه فهميدند كه بايد آرايش جنگي بگيرند و انتقام سختي از خوارزم وخوارزمشاهيان گرفته خواهد شد.

در كتاب ده ده قورقود در يكي از حكايات ، دو بار از گرگ با احترام ياد مي شود يكي :» قوردون اوزو موبارك» يعني روي گرگ مباركو ديگري» قارا باشيم قوربان اولسون قوردومسانا» يعني سر سياه من قربان تو باد اي گرگ من،است همچنين در اوراد و دعاهاي شامان ها ي ترك نيزبا فرهنگ گرگ خاكستري برخورد مي كنيم.

هم اكنون در بعضي از روستاهاي آذربايجان وقتي ظلم بزرگي به كسي وارد مي شود ويا عزيز ترين كس آدم به ناحق كشته ميشود ويا در اثرسانحه اي مي ميرد،زن يا مادر كسي كه مرده در بيرون از آبادي زوزه گرگ مي كشد و اين باقيمانده نوعي از اعتقادات شامانيستي است و بمعني اعتراض به خالق مي باشد.كسي كه زوزه گرگ مي كشد مي خواهد بگويد كه ديگر انسان نيست و خدارا بندگي نخواهد كرد و همه تكاليف ديني را از دوش خود انداخته است و هيچ چيزي را گناه نخواهد شمرد حتي قتل نفس و حرام خواري را.

طي قرن هاي گذشته ساكنان شمال آسيادر زمستان كه درجه حرارت تا چهل درجه زير صفر مي رسد از پوست گرگ پوستين درست مي كردند تا خود را از سرما حفظ بكنند و مخصوصا هنگام شكار پوستين گرگ مي پوشيدند كه هم سبك است و هم گرم و در اثر برف وباران نيز خيس نمي شود.شامان هاي ترك نيز كه (تويون)ناميده مي شدند همواره پوستين گرگ مي پوشيدند.

دندان گرگ بعنوان دگمه لباس ونيز گردنبند براي جلوگيري از زخم چشم،دم گرگ بعنوان زينت كلاه،پوست گرگ براي پوستين و دست خشك شده گرگ براي معالجات جادوئي استفاده عمومي در ميان ساكنان شمال آسيا داشته است.

اكنون نيز در روستاهاي قره داغ دست گرگ را در خانه ها نگه ميدارند و هنگاميكه گلوي بچه اي درد مي كند ،دست گرگ را بر محل درد مي زنند و اعتقاد دارند كه بيماري برطرف مي شودونيز عليرغم حرام بودن گوشت گرگ براي مسلمانان ميدانيم كه شكارچي ها دل و جگر گرگ را مي خورند ومخصوصا در آذربايجان اين اعتقاد وجود دارد كه خوردن جگر خام گرگ ،دل و جرأت آدم را زياد مي كند.همين امروز حتي در شهرهاي آذربايجان «قورد اوره يئميش»(كسي كه دل گرگ را خورده است)معادل آدم فوق العاده بيباك وشجاع بكار مي رود.بعضي از روستاييان هم دل وجگر گرگ را بعنوان داروي معجزه گر مي خورند وآدمهاي تك رو وتيز بين راهم به گرگ تشبيه مي كنند ونسبت به گرگ ترسي توام با احترام دارند.

تعداد زيادي از شاهكار هاي ادبي جهان با الهام از افسانه ها و اسطوره هايي كه درباره گرگ وجود دارد ساخته شده اند و به هرجا كه پاي تركان و اقوام شمالي رسيده است اسطوره گرگ نيز با آنها به اقصي نقاط جهان رفته است كه از آن جمله ميتوان از گرگي ياد كرد كه سمبل شهر رم در ايتالياست و طبق اسطوره ها آن گرگ روملوس را با شير خود بزرگ كرده و وي نيز شهر رم را بنيانگذاري كرده است.

اثر جاودانه استاد رضا براهني « رازهاي سرزمين من»هم با الهام از اسطوره گرگ در فرهنگ ملل ترك نوشته شده است و در آن ماده گرگي كه بچه هايش توسط ماموران شاه كشته شده اند از كوه سبلان پائين مي آيد و بصورت زني جنگجو قهرمانانه در انقلاب ضد سلطنتي شركت مي كند و مي جنگد و بعد از آنكه رژيم شاه را سرنگون مي سازد دوباره به موطن اصلي خود در دامنه سبلان بر مي گردد و از انظار پنهان مي شود

نوشته ماشااله رزمی

دشمن معتصم ، بابک گرگ دلم من

از سخنان مشهور بابک خرمدین

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: