<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>تورکستان جنوبی</title>
	<atom:link href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com</link>
	<description>تورکهای تورکستان جنوبی و اوغانستان; اوزبیک تورکمن ایماق قرغز قزاق تاتار هزاره افشار قزلباش غوری</description>
	<lastBuildDate>Sun, 22 Jan 2012 08:18:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='turkistanjenubi.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://1.gravatar.com/blavatar/1e51eb5df296713f9a26b9b26a48ed2e?s=96&#038;d=http%3A%2F%2Fs2.wp.com%2Fi%2Fbuttonw-com.png</url>
		<title>تورکستان جنوبی</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/osd.xml" title="تورکستان جنوبی" />
	<atom:link rel='hub' href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سی ویکم</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/22/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%db%8c-%d9%88%db%8c%da%a9/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/22/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%db%8c-%d9%88%db%8c%da%a9/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 22 Aug 2011 19:06:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای تورک]]></category>
		<category><![CDATA[زبان توركي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5581</guid>
		<description><![CDATA[تورکهای کریمه امروزه تنها تعداد انگشت شماری از بناها و آثار بجا مانده از حاکمیتهای ترک در کریمه بجا مانده است. در پی اشغال منطقه بدست روسها در سال ۱۷۸۳ بسیاری از آثار تاریخی در این شبه جزیره از بین رفت. این در حالیست که یکی از یادبودهای دوران حاکمیت روسها در این سرزمین تا [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5581&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">تورکهای کریمه<img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" /></span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">امروزه تنها تعداد انگشت شماری از بناها و آثار بجا مانده از حاکمیتهای ترک در کریمه بجا مانده است. در پی اشغال منطقه بدست روسها در سال ۱۷۸۳ بسیاری از آثار تاریخی در این شبه جزیره از بین رفت. این در حالیست که یکی از یادبودهای دوران حاکمیت روسها در این سرزمین تا به امروز در پایتخت جمهوری پا بر جا مانده است.<span id="more-5581"></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">از سوی دیگر در پارکی در نزدیکی مسجد سینان در &#8221; Gözleve&#8221; که امروزه&#8221; Evpatorya&#8221; نامیده می شود نیز یادبودی وجود دارد که خاطره ظلمی است که ترکهای کریمه از باصطلاح ناجیان خود دیده اند. بر روی این یادواره نوشته است : به یاد قتل عام و تبعیدهای ملت تاتار کریمه&#8230;.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ترکهای کریمه پس از استیلای جزیره از سوی روسها متحمل فشارها و ظلمهای زیادی شدند و از همین رو نیز مجبور به کوچ به رومانی، بلغارستان و خصوصا آناتولی شدند. اما بیشترین مصیبتهای این ملت از ۱۸ می ۱۹۴۴ آغاز شد. در این ایام بود که تمامی ترکهای کریمه بدستور استالین رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی وادار به کوچ مجبوری به آسیای مرکزی شدند. این انسانها که در طول اقتدار اتحاد جماهیر شوروی قادر به بازگشت به کشور خود نشدند، پس از فروپاشی آن حق بازگشت به سرزمین خود را پیدا کردند. بعنوان تهیه کنندگان این برنامه، طی سفری به کریمه سعی کردیم سختی هایی را که ترکهای کریمه در راه بازگشت به وطن خود کشیدند را تجربه کنیم و دیدیم که این ملت علیرغم دشواریهای برگشت، چگونه برای سربلندی و اعتلای خود در سرزمینشان کوشش کرده و می کنند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">آنان با تاسیس انجمن ها و وقفهای گوناگون، در راه رسیدن به این هدف تلاش می نمایند. در برنامه امروز از فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی ترکهای کریمه سخن خواهیم گفت.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ترکهای کریمه برای احیا و تدام موجودیت و اعتلای خود، سازمانهای مختلفی تشکیل داده اند. مجلس ملی تاتارهای کریمه، انستیتوی صنایع و پداگوژی دولتی کریمه، مدارس ملی، کتابخانه گاسپیرالی، جمعیت &#8220;معارفچی لر&#8221; اتحادیه نویسندگان تاتار کریمه، وقف تولد دوباره کریمه، انجمن صنایع دستی &#8220;ماراما&#8221; و اتحادیه بانوان کریمه از جمله نهادهایی هستند که این هدف را در کریمه دنبال می کنند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">یکی از مقامات اسبق اتحادیه زنان کریمه در خصوص حرکت ملی ترکهای کریمه و نقش زنان در آن چنین می گوید:</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">&#8220;جنبش تاتارهای کریمه یکی از عمومی ترین حرکتها در بین حرکتهای ملی کریمه است. ما برای حفظ حقوق ملتمان راه دموکراسی را برگزیدیم. مهمترین دلیل آن نیز جسارت و عزمی بود که زنان ما در این حرکت از خود نشان دادند. زنان ما در این حرکت پا به پای مردان، فرزندان و همسران خود پیش رفته و حتی حبس ها و زندانها کشیدند. هم اکنون نیز در فعالیتهای اجتماعی نقش موثری دارند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ترکهای کریمه بتدریج به خانه و کاشانه خود بازگشتند و امروز جمعیتمان بسیار زیاد شده و اکثر آنان در قصبه های کریمه ساکن هستند. برخی از این قصبه ها از امکانات استاندارد زندگی محروم هستند و در اینجا هم باز سنگینی بار این هجرت بر دوش زنان می افتد. این زنان در اوایل دوران بازگشت به وطن حتی اگر تحصیلات بالا داشتند برای حمایت از فرزندان خود که در آن روزها بسیاری بیمار هم بودند، در بازارها داد و ستد می کردند. از این رو این زنان سخت ترین شرایط را با سربلندی پشت سر گذاشته و می گذارند. زنانی که چه دکتر و چه آموزکار، روز های سختی سپری می کردند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">زنان تاتار کریمه در شرایطی کار می کردند که در جذب نیرو توسط دوایر دولتی در آخرین مرتبه قرار داشتند ولی اگر قرار بود اخراجی در کار باشد این زنان جزو اولین انتخابها بودند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در سال ۱۹۸۴ برای بهبود وضعیت زنان و کودکان تاتار کریمه، اتحادیه زنان تاتار کریمه را تاسیس نمودیم.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ما در نمایندگی های مختلف خود در ازمیر، آنکارا، استانبول و نیویورک و غیره و نیز در شبعاتمان در سراسر کریمه با یکپارچگی و اتحاد برای انجام فعالیتهای آموزشی، فرهنگی و بهداشتی و درمانی کوشش می کنیم. با نهادهای مختلف اروپایی و آمریکایی نیز در ارتباط بوده و برای ارتقا سطح آموزشی و بهداشتی زنان و کودکانمان تامین اعتبار می کنیم. &#8220;</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">دوستان یکی دیگر از نهاد های فعال در زمینه اعتلای فرهنگ تاتار کریمه نیز انجمن &#8221; ماراما&#8221; میباشد. حیطه فعهالیتهای این انجمن را نیز از زبان یکی از مسئولین آن می شنویم:</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">&#8221; تاتارهای کریمه به روسری، &#8221; ماراما&#8221; می گویند. این روسری بطور مستقیم بر روی سر بسته نمی شود. ابتدا کلاهی بنام &#8220;فس&#8221; بر سر گذاشته و &#8220;ماراما&#8221; را از روی آن می بندیم. اما علت اینکه نام انجمنمان را ماراما گذاشتیم این بود که هدف این انجمن رواج و احیای مجدد نقوش و سوزن دوزیهای خاص تاتارها بود. فکر کردیم که ماراما بهترین نامی است که می تواند این هدف را نشان دهد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در بنیه تشکیلاتمان پروژه های زیادی زیادی را محقق نمودیم و سازمانهای زیادی از کشورهای مختلف جهان منجمله ترکیه،کانادا، هلند و لهستان یاریمان نمودند. کمکهای زیادی نیز از آژانس توسعه و همکاری ترک &#8220;تیکا&#8221;، دریافت نموده ایم که براستی جای تشکر دارد. در کلاسهای آموزشی مان نقش و نگارهایی را که ۵۰ سال در فراموشی مانده بود، زنده کردیم. هنرآموزان این نقشها را با کمک مربیان و از روی نمونه هایی که داشتیم یاد گرفتند. نکته دشوار در آموزش این نقشها این بود که با وجود داشتن الگوها، کسی تا آنروز نتوانسته بود آنها را از نو بیافریند چون تکنیک آن فراموش شده بود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">با ادامه این گونه کلاسها در سراسر کریمه، زنان تاتار قادر خواهند بود هنر سنتی خود را یاد گرفته و به امرار معاش خانواده کمک کنند. بعنوان مثال ما سنتی داریم که هر عروس یا دامادی زمانی که به خانه اش می رود باید قرانی با خود داشته باشد. این قران هم در پوشش مخصوصی قرار داده میشود. زنانی که در کلاسهای ما آموزش دیده اند می توانند روی این جا قرآنی ها را سوزن دوزی کنند و آنها را بفروشند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">یکی دیگر نهادهای کریمه وقف &#8221; تولد دوباره کریمه&#8221; است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">یکی از مسئولین این نهاد می گوید راهنمای او در فعالیتهایش جمله ای از &#8221; گاسپیرالی&#8221; اندیشمند بزرگ است که گفته &#8221; اگر می خواهی به ملت کمک کنی از کاری که از دستت بر می آید آغاز کن&#8221;.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">برای آشنایی با فعالیتهای این نهاد نیز به سخنان این فرد مسئول اشاره می کنیم:</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">نام نهاد ما &#8221; تولد دوباره کریمه&#8221; است. طبیعی است که تولد یا آفرینش کاری مختص خداست و لی منظور ما از انتخاب این نام احیای زندگی و شرایطی است که تاتارهای کریمه پیش از تبعید و کوچ اجباری داشتند. هدف ما احیای دوباره تمدن، زبان و دینمان است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">فلسفه ما اینست: حتی اگر دشوار باشد، خانه ها از نو ساخته میشوند، راهها احداث گردیده و بر ق و آب و امکانات زندگی دوباره برقرار می شود ولی آنچه احیای آن دشوار است و در این مدت نباید فراموش شود از دست ندادن زبان و تمدن است. مهمترین مسئله برای ما تاتارهای کریمه موضوع حفظ زبان و تمدنمان و اعتلای مجدد آن است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ما هم جمله اندیشمند بزرگ &#8221; اسماعیل گاسپیرالی &#8221; را که گفته است&#8221;برای خدمت به ملت از کاری که بلدی آغاز کن&#8221;، را سرمشق قرار دایم. حیطه اصلی فعالیت ما آموزش اجتماعی است. انسانها می توانند در خانواده ها و یا مشاغل مختلف باشند اما ملت ما باید یکپارچه و متحد حرکت کنند. ما برا حفظ اتحاد و یگپارچگی ترکهای تاتار می کوشیم. ما در بین اسلاو ها زندگی می کنیم و نگرش و طرز زندگی آنها در ما تاثیر داشته است. در این جامعه که برای گذران زندگی مجبور به هماهنگی با اطراف هستیم از طریق آموزش زبان و فرهنگمان به جوانان و بزرگترها برای حفظ تمدن خود کوشش می کنیم. جوانان ما به آندسته از بزرگترهایی که در دوران تبعید شانس بهره بردن از آموزش ملی را نداشته اند، زبانمان را می آموزند. جوانان سرمایه های ملی ما هستند از این رو جلب کمکهای مادی برای آموزش این جوانان از اهمیت زیادی برخوردار است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">مسئله مهم دیگر نتظیم برنامه و سیستم آموزشی، تامین محیطهای آموزشی کافی و تربیت کادر آموزشی است. وقف ما در این زمینه ها نیز بانجام سمینارها و دوره های مختلف فعالیت نشان می دهد. تئاترهایی نیز تاسیس کرده ایم.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">دوستان عزیز ملت تاتار کریمه پس از سالهای تبعید اجباری و بازگشت به وطن تلاشهای همه جانبه ای در راه اعتلای زبان، فرهنگ و تمدن خود نمودند که در این برنامه به معرفی ۳ نهاد موثر در این راستا پرداختیم که امیدواریم مورد استفاده شما قرار گرفته باشد.</span></p>
<p dir="rtl"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/10/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" rel="bookmark">قسمت اول</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/12/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/" rel="bookmark">قسمت دوم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/20/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/" rel="bookmark">قسمت سوم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/27/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85/" rel="bookmark">قسمت چهارم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/03/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85/" rel="bookmark">قسمت پنجم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/10/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b4%d8%b4%d9%85/" rel="bookmark">قسمت ششم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/15/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">قسمت هفتم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/22/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">قسمت هشتم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/02/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%87%d9%85/" rel="bookmark">قسمت نهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%87%d9%85/" rel="bookmark">قسمت دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/18/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%87/" rel="bookmark">قسمت یاز دهم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/25/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d8%af/" rel="bookmark">قسمت دواز دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/28/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%b2-%d8%af%d9%87/" rel="bookmark">قسمت سیز دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهار دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/05/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%af/" rel="bookmark">قسمت چهار دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پانزدهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/18/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%be%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af/" rel="bookmark">قسمت پانزدهم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت شانزدهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/28/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af/" rel="bookmark">قسمت شانزدهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d9%81%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">قسمت هفده هم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هجده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/09/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d8%ac%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">قسمت هجده هم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نزده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/16/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d8%b2%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">قسمت نزده هم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیستم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/23/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">قسمت بیستم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیست و یکم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/30/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88/" rel="bookmark">قسمت بیست و یکم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و دوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88/" rel="bookmark">قسمت بيست و دوم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و سوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/15/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-2/" rel="bookmark">قسمت بيست و سوم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و چهارم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/21/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-3/" rel="bookmark">قسمت بيست و چهارم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و پنجم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/01/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-4/" rel="bookmark">قسمت بيست و پنجم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و ششم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/05/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-5/" rel="bookmark">قسمت بيست و ششم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و هفتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/20/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-6/" rel="bookmark">قسمت بيست و هفتم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و هشتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/24/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-7/" rel="bookmark">قسمت بيست و هشتم</a>  | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و نهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/02/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-8/" rel="bookmark">قسمت بيست و نهم</a> | <a href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/10/%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%88%D8%B1%DA%A9-%E2%80%93-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%85/">قسمت سی ام</a></p>
<p dir="rtl"><img src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=468&amp;h=617&amp;h=617" alt="" /></p>
<p dir="rtl">
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1/'>فرهنگ و هنر</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>دنیای تورک</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a/'>زبان توركي</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5581/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5581&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/22/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%db%8c-%d9%88%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=100&#38;h=100&#38;h=100" medium="image" />

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=468&#38;h=617&#38;h=617" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>تأملی بر بحران هویت هزارگی</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/16/%d8%aa%d8%a3%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c-2/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/16/%d8%aa%d8%a3%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c-2/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Aug 2011 18:51:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[هزارستان]]></category>
		<category><![CDATA[اوغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[بررسي]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5576</guid>
		<description><![CDATA[قسمت دوم فصل اول نگاهی گذرا به مفهوم «هویت» سخن گفتن در مورد «هویت» و به ویژه «هویت قومی» که مقوله ای پیچیده و گسترده  و درعین حال از مباحث داغ، گنگ و حتا سردرگم کننده ی چند دهه ی آخر سده ی بیستم بوده و از آن پس بخشی از سرشناس ترین دانش مندان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5576&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align:right;"><span style="color:#000000;"><strong>قسمت دوم<img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/08/kazim-vahidi.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" /></strong></span><br />
<span style="color:#000000;">فصل اول</span><br />
<span style="color:#000000;"><strong>نگاهی گذرا به مفهوم «هویت»</strong></span><br />
<span style="color:#000000;">سخن گفتن در مورد «هویت» و به ویژه «هویت قومی» که مقوله ای پیچیده و گسترده  و درعین حال از مباحث داغ، گنگ و حتا سردرگم کننده ی چند دهه ی آخر سده ی بیستم بوده و<span id="more-5576"></span> از آن پس بخشی از سرشناس ترین دانش مندان و کاشناسان علوم اجتماعی و مردم شناسی را به خود مشغول نموده است، کار چندان ساده ای نمی باشد. اما از آن جا که عدم درک آن منجر به یکی از بحران های عمده ی اجتماعی ـ سیاسی و فرهنگی ـ تاریخی مجموعه های بزرگی از انسان ها می گردد، ناچار از پرداختن به آن ولو در سطح ابتدایی هستیم. چراکه به بحث و چالش گرفتن چنین مبحثی در کشور ما تازگی داشته و مطمئناً از آن پس و با نقدهای پی درپی غنای خود را به دست خواهد آورد. همچنین باید روشن نمود که گرچه این مباحث به علت تازگی و درعین حال انگاره های تئوریک بودن شان نمی توانند فی الفور رهگشای مردمی سردرگم و بحران زده گردند، اما بالاخره باید این مبحث را از نقطه ای آغاز نمود و با نقد پی گیر و نیز تطبیقآن درعمل، نواقص و ضعف هایش را جدا نمود و به کناری انداخت و مابقی را عمق و گستردگی بخشید تا در چنین رهگذری در درازمدت به راه حل هایی جهت پایان بخشیدن به وضعیت ناهنجار انسان های بی هویت و مآلاً بی سرنوشت دست یافت.</span><span style="color:#000000;">به هرحال، هویت چون عمدتاً با انسان سر و کار دارد، پدیده ای است اجتماعی و با آن که به لحاظ تعریف هنوز به طور کامل شناخته نشده و همه پذیر نگردیده است، اما این تعریف عام که «هویت» شناسه ایست که می تواند از سویی تمایز موجود میان گروه های انسانی را معین نماید و درعین حال با برجسته سازی عناصر مشخصی مانند نژاد، فرهنگ و تاریخ یک جمع، باعث نزدیکی و انسجام درونی هرچه بیش تر آن گروه انسانی گردد، تا حدودی این مشکل را حل می کند. این تمایزات گاه در تفاوت باورها ، هنجارهای رفتاری، ارزش ها و رسوماتی متبلور می گردند که می توانند مبنایی برای درک و شناخت «هویت قومی» گردند. درعین حال، چنین تمایزاتی می توانند در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و مذهبی نیز جلوه کنند که در این رابطه می شود از تمایزات طبقات اجتماعی ـ اقتصادی نام برد و یا به تفاوت امتیاز و حقوق پیروان مذاهب مختلف در یک جامعه اشاره نمود که مطابق همان تفاوت ها شناخته شده و از یک دیگر متمایز می شوند. البته این موارد بیش تر به درد مبحث «اقلیت» می خورد تا بررسی مسائل قومی که موضوع اصلی جامعه و نیز مبحث ما می باشد. به عبارت دیگر، باز کردن مبحث «اقلیت» به معنی آن است که حتما «اکثریتی» هم وجود دارد که طی تقابل قرینه ای به آن پرداخته ایم، درحالی که ساختار جامعه ی چندقومه ی ما کاملاً از آن مبرا بوده و در موجودیت چهار قوم بزرگ و تقریباً برابر، داعیه های «اقلیت»ی بیش تر به توهین، تحقیر و مآلاً بسترسازی برای فروکاستن حقوق سیاسی، اجتماعی و مدنی اقوام می ماند، تا بررسی و شناخت واقعیت عینی جامعه ی خودمان. یعنی دقیقاً همان موردی که قوم انحصارطلب حاکم به آن دامن زده و همیشه سخن اکثریتی را به میان می کشند که مقصود خودشان است.</span></p>
<p><span style="color:#000000;">باور یک جمع انسانی به ارزش هایی عام و والا (حداقل برای آن گروه انسانی)، سپس تنظیم رفتارها و مناسبات، روابط میان اعضای آن جامعه و در نهایت انجام رسوماتی بر مبنای باورهای یاد شده، اساسات فرهنگی هویت را تشکیل داده که در واقع مبنایی ثابت تر نسبت به دیگر شاخصه ها برای تعیین و درک تمایز میان اقوام و نژاد ها به شمار می رود که می توان به لحاظ اهمیت و درجه ی اثر و ثباتش، آن را در ردیف پس از «تبار» قرار داد. درحالی که برخلاف آن، دیگر تمایزات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتا مذهبی کاملاً تحول پذیر هستند و زیرتأثیر تغییر در مناسبات تولیدی، سیاسی، فکری و یا تلاش  گروه های متمایز اجتماعی، دگرگون خواهند شد.</span></p>
<p><span style="color:#000000;">در کنار آن و به منظور شناخت دقیق تر یک گروه انسانی و دست یابی به درستی و یا بطلان داعیه های بومی بودن و یا وراثت تمدن های باستان قومی، همچنین رسیدن به ریشه ها و سیر تحول باورها، ارزش ها و رسومات مجموعه های انسانی در طول تاریخ، باید به  مطالعات تاریخی و جغرافیایی گسترده و عمیقی پرداخت و با توجه به  سوابق تمدنی و خاست گاه گروه انسانی مشخصی، به تفاوت موقعیت و جای گاه اقوام و گروه های انسانی در گذشته و حال پی برد. این تفاوت ها که طی برنامه های تهی سازی فرهنگی ـ تاریخی سه سده ی گذشته صورت گرفته، اینک به تفاوت های اجتماعی ـ طبقاتی ای منجر گردیده اند که تنها قوم حاکم را از موقعیت استیلاگری برخوردار ساخته و دیگر بومیان کشور و در رأس همه هزاره ها را در طبقه ی مادون انسانی قرار داده، ریشه در کنش های سیاسی ای داشته که قوم حاکم عمدتاً به وسیله ی تحریف ها، انکار ها و بعدها با اضافه نمودن روش های مدرن «یگانه سازی» فرهنگی ای که در کنار «تحقیر» و «توهین» بومیان انجام می داده است. این روند «استحاله گری» ضربه ی نابودکننده ای را بر «هویت قومی» تمامی بومیان و به ویژه هزاره ها وارد نموده که مآلاً بحران وحشتناکی را بر سرنوشت شان حاکم ساخته است. بنابراین و برای تکمیل نمودن حلقه ی مطالعاتی اقوام بومی این سرزمین و در رأس همه هزاره ها، مطالعات تاریخی ـ جغرافیایی و پژوهش روی یافته های باستان شناسی کمک شایانی به تشخیص هویت قومی ـ تاریخی گروه انسانی (قوم) این سرزمین می نماید.</span></p>
<p><span style="color:#000000;">پیش از این یادآوری گردید که «هویت قومی» را مجموعه  عناصری تشکیل می دهند که یک گروه انسانی با پایبندی به آن ها مورد شناسایی قرار گرفته و آنان را از ویژگی متفاوت از دیگران برخوردار می سازد. بر همین اساس زمانی می شود ادعا نمود که هزاره ها از نقطه نظر هویتی دچار بحران نمی باشند که هم هزاره ها باورمندانه و داوطلبانه تمامی هنجارهای رفتاری درون قومی خود را به اجرا گذارند و هرگز از ارزش های پذیرفته شده ی فرهنگی شان عدول ننمایند که چنین امری به آنان ویژگی خاصی بخشیده و بر مبنای آن مورد شناسایی دیگران قرار گیرند. درحالی که امروزه وضعیت هزاره ها کاملاً متفاوت از آن است. یعنی نه خود هزاره ها به ویژگی های کامل هویتی خود آگاه بوده و رفتار اجتماعی ـ سیاسی خود را متناسب با آن ها تنظیم می نمایند، و نه دیگران آنان را با شناسه های فرهنگی ـ تاریخی مشخصی می شناسند. اغلب به مسأله ی هزاره و «هویت قومی» آنان كم توجهي نشان مي دهند و طی برخوردی سرسری تنها با بیان ویژگی ساختمان چشم و به ویژه بینی هزاره ها، آن ها را بینی «پچک» می شناسند و نه فراتر از آن. صدالبته که در این خصوص محتوای تحقیر و کم زدن این مردم با استفاده از چنین واژه هایی، در بالاترین حد خود قرار داشته طی آن مقصود اصلی گوینده که همانا «تحقیر» است را روشن می سازد. این است که وقتی یک گروه انسانی باید دقیقاً و تنها با خصوصیات و شناسه های مورد پذیرش جامعه شناسی، روان شناسی وانسان شناسی به رسمیت   شناخته شوند و دیگران نیز روابط و مناسبات  خود را متناسب با باورها، ارزش ها، هنجارهای رفتاری، فراورده های تولیدی مادی و غیرمادی مانند صنعت و هنر و&#8230;، همین طور جای گاه تاریخی و سابقه ی تمدنی آن مردم باید به گونه ای تنظیم نمایند که نه حق و باور و ارزشی از آنان زیرپا گردد و نه به جای گاه اجتماعی ـ سیاسی شایسته ی شان لطمه ای وارد گردد.</span></p>
<p><span style="color:#000000;"><strong>«هویت»</strong> واژه ای عربی بوده که می توان واژه هایی چون شناسه و حتا شناس نامه (الهویه) فارسی را برابر آن قرار داد. در شناس نامه های (تذکره) کشور ما نیز، «قومیت» یکی از ویژگی های شناسه ای جامعه ی چندقومه ی ما به شمار رفته که هر بیننده می تواند از هویت قومی دارنده ی آن سند، آگاهی لازم را به دست آورده و بی درنگ در مغزش وجوه افتراق و تمایز وی را با سایرین ترسیم نماید.</span></p>
<p><span style="color:#000000;">در اکثر جوامع وقتی دو و یا چند نفر به طور تصادفی مثلاً در نوبت گرفتن فورمه ی کار، بانک، بلیط سینما و یا مسافرتی دور فرصتی برای صحبت کردن می یابند، معمولاً کسانی که اصالتاً از یک شهر هستند به هم نزدیک می شوند و سخن را به کوچه ها و افراد سرشناس آن شهر می کشانند تا به نقاط مشترک زیادتری دست یابند و بدین گونه نقاط تعلق و پیوند خود را به یک دیگر بیش تر سازند. مسائلی چون نژاد، باورها، ارزش ها، رسوم و هنجارهای رفتاری مشترک، زبان مادری، مذهب و اعتقادات، جنسیت، محل تولد و سکونت، سن، رشته ی تحصیلی، تفکرات و علایق مشترک از جمله مواردی هستند که در صورت نزدیکی و شباهت ها، تمایل افراد را به یک دیگر زیاد نموده و باعث شکل گیری نوعی دوستی پایدار می گردند. چراکه با اغلب این  ویژگی ها فرد بهتر و بیش تر شناخته شده و مآلاً نگرانی دیگران در دوستی با وی را کاهش می دهند. می بینیم که مقوله هایی در زندگی اجتماعی انسان وجود دارند که به مثابه ی ابزاری برای شناخت بیش تر و بهتر بوده و هرکس برای برقراری روابطی محکم و مطمئن تری درصدد دست یابی به آن اطلاعات می باشد.</span></p>
<p><span style="color:#000000;">مقوله ی «هویت» که عامل شناخت بسیاری از ویژگی های فردی و به ویژه جمعی انسان ها بوده و توسط آن، هم خود فرد شناخته خواهند شد و هم دیگران او را خواهند شناخت، مانند همه ی مقولات اجتماعی فاقد تعریف مشخص و همه پذیر است. جریاناتی (پشتون ها و نسب گرایان) که مخالف جدی مطرح شدن مسئله ی قومیت در کشور ما هستند تلاش می کنند تا جنبش پیرو «هویت قومی» را «امری جزئی و غیر مؤثر در زندگی اجتماعی و سیاسی جامعه»1تلقی نموده که تمسک به  آن (یا بزرگ نمایی اش) «ذهن و ضمیر جامعه را با بحث جنجالی و حاشیه ای مخدوش می سازد»2، به شمار آورده اند.</span></p>
<p><span style="color:#000000;">البته کم نیستند جریاناتی در داخل کشور ما که بدون درک مفهوم «قوم گرایی»، به مذمت آن می نشینند که در این خصوص می توان از نسب گرایان گرد آمده پیرامون فصلنامه ی آفاق نام برد. اینان که نسبت به قوم گرایی هزاره ها سخت حساس هستند، حتا با ترجمه ی غلط واژه ی «Ethnocentrism» به «قوم گرایی»، تلاش می نمایند این روی کرد ضروری را زیر سوال ببرند. برای همه ی کسانی که با زبان انگلیسی آشنا هستند و یا معادل های خارجی واژه های اجتماعی ـ سیاسی را می شناسند، روشن است که در برابر واژه ی انگلیسی بالا باید از معادل آن یعنی «قوم محوری» استفاده نمایند و نه قوم گرایی.  برای روشن شدن قضیه به چند نمونه از نوشته های فصلنامه ی آفاق اشاره ای می کنم. در سرمقاله ی این شماره از فصلنامه چنین آمده است، « پدیده ی سومی که غالباً با قوم گرایی یکی پنداشته می شود قوم دوستی است. این پدیده که به معنای علاقه و احساس قرابت به همزبان و هم فرهنگ است، امری فطری بوده و از این رو نکوهیده و نامطلوب نیز نیست. اما این، قوم گرایی نیست.».3 چرا قوم گرایی نیست؟ چون گردانندگان و نویسندگان این نشریه معتقدند که قوم گرایی، «&#8230; تبعیض ها و ترجیح های قوم گرایانه در گزینش افراد در وزارتخانه ها و سفارتخانه ها، توزیه امکانات دولتی و ملی به صورت نابرابر در مناطق گوناگون بر پایه تفکر قومی، رفتار خشن و غیر عادی در عرصه های امنیتی و پولیسی در قبال اقوام دیگر و&#8230; برخی از نمودها و نمونه های رسوخ و رخنه آفت قوم گرایی در زندگی اجتماعی است.»4</span></p>
<p><span style="color:#000000;">در مقاله ی دیگری از همین فصلنامه که ترجمه است، چنان که در بالا تذکر داده شد «قوم محوری» را با «قوم گرایی» خلط کرده و ترجمه کرده اند، «قوم گرایی نشانه ی مجمعه ای از نگرشها و رفتارهاست که جنبه ای تقریباً همگانی دارد. این دیدگاهها شامل تلقی گروهی که شخص به آن تعلق دارد (گروه خودی) به عنوان گروه با فضیلت تر و برتر و تلقی گروه بیگانه به عنوان گروهی پست تر و حقیرتر می شود که شخص معیار ارزشی خود را معیارهایی همگانی تلقی کند.»5</span></p>
<p><span style="color:#000000;">خلاصه این که کار پژوهش روی «قومیت» و «هویت قومی» را می توان از دو لحاظ دچار سردرگمی دانست. یکی گروهی از غربی های ناآشنا با ساختار، مناسبات و کنش های درونی و بیرونی قوم است و دیگری کسانی مانند جماعت «نسب گرا»ی کشور ما که بنا به خطر افتادن منافع شان تلاش در تحریف و نکوهش «قومیت» دارند، حال آن که خود حتا در دایره ای به مراتب کوچک تری «نسب» که یکی از زیرمجموعه های «قوم» است، قرار دارند و به آن می بالند و بر دیگران فخر می فروشند و خود را برتر تلقی می نمایند، درست مانند جریانات «قوم محور».<strong></strong></span></p>
<p><strong> کاظم وحیدی</strong></p>
<p>پانبشته ها<br />
1 و 2 ـ عادلي، محمد صادق، تأملي بر نوشتار «هزاره ها و بحران هويت 1و2»<br />
3 ـ فصلنامه ی افاق، شماره ی نهم و دهم، ص7<br />
4 ـ همان ص5<br />
5 ـ همان 15. البته از این موضوع هم می گذرم که چقدر در ترجمه ی مقاله ی مشترک آقایان رابرت اکسل راد و  راس. ا. هاموند دچار اشتباه شده اند. مثلاً عنوان مقاله هست «The Evolution of Ethnocentric Behavior» که می شود «تکامل رفتار قوم محورانه»، درحالی که آقایان آن را ترجمه کرده اند، «شکل گیری و تحول رفتار قوم گرایانه».</p>
</div>
<p style="text-align:right;"><strong></strong><strong><a href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/02/%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DA%AF%DB%8C/">قسمت اول</a>| <a href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/16/%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DA%AF%DB%8C-2/">قسمت دوم</a>|</strong></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>هزارستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d9%88%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>اوغانستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%d9%8a/'>بررسي</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c/'>تحلیلی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5576/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5576&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/16/%d8%aa%d8%a3%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/08/kazim-vahidi.jpg?w=100&#38;h=100&#38;h=100" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>آثار تاریخی دوران سلجوقی منبع الهام نقاشان جهان تورک</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/14/%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%84%d8%ac%d9%88%d9%82%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%a8%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%86%d9%82/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/14/%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%84%d8%ac%d9%88%d9%82%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%a8%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%86%d9%82/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 Aug 2011 20:56:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن تورک]]></category>
		<category><![CDATA[توركيه]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای تورک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5572</guid>
		<description><![CDATA[آثار تاریخی دوران سلجوقی در شهرستان اخلات استان بیتلیس تورکیه منبع الهام نقاشان می گردد هنرمندانی که در چهارچوب برنامه بین المللی دیدار فرهنگ های یورو آسیا به شهرستان اخلات تورکیه آمده اند، آثار تاریخی این شهرستان را به تصویر می کشند. نقاشان بسیاری از کشورهای جهان چون قرقیزستان، قزاقستان و تورکمنستان، در اخلات به [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5572&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;"><img class="alignright" src="http://www.turksoy.org.tr/TR/resim/1-628759/10.JPG" alt="10.JPG" width="100" height="100" />آثار تاریخی دوران سلجوقی در شهرستان اخلات استان بیتلیس تورکیه منبع الهام نقاشان می گردد</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">هنرمندانی که در چهارچوب برنامه بین المللی دیدار فرهنگ های یورو آسیا به شهرستان اخلات تورکیه آمده اند، آثار تاریخی این شهرستان را به تصویر می کشند.<span id="more-5572"></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">نقاشان بسیاری از کشورهای جهان چون قرقیزستان، قزاقستان و تورکمنستان، در اخلات به دیدار با یکدیگر می پردازند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">هنرمندان که بوسیله <strong>&#8221; تورک سوی &#8220;</strong> سازمان بین المللی فرهنگ تورک به اخلات آورده شده اند، شیفته آثار تاریخی این شهرستان گردیدند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">و این آثار را بر روی بوم می کشند&#8230;&#8230;</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">برنامه با حضور نقاشان ۱۸ کشور، برای اولین بار در منطقه ترتیب می یابد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">نقاشان میهمان به اهمیت منطقه تاکید می کنند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">نقاشان تابلوهای خود را تا ۲۳ ام اوت به پایان برده و ابتدا در اخلات بنمایش خواهند گذاشت .</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">آثار مزبور سپس توسط &#8221; تورک سوی &#8220;در نقاط مختلف جهان در معرض دید هنردوستان قرار داده خواهد شد .</span></p>
<div id="lightbox-container-image-data-box">
<div id="lightbox-image-details"><img class="aligncenter" src="http://www.turksoy.org.tr/TR/resim/1-628754/05.JPG" alt="" width="450" height="619" /></div>
<div id="lightbox-nav"><img class="aligncenter" src="http://www.turksoy.org.tr/TR/resim/1-628758/09.JPG" alt="" width="450" height="600" /></div>
<div>
<div id="lightbox-nav">
<div id="lightbox-container-image-box">
<div id="lightbox-container-image"><img class="aligncenter" src="http://www.turksoy.org.tr/TR/resim/1-628756/07.JPG" alt="" width="450" height="338" /></p>
<div id="lightbox-nav"><img class="aligncenter" src="http://www.turksoy.org.tr/TR/resim/1-628759/10.JPG" alt="" width="450" height="338" /></div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1/'>فرهنگ و هنر</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/'>اجتماعی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/'>اخبار</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>تمدن تورک</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a%d9%87/'>توركيه</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>دنیای تورک</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5572/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5572&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/14/%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%84%d8%ac%d9%88%d9%82%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%a8%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%86%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.turksoy.org.tr/TR/resim/1-628759/10.JPG" medium="image">
			<media:title type="html">10.JPG</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.turksoy.org.tr/TR/resim/1-628754/05.JPG" medium="image" />

		<media:content url="http://www.turksoy.org.tr/TR/resim/1-628758/09.JPG" medium="image" />

		<media:content url="http://www.turksoy.org.tr/TR/resim/1-628756/07.JPG" medium="image" />

		<media:content url="http://www.turksoy.org.tr/TR/resim/1-628759/10.JPG" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>سیستم فدرال تضمینی برای تمامیت ارضی و برون رفت از بهران موجود</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/14/%d8%b3%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d9%81%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d8%b6%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%d8%b6%db%8c-%d9%88-%d8%a8/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/14/%d8%b3%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d9%81%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d8%b6%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%d8%b6%db%8c-%d9%88-%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 Aug 2011 20:05:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[هزارستان]]></category>
		<category><![CDATA[اوغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[تورکستان جنوبی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5567</guid>
		<description><![CDATA[ شیوه های انسجام بهتر امور در وجود حکومت های فدرالیست. فدرالیسم یعنی یک ساختارو حکومتی است در یک ساحه ی تحت حاکمیت قوانین مربوط به حوزه را تدوین و آنرا در عمل پیاده میکند. که وحدت و یگانگی را بر شالوده تفاهم با دولت مرکزی و رضایت خاطر مردم محل بر قرار میسازد.&#8221; در دنیای [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5567&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-5568" title="Aman Mashir" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/08/aman-mashir.jpg?w=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" /> شیوه های انسجام بهتر امور در وجود حکومت های فدرالیست.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">فدرالیسم یعنی یک ساختارو حکومتی است در یک ساحه ی تحت حاکمیت قوانین مربوط به حوزه را تدوین و آنرا در عمل پیاده میکند. که وحدت و یگانگی را بر شالوده تفاهم با دولت مرکزی و رضایت خاطر مردم محل بر قرار میسازد.&#8221; در دنیای امروز، بطور رسمی بیست کشور فدرال وجود دارند<span id="more-5567"></span> که قریب به نیمی از جمعیت جهان را تشکیل میدهند. و در ساحه حاکمیت خود یعنی فدرال استقلال دارد .بعنوان مثال، در اسپانیا، به مناطق ناوارا (Navara ) و باسک، قدرت و ضع و مصرف مالیاتی بیش از آنچه که به مناطق خود مختار داده میشود، تفویض شده است. و یا، به ایالت های کاتا لونی و گالیسیا، در مورد فرهنگ وزبان و آموزش، اختیارات ویژه ای داده شده است. بهمین نحو، در کانادا، ایالت کبک (Quebec ) برای حفظ و پیشبرد فرهنگ زبان فرانسه، از اختیارات خاصی بر خوردار است. در آلمان فدرال، سه شهر برلین، برمن و هامبورگ یا دولت- شهر Lander تلقی میشوند، حال آنکه بقیه شهرها تابع سیزده منطقه Lander هستند. یا مثلا در چین به بندر هنگ کنگ، وضعیت سیاسی و حقوقی ویژهای تفویض شده است. یک حکومت فدراتیو،ضمن پخش قدرت سیاسی بشکل عمودی، هم از جامعیت قدرت مرکزی و هم از هویت وجامعیت ایالتها که مولفه های آن هستند، دفاع کرده وبه هریک از آنها قدرت واختیارات لازم برای حل مشکلات کشور را از طریق هم آهنگی باهم میدهد و شهروندان را در ارتباط نزدیکتری با تصمیم گیریها قرار میدهد.&#8221;</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">در روز تجلیل از زبان مادری در خانه فرهنگی مولانا شهر ونکوور کانادا شاعر زوالسانین زبانهای اوزبیکی و فارسی با تالم و تاسف اظهار نمودند که او نتوانسته است فرزندانش را زبان اوزبیکی یاد بدهد که توسط آن فرهنگ و تاریخ خود را حفظ میکرد. نویسنده مشهور کشور ما که به زبان پشتو می نویسند به جز چند کلیمه تبریکی نتوانستند که به زبان پشتو سخن برانند و یک برادر ما که داننده ی مولانا است نتواست به لهجه ی هزاره گی خود در روز بزرگداشت از زبان مادری صحبت کند. در همان روزنویسنده و تحلیلگر سیاسی محترم انجینیر فضل احمد افغان طی صحبتی مبسوطی زبان مادری را به شاخه گل تشبح کردند که در گلدان پروریش یابد. اگر آن پروریش نیابد گل خشک میشود و گلدان باقی می ماند و در داخل گلدان کسی دیگری گل خواهند شاند . در کشور ما در سده اخیر پولهای هنگفت از طرف حکومت مصرف شد تا زبان پشتو سراسری شود.من بیاد دارم دربعضی محلات افغانستان نامهای قدیمه داشت که هر کدام از خود تاریخ دارد به زبان پشتو تغییر دادند مثلآ در قریه ی جوی زندان سمنگان که نود فیصد اوزبیک نشین است نام قریه را از جوی زندان به ژوی ژوندون تغییر داده و در آنجا مکتب به زبان پشتو ساختند و معلمان محترم از مشرقی جنوبی مقرر کردند . دها سال به زبان پشتو برای اطفال اوزبیکها تدریس کردند و در جریان تدریرس به گونه های مختلف زبان اوزبیکی را توهین و تحقیر می نمودند بیاد دارم روزی معلم صاحب مضمون پشتو ما که سید عمر خان نام داشتند در صفت یک فکاهی گفتند که چنین بود(روزی شاگرد از معلم اجازه گرفت و برای رفع حاجت(تشناب) رفت بعد از مدتی معلم شاگرد دیگری فرستاد تا بداند که او چرا در تشناب رفته است شاگرد که به تعقیب ان رفته بود گفت معلیم صاحب احمد در تشناب اوزبیکی میگفت) ما خندیدیم و بعدآ پی بردیم معلم صاحب زبان اوزبیکی را با &#8230; در حالت تشناب برابر کرده بودند. با چنان بی حرمتی معلم صاحبان پشتو نمی توانستند زبان پشتو را بر دیگران محبوب بقبولانند . در نتیجه با سویه ی پایین از آن مکتب شاگردان فارغ ، شامل متوسطه در مرکز میشدند و سواد کافی و لازم را فرا نمی گرفتند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">باگذشت زمان آن قریه بنام های اصلی اش جوی زندان دو باره مسما شد و یگان کس که حتی کمی به زبان پشتو حرف بزند در آن قریه نیست . . مثل آنکه رفیقای خلقی ما شهر جلال آباد را تلون شهر نام گذاشتند و برادران جمعت ما نام شهر حیرتان را به نام شهر جنرال مؤمن نامگذاری کردند. چون این نامها تحمیلی گذاشته شده بود عمومی نشده دیری نگذشته هر کدام این شهر ها که از خود تاریخ داشت به نامهای اصلی شان برگشت.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">با جبر و ظلم نمیتوان اندیشه ی را بر کسی قبولاند. این معضله از مدت ها در کشور ما موجود و در طی سی سال گذشته اوج گرفته است . من که در کانادا زندگی دارم، کانادا تا قبل از فدرالی شدنش مدت هفت سال جنگهای خانماسوز ملیتی انگیسی زبان و فرانسوی زبان را گذشتاند . بعدار تاسیس حکومت فدرال هر یک ار ایالت آزدی اقتصادی ، زبانی و فرهنگی منطقوی خود را گرفتند و آنرا به قانون اساسی فدارال کانادا گنجانیدند.و در مدت کم کشور خود را به آرامی ، ترقی و شگوفایی رسانیدند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">کشور ما افغانستان از قدیم ها به سمت مزاری های،مشرقی ها کابلی و غیره تقسیم تقسیم بودند خصلت و روش متفاوت انها را از سمت تشخیص میکردند. مثلآ تهدید به یک مزاری تعرض به مزاری ها حساب میشد. انتقاد بر یک قنداری بر همه قنداری ها برمیخورد .</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">برای همه معلوم گروپ طالبان متشکل از هموطنان پشتون نشین ما استند آنها هم حق دارند مطابق به خواسهای اکثریت شان جامعه ی بسازند و در این راه همه روزه قربانی میدهند. چرا حکومت خواست های انها را نادیده گرفته با تفنگ جواب میدهد.امروز همه در افغانستان به بالغیت سیاسی خود رسیده است و میدانند چه کنند. به هیچ وجه نمیتوان هرآنچه طالب میخواهد بر مردم سمت شمال تطبیق کرد و هر آنچه مردم سمت شمال خواهند بر طالبان تطبیق کرد.به گفته وطنی خون آنها را به دیگ انداخته جوش بدهیم یکجا نمی شود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">و به همین اساس ذعیم های بزرگ ملی ما مرحوم (بابه)عبدالعلی مزاری بابای هموطنان هزاره ی ما ، جنرال عبدالرشید دوستم رهبر ملیتهای ترکیتبار کشور ما همرا با همنظرانشان همچو لطیف پدرام چهره شناخته شده ی کشور ما که هر کدام از جمعت های بزرگی نیز نمایندگی دارند سیستم فدرال را تضمینی برای تمامیت ارضی و تصاوی حقوق ملیتهای کشور ما دانستندو راه برون رفت از بحران موجوده را تنها در حکومت فدرال میدانند. پس باید همه همنظر به راه تشکیل فدرال بی اندیشیم و جامعه آسوده و مرفع را به حواست و خواهش خود بسازیم.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">امان معاشر، خبرنگار آزاد</span></p>
<p style="text-align:right;">منابع استفاده شده:<br />
www.achq.org/fedreal/federalism%20hidayet<br />
www.khorasanzameen.net/php/read.php?</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>هزارستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d9%88%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>اوغانستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/'>تورکستان جنوبی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c/'>تحلیلی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c/'>سیاسی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5567/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5567&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/14/%d8%b3%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d9%81%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d8%b6%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%d8%b6%db%8c-%d9%88-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/08/aman-mashir.jpg?w=100" medium="image">
			<media:title type="html">Aman Mashir</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>هزاره ها، تورک تبار اند و زبان مادری شان در قدیم، تورکی بوده نه فارسی-5</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/14/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%-4/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/14/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%-4/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 Aug 2011 19:47:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عباس دلجو</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[هزارستان]]></category>
		<category><![CDATA[اوغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[تورکستان جنوبی]]></category>
		<category><![CDATA[زبان توركي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5563</guid>
		<description><![CDATA[بخش پایانی حتی تا هنوز در بین مردم اَزرَه، آناتومی بدن انسان با نام های که بیشتر منبع ترک – مغولی دارند، یاد میگردد که من مختصرا تعدادی ازین کلمات را که مربوط اعضای بدن انسان میباشند ذیلا آورده ام :  اِركَه : انگشتِ شصت.  اَلغَه = كفِ دست اُونگه : رنگ صورت، چهره اُوقرَه = چشم بَبَرداغ : برآمدگي زير گُلو  [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5563&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">بخش پایانی<img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/04/abbas-diljo.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" /></span><br />
<span style="color:#000080;">حتی تا هنوز در بین مردم اَزرَه، آناتومی <em>بدن انسان</em> با نام های که بیشتر منبع ترک – مغولی دارند، یاد میگردد که من مختصرا تعدادی ازین کلمات را که مربوط اعضای بدن انسان میباشند ذیلا آورده ام : </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اِركَه</strong> : انگشتِ شصت.<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَلغَه = </strong>كفِ دست<span id="more-5563"></span></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُونگه</strong> : رنگ صورت، چهره</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُوقرَه = </strong>چشم</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بَبَرداغ</strong> : برآمدگي زير گُلو<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بوربِی = </strong>کوری پای</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بوينه</strong> : گردن </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بِیَه = </strong>قد<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>پاتِی = </strong>دلک پای<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>پيچَه/پيكي</strong> : زلف</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>پَیچَه</strong> : پای</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>پید </strong>: شکم</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قچیق</strong> = بغل<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تراغ</strong> : فرقِ سر</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تُموغ</strong> : استخواني در مچ يا زانو <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>توغَی</strong> : آرنج</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تُولغَه =</strong>سر<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چاقو/</strong><strong> چُوقُو</strong> : شقیقه </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَمبَه : </strong>مشت </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چُولاق </strong>: لنگ <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چیجین = </strong>سینه<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خَرخَتَک</strong> = گلو . حلقوم<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جر جیست</strong> : قواره و قیافه<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جُو جُو/جِیجِی </strong>: پستان <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جُور = </strong>بازو<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دالُو</strong> : كتف، استخوانِ شانه<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>داقِی : </strong>موی گره خورده <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دِلنِق یا دلنغ</strong> : گوشتی که از اثر چاقی در  زیر زنخ آویزان شود<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سُغرَه لَه</strong> : پوستی که روی زخم می خشکد</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سیبکیل</strong> : لکه ای روی<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سينگير</strong> : عضله، مفصل یا شاهرگ بزرگ پا </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>شَنگَک</strong> : ناخن </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>شیغَی</strong> : بجل <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قاش </strong>= ابرو<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَباغ =</strong> پلكِ چشم، پشتِ چشم<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قبَرغَه</strong> : استخوانِ دنده<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَچَر = </strong>بناگوش, صورت <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَچِیغ = </strong>بغل</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قُری/قورری</strong> : چورره, کسی که بیضه اش آماسیده باشد<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قُول</strong> : بازو<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قِیتَه = </strong>شکم<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كاكُورتَك</strong> : برجستگي زير حلق<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>کَتُوک</strong> : گلو &#8211; حلق<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>کُوجِی</strong> : آماس کردن، پندیدن ؛ عصبی<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>کَورَه = </strong>شکم<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>کومَه = </strong>گلبن روی<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كيرپَك</strong> : مُژه چشم <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كِيمُوك</strong> : استخوان غضروفي</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>گِيدگَه</strong> : پشت گردن </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>لاق</strong> : سر بی موی<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>لُولُوگ </strong>: نوک پستان<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>مُوتَک =</strong> استخوان قوی گردن و بازوی انسان<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>موتیو</strong> : مشت انسان <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>موچقی</strong> : بی جا شدن مفصل </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>و&#8230; </strong></span><br />
<span style="color:#000080;">همچنان اکثر نام های وسایل خانه و افزار های کاری که از قدیم الایام تاکنون در بین هزاره ها قابلیت استفاده داشته است، نیز نامهای ترکی – مغولی دارند که به نمونه های از آن نامها توجه کنید :</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَتَنگ </strong>: ریسمان کلفت و ضخیم که با آن اوسپار را با یوغ بهم می بندد</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَرچُور </strong>: چادر سفید عروسی </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اِسكَنَه</strong> : ابزاري كه با آن چوب را سوراخ كنند.</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُلچَك</strong> : دستبند.<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَلغُوچَک</strong> : سنگ پلک بین جوی یا دریا جهت رفت و آمد عابر</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>آلغَه</strong> : چَكُش. </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَلَک</strong> : غربال .</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَلَو</strong> : آتش، اَلَنگ ،زبانهِءآتش</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُنغُو </strong>: جای سوراخ دسته بیل </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اوغور </strong>: هاون سنگی</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُوگ : </strong>خطهای باریک بین بافت گلم و بَرَک </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُولقُه : </strong>تخمین و اندازه</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اِیرگِینگ : </strong>چوکات پائین دروازه</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>ايلَك</strong> : غربال در بعضي نقاط هزاره </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بوغبَن </strong>: بستره پیچ </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بوگدَه : </strong>کارد بزرگ</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بيلَو</strong> : سنگِ مخصوص براي تيز كردن چاقو، سنگِ سُمباده. </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بِیلَی :</strong>دستکش چرمی که از ان هنگام درو خار استفاده میشود</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>پَلاس</strong> : گلیم </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>پَنگ : </strong>شاهین ترازو</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>پِیچول</strong> : تناب، ریسمان </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تاس </strong>: ظرف آبخوری</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تاقین : </strong>کلاه </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تال</strong> : شاخه‌هاي باريك درخت </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تايچَه/تَیچَه</strong> : يكي از دو لِنگهِ جوال</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تِبشِي</strong> : طغار چوبي كه در آن خمير كنند</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تَبراق : </strong><strong>دستکول . بکس سر شانه ای</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تَسمَه</strong> : نوار چرمي</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تغار</strong> : طشتِ بزرگ، براي خمير درست كردن</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تَمبَه </strong>: کلون در</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تَنگ</strong> : تسمه و نوار پهني كه به منظور محكم نگهداشتن پالان در كمر اسب و اُلاغ ميبندند . </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تُوبرَه : </strong>کیسه که در آن دانه انداخته بخورد اسپان دهند</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>توكنَه</strong> : ديگِ بزرگ مسي</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تونتِی :</strong> کارد کند </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تَياغ/تیاق</strong> : چوبدست ، عصا</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جاجیم</strong> : نوعي كليم دستباف پشمين و منقش، یک نوع لحاف پشمی هزارگی</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جُوال </strong>: خورجین<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جُول : </strong>در گذشته بيشتر به معني پالان، پوشش اسب، پوشاك چهارپايان و انسان، پارچه بافته شده از موي بز پارچهِ و روانداز بزرگ، قطور و ژنده و ايضاً لحافِ كهنه و مُندرس</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چارُوغ </strong>: يكنوع كفش زمستاني كه از پوستِ خام درست مي‌شد</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَبچُور</strong> <strong>:</strong> کرنج</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَپَر</strong> : خرمن کوب</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَگَس </strong>: قفس</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَلمَه </strong>: سرگین </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چماق </strong>: چوب دسته، عصا </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جَمخَو/چَمخِیو</strong> : لحاف . رخت خواب <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَمُوس</strong> : نوعي كفشِ چرمي</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چيغيل</strong> : غربال بزرگ، الك</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چوبچَک </strong>: چوبی که از بین تانیسته گلم تیر میشود</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چُوغ</strong> : نخ باريكِ پشمي</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَلبُور</strong> : قمچي، افسار اسب، تسمه . ریسمان</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَمچَه</strong> : يك نوع قاشق بزرگ</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَنگك</strong> : قُلاب</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خارَه </strong>: پشته بزرگ خرمن </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خاشه : </strong>هیزم خشک </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خُور</strong> : ناوه دول اسیاب که از آن ارد میریزد </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خُورفَه</strong> : گدام گندم </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خُولَه</strong> : شیره گیاه کوهی</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خیجه : </strong>آشغال ، خاک جارو </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خیللَه</strong> : چوب نوک تیزی که در بدن خر مکرر فرو برند تا حرکت آن را تسریع کنند </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دابَه</strong> : مشک روغن</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دُرُوشتَه : </strong>مخلوطی از کاه و علف سبز که برای حیوانات درست میکند</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دُوتَر : </strong>آستر لباس . آستر کرتی </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دولاغ</strong> : نوعي شلوار زنانه كه تا مچ پا را مي‌پوشاند </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دِیرَک </strong>: ستون</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دِیشکَه : </strong>خمره</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دِیگلِی</strong> : دیگ خورد</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دِیلمُول : </strong>خوشه گندم نورس بریان شده </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دَیمَه : </strong>گندم للمی</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>رَف </strong>: جاکتابی یا جاقرانی که در دیوار تعبیه میشود </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>زُلفِي</strong> : حلقهء در</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سُرچِی :</strong> وسیله نجاری</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سَلَّه</strong> : عمامه، دستار، لُنگي </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سناج</strong> :كيسه و توبرۀ پوستي </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سُوچِي</strong> : آله سوراخ سوراخ است كه با آن مايعات از جمله شير را صاف كنند</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سولغَه :</strong> دلوی که از پوست گاو درست شده و در کاریز کنی ها آب و لوش و گل را توسط ان از پائین به بالا نقل میدهد </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>شاتُو</strong> : نردبان</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>شَلکِی</strong> : فرشی که از پشم گوسفند تهیه می شود</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>شُگُور</strong> : وسيله‌اي چتر مانند كه از تال(=تَركه) بافته مي‌شود و روي آن، خمير و غيره پهن كنند.</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>غَلبیل </strong>: غربال</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>غونج</strong> : جوال </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>غِیغُو</strong> : علف کوهی خوراک دام </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قاب </strong>: نوعي ظرف، نيام شمشير ، چارچوب عكس</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قاقمَه</strong> : نام بهترين نوع گليم هزارگي</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَبا</strong> : بالاپوش</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَبتورغِی </strong>: کیسه چرمی . نبات کوهی</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قُبٌه : </strong>گنبد . وسیله تزئینی دایره شکل که زنان و دختران بالای سینه شان میدوزند</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قبقو</strong> : تله ، دام </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قُرُبچي</strong> : 1-انگشتانه 2-ظرفِ كوچك در لهجهء دايزنگي</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قرغَنَه</strong> : نوعي درختچه كوهي </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قشو</strong> : آلتي كه با آن پشت اسب و اُلاغ را بخارانند و تيمار كنند</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَلغُو</strong> : نام نوعي گياه، برگِ ريواس، برگِ چتر مانند </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَمچي</strong> : تازيانه</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قوبوز</strong> : نوعي آلتِ موسيقي هزارگي كه امروزه متروك شده <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قوغ</strong> : زغالِ گداخته . آتش</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قۇنداق</strong> : جامه ای که طفل را در بین آن آن میگذارد و معنی دیگر آن دیپچیک تفنگ<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَیچِی :</strong> مقراض </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَيزَه</strong> : لِگام اسب</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>کَرپَه :</strong> سنگ شنی . صخره </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>کَزلِک</strong> : چاقوی کوچکی که بانوان بر روی قبای خود می‌بندند</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>کَندُو</strong> : انبان آرد که از گِل ساخته شده </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>کَوثَره</strong>: پا افزار، کفش چرمی<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كوكنَه </strong>: افسار چارپايان </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كَيپَنَك</strong> : نوعي بالاپوش نمدي </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>کِیدلَک </strong><strong>: دسته چکش و تیشه</strong> </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>کِیزلَک </strong>: چاقوی کوچک</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>گِینتِی :</strong> مثل کلنگ اما با دوسر نوکدار</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>گولَه :</strong> چوبی که در بافت گلیم بکار میرود</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>لغام</strong> : افسار </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>ماشَ</strong><strong>ی</strong><strong>و </strong>: پارچه پشمی . بَرَک </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>مَنجگ </strong>: رف . چوبی  پهن که دو طرف آن در دیوار میخ کرده بر آن وسایل خانه و از آنجمله قران و یا کتابها را میگذارند</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>مورِی : </strong>دریچه کوچک نورگیر در سقف اتاق</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>نُغُول </strong>: آبرو . دودکش تنور و بخاری </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>نوخته :</strong> افسار, مهار</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>وُدکُو</strong> : کود از سرگین حیوانات </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>يَراغ </strong>: اسلحه </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>و&#8230;</strong></span><br />
<span style="color:#000080;">این واژه های ترکی &#8211; مغلی مشت نمونه خرواری است که منشاء تباری ترک – مغلی هزاره ها را ثابت میسازند و اصلا در زبان فارسی مورد استعمال نداشته و در واقع گویش هزاره ها را از زبان فارسی متمایز ساخته اند . چون زبان مادری هزاره ها در قدیم<strong> </strong>ترکی – مغولی و متعلق به زبان اورال آلتایی بود، به همین لحاظ آنان، قادر به درک معانی واژه های بالا میباشند . </span><br />
<span style="color:#000080;">اما بحث اینکه مردم هزاره از کدام زمان به اینطرف زبان مادری شان را از دست داده و فارسی زبان شده اند، پُرسمانی اکادمیک است که نیاز به بحث تخصصی دارد که باید زبان شناسان بر اساس داده های علمی، تحقیقاتی و تاریخی به آن پاسخ درخوری ارایه کنند . امیدوارم قلم بدستان و مورخین با صلاحیت، مخصوصا زبان شناسان درین زمینه با تحقیقات گسترده و علمی شان روشنی لازم را بیافگنند. </span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl" align="right"><span style="color:#000080;">عباس دلجو</span></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1/'>فرهنگ و هنر</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>هزارستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d9%88%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>اوغانستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/'>تورکستان جنوبی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a/'>زبان توركي</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5563/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5563&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/14/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%-4/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/4574af909a674801e2fa5f78df64b7f4?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">abbasdiljo</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/04/abbas-diljo.jpg?w=100&#38;h=100&#38;h=100" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سی ام</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/10/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%85/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/10/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Aug 2011 19:34:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[تورکو لوژی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای تورک]]></category>
		<category><![CDATA[زبان توركي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5559</guid>
		<description><![CDATA[ادبیات و لهجه های معاصر زبان تورکی یوسف بالا ساگون که قریب هزار سال قبل از این در خاکهای امروزی قرقیزستان می زیست میگفت: &#8220;در خواب غفلت فرو رفتن انسانی عالم، به از عبادت انسانی جاهل است&#8221;. محمود کاشغری نیز به نیرو و قدرت علم طبیعی اشاره کرده و گفته است که &#8220;علوم طبیعی پایه [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5559&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">ادبیات و لهجه های معاصر زبان تورکی<img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" /></span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">یوسف بالا ساگون که قریب هزار سال قبل از این در خاکهای امروزی قرقیزستان می زیست میگفت: &#8220;در خواب غفلت فرو رفتن انسانی عالم، به از عبادت انسانی جاهل است&#8221;.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">محمود کاشغری نیز به نیرو و قدرت علم طبیعی<span id="more-5559"></span> اشاره کرده و گفته است که &#8220;علوم طبیعی پایه و مسند قدرت و توانائی انسان است&#8221;.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ترک که در کاخ سلطان محمد غزنوی زیسته و به سال ۱۰۵۱ بدرود حیات گفت نیز در آثارش از آیات قرآن در کنار مشهودات علم مثبت فیلسوفان یونان بحث کرده است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">بیرونی میگفت: برای پیشرفت علم، اندیشه آزاد لازم است. او می گفت &#8220;علم با اندیشه آزاد شروع میشود. عالم مشاهده گر باید صاحب اندیشه آزاد باشد. بشنود و ببیند و این عمل را باید در چهارچوب علم مثبت انجام بدهد.&#8221;</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">به عقیده بیرونی، انسانها، اندیشه و اعتقادات گوناگونی دارند که علم و تمدن از آن زائیده میشود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">امروزه دستیابی به نور علم و دانش، به صورت رقابتی بین کشورها درآمده است. این رقابت در سطح جهان یک تحرک دانشجوئی بوجود آورده و بخصوص از دهه ۱۹۸۰ بدین طرف فعالیتهای آموزشی، بصورت یک بخش اقتصادی پر درآمد برای کشورها درآمده است. بر چیده شدن دیوارهای ایدئولوژیکی و توسعه امکانات ترابری و اطلاعاتی باعث شده است، انسانها به کشورهائی روی بیاورند که شرایط تحصیلی بهتر و ممتازتری دارند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">علم و تکنولوژی بعنوان مهم ترین عامل پیشرفت کشورها و رفع فاصله بین تمدن ملت ها دانسته شده و بهمین خاطر طلب انسانها به مراکز آموزش عالی برای کامل سازی علم و دانش خود هر روز افزایش می یابد. این امر نیز موجب می گردد که آموزش بصورت یک بخش پردرآمد اقتصادی برای کشورها درآید. دیگر همه کشورهای جهان می دانند که برای پیشرفت و ترقی، تجهیزشان به علم و دانش شرط و ضروری میباشد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ترکیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، امکان انجام همکاری های وسیع در عرصه های مختلف منجمله عرصه آموزشی با همنژادان ترک خود در جغرافیای اروپا – آسیا را بدست آورد. امروزه آموزش عنصر و عامل تحرک بسیار مهمی در روابط ترکیه با جمهوری های ترک آسیای مرکزی و قفقاز بشمار میرود. در جغرافیای اروپا – آسیا که از سیستم اداره کرد توتالیتر شوروی پیشین به نظام سیاسی لیبرال و دموکراتیک انتقال یافته است، در روند انتقالی نیاز فراوانی به پرورش پرسنل کاردان و عالم و دانا پدید آمد. در این روند که به رغم گذشت ۲۰ سال هنوز هم ادامه دارد، ترکیه بعنوان مرجعی برای پرورش جوانان ممالک اروپا – آسیا بر گزیده شد. در این چهارچوب با پروژه ای تحت عنوان &#8220;طرح بزرگ دانشجوئی&#8221; جوانان بسیاری از جمهوری های ترک آسیای میانه و قفقاز جهت تحصیل به ترکیه آمدند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در این میان برای برآورد نیازهای آموزشی هم در خود این جمهوری ها و هم در ترکیه، موسسات آموزش خصوصی و دولتی بسیاری تاسیس یافت. یکی از این نهادهای آموزشی، بخش ادبیات و لهجه های معاصر زبان ترکی در دانشگاه غازی انکاراست که در برنامه امروز به آن خواهیم پرداخت.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">کرسی ادبیات و لهجه های معاصر زبان ترکی دانشگاه غازی انکارا از سال ۱۹۹۳ بدین طرف به حیات آموزشی خود در دانشکده علوم پایه این دانشگاه ادامه میدهد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">این کرسی همانطور که از نامش پیداست، در زمینه تاریخ، ادبیات و کلیه لهجه های زبان ترکی که امروزه در جهان در منطقه ای به وسعت ۱۰ میلیون متر مربع از جغرافیای بالکان گرفته تا اقیانوس کبیر، دریای منجمد شمالی و کوههای تبت بدانها تکلم میشود آموزش می دهد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">حدود ۷۵ درصد از سرزمین های جهان ترک در داخل مرزهای جامعه دول مشترک المنافع، ۱۵ درصد در جمهوری خلق چین، ۸ درصد در جمهوری ترکیه و جمهوری ترک قبرس شمالی و مابقی نیز در کشورهائی چون یونان، بلغارستان، عراق، ایران، سوریه و افغانستان قرار دارد. در بنیه جامعه دول مشترک المنافع در کنار آذربایجان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان، ترکهای چوواش، کاباردا بالکاریا، تووا، ساها، آلتای، حاکاس و کاراچای نیز در بنیه بر خی دول دیگر بصورت مناطق و جمهوری های خود مختار به زندگی می پردازند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">بخش اعظم ترکهای جمهوری خلق چین در منطقه خود مختار اویغور سینجان و بخشی دیگر نیز در مناطق خود گردان دیگری چون کازاک و اکسایی به سر میبرند. آنان یا اقلیت بشمار میروند و یا اینکه با آنها بسان شهروندان درجه دوم رفتار میشود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">جمهوری ترکیه که امروزه الگو و مدلی برای جوامع و جمهوری های ترک در جهان است، در گذشته فاقد یک نهاد علمی که بتواند مطالعات وسیعی در خصوص تاریخ، نژاد و شعور فرهنگی مشترک این جهان بپردازد نبود. کمبود در این خصوص در واقع کمبودی در حیات علمی جهان ترک بشمار میرفت. در ترکیه مسئله عدم وجود اطلاعات کافی در مورد هویت، زبان، ادبیات، جغرافیا، تاریخ، وضعیت اقتصادی و بطور خلاصه وضع اجتماعی – فرهنگی دیگر ترکهای جهان وجود داشت. بعد از سقوط رژیم کمونیستی شوروی و تشکیل جامعه دول مشترک المنافع، رفت و آمدها افزایش یافت. چون اطلاعات کافی در خصوص تیره های ترک وجود نداشت، وقتی یک قرقیز و یا قزاق به ترکیه می آمد، در نظر اول چینی بنظر می رسید و یا وقتی با یک ترکمن بر خورد میگردید، شباهت زبانش به ترکی ترکیه تعجب ایجاد میکرد. دولت وقت ترکیه در سال برای ۱۹۹۲رفع این مشکل به دانشگاه غازی انکارا مراجعه کرد و خواستار تشکیل کرسی ادبیات و لهجه های معاصر زبان ترکی شد. این تقاضا از سوی موسسه آموزش عالی ترکیه قبول شده و در همان سال ابتدا دانشکده زبان، تاریخ و جغرافیای دانشگاه آنکارا به تاسیس این کرسی پرداخت. یکسال بعد در سال ۱۹۹۳ ، در دانشکده علوم پایه دانشگاه غازی انکارا نیز همین کرسی دایر شد. اولین دانشجویان این دپارتمان در سال ۱۹۹۷ فارغ التحصیل شدند. در پی ان نیز مقطع فوق لیسانس آغاز گردید.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">امروزه بخش ادبیات و لهجه های معاصر دانشکده زبان، تاریخ و جغرافیای دانشگاه انکار و دانشکده علوم پایه دانشگاه غازی انکارا از کشورهایی چون چین، ژاپن، ایران، قزاقستان، قرقیزستان، مغولستان، و جوامع ترکی جون اویغور دانشجو داشته و این دانش پژوهان در مقاطع تحصیلی لیسانس، فوق لیسانس و دکترا آموزش می بینند. آموزش در هر دو کرسی، به ۸ لهجه مختلف زبان ترکی انجام می گیرد. بجز درس های انشاء و گرامر، مابقی دروس از سوی استادانی که در ترکیه آموزش دیده اند تدریس می گردد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">خواه دانشگاه انکارا و خواه دانشگاه غازی در پرورش زبان شناسان استاد و ماهر ترک نقش مهمی ایفا میکنند. این کارشناسان عموما در دانشگاه بین المللی خواجه احمد یسوی در قزاقستان، دانشگاه بین المللی ماناس در قرقیزستان، اداره کل همکاری و توسعه ترک و وزارتخانه های فرهنگ جوامع و دول ترک زبان به کار اشتغال می ورزند.</span></p>
<p dir="rtl"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/10/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" rel="bookmark">قسمت اول</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/12/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/" rel="bookmark">قسمت دوم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/20/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/" rel="bookmark">قسمت سوم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/27/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85/" rel="bookmark">قسمت چهارم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/03/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85/" rel="bookmark">قسمت پنجم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/10/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b4%d8%b4%d9%85/" rel="bookmark">قسمت ششم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/15/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">قسمت هفتم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/22/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">قسمت هشتم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/02/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%87%d9%85/" rel="bookmark">قسمت نهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%87%d9%85/" rel="bookmark">قسمت دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/18/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%87/" rel="bookmark">قسمت یاز دهم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/25/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d8%af/" rel="bookmark">قسمت دواز دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/28/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%b2-%d8%af%d9%87/" rel="bookmark">قسمت سیز دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهار دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/05/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%af/" rel="bookmark">قسمت چهار دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پانزدهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/18/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%be%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af/" rel="bookmark">قسمت پانزدهم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت شانزدهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/28/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af/" rel="bookmark">قسمت شانزدهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d9%81%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">قسمت هفده هم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هجده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/09/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d8%ac%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">قسمت هجده هم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نزده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/16/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d8%b2%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">قسمت نزده هم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیستم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/23/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">قسمت بیستم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیست و یکم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/30/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88/" rel="bookmark">قسمت بیست و یکم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و دوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88/" rel="bookmark">قسمت بيست و دوم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و سوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/15/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-2/" rel="bookmark">قسمت بيست و سوم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و چهارم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/21/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-3/" rel="bookmark">قسمت بيست و چهارم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و پنجم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/01/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-4/" rel="bookmark">قسمت بيست و پنجم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و ششم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/05/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-5/" rel="bookmark">قسمت بيست و ششم</a> |</p>
<p dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و هفتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/20/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-6/" rel="bookmark">قسمت بيست و هفتم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و هشتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/24/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-7/" rel="bookmark">قسمت بيست و هشتم</a>  | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و نهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/02/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-8/" rel="bookmark">قسمت بيست و نهم</a></p>
<p><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و نهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/02/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-8/" rel="bookmark"><img class="aligncenter" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=468&amp;h=617&amp;h=617" alt="" /><br />
</a></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1/'>فرهنگ و هنر</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d9%88-%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/'>تورکو لوژی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>دنیای تورک</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a/'>زبان توركي</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5559/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5559&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/10/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=100&#38;h=100&#38;h=100" medium="image" />

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=468&#38;h=617&#38;h=617" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>موقعیت اجتماعی تعیین کننده ی «اندیشه» و «رفتار آدمی» است</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/09/%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%db%8c-%c2%ab%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%d9%87%c2%bb/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/09/%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%db%8c-%c2%ab%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%d9%87%c2%bb/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 09 Aug 2011 19:16:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[هزارستان]]></category>
		<category><![CDATA[اوغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5554</guid>
		<description><![CDATA[به دنبال نشر دل نوشته ی «وقتی خیانت را حد و مرزی نباشد» که در مورد کارکرد خائنانه ی هماسلطانی نماینده ی مردم مالستان در اولوسی جرگه نگاشته شده بود، اعتراضی را از سوی دوست چندین ساله ام همایون محمد که خود برادر هماسلطانی می باشد و سالیانی درازی است که در اتریش زندگی می [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5554&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;"><img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/08/kazim-vahidi.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" />به دنبال نشر دل نوشته ی «وقتی خیانت را حد و مرزی نباشد» که در مورد کارکرد خائنانه ی هماسلطانی نماینده ی مردم مالستان در اولوسی جرگه نگاشته شده بود، اعتراضی را از سوی دوست چندین ساله ام همایون محمد که خود برادر هماسلطانی می باشد و سالیانی درازی است که در اتریش زندگی می کند، دریافت نمودم.<span id="more-5554"></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">وی ضمن پشتیبانی از ارتباط خواهرش با جلاد حرفه ای و سوپر ارتجاع سده ی 21 کشور (ملاعمر)، خواهرش را چیزی نزدیک به یک نابغه قلمداد نموده که علی رغم تبحر فوق تصورش در ارتباطات و مذاکره و حل منازعات، متأسفانه توسط جامعه ی ما هنوز ناشناخته باقی مانده است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">البته در کنارش فرد دیگری به نام ارغون نیز ضمن تأیید نادرستی کارکرد هما، یادآور شده بود که این کارکردها هرگز به موقعیت خان-زادگی وی ارتباطی نداشته و من نباید چنین ارتباط نامعقولی را مطرح می ساختم.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">نخست می خواهم سخنان همایون را مورد بررسی قرار دهم و به طور بسیار خلاصه (چون سخن و استدلال غیر اصولی و بسیار کودکانه ای که انگار از حنجره ی فاشیزم قومی حاکم خارج می شد، ارزشی بیش از آن را ندارد) تذکر دهم که، از متن گفته هایش روشن است که وی در جریان این رابطه-ها قرار داشته و اساساً چنین ارتباطاتی که از مدت ها پیش آغاز گردیده اند (به قول همایون بیش از یک و نیم سال) به طور حتم با مشوره ی همایون صورت گرفته اند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">این ادعا را به دو دلیل می گویم، اول این که همایون به شدت از آن ها پشتیبانی می نماید و نتیجه ی آن را به سود مردم می داند (البته مشخص ننموده که کدام مردم) و دوم این که او مدعی است زمانی که هما خانه را در کویته ترک نموده و با دوستش (و به تعبیر همایون «شوهر» عقدکرده ای که بنا به خواست هما نخواسته مراسم عروسی در حضور خانواده صورت بگیرد) رهسپار ایران و سپس… می گردد،</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">تنها کسی از میان فامیل که طی این مسافرت با وی ارتباط داشته، شخص همایون می باشد. یعنی، همایون همیشه از نزدیک ترین مشاوران و مورد اعتمادترین برادرانش بوده که هما با او ارتباط و مشوره داشته است. بگذریم از این که طی ساعت ها چت کردن شبانه ای که باهم داشته ایم، او حتا یک بار هم از هما سخن نرانده که این امر بیش از هرچیزی بیان گر نبودن ارتباطاتی بین آنان و نیز عدم حساب نمودن وی روی خواهرش هما می باشد که چندین بار در موردش با وی سخن گفته ام.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">به هرحال، آن چه وی نسبت به آن بسیار حساس شده بود، این که چرا از سفر خواهرش بافردی که کسی مراسم ازدواجش را ندیده است، یاد نموده-ام. مسلم است که من هرگز تصمیم نداشتم تا وارد خصوصیات وی گردم اما اصرار من روی این نکته که هما از زنان دگم و چشم بسته نبوده تا ملاعمر را نشناسد و یا این که وقتی فردی با چنین تمایلات آزادی-خواهانه ای (حالا از هر نوعش که باشد) به دفاع از جریانی شدیداً جنایت کار، زن ستیز و کاملاً برخوردار از اندیشه های قرون وسطایی برمی-خیزد و برای مطرح نمودن و به صحنه آوردنش تمامی تلاش های خود را به-کار می بندد، انسان را دچار شوک می نماید و این مسأله را برجسته می-سازد که باید کاسه ای زیر نیم کاسه بوده و معاملات پرسودی در پس آن نهفته باشد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">حالا این معاملات و با تمامی سودهای مالی و یا اعتبارهایی که نزد دم و دستگاه قوم حاکم به دست می آیند، چقدر باشد که ارزش نابود شدن هزاره ها و نیز زنان را داشته باشد، بیش تر مسائل شخصی ای هستند که دل و جرأت همایی به کار است تا آن پروژه را پیش برد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">جالب این است که برادر و مشاورش همایون جان در اعتراضیه ای که بر من دارد هرگز به تحلیل کم و کیف این پروژه نپرداخته و دلایل درست بودن آن را مطرح ننموده و تنها به بدگویی مخالفان آن مبادرت ورزیده که به زعم وی عناصر و مزدوران (تخیلی) ایران هستند. درحالی که باید ماهیت، مکانیزم و بازده این پروژه را مورد بررسی قرار می-داد تا بتوان از آن به دفاع برخاست و یا آن را رد نمود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">به هرحال همایون و خواهرش هما باید دو چیز را به روشنی بدانند که اولاً طالبان جریانی پشتونیستی بوده و در روند پشتونیزه کردن جامعه کاملاً هم سو و هم فکر حاکمیت «افغان ملت» می باشد و دقیقاً به خاطر همین هم دولت قوم محور تلاش دارد تا به عنوان برادر ناراضی اش با آن یکی گردد و آن ها را شریک در قدرت سازند تا با اقتدار بیش تر روند ناتمام و به بن بست کشیده شده ی «پشتونیزه» کردن جامعه را روان تر سازد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">این چیزی است که هم هما می داند و هم همایون. جالب این است که هما طی میزگردهایش که هربار بیش تر سطح درک و فهم و نیز دانش سیاسی اش بسیار پایینش را آشکارتر می سازد و اعتبارش را زیر سوال می برد، دولت و شورای فرمایشی صلح را که آن همه برای اعتبار و اقتداربخشی به طالبان کوشش می نمایند را طرف منازعه دانسته و تنها خودش را جناحی مستقل می داند، درحالی که شدیداً به دفاع از طالبان برخاسته و مواضعش را مورد تأیید قرار می دهد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">او در آخرین برنامه ی «تودی خبری» طلوع دقیقاً به دفاع از طالبان پرداخته و مدعی بود که مواضع آنان توسط خارجیان بمباران می شود، نیروهای نظامی داخلی و خارجی بر آنان حمله می کنند، افرادشان دستگیر می شوند و مطبوعات علیه شان می نویسند و آنان را مقصر می-دانند، این ها بی انصافی بوده و نشان گر طرف بودن آن ها است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">درست است که هما به عنوان یک عضو کمسیون حقوق بشر شهید مزاری را یک جنایت کار جنگی می دانست، اما همایونی که مدعی بود افتخارش پیروی از شهید مزاری است، چگونه امروزه از طرحی حمایت می کند که به سود قاتلان مزاری، جنایت کاران غیر باورمند به دموکراسی، حقوق بشر و حقوق زنان می باشد؟ برای من دفاع نمودن از حق اگر باعث برهم خوردن روابطم با بسیاری از دوستان نزدیکی مانند هما و همایون و حتا احتمالاً هارون و یاسین (دیگر برادرانش) گردد، مهم نیست.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">آن چه حائز اهمیت است، داشتن مواضع و روی کردهایی است که منافع مردم ما را تأمین نماید و انسان را بر پایداری روی آن ها برانگیزد، نه خوشایندی چند دوستی که بیش تر درپی منافع شخصی ـ خاندانی خویش هستند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">دفاعیات همایون از خواهرش هما، بیش تر شبیه یک کمپاین تبلیغاتی برای یک فرد ضعیف و معلولی است که سخت نیازمند مطرح شدن است، تا بررسی علمی و واکاوی همه جانبه ی یک طرح. او با این تمجیدهایش هما را نابغه ای مطرح می نماید که یا بیش از زمانش به دنیا آمده است و یا این که مردم دورانش را نادانان و ابلهانی تشکیل داده اند که به-قول برادرش قادر به درک و کشف وی نشده اند!!</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">جالب است همایی را که ما می شناسیم، اگر با دستگاهی تمامی ذخایر مغزش را بیرون کشیم، بخش مربوط به مسائل سیاسی ـ اجتماعی اش شاید هم به زور یک کتاب کوچک شود، توسط برادرش برای ما نابغه ای مطرح می گردد که فراتر از زمان عمل می نمای برادرش پنداشته که با چنین کارهایی می توان او را به شهرت رساند و از او ملالی جویای بادکنکی دیگری ساخت.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">کاش همایون خود در کابل می بود تا سخنان خواهرش در جلسات را می-شنید و یاهمین روزها افتضاح و آبروریزی های بی وقفه اش در تلوزیون ها را به نظاره می نشست و مقایسه ای میان بلوف های خودش با واقعیت وجودی خواهرش می نمود و خود خجل زده صحنه ی کمپاین وی را ترک می-نمود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">آخرین سخن همایون در مورد خواهرش این است که وی تخصص و استعداد بالایی در مذاکره، ارتباطات، حل منازعات و به هم آوردن دارد. خوب، گیریم که این سخن محال هم درست باشد، آیا مگر می شود که از استعدادها در هر راهی که خواسته باشیم، استفاده نماییم؟ اگر کسی تخصص در شکافتن قلب دارد (جراح قلب)، باید هرجا که قلبی دید بی-درنگ آن را بشکافد؟</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">اگر او تخصص در مذاکره و به هم آوردن و حل منازعه داشته باشد، تنها راهش آن است که باید در راستای مشروعیت بخشی و دادن اعتبار و اقتدار به جنایت کارترین جریان در سراسر جهان و در سده ی اخیر به-کار برد؟</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">همایون جان اصلا می دانی که چه می گویی و از چه اندیشه و طرحی به-دفاع برخاسته ای؟ یا این که پول موجود در پس آن آن قدر هست که به آبروریزی اش بیارزد؟ اگر اندکی صداقت در کردار و گفتارت بود، با توجه به عواقب ناگوار چنین روی کرد پلیدی باید همکار فکری با خواهر را به کناری می نهادی و به فکر آبرو و حیثیت خودت می گشتی تا دگربار چنین از یک خائن بی عقلی حمایت ننمایی.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">و اما ادعای آقای ارغون که مرا به خاطر ارتباط دادن موقعیت اجتماعی و اندیشه و کارکرد افراد، سخت مورد نکوهش قرار داده و چنین ربطی را به کوچه بازاری بودن اندیشه ام نسبت داده است، را نیز باید تذکر مختصری دهم. نمی دانم دوست عزیز ما چرا چنین مسأله-ای را مطرح نموده است؟ آیا این گونه نگاه نمودن به مسائل موقعیت و شخصیت خودش را که شاید از قماش همان خان زاده ها باشد، مورد تهدید قرار داده است؟</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">یا این که سطح درک و فهم و مطالعه اش در حدود ابتدایی می باشد که اندیشه ها و قواعد پذیرفته شده ی جامعه شناسی را نداند. به هرحال این یک اصل است که موقعیت های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی افراد، اندیشه و باور آنان را تعیین می نمایند و نه برعکس.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">البته این قاعده به معنی نادیده گرفتن استثناها نمی باشد و ممکن است کسانی با مطالعه و یا گرویدن به اندیشه و باوری، از موقعیت اجتماعی خود دست کشیده باشد که این امری است استثنایی و تنها با اعداد محدودی می توان آن ها را یاد آور گردید و نه انبوه انسانی.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">انسان با قرار گرفتن در متن یک جامعه، کاملاً از مناسبات آن متأثر می گردد. به ویژه زمانی که افرادی متعلق به جای گاه های رفیع و بالای اجتماعی ـ اقتصادی باشند، باورها و اندیشه هایی که وارد آن اجتماع می شوند مورد کنترل و فلتر شدن آنان قرار می گیرند تا مبادا موقعیت آنان را تهدید نمایند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">این امر به طور خصوصی و در رابطه با خود نخبگان اجتماعی ـ سیاسی نیز صدق می کند. یعنی، وقتی با باور و اندیشه ای مواجه می شوند، مغزشان به تناسب درک و فهم تاکنونی شان، اتوماتیک مان به فلتر نمودن اندیشه ها پرداخته و تنها بخش های مورد نیازی را که به موقعیت شان آسیبی نرسانند، مورد پذیرش قرار می دهند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">به عبارت دیگر، کسی که متعلق به طبقات بالای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می باشند، نمی توانند به عدالت و برابری باورمند باشند، مگر این که از ان اندیشه ها برای فریب دیگران استفاده نمایند. چراکه چنین اعتقادی به معنی چشم پوشی نمودن از مال و موقعیت شان و مآلاً تقسیم نمودن آن ها میان محرومان می باشد؛ بنابراین باور نمودن چنین اندیشه هایی اساساً به زیان شان تمام خواهد شد و دقیقاً به همین دلیل است که طبقات بالای اجتماعی هرگز از آن ها فراتر از سخن یادی نخواهند کرد و زمانی که پای عمل پیش آید، انبوهی از اتهاماتی چون اندیشه های کمونیستی و… را پیش خواهند کشید.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">خلاصه ی کلام این که، هویت اجتماعی ـ طبقاتی افراد است که با گزینش اندیشه ها و باورها، روی کرد و کارکرد خاصی را توجیه می نماید. این اندیشه از اساس نادرست می باشد که نباید کارکرد افراد را به پایگاه های اجتماعی ـ طبقاتی شان ربط دهیم، درحالی که تعیین کننده ی اصلی سمت و سوی فعالیت ها و اقدامات افراد، همین جایگاه ها و پایگاه های آنان هستند. همان نیاکانی که طی همکاری با عبدالرحمان باعث شکست و قتل عام هزاره ها گردیدند، برای نسل های بعدی خود این پایگاه ها و موقعیت ها را به ارث گذاشته اند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">آیا می توان ادعا نمود که نسل های بعدی شان واقعاً به چنان درجه از فداکاری رسیده اند تا به همه ی منافع ارثی پدران پشت پا زنند و به فکر تأمین منافع مردم افتاده اند، درحالی که همایون به صراحت هرگونه حرکت و اقدام «هویت طلبانه» و جستجوی منافع قومی هزاره ها را امری ضد وحدت ملی و از سوی ایرانیان مطرح می نماید، یعنی دقیقاً از همان موضع فاشیزم قومی حاکم سخن می گوید که تلاش های «هویت-طلبانه»ی اقوام زیرستم را اقدامی نفاق افکنانه به شمار می آورند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">خلاصه این که او همه چیز را به بازیچه گرفته و به قول برادرش همایون، «با آن همه تجربه و استعدادی که به حیث یک کارشناس حل منازعه داشت، خواست از تجربه اش یک استفاده کند. او هرگز خواهان این نبود که این مسئله حتماً روزی ثمر خواهد داد»، بنابراین او تنها برای استفاده کردن از تجاربش چنین جامعه را به تشنج می کشد و مردم هزاره را هم در مقابل ستم گران سرخم می کند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">او دنبال ثمر کارش نبود بلکه می خواست استعداد و تجربه اش را به آزمون گیرد، حالا کارش چه نتیجه ای بدهد، برای او هرگز مهم نمی-باشد، چون خانم درحال آزمون تجربه و استعداد خویش تشریف دارند و نباید صدای تان را بلند نمایید!! آیا استدلالی مزخرف تر از این هم ممکن است که با حیثیت جامعه تنها برای کار دل خودش بازی نماید؟</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">از آن بدتر این که باز به قول برادرش، «در شش ماه اول معلوم شد که این کار کاملا بیجا بوده،» اما از آن به بعد این کار را نه به اختیار خودش بلکه به خواست طالبان ادامه داده است، در این باره برادرش همایون می گوید، «اما بعدها طالبان با شناخت دقیق از وی شروع نمودند به مذاکره…».</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">این فاجعه است که نابغه ی حل منازعات دست آخر خودش به بی نتیجه بودن کاری که یک و نیم سال رویش کار کرده واقف گردد، اما نتواند آن را متوقف نماید چون این بار به خواست دیگری (طالبان) این کار را ادامه می دهد!! ببینیم که او با این کارهای مفتضح ضدزن و ضدهزاره اش دیگر به کدام کارها دست خواهد زد و برادرش هم برای جا انداختن و مطرح شدنش در جامعه، چه لاف و گزاف های بی شاخ و دم ببافد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">بازهم از همایون در مورد کامنتی که در جمهوری سکوت به نام هارون (برادر بزرگش) و یاسین گذاشته شده است، نظر می خواهم.</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000000;">محمد کاظم وحیدی</span></strong></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>هزارستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d9%88%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>اوغانستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c/'>تحلیلی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c/'>سیاسی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5554/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5554&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/09/%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%db%8c-%c2%ab%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%d9%87%c2%bb/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/08/kazim-vahidi.jpg?w=100&#38;h=100" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>هزاره ها، تورک تبار اند و زبان مادری شان در قدیم، تورکی بوده نه فارسی-4</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/05/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%-3/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/05/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%-3/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Aug 2011 19:21:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عباس دلجو</dc:creator>
				<category><![CDATA[هزارستان]]></category>
		<category><![CDATA[اوغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[تورکستان جنوبی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[زبان توركي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5547</guid>
		<description><![CDATA[بخش چهارم چارُوغ { çaruğ }: واژه ترکی چارُوق به معنی پا افزار چرمی، یک نوع کفش چرمی زمستانی چَبقُو { çāpqo }: واژه ترکی چَاپقُون به معنی کولاک، برف و باران توام با باد شدید چَلبُور { çālbur }: واژه ترکی چَیلبُور قمچین، افسار اسپ چَلپَک { çālpāg }: واژه ترکی چَلپَک به معنی یک نوع نان روغنی چَمچَه { çāmçā }: واژه ترکی چَمچَه به معنی قاشق بزرگ چُوقُور { çuqür }: واژه ترکی به معنی گودال عمیق خينَه {xinā }: واژه ترکی چُوقُور/ چُوخور به معنی حنا بود كه بر [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5547&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">بخش چهارم<img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/04/abbas-diljo.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" /></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چارُوغ </strong>{ <em></em>çaruğ }<strong>:</strong> واژه ترکی <strong>چارُوق </strong>به معنی پا افزار چرمی، یک نوع کفش چرمی زمستانی<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَبقُو </strong>{ <em></em>çāpqo }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>چَاپقُون</strong> به معنی کولاک، برف و باران توام با باد شدید<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَلبُور </strong>{ <em></em>çālbur }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>چَیلبُور </strong>قمچین، افسار اسپ<span id="more-5547"></span><strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَلپَک </strong>{ <em></em>çālpāg }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>چَلپَک</strong> به معنی یک نوع نان روغنی<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چَمچَه </strong>{ <em></em>çāmçā }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>چَمچَه</strong> به معنی قاشق بزرگ<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چُوقُور </strong>{ <em></em>çuqür }<strong>: </strong>واژه ترکی به معنی گودال عمیق</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خينَه</strong> {xinā }: واژه ترکی <strong>چُوقُور/ چُوخور</strong> به معنی حنا بود كه بر دست و پا ببندند<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دادَه </strong>{ <em></em>dadā }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>داداش</strong> به معنی پدر، برادر بزرگتر<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دارُوغَه </strong>{ <em></em>darğā }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>دارُوغَه</strong> به معنی حاکم شهر، رئیس محل</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دالُو</strong> { <em></em>dalo }: واژه ترکی- مغولی <strong>دالُو</strong> به معنی كتف، استخوانِ شانه<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سَلَّه</strong> { <em></em>sāllā }: واژه ترکی <strong>سَلَّه</strong> به معنی عمامه، دستار، لُنگي<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سَنٌاج</strong> { <em></em>sānaj }: واژه ترکی <strong>ساناج</strong> به معنی كيسه و توبرۀ پوستي<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سُورچي</strong> { <em></em>sürçi }: واژه ترکی<strong> سُورچا</strong> به معنی لَق شدن، رهاشدن، پاره شدن</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سُوغات</strong> {sāwğat } <strong>:</strong> واژه مغولی <strong>سُوقات</strong> به معنی هدیه و پیشکشی</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سُولَه { </strong>sülā <strong>}</strong>: وآزه ترکی <strong>سولو</strong> به معنی سست . آبکی</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سينگير</strong> { <em></em>singir }: واژه ترکی <strong>سينگير</strong> به معنی عصب و پی، عضله، زردپي<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>شاتُو</strong> { <em></em>şato }: واژه ترکی <strong>شاتُو</strong> به معنی نردبان، زینه<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قاب</strong>{qab } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>قاب</strong> نوعي ظرف، نيام شمشير ، چارچوب عكس</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قاش</strong>{qaş } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>قاش</strong> به معنی 1- ابرو ، 2- چمن 3- كوهه‌ي زين</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قاق/غ</strong>{qağ }<strong>:</strong> واژه ترکی <strong>قاق</strong> به معنی خشک، برشته، نقيض نرم </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قاقمَه </strong>{qaqmā } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>قاقمَه</strong> به معنی گلم </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَباغ</strong>{qābağ } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>قَاباغ/ق</strong> به معنی پشت چشم، پلكِ چشم </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَبَرداغ</strong>{qābārdağ } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>قاوورداق</strong> به معنی گوشتِ سُرخ شده در روغن</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَتلَمَه </strong>{qātlāmā } : ترکی <strong>قَتلَمَه</strong> نام نوعي نانِ روغني </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَتِيغ </strong>{qātiğ } : واژه ترکی <strong>قَتِيغ</strong> به معنی نانخورش، غذايِ چرب</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قجير </strong>{qājir } : واژه ترکی <strong>قجير</strong> به معنی كركَس، مرغ لاشه‌خوار</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَشقَه </strong>{qāşqā } : واژه ترکی <strong>قَاشقَه</strong> به معنی خال و لكهِ سفيد روي پيشاني اسب<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قُرُبچِي</strong> { <em></em>qorobçi }:واژه مغولی <strong>اورکابچِی</strong> به معنی 1-انگشتانه 2-ظرفِ كوچك </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قرغَنَه </strong>{qārğānā }<strong>:</strong> واژه مغولی <strong>قراغَنَه</strong> نوعي درختچه كوهي، نام نوعي درختِ اقاقيا</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَرَه‌مُوغ </strong>{qārāmuğ } : واژه ترکی <strong>قَرامُوق</strong> به معنی آبلهءسياه را گويند كه اطفال خُردسال آرند، سياه‌سرفه<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَريش</strong> { <em></em>qāriş }: واژه ترکی <strong>قَاريش</strong> به معنی وَجَب، بلست<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قُلاج/قولاج</strong> { <em></em>qulaj }: واژه ترکی <strong>قولاج</strong> به معنی فاصله از اين سر دست تا آن سر دست</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَلغُو/قلغان</strong> { <em></em>qālğo }: واژه ترکی قَلقان به معنی گياه، برگِ ريواس، برگِ چتر مانند</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَمچي/قمچين</strong>{qāmçi } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>قَمچي</strong> به معنی تازيانه<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قنجَغَه</strong> { <em></em>qānjāğā }: واژه ترکی <strong>قَنجوغَه</strong> به معنی فِتراك، جَنب، پهلو</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قنچيغ </strong>{qānçiğ } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>قانچيغ</strong> به معنی سگِ ماده <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَنجِي</strong> { <em></em>qānji }: واژه ترکی <strong>قَانجِي</strong> به معنی سيرشدن از آب<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قوچقار</strong> { <em></em>quçqar }: واژه ترکی <strong>قوجغار/كوشكار</strong> به معنی قوچ، گوسفندِ نر<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قُودَه</strong> { <em></em>qudā }: وآژه ترکی <strong>قُودَا</strong> به معنی پدر يا مادر داماد و عروس</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قوروت </strong>{qurut } : واژه ترکی <strong>قوروت</strong> به معنی كشك</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قوغ </strong>{qoğ } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>قوغ</strong> به معنی زغالِ گداخته، شراره <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قولَغَي</strong> { <em></em>qolāğāi }: واژه ترکی <strong>قالتاغاي</strong> به معنی دُزد<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قونغوز/قانغوز</strong> { <em></em>qunğoz }: واژه ترکی <strong>قونغوز</strong> نوعي حشرۀ سياه‌رنگ</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قيچيغ </strong>{qiçiğ } : واژه ترکی <strong>قيجيغ</strong> انگشت به زير بغل كسي زدن، پا را خاريدن كه شخص به خنده آيد، زير بغل. </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قَيرُو</strong> { <em></em>qāiro }: واژه ترکی <strong>کایغُو</strong> به معنی حسرت و افسوس</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قِيمَه </strong>‌{ qimā } : واژه ترکی <strong>قِيمَه</strong> به معنی گوشتي را گويند كه ريز ريز كرده باشند </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كاكورتَك</strong> { <em></em>kakurtāk }: واژه ترکی <strong>گيگيردَك</strong> به معنی برجستگي زير حلق<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كُرپه/كورپَه</strong> { <em></em>korpā }: واژه ترکی <strong>كورپَه</strong> به معنی يونجهء نيم‌رس تازه، گياهانِ تازه رسته، مخصوصاً شبدر و رشقه<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كُرَنگ</strong> { <em></em>korāng }: واژه مغولی <strong>كورَنگ</strong> به معنی اسبِ سرخ‌رنگ</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كُندَلُو </strong>{kondālo } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>كُندَه لُان</strong> راهِ اُريب، منحني، بسويِ انحنا، كج و خلافِ </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كوتَل </strong>{kotāl } <strong>: </strong>واژه مغولی <strong>كوتَل</strong> به‌معناي 1- گردنهء كوه،2-حيواني را با افسار از دنبالِ خود كشيدن <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كُوچُوك</strong> { <em></em>küçük }: واژه ترکی<strong> كُوچُوك</strong> به معنی توله سگ، چوچه سگ</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كُوي</strong> {küy } <strong>:</strong> واژه ترکی به معنی هوار ، فرياد، كسي را با فرياد صدا زدن. </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كِيپَنَك </strong>{kipānāk } : واژه ترکی <strong>كِپنَك</strong> نوعي لباس نمدي كه فقرا دوخته و بر دوش مي‌گيرند ،نوعي بالاپوش نمدي<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كيرپَك</strong> { <em></em>kirpāk }: واژه ترکی <strong>كيرپَك</strong> به معنی مژگان، مُژه چشم</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>كيِمُوك</strong> { <em></em>keymug }: واژه ترکی <strong>گومُوک</strong> به معنی استخوان نرم، استخوان غضروفي</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>گِندُوگ</strong> { <em></em>gendüg }: واژه مغولی <strong>گِندُو </strong>به معنی سگِ نر قوي هيكل</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>گِيتَه</strong> {gitā } : واژه مغولی <strong>گِيتَه</strong> به معنی دزدانه سوي شكار خراميدن، مواظبت كردن، پاييدن، انتظاركشيدن، جاسوسي كردن تعقيب‌كننده، كمين. </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>لُوج</strong> { <em></em>lüj }: واژه ترکی<strong> لُوج</strong> به معنی برهنه، لُخت<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>ماخ</strong> { <em></em>max }: واژه ترکی <strong>مَخ</strong> به معنی بوسيدن، بوسه</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>مِرگَن </strong>{mergān } : واژه ترکی <strong>مِرگَن</strong> به معنی تفنگچي، شكارچي ماهر.</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>ناوُور</strong> { <em></em>nawür }: واژه ترکی <strong>ناویر</strong> به معنی حوضچه و آبگيرخاكي</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>نَغَه‌چي</strong> { <em></em>nāğāçi }: واژه ترکی/قزاقی <strong>ناغاشِی</strong> به معنی ماما، برادر مادر</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>وُلُوس</strong> {wolos } : واژه مغولی <strong>اُولُس</strong> به معنی مردم . قبیله. ملت و قوم </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>ي</strong><strong>ِ</strong><strong>راق </strong>{yāraq } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>ي</strong><strong>ا</strong><strong>راق</strong> به معنی اسلحه</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>يِرغَه </strong>{yerğā } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>يِرغَه</strong> اسبِ راهوار </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>يِزنَه </strong>{yeznā } : واژه ترکی <strong>يِازنا</strong> به معنی شوهرخواهر. </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>يشيل </strong>{yeşil } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>ياشيل</strong> به معنی رنگِ سبز</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>و&#8230;</strong></span><br />
<span style="color:#000080;">همچنان هزاره ها در محاورات روزمره شان واژه های ترکی مغولی را به وفرت استعمال میکنند که من ذیلا تعدادی از جملات هزارگی را بعنوان نمونه میاورم :</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>باچِه قَچَر</strong><strong>*</strong><strong> کَندَه و آلوخ</strong><strong>*</strong><strong> تو رَه ما توتُولِ</strong><strong>*</strong><strong> </strong><strong>الاغ* خو رَه نَمیدُوم، تو اَمادی که دختَر نوربن</strong><strong>*</strong><strong> و اِرکَه توی</strong><strong>*</strong><strong> خو رَه دَ او سُولَه</strong><strong>*</strong><strong> بیدیُوم</strong><strong> </strong><strong>. </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>او خَمَندُوک*! پیش ازی که دَ خانه خوستِه* خو بوری، اول امو مویای بَبَر و قوتريش* زده خو رَه برو دَ اَوخَنَه* قَد* صابُو پاک بشوی باد اَزو پیکَی* خو رَه لخشُوم* کو کِی مُغول* مالُوم شِی .</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>آجَه* </strong><strong>مَه دَ قُوتُو</strong><strong>*</strong><strong>گُوسپَندُو</strong><strong>*</strong><strong> رَه قَتِی نَه</strong><strong>*</strong><strong> </strong><strong>تا بلدِه</strong><strong>*</strong><strong> باکُول</strong><strong>*</strong><strong> مَه شِیرروغُو جور کَنَه</strong><strong> </strong><strong>. </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>ما قَدِ*آتِه* خُو* تَپَکای* </strong><strong>چَلمَه</strong><strong>*</strong><strong> </strong><strong>رَه از بام دَ کادُو مُوبرِیم کِه آووُر* چُوم* کَدَه نَبارَه . </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>آچول* مُو پَک* کَلو* پیر و زئیر* و آلُوخ* شده دَ شان* مَه آکو* رافتَنِی یَه</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خُسُور سُوخِ</strong><strong>* اَزمَه رَه، توخ* کُو که کَتَه تِیپچِی* اَلوا رَه پیش خُو اِیشتَه، خدا کَنَه قِیتِه* خو رَه نَتَرقَنَه* .</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>آلَیگُونُو</strong><strong>* بییِد کی پَگ* مُو دَ اَیلاق* بُورِیم خودُونمُو از لولُوگِ* پیستون گُوسپو دَ تاس* مسی شیر قَتِی* کَدَه اُوختَه اوچِی* کَنِیم .</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُوقَس* غَدَر* نان گَدَولَه* نَخور پِیت* تو دَزی نان آموختَه* نَییَه، توخ* کو که پاستر دَ </strong><strong>ایلدَره</strong><strong>* نَفتِی .</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>امروز یک پِیرکِی* بولُو* رَه تَشکِی* خوردُوم آیِه* مه کومای مَه رَه اُوقُس* چُقنِی* کَش کَد کی چَخرای* مَه بُور شُد . </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَرغَید* ما خُوستَه بازی* مُورُوم کُوتِه* اَلِه شی* قَووَسِ نَه* خُسور* و خُسُور مادَر* مَرَه بیدار مُونَه .</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>ارباب</strong><strong>*</strong><strong> آغِیل</strong><strong>*</strong><strong> ازمو یک آدم اَغبَد</strong><strong>*</strong><strong> و بدبیتور</strong><strong>*</strong><strong> اَسته که بگویی دَ اُوردِه</strong><strong>*</strong><strong> خرس کَته</strong><strong>*</strong><strong> شُدَه، اَرغَید</strong><strong>*</strong><strong> ما اورَه</strong><strong>*</strong><strong> مِینگَرُوم اُوق بَلِه</strong><strong>*</strong><strong> مَه مِییَه .</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سونِ* غُوندِی* جودابا* اَلغُوچ* زَدَه رَئِی یَه دَ شان مَه* خوستِه* شِی اُونجَه اَلوا یا پییرکِی* بولو* بوردَه .</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَمِیسَه</strong><strong>* اِیلغُو* و بی اَدِیری* </strong><strong>اَگَه ما تو رَه ماخ </strong><strong>*</strong><strong> بیدیوم  بولِه </strong><strong>*</strong><strong> مَه مِینگَرَه اوغَید</strong><strong>*</strong><strong> پِیشِ آبِه</strong><strong>* </strong><strong>مَه چوغولِی</strong><strong>* </strong><strong>مونَه .</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دَ اِنال</strong><strong>*مَه قُرُبچِی* رَه دَتَوخَنَه* گُوم کَدَه باشُم اَمزی خاطِیر اُوقَس* بَلدِه* پَیدا کَدُون شِی تَوخَنَه رَه قُودقَل* کَدُوم کِی نَگو .</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>*****                     </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَمُو* نِیلغِه* تو چِیخرا کَدَه* تَسرَه کَد* اَمُو رَه* اَز خَیر خُو خُوب شِیر اوچَلجِی* کُو که قَنجِیی* َکَنَه،.</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>و&#8230;                                                                      </strong><strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;">همین اکنون مناطقی در هزارستان کنونی وجود دارند که تا هنوز نام های ترکی خویش را حفظ کرده اند و موجودیت این اسامی ترک – مغولی مناطق هزارستان، خود نشانی از هویت اتنیکی و تاریخی مردمانی اند که در این مناطق می زیسته اند که استاد کاظم یزدانی در کتاب پژوهشی در تاریخ هزاره ها جلد اول و دوم در صص 209- 218 بخشی از آن مناطق را چنین نام برده اند : <strong>&#8220;آق بُلاق،آق جَم، آل تُو، آق رَباط، آق زات، آق زرات، آق کوپرَک، </strong><strong>اَلقان، </strong>اِرکَتُو، اِسپِی قادَه، اَلتَمُور،المیتُو، اُم بلاق، اُوبَه، اُوت قول، اُودمَه، اُوزداغ، اُولَنگ، اُولُوم، اولیاد تُو، اوکَک، برغَنه تُو، بُغرا، بَکوا، بُلاغ/بُلاق، بُلاق تو، بُلاق سینِی، پودینه تُو، تَربلاق، چارقَدوق، چنجی قول، چَقماق، چیچک تُو، جربلاق، جَرجَقُور، جَغَتُو، جولا، خرمالیق، دزد بُلاق، سُکلِی، سُم بلاق، سُورَه سُو، سُولیچ، شاتُو، شِبَرتُو، غِیغو تُو، فراخ اولُوم، قاش،  قره خوال، قَرَه ناله، ، قِرغُوی، قَرغَنَه تُو، قره باغ، قَرَه خوال، قَره قول، قِزل، قلعه سُو، قَمچاق، قُناق، قوتُو، قُورغان، قول لیچ، قِیاق، کار بُلاق، گرم بُلاق، مَمقتُو، ناوُور، نَرَه قُو، یَخشی، یُورت.   </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>ادامه دارد</strong></span></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>هزارستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d9%88%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>اوغانستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/'>تورکستان جنوبی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a/'>زبان توركي</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5547/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5547&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/05/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%-3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/4574af909a674801e2fa5f78df64b7f4?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">abbasdiljo</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/04/abbas-diljo.jpg?w=100&#38;h=100&#38;h=100" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>تأملی بر بحران هویت هزارگی</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/02/%d8%aa%d8%a3%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/02/%d8%aa%d8%a3%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 02 Aug 2011 09:24:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[هزارستان]]></category>
		<category><![CDATA[اوغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[تورکستان جنوبی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5528</guid>
		<description><![CDATA[قسمت اول پیش­گفتار می­دانم که رُک نوشتن و انتقال دادن واقعیت­های عینی جامعه روی کاغذ، سر و صدا به راه می­اندازد. واقعاً این و پس از سه سده ستم و نسل­کشی و تحقیر و توهین و غصب زمین­های ما و خلاصه روایابی انواع ستم و تبعیض، وقتی قلم به­دست می­گیریم، چه باید بنویسیم و اصولاً [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5528&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"><span style="color:#000080;"><strong><img class="alignright size-thumbnail wp-image-5531" title="Kazim Vahidi" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/08/kazim-vahidi.jpg?w=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" />قسمت اول<br />
</strong>پیش­گفتار<strong><br />
</strong></span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">می­دانم که رُک نوشتن و انتقال دادن واقعیت­های عینی جامعه روی کاغذ، سر و صدا به راه می­اندازد. واقعاً این و پس از سه سده ستم و نسل­کشی و تحقیر و توهین و غصب زمین­های ما و خلاصه روایابی انواع ستم و تبعیض، وقتی قلم به­دست می­گیریم، <span id="more-5528"></span>چه باید بنویسیم و اصولاً آن­ها از ما چه انتظاری دارند؟ آیا معتقدند که با آنجام همه­ی آن­ها، اینک انسان­های رام و مطیعی شده­ایم که باید در مدح و ثنای اربابان ستم بنگاریم؟ واقعاً ستم و تحقیر پی­گیرشان باید چنین نتیجه­ای بدهد؟ یا این­که باید و به­طور حتم به فوران خشم بردگان رهیده از زیر ستم و ساطورشان واقف باشند و به قول ژان پل سارتر وقتی دهان بند را از این دهان­های سیاه برگرفتید، چه امیدی داشتید؟ که مدح شما را سر دهند؟ سرهای پدران ما را که با زور تا به­خاک خم کرده بودند، آیا گمان می­کردید هرگاه بلند شدند، در نگاه­شان تحسین و ستایش خواهید خواند؟.<strong>1</strong></span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">پیش از ورود به بحث «هویت» می­خواهم این سوال را مطرح نمایم که، آیا اساساً ما هویتی داریم و یا خیر؟ اگر جواب منفی باشد، پس به­عنوان مبرم­ترین وظیفه باید در جستجوی هویتی برای خود باشیم و یا این­که آن را از نو و متناسب با شرایط و مناسبات و ساختار اجتماعی ـ فرهنگی خود بسازیم تا بتوانیم از وضعیت کنونی خود رها یابیم و سردرگمی و لنگاری در روش زندگی را از خود دور سازیم و از همین اکنون برای تعیین مسیر زندگی و سرنوشت فرداهای خود دست به کار شویم. اما اگر هویتی داریم که از آن بی­خبریم و یا ما را در میان «هویت­اصلی» و «هویت­های­ساختگی» سرگردان گذاشته­اند، مسئله از اساس با مورد بالا فرق می­کند.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">مهم­ترین مسأله این است که ما نمی­توانیم به هویتی گرایش یابیم و به آن چنگ بیندازیم که هیچ سنخیتی با هنجارهای رفتاری، باورها و ارزش­های مردم ما نداشته و فاقد هرگونه نقش و اثری در تحولات زندگی ما باشد. در این صورت خوب است که در جستجوی درک و فهم هویت واقعی خود باشیم و اگر هم پس از استخراجش آن را فاقد توان و مشخصه­ی انگیزه­سازی برای وحدت و حرکت تکاملی جامعه­ی خود یافتیم، آن­وقت تصمیم بگیریم تا راه دیگری پیش گیریم و هویت تازه­ای که درخور وضعیت کنونی جامعه­ی ما باشد، بیابیم. به­هرحال اگر اینک از «هویت» خود چیزی نمی­دانیم و چنین پدیده­ای برای ما کاملاً نامشخص است، پس معلوم نیست که هویت ناشناخته­ی ما خوب و احیاناً نادرست باشد. این است که پیش قضاوت در مورد آن، باید درصدد شناسایی و شناخت آن برآییم. یعنی، پس از کشف یک هویت است که هرکسی باید فراخور درک­ و فهمش از مسایل، به بررسی، واکاوی و تحلیل آن بپردازد و دست آخر مسأله­ی نقد و سپس تصمیم­گیری در مورد رد و یا تکمیل آن را پیش کشد.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">وقتی سخن از سردرگمی و ولنگاری پیش می­آید، در واقع بحث از کنش و واکنش­هایی است که یک جامعه در رابطه با وضعیت ناخوشایند موجودش باید پیش بگیرد تا به­گونه­ای خود را از آن وضعیت رها سازد. زمانی هم که واژه­های «سردرگمی» و نیز «ولنگاری» را برای بیان مقصود خود به کار می­برم، دقیقاً رکود نسبی جامعه­ای نسبت به سرنوشتش را در نظر دارم که عملاً به هرگونه تغییر و تحولی در عرصه­های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و&#8230; پشت­پا زده و به وضعیت ناگوار حاکم بر خودش ذلیلانه تن داده است.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">با روی کار آمدن شرایط نوینی در کشور ما، مردم ما به­خاطر گذار از دوره­های مقاومت گذشته که عملاً وداعی متهورانه با دوره­های رخوت سیاسی دور و درازی بوده و طی آن حماسه­های کم­نظیری را خلق نموده و «فدیه»های لازم به­مثابه­ی بهای آزادگی خود را نقداً پرداخته بود، امیدهای تازه­ای یافت که در دوره­ی نوین اجتماعی ـ سیاسی حاکم بر کشور می­توان نتیجه­ی آن­همه پای­مردی روی «هویت­قومی» و اصول «عدالت­خواهی» را به­دست آورد. عده­ای خوش­باورانه این نسخه را برای ما پیچیدند که چون در دوران طلایی نوین همه­چیز بر وفق مراد محرومان پیش خواهد رفت و مطالبات برحق مردم ما اتوماتیک­مان به ما سپرده خواهند شد، پس با حفظ آرامش و عدم نقد و شکایت و اعتراض، تنها با روی­آوری به تحصیل و درس، خود را از وضعیت ناروای گذشته برهانیم.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">اساساً و با غالبیت فضای صلح­طلبانه بر جامعه و کشور، چنین راه­هایی که از آن به­عنوان روش­های مدنی یاد می­گردید، عملاً پیموده شدند و با فارغ گشتن صدها و هزاران فرزند قوم از دانشگاه­های کشور که با سال­ها فراغت از عینیت جاری کشور و سرفرو بردن به درون کتاب و درس صورت گرفته بود، بازهم کوچک­ترین مشکلی از مشکلات بی­پایان مردم ما رفع نگردید. به­دنبال این دوره که جوانان تحصیل­کرده­ی ما با چشم­پوشی از واقعیت­های سیاسی پیرامونی به آن دست یافتند، موج محافظه­کاری ناشی از یافتن کار و یا باقی­ماندن بر سر وظیفه­ای دولتی و یا مؤسسه­ی بین­المللی­ای که با هزاران مشکل و تحقیر و واسطه به­دست آمده، آغاز گردید که شاهد دور شدن لحظه به لحظه­ی بخشی از جوانان ما از بدنه­ی اصلی جامعه­ی هزارگی و سرنوشت آن گشتیم. چراکه یافتن کار برای هزاره­ای با داشتن تمایل به «هویت­قومی» و نیز حساس بودن نسبت به سرنوشت مردمش و وضعیت تبعیض حاکم بر آن­ها، از نادراتی است که تنها با نیرویی شبه معجزه میسر می­باشد. این است که جوان هزاره برای زندگی­اش ناچار می­شود تا میان منافع فردی و مسئولیت­های قومی­اش، تنها یکی را انتخاب نماید که به­طور طبیعی گزینه­ی اول انتخاب معمول این قشر محروم می­باشد. یعنی روند تبعیض، همیشه و در همه­ی مراحل زندگی، بر سر راه هزاره قرار داشته و او حتا پس از فراغت و با در دست داشتن سند آن، وقتی برای یافتن کاری به هر اداره­ای پا می­گذارد، با تبعیض­های شدیدی مواجه می­گردد. این امر ترسی وسواس­گونه (phobia) را بر او مستولی می­سازد که شکل­گیری روانی متزلزل در او، پیامد خاص این وضعیت خواهد بود. از آن پس دوران بازخوانی­ها است و او متواتراً در حافظه­اش این را مرور می­کند که آخرین پناه ما «علم» و «ثروت» بود که شبانه­روز به آن پرداختیم و دست آخر نخستینش را نسبت به دیگران بیش­تر اندوختیم، ولی دومی که کاملاً در انحصار قوم حاکم بود. با همه­ی این­ها بازهم حتا اندکی از زیر فشارهای تبعیض و ستمی که آشکارا هدف­شان قوم ما بود، رها نگشتیم. این سوال بارها در مغزش خطور می­کند که به­راستی حاکمیت تک­قومه­ی کشور با این وضعیت (تداوم تبعیض) چه هدفی را دنبال می­نماید و با عدم توقف روند تبعیض حتا در سرفصل نوین به­اصطلاح دموکراسی و حقوق بشر، و ابا نورزیدن از پیوند برادری با بی­رحم­ترین انسان­های جامعه­ی ما (طالبان)، چه آینده­ی هراسناک و تاریکی در انتظار ماست؟ متأسفانه خلق چنین وضعیت وحشت و دل­هره باعث گشته تا مباحث اساسی پیرامون واکاوی و بازشناسی «هویت» به­خاطر تصور سیاهی که از آینده­ی سیاسی جامعه بر اذهان مستولی گشته است، به­کناری نهاده شده و همگان سرگرم جنگ­های زرگری رایج گردند. درحالی که تمامی این بحران­های انسانی ریشه در عدم دست­یابی انسان­های محروم و زیرستم این مرز و بوم به «هویت» واقعی خودشان می­باشد. به­عبارت دیگر، بدون درک و شناخت «هویت­قومی» مجموعه­های انسانی (اقوام) ساکن در این سرزمین، نمی­توان به ماهیت مسخ فرهنگی ـ تاریخی اقوام بومی کشور با روش همسان­سازی فرهنگی (Cultural assimilation) قوم حاکم که مبنای تمامی طرح­ها و مأمول واپسین­شان است، پی برد.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">با سیل مهاجرت­های اغلب اجباری و درازمدت اقوام محروم به کشورهای همسایه که عمدتاً به تولد نسل تازه­ای در دیار غربت و دور از ریشه منجر گشته است، بر تعداد مشکلات هویتی و سوالات فرا راه نسل غریب ساکن در غربت افزوده شده و این نسل نیز، هرگز نتوانسته است تا لحظه­ای از زندگی پرتنش هویتی خود را فارغ از دغدغه­ و نگرانی به­سر برد. گاهی بخشی از این سوال­ها توسط نویسندگانی از میان همین نسل به­میان کشیده می­شوند که شرافت­مندانه از ناتوانی خود نسبت به رنج­ها، دلهره­ها و نگرانی­هایی سخن گفته­اند، که خود نتوانسته­اند تا از آن­ها چشم بپوشند، بنابراین صادقانه و مسئولانه و برای ایجاد بحثی رهگشا آن­ها را بیان داشته که از آن میان مثلاً می­توان به نوشته­ی خانم طاهره ابراهیم­زاده زیر عنوان «<strong><em>سلام وکلامی بامدعیان روشنفکری ورئیس کرزی صاحب!»</em></strong><strong><em> </em></strong>منتشر شده در سایت جمهوری سکوت، اشاره نمود. وی می­نویسد، <strong><em>«چرا من نوعی که در دیار غربت ،در بی هویتی، در دریایی از سؤالات و در جو سازی ویرانی یک نسل و یک ملت هستم، نمی توانم جواب سؤالاتم را پیدا کرده و با نگرشی شفاف و به دور از تعصبات و جهالت به خود و کشور و مردمم افتخار کنم»</em></strong>. مشکل این خواهر به­عنوان نماینده­ای از یک جنس مورد تبعیض قرار گرفته زمانی عمیق­تر می­گردد که در کنار «بحران­هویت» قومی­اش، از بحران دیگر هویتی و آن هم از نوع «جنسی»­اش (Sex) نیز رنج می­برد.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">تحمل شرایط ناگوار ناشی از تهاجم مداوم اندیشه­های بحران­زای حذف و مسخ کننده و ویران­گر «هویت»­ها، برای مدتی نه­چندان دراز کار ساده­ای نبوده و تحمل آن هم اگر نگویم ناممکن، اما مطمئناً بسی دشوار می­باشد، چه برسد به تداوم چنین روندی به درازایی برابر با عمر چند نسل!! این مشکلات مضاعف که بعضاً با خطور سوالاتی مانند <strong><em>«</em></strong><strong><em>چرا ما نمی توانیم کاری از پیش ببریم؟ چرا همیشه در ابتدای خط هستیم؟</em></strong><strong><em>»</em></strong><strong>2</strong><strong><em> </em></strong>در ذهن، یا مطرح شدن­شان توسط قلم ممکن می­گردند، طی تفکری درون­گرایانه­ی انسان­های درگیر با آن، نهایتاً آنان را به مرحله­ی شک به تمامی اندیشه­ها و کارکردهای تاکنونی خواهد رساند و این سوال مغزشان را فرا خواهدگرفت و میزان اضطراب­شان خواهد افزود که، تا چه زمانی می­شود به درون حلقه­ی قومی خزید و با غرور و خودفریبی بر کارکرد دیگران خندید؟ دفاع­هایی از این قبیل که سرشار خودفریبی و پنهان نمودن خودکم­بینی­ها است، هرچه هم سرسختانه و لجوجانه و پر از تعصب صورت بگیرند، بالأخره درهم خواهند شکست و با سخت­تر شدن شرایط و مبارزات هویت­طلبانه­ی ما، حتا بخش عظیمی از «خود»ی­هایی را که امروزه شعار فخر نمودن به قومیت را سرمی­دهند، به­تدریج به ترک مواضع بازشناسی و نیز افتخار به «قومیت»، مجبور خواهند شد. چرا؟ چون این وظیفه را کم­تر فرد و جریان هزارگی جدی گرفته و چنین پژوهشی تاکنون هم به­لحاظ زمانی به کندی پیش رفته و هم ازنظر میزان کاری که انجام یافته است، تکافوی نیاز نسل امروزی ما نمی­باشد.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">در این مدت مردم ما تمامی نصیحت­هایی را که برای آرام ماندن­شان لازم بوده، از دل و جان پذیرفته­اند و هرگز صدا و فریاد جدی­ای را از خود بیرون نداده و به­مثابه­ی به­آزمون گرفتن راهی نو، تمامی پرده­های نمایشی­ای که رهبران کلاسیک بازیگران اصلی آن بودند را تا به آخر به­تماشا نشسته­اند تا به­تعبیر بازیگران عرصه­ی سیاست مردم ما، مبادا حرف­ها و کارکردهای قومی هزاره­ها قوم­محوران انحصارگر را ناخرسند ساخته و به بهانه­ای بر آن­ها بتازند. اما با همه­ی این­ها باز بر ما تاختند و بهسود و ناهور ما را سوزاندند و برادران و خواهران ما را چه در آن­جا و چا بر سر هر راهی که گیر آوردند، بی­رحمانه و ناشکیبانه کشتند. باز هم سکوت نمودیم تا به اندیشه­ی از ما بهتران ارج نهاده و بر آن­ها صحه گذاشته باشیم؛ تا مبادا که بیش از دیگران، مهتران ارجمند خود ما، تقبیح­مان نکنند. در این مدت از بزرگ­تران خویش سخت حرف­شنوی نموده­ایم و هم به قشر تحصیل­کرده­ای که آنان را درس خوانده­ و فهمیده­ی خود دانستیم و گاه بر گله­مندی­شان از پیشوایان پیش­کسوت­مان که راه نادرست می­پیمایند صحه گذاشتیم و به آنان نیز اقتدا کردیم تا دست­مان گیرد و از این منجلاب بیرون­مان کشد، اما هیهات اگر اندکی هم از بدبختی­ها و سرنوشت شومی که حکام قوم­محور برای­مان رقم زده بودند، رسته باشیم. ما چیزی از آن­ها نفهمیدیم جز دعوت پی­در­پی ما به سکوت و حوصله و صبر، چراکه پاس­بانی از «صلح»ی که هرگز سودش را ندیدیم و تأمین «امنیت» بلاد برتر از هرچیزی تفسیر می­شد. آنان ما را به فراگیری درس­های امروزین فرا خواندند و گفتند که خود را با زمان مطابقت دهیم. اما هیج­کدام آن­ها نه نانی برای گرسنگان شدند و نه شرافت و کرامت و آرامش و امنیتی برای مردم ما به­وجود آوردند. اینک و با پیشه گرفتن راه­های کلاسیک و مدرن، این سوال فرا راه ما قرار گرفته است که علی­رغم نتیجه نگرفتن از آن­ها و حتا نمایان شدن افق­های تاری برای زندگی فردای­مان، آیا واقعاً نیازی دیده می­شود تا هم­چنان به آن راه­ها و روش­ها پای­بند بمانیم و ادامه­ی­شان دهیم؟</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">آیا لازم دیده نمی­شود تا از این پس با تمامی امکانات ذخیره (مدفون) در تاریخ و در زیر زمین­ها، به­فکر تهاجم فکری بر تمامی نمادها و وجوه برتری­طلبی و توسعه­طلبی هویتی ـ سرزمینی­ای که هم زیربنای عقب­ماندگی ما بوده و هم ازنظر مدرنیته هم قابل نفی است، باشیم؟ تجربه­های گذشته و روی­کرد­های تاکنونی توسعه­طلبان هویتی ـ سرزمینی، حکایت از جنگ بی­پایانی است که از حدود سه شده­ی گذشته آغاز گردیده و تا نابودی و تسلیمی کامل ما بومیان ستم­دیده و سرزمین غصب­شده، ادامه خواهد یافت. واقعیت هم آن است که آنان بقا و اعتبار و مشروعیت خود را تنها در تسلیم شدن و بی­ادعایی ما نسبت به تاریخ، تمدن­های گذشته و نیز اکتشافات حفاری­ها می­بینند و بدین منظور با حماقت کامل جنگ <em>«بود و نبود فلسفی ـ تاریخی»</em> را علیه ما آغاز کرده و هرگز هم تصمیم ندارند تا آن را بدون انصراف ما از ادعای تاریخی و وراثت تمدنی، متوقف سازند. دلیل بزرگ توسعه­طلبان این است که حتا عقب­نشینی­های بومیان از این ادعاهای وراثت تمدن­های تاریخی این سرزمین هم نمی­تواند، هم­سانی قیافه­های آثار پدید آمده از حفاری را با شکل و شمایل هزاره­ها برهم زند. یعنی حتا اگر به توسعه­طلبان هم تسلیم محض شویم، با پیدا شدن چهره­های هم­گون ما از زیر زمین­ها و از میان آثار تاریخی، تمامی محاسبات و داعیه­های وراثت تاج و تختی انان را برهم خواهد زد و در نتیجه، تصمیم نهایی در مورد ما هزاره­ها، چیزی جز انتخاب گورستان به­مثابه­ی جای­گاهی مناسب برای ما نخواهد بود.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">این است که راه­های مماشات و مغازله­ی سیاسی با سردم­داران چنین نظامی که اینک چون گذشته تمامی اهرم­های «قدرت» را در انحصار کامل خود گرفته­اند، علی­رغم تحقق بخشیدن به توصیه­های رهبران کلاسیک و نیز روش­های پیش­نهادی مدرن­گرایانی که بیش از هرچیزی در جستجوی قرار دادن خودشان در یکی از مدارهای قدرت هستند، بازهم هیچ تغییری در وضعیت نکبت­بار ما پدید نخواهد آمد. ما هرچه به فقر و بی­مکتبی و بی­برقی و بی­راه و جاده و ناامنی­های تحمیلی و گسیل شده از دیگر مناطق به سرزمین ما، تن دادیم تا شاید از شدت قساوت آنان کاسته شود، و یا با سکوت خود در مقابل نمایندگان خودمان که با پیش گرفتن راه و روش «امتیازدهی» محض و همیشگی به امتیازطلبان سیر ناشدنی که نتیجه­اش برباد رفتن همه­ی توقعات و مطالبات برحق ما بود؛ همچنین لب فروبستن تأییدگرانه در برابر «تسلیم­طلبان» خودمان که شاید به نرم شدن «دل» قوم حاکم منتهی گردد، و نیز سکوت و چشم­پوشی از تمامی مطالبات تاریخی­مان به­منظور بی­تفاوت نمودن مقتدران در مقابل روند عادی زندگی ما، هیچ­کدام به نتیجه­ای منتهی نگشت. این است که لااقل این حق را به ما بدهند تا به راه­های تسلیم طلبانه­ی تاکنونی خود «شک» کنیم. وقتی به روش­های مماشات و خوش­خدمتی­ها اجازه دادیم که به­اجرا درآیند اما با آن­هم نتیجه­ی مثبتی حاصل نگشت، اینک باید راه­های تهاجمی پر از مطالبات اساسی، حق­خواهی و نیز افشای دسایس و برملا­سازی تحریفات و واقعیت­های تاریخی و ماهیت مغرورانه­ی حاکمیت­های برتری­جوی قومی را هم به­آزمون نشینیم، مگر این­که ثابت شود که پیمایش تاکنونی راه­ها همگی وحی منزل بوده و تغییر دادن آن­ها بدعتی نابخشودنی می­باشد.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">دیگر نباید به سرفصل­هایی چون ده سال اخیر که سردم­داران حاکیت قومی با سخن گفتن از آن­ها کوه­هایی از امیدهای فریبنده را نوید می­دهند، دل ببندیم و منتظر ثمرات آن بنشینیم. چراکه از این پس و با تجاربی که به­دست آورده­ایم، مطمئن هستیم که این ترفندها جز ربودن «عامل» زمان از دست ما و نیز به هرز کشیدن «انرژی» و پتانسیل مردم ما، کارایی و مصرف دیگری ندارند. سرفصل دموکراسی، حقوق بشر، حاکمیت قانون و&#8230; درواقع برای کشانده ما به جستجوی مشتی «وهم» نخواهد بود که اینک پشتاره­های عظیمی از چنین تجاربی را در کوله­بار مبارزاتی خود انباشته داریم. آیا می­شود به داشتن قانونی دل خوش کرد که در موجودیت چنین رییس جمهوری، دیگر نه بقایش از تجاوزها مصئون خواهد بود و نه ضمانتی برای اجرایش وجود خواهد داشت؟ مگر با حقوق بشر ابزاری­ای که در بمباردمان یاغیان و آدم­کشان قبایلی (طالبان) بسی فریادها برمی­آورد، اما در مورد کشتار افراد غیرمسلح و بی­گناهی که با بمب­گذاری­های همان­ها و یا با تهاجم بر ملک و کاشانه­ی مردم در بهسود و ناهور و قره­باغ و&#8230; نه­تنها کر و کور و لال است که اغلب از مردم بی­دفاع طلب­کار نیز بوده و برای حمایت از قاتلان و متجاوزان صدها دلیل در چانته دارد، می­توان از جان و مال مردم را پاس­داری نمود؟</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">بنابراین، به­کسانی که به­خاطر منافع قومی­شان هرگز فراتر از منافع قبیله­ی خود نمی­اندیشند و یا اساساً عقل­شان به آن­جاها قد نمی­دهد، بیش از این نباید اعتماد نمود و به انتظار تحول و بهبود وضعیت و موقعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و&#8230;، آن­هم از راه دریوزگی و صدقه گرفتن امتیازات و امکانات نباید نشست. از این پس باید این را در دل و مغز خود جا دهیم که اگر تحولی هم در راه است، مسلماً با دستان خودمان شکل خواهد گرفت و نه دستان خون­آلود و مغزهای کور و پر از تعصب و کینه­ی حکام قوم­محور و تمامیت­خواه.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">می­خواهم این را بگویم که توسعه­طلبان قوم­محور طی سه سده­ی اخیر از تاریخ کشور، بر هزاره چنان ستمی روا داشته­اند که از این سرفرازان تاریخ و تمدن­ساز این مرز و بوم، قوم و سرزمینی نفرین شده ساخته که اینک حتا هزاره بودن­شان را ننگ و شرم و و ذلت می­پندارند و زیستن در هزارستان سرسبز و هزارچشمه را ناممکن نموده­اند. سرزمین و هویتی که پس از فشارهای شدید تاریخی یورش­گران، اینک مردم ما را در شرایط گریز از آن قرار داده­اند. اما اگر بگریزیم، واقعاً به کجا ­رویم؟ به­لحاظ جغرافیایی جای دیگری وجود ندارد تا به قصد آن­جا سرزمین کنونی خود را رها سازیم و درست در وضعیتی قرارمان داده­اند که هنگام فتح اسپانیا وجود داشت. یعنی راه عقب­نشینی و فراری برای ما باقی نمانده است. البته راه گریز دورنی هم در برابر ما قرار دارد که با نفی هویت­مان ممکن می­گردد. اما فراموش نکنیم که هرگز چون سیاه، ازخودبیگانگی و «بحران­هویت»مان ناشی از تیرگی رنگ­مان نمی­باشد که از آن در رنج و عذاب باشیم و تنها با دست­رسی به اندکی سپیدی حتا برای کاهش دادن میزان سیاهی، احساس نماییم که به «انسانیت» دست یافته­ایم، بلکه مشکل اصلی ما، خوش نیامدن دیگرانی است که شکل و شمایل ما را مانعی برای تداوم سلطه­گری قومی و داعیه­های وراثت انحصاری تاج و تخت خود می­دانند.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">درعین حال، راه­­ها و گزینه­های لازم برای فرار از این وضعیت هم بسیار محدود بوده و تشبه به دیگران هم که در گذشته آگاهانه و یا از روی اکراه صورت می­گرفته و با درج قومیت غیرهزاره در تذکره­ی تابعیت، هرگز مشکل ما را از میان برنداشته است. در این خصوص عده­ای از نیاکان ما که می­پنداشتند مشکل ما «مذهبی» است و بی­درنگ تغییرمذهب دادند تا قبای رافضی انداخته شده بر خود را دور نمایند، بازهم وضعیتی بهتر از دیگر هزاره­ها نیافتند.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">اساساً مسئله­ی خودکم­بینی ما ناشی از رنگ و ساختمان بینی و چشمان ما نبوده، بلکه موجودیت هزاران سند تاریخی و آثار نهفته در زیر خاک که همگی با این قیافه­ها هم­نوایی دارند، مشکل عمده­ای است که غاصبان سرزمین و رهزنان تاریخی که خود چیزی بیش از مهاجرینی آورده شده از کوه­های سلیمان نبوده و در تاریخ و تمدن این کشور سهمی ندارند را سخت دچار واهمه و نگرانی نموده و مانع تداوم حاکمیت غصبی آن­ها بدون خون­ریزی و نسل­کشی مایان شده است.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">مدت­هاست که مشکل­داران با ما، به­دلیل عدم­کارایی و نتیجه­ی کافی نداشتن پروژه­ی تحقیر و توهین هزاره­ها طی حدود یک سده­ی اخیر، رواشناس­های خود را روانه­ی میدان کرده­اند تا شخصیت­های تاریخی متعلق به قوم حاکم را فوق­انسان­های (Super Men) فراتر و برتر از دیگران قرار دهند. مسلماً وقتی حاکمان قوم حاکم به «فراانسان»های بی­نظیر تعبیر شوند، دیگر لازم نیست تا اقوام دیگر مستقیماً در معرض تحقیر هژمون­طلبان قرار گیرند، چون با قرار دادن سوپرمن­های قوم حاکم در متن جامعه، مردم خود و به­طور اتوماتیک مقایسه­ای عینی­ای میان خود و آنان صورت خواهند داد. این روش­ها از گذشته­های دور آغاز شده و هم­چنان ادامه دارد. بنابراین لازم است تا با جدیت وارد میدان گردیم و به بررسی وضعیت هزارگی و هزاره­ای که هنوز امیدش را به­طور کامل از دست نداده و تلاش می­ورزد تا زنده بماند و یا حداقل از حالت مادون­انسانی خارج گردد، شتافته و با همان روش روان­شناسانه به مقابله و مبارزه با روند تحقیر و استحاله­ی فرهنگی ـ تاریخی انسان هزاره بپردازیم.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">وقتی توسعه­طلبان هویتی ـ سرزمینی از تاریخ کشور می­نویسند، تنها به ذکر روی­دادهای کریهی که به­علت قبیله جنگی­های درونی قوم حاکم و استیلاگر بر دیگران تحمیل گشته و متأسفانه به تمامی مردم ساکنان این سرزمین آسیب رسانده، می­پردازند. وقتی از رجال سیاسی و علمی سخن می­گویند، سراسر به کسانی اشاره دارند که جز تباهی کشور و رشد دادن فقر و نکبت کاری نکرده­اند. اما با همه­ی این تلاش­های مذبوحانه جهت خلق فراانسان­های نابغه و فاتح از میان قوم حاکم، بازهم بخش­هایی از جامعه ترجیح می­دهند تا دزد سرگردنه­ی خود را نسبت به آن تاراج­گران کشورگشای خلق شده، سزاوارتر شمارند، چراکه روند استحاله­گری به­طور کامل نتیجه نداده و با مهیا شدن فضایی مناسب، همین تحقیرشدگان دوباره به میدان دادخواهی پا می­گذارند.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">حکام توسعه­طلب وقتی با چنین وضعیتی مواجه می­گردند و تمام رشته­های بافته شده و دروغ­های ساخته شده­ی خود را برباد رفته می­بینند، چنان­که یادآوری گردید به روش­های روانی رو آورده تا از این رهگذر پروسه­ی تحقیر اقوام زیرستم و به­ویژه هزاره­ها را پیش ببرند و آن­ها را دچار عدم «اعتمادبه­نفس» و «خودکم­بینی» نمایند. متأسفانه چنین روشی تا حدودی موفق بوده و هم­اینک انسان هزاره با آن­که به مراحل نخستین بازشناسی­هویتی خود دست یافته­، اما هرگز نتوانسته اعتمادبه­نفسش را دوباره بازیابد و ازخوبیگانگی را به­طور کامل از خود بزداید. او اینک نیاز دارد تا پروسه­ی بازیابی هویتی­اش را با شهامت و بدون تعلل ادامه دهد تا بتواند بر ضعف­های روانی­ خود که پی­گیری راه­های تملق­گویی به اربابان در اداره­ی محل کارش یکی از آن­هاست، مسلط گردد.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;">بنابراین هزاره در بیان واقعیت­ها و طرح نیازهایش نباید دچار اضطراب و دل­هره گردد. هرگز نگران این هم نباشد که اگر بسیاری از واقعیت­ها را بیان دارد، ممکن است توسعه­طلبان هویتی ـ سرزمینی را حساس بسازد و آنان را وادار به­ واکنش نمایند. این یکی از نگرانی­هایی است که بعضاً از روی صداقت و همین­طور فرصت­طلبان سازش­کار را جرأت داده تا به همین بهانه به گسترش دادن افکار خود بپردازند. باید نگاهی عمیق­تر به مسایل داشت و پی به­ ریشه­ی خشم و کینه­ی آنان نسبت به ­هزاره­ها برد و آگاه شد که هژمون­طلبان قومی حاکم، دارای برنامه­هایی برای کارکرد خود بوده و تاکنون بر اساس­ها آن­ها عمل می­کنند. برنامه­ای که سه سده است روی دست گرفته شده و فراز و نشیب­هایی را پیموده است. بنابراین آنان هرگز نیاز به­تحریک شدن توسط ما را ندارند تا عکس­العملی برخورد نمایند. مسئله­ی واقعی این است که آنان از نفس «موجودیت» ما به­­عنوان قومی که خواهی نخواهی با نیاکان تمدن­ساز و مقتدرمان پیوند داریم، خشمگین هستند. پس اگر می­خواهید خشم آنان را فرو نشانید، یا این آب و خاک را ترک کنید و یا به­طور دسته­جمعی تغییر قیافه دهیم و از هویت خود منکر شویم. بازهم تکرار میکنم و اساساً حرف اول و آخر من همین است که هرچه از زیر خاک بیرون­ می­آید، همگی چشم بادامی بوده و دارای بینی­های پچک هستند که در صورت وجود هزاره­ها با این شکل و شمایل در این کشور، هرچه «پته­خزانه» جعل کنند و واژه­های خود را به «اوستا» مرتبط سازند، همه نقش بر آب می­شوند. این است که نباید فریب این­گونه القائات تسلیم­طلبانه را بخوریم. ما یگانه راهی که پیش­رو داریم، کشف هویت خودمان است و بس، و این کار را باید به هرقیمتی که لازم باشد عملی سازیم. گرچه بعضی از تسلیم­شدگان ما اینک شعار بیهودگی این راه را سر داده و آن را مانعی برسر راه کاریابی و استخدام شدن در دولت که روش پیشنهادی خودشان می­باشد، دانسته و از این­گونه حرکت­ها که از نظر آنان تفرقه­افکنانه به­شمار رفته، پرهیزمان می­دارند. اما واقعیت آنست که دهه­ی اخیر را به­همین دلیل صبر و سکوت پیشه نمودیم اما به هیچ نتیجه­ای نرسیدیم، جز استخدام چند نفر ما در ادارات دولتی که متأسفانه بیش از همه چیز با خود ما سر دعوا را باز کردند و هنگام مطالبات قانونی مردم ما، همیشه جانب دولت را گرفته و این روش را موجب نارضایتی و خشم حاکمان می­دانند. خلاصه این­ بار مصمم شده­ایم تا راه­های هویت­یابی خود را به پژوهش بنشینیم، چراکه اگر نوبتی هم در کار است، اینک باید به راه­های تازه (بازشناسی هویتی) فرصت داده شود.</span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000080;"><strong> کاظم وحیدی</strong></span></p>
<p dir="RTL"><span style="color:#000000;">پانبشته­ها</span></p>
<ol style="color:#000080;">
<li><span class="Apple-style-span" style="color:#000000;">فانون، فرانتس، پوست سیاه، صورتکهای سفید، ترجمه­ی امین کاردان صفحه 29، شرکت افست، 1353.</span></li>
<li><span class="Apple-style-span" style="color:#000000;">ابراهیم­زاده، طاهره، سلام وکلامی بامدعیان روشنفکری ورئیس کرزی صاحب، سایت جمهوری سکوت</span></li>
</ol>
<p dir="RTL">
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>هزارستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d9%88%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>اوغانستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/'>تورکستان جنوبی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c/'>تحلیلی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c/'>سیاسی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5528/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5528&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/02/%d8%aa%d8%a3%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/08/kazim-vahidi.jpg?w=100" medium="image">
			<media:title type="html">Kazim Vahidi</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و نهم</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/02/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-8/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/02/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-8/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 02 Aug 2011 08:18:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[وحدت تورکان]]></category>
		<category><![CDATA[تورکو لوژی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای تورک]]></category>
		<category><![CDATA[زبان توركي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5536</guid>
		<description><![CDATA[تورکهای قاقاووز (گوک اوغوز) اوکراین حالوک دورسون در اثر خود بنام &#8220;نوشتجات عثمانی از نیل تا دانوب&#8221; می گوید این دولت عثمانی چه دیارهایی را که ندیده و چه ممالکی که فتح نکرده است. برای نظام بخشیدن به جهان بخش اعظم آن را در نوردیده و شمشیر زنان نبرد کرده است. دیارهایی را که سواره [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5536&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;"><img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" />تورکهای قاقاووز (گوک اوغوز) اوکراین</span></strong></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">حالوک دورسون در اثر خود بنام &#8220;نوشتجات عثمانی از نیل تا دانوب&#8221; می گوید این دولت عثمانی چه دیارهایی را که ندیده و چه ممالکی که فتح نکرده است. برای نظام بخشیدن به جهان بخش اعظم آن را در نوردیده و شمشیر زنان نبرد کرده است. دیارهایی را که سواره بدانها رفته است ما نمی توانیم با استفاده از هر گونه امکانات <span id="more-5536"></span>سفرهای جهانگردی به پایان ببریم. عزیزان حال می خواهیم بخش کوتاهی از خاطرات سیاحتهای حالوک دورسون به منظور دیدن روستاهای تورکهای قاقاووز اوکراین واقع در شمال دریای سیاه را به سمعتان برسانیم. بعد از پشت سر گذاشتن تاتار پینار به روستاهای بنغازی و قاقاووزی مملو از غارها می رسیم. یادواره هایی که متعلق به جنگهای ۱۷۹۰ و ۱۸۱۲ می باشند توجهمان را جلب می نمایند. به هنگام تاریک شدن هوا روستای قاقاووزها را پیدا می نمائیم . نام این روستا در زبان اوکراین Katlavina و در زبان قاقاووز نیز Balbaka می باشند. این روستا در کنار روستای بلغاری و در ساحل دریاچه زیبایی به نام یالپوک احداث گردیده است.در کرانه مقابل دریاچه کیلی قرار دارد. اگر بپرسید که این کیلی کجا بوده و بخواهیم در تاریخمان نمونه ای از کیلی ها که را بر شماریم، در مقابل مان یک شخصیت نامی ظاهر می شود . بله این شخصیت انور پاشای مشهور یکی از اعضا جمعیت اتحاد و ترقی بوده و اصل و نسب پدرش از ترکهای قاقاووز می باشد. در باغچه زیبای خانه ای که سکنا می گزینیم یک چاه آب وجود دارد. Sacha Pançef جوان ۱۷ ساله خانه به ورزش کشتی علاقه دارد. اهالی روستا به برگزاری مسابقات کشتی و اسب سواری مابین قاقاووز ها علاقه وافری دارند. فردای آن روز با بزرگان روستا ملاقات می کنیم . آنها می گویند هزار خانواده بوده و سه هزار نفوس داریم . از روستا خوشم آمد، گاه در بوستان و میان گله گاو و گوسفند در ساحل دریاچه اوقاتم را سپری کرده و با قاقاووزها به صحبت می پردازم . این باور کردنی نیست&#8230;. در یکی از روستاهای اوکراین همه به زبان تورکی تکلم می کنند .</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">حالوک دورسون در اثر خود بنام &#8220;نوشتجات عثمانی از نیل تا دانوب&#8221; از برخی از روستاهای تورکهای قاقاووز در اوکراین با نامهای بالباکا، کورتچا، کارآغاچ، کارتال،تویلی کوی و باش الما یاد می کند. تورکهای قاقاووز تنها در این روستاها زندگی نکرده و اکثر آنها در جنوب مولدوا بسر می برند. به غیر از این منطقه در رومانی، بلغارستان، یونان، قفقاز، اوست شمالی در روسیه و جمهوری کاباردین ـ بالکا نیز روستاهای قاقاووز وجود دارد. در مورد شمار ترکهای قاقاووز که در این جغرافیا پراکنده شده اند اطلاعات دقیقی در دست نمی باشد. فقط چنین تخمین زده می شود که جمعیت آنها قریب ۳۰۰ هزار نفر باشد. برخی از محققین ادعا می کنند قاقاووز ها جامعه ای منسوب به ترکهای تورکیه بوده و نام قاقاووز از نام کیکاووس سلطان سلجوقی نشات گرفته است. شاید جنبه جالب توجه قاقاووز ها ازنظر ما که به زبانی نزدیک به زبان ترک استانبولی تکلم می کنند از اعتقادات آنها نشات می گیرد. آنها به مذهب ارتدکس دین مسیح اعتقاد داشته و این بافت اعتقادی موجب گردیده است تا در مورد شان ادعاها مختلفی مطرح گردد. بعنوان مثال یونانیان ادعا می کنند که آنها رومی الاصل بوده و بلغاریها نیز بر این باورند که بلغاری الاصل می باشند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">بمنظور کسب اطلاعات در مورد تورکهای قاقاووز گفتگویی با استفان کوردیمو هنرمند اپرا به عمل آوردیم . وی که در جمعیت موسیقی جهان ترک فعالیت می نماید، در عین حال تحقیقاتی در مورد فرهنگ مردمی قاقاووز به عمل می آورد . کوردیمو ضمن اشاره به اینکه مسیحیت در فرهنگ قاقاووز ها تاثیر فراوانی گذاشته فقط فرهنگ ترک در میان آنها هنوز زنده می باشد می گوید :</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">قاقاووزها همواره در کنار تورکها بوده اند، فقط در دوره اتحاد جماهیر شوروی پیشین یک جدایی ۷۰ ساله شکل گرفت، قاقاووز ها یعنی گوک تورکها در دوره عثمانیان نیز به ترکیه نزدیک بودند. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی قاقاووزیا به منطقه خود مختار مبدل شده و از آن تاریخ بدین طرف به روابط نزدیکش با ترکیه ادامه می دهد. همانطوریکه می دانید در منطقه خود مختار قاقاووز قریب ۲۰۰ هزار نفر جمعیت وجود داشته و آنها به دین مسیح اعتقاد دارند. تمامی سنن آنها به مذهب ارتدکس ارتباط دارد. فقط در فرهنگ ما عیدی بنام عید قربان وجود دارد. البته چنان عید قربان دین اسلام نمی باشد ما در این عید دامهای زنده هدیه می کنیم یعنی قربانی ذبح نمی کنیم. موسیقی مان نیز از فرهنگ ارتدکس تاثیر پذیرفته است. فقط این را بگویم که فولکلور قاقاووز با فلکلور آناطولی شبیه به هم می باشند. در فرهنگ ما کلماتی چون کورت و جاناوار وجود داشته فقط چندان مورد استفاده قرار نمی گیرند . در زمان ما از کلمه یابانی استفاده گردیده و عیدی نیز با نام یابانی یورتوسی یعنی عید یابانی جشن گرفته می شود. در این عید هیچکس کار نمی کند. این عید برای حراست انسانها از حیوانات وحشی جشن گرفته می شود. همانطوریکه می دانید از قدیم در آسیای میانه انسانها مجبور بودند تا از گله های گوسفندان خود درمقابل حملات گرگها حراست نمایند، از اینرو قاقاووزها برای حراست از حمله گرگها به گله های خود عید یابان را جشن می گیرند. در این عید خوراکیها طبخ شده و مردم به دیدن یکدیگر می روند. اعتقاد بر این است به خانه کسی که در این روز کار کند گرگ آمده و به اهالی خانواده آسیب خواهد رساند. در فرهنگ ما موتیف گرگ از معنا و مفهوم دیگری نیز برخوردار می باشد. قاقاووزها بر این عقیده اند که در ایام قدیم گرگی آنها را از یک خطر جدی نجات داده و به راه درست هدایت کرده است.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">مردمان قاقاووز امروزه از نظر مالی در وضعیت سختی قرار دارند. استفان کورو دیموو ضمن اشاره به اهمیت یاری ترکیه به قاقاووز ها در راستای رهایی از مشکلات مالی می گوید : قاقاووزیا در جنوب ملداوی قرار دارد. قاقاووزها اکثرا به زراعت و دامداری پرداخته و شراب مرغوبی تولید می کنند. تورکیه به اقتصادمان یاری چشمگیری می نماید. صاحبان کار ترکیه در قاقاووزیا کارخانه تاسیس نموده و به رشد اقتصادی مان یاری می کنند. ما سعی می کنیم تا به فرهنگ مان که از دست داده ایم جان ببخشیم. همانطورکه می دانید ما ۷۰ سال آزگار تحت فشار شوروی پیشین قرار داشتیم. امروز سعی می کنیم تا فرهنگمان را که در آن دوره از دست دادیم مجددا زنده نمائیم. در زمینه ترانه های محلی و اپرا با تورکیه روابط مهمی داریم. ارکسترهای موسیقی ترکیه و قاقاووز به طور متقابل کنسرت اجرا کرده و کنفرانسهای مشترکی ترتیب می دهند . در زمینه آموزشی نیز بایستی بگویم که در حال حاضر تعداد زیادی دانشجوی قاقاووز در ترکیه مشغول به تحصیل می باشند. این امر حائز اهمیت است زیرا دانشجویان مذکور در آینده برای کشور خود نافع خواهند بود.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">به هنگام سخن گفتن از آموزش تورکهای قاقاووز در ترکیه خاطره ای از تورکهای قاقاووز در تاریخ نزدیک که جزئیات آن معلوم نمی باشد به ذهن آدمی خطور می کند. در سال ۱۹۳۵ یعنی قبل از جنگ جهانی دوم تمامی منطقه ایی که قاقاووزها در آن زندگی می کردند در داخل مرزهای رومانی قرار داشت . آتاتورک رهبر کبیر ضمن ارسال نامه ایی به حمدالله صبحی تانری اوور سفیر کبیر وقت تورکیه در بخارست دستور می دهد تا به منظور حراست از زبان قاقاووزها که بدلیل مسیحی بودن ارتباط شان در شرف قطع شدن با جهان تورک بود معلمین زبان تورکی اعزام گردد. در پی فرمان آتاتورک در سالهای ۱۹۳۵ الی ۱۹۳۷ ، ۸۰ معلم زبان ترکی از تورکیه و مجیدیه در نزدیکی های کوستنجه واقع در داخل مرزهای رومانی به گاگاوزیا اعزام می شود . معلمین مذکور تا سال ۱۹۳۹ یعنی تا اشغال منطقه از سوی آلمانها به وظیفه خود ادامه می دهند. با دامن گرفتن جنگ جهانی دوم برخی از معلمین به وطن خود مراجعت می کنند . بعد از جنگ نیز منطقه مذکور تحت حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی پیشین درمی آید . یک محقق قاقاووز موسوم به استفان بلغار در مورد این آموزگاران می گوید &#8221; آنها تنها معلم نبودند،آنها تحقیقات تاریخی انجام داده و در زمینه فرهنگ مردمی معلومات ارزشمندی جمع آوری کرده و سعی کردند تا بفهمانند انسانهایی که به یک زبان تکلم می کنند ملت واحدی می باشند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/10/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" rel="bookmark">قسمت اول</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/12/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/" rel="bookmark">قسمت دوم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/20/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/" rel="bookmark">قسمت سوم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/27/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85/" rel="bookmark">قسمت چهارم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/03/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85/" rel="bookmark">قسمت پنجم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/10/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b4%d8%b4%d9%85/" rel="bookmark">قسمت ششم</a> |</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/15/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">قسمت هفتم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/22/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">قسمت هشتم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/02/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%87%d9%85/" rel="bookmark">قسمت نهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%87%d9%85/" rel="bookmark">قسمت دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/18/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%87/" rel="bookmark">قسمت یاز دهم</a> |</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/25/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d8%af/" rel="bookmark">قسمت دواز دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/28/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%b2-%d8%af%d9%87/" rel="bookmark">قسمت سیز دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهار دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/05/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%af/" rel="bookmark">قسمت چهار دهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پانزدهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/18/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%be%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af/" rel="bookmark">قسمت پانزدهم</a> |</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت شانزدهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/28/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af/" rel="bookmark">قسمت شانزدهم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d9%81%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">قسمت هفده هم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هجده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/09/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d8%ac%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">قسمت هجده هم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نزده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/16/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d8%b2%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">قسمت نزده هم</a> |</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیستم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/23/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">قسمت بیستم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیست و یکم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/30/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88/" rel="bookmark">قسمت بیست و یکم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و دوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88/" rel="bookmark">قسمت بيست و دوم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و سوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/15/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-2/" rel="bookmark">قسمت بيست و سوم</a> |</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و چهارم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/21/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-3/" rel="bookmark">قسمت بيست و چهارم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و پنجم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/01/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-4/" rel="bookmark">قسمت بيست و پنجم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و ششم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/05/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-5/" rel="bookmark">قسمت بيست و ششم</a> |</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"> <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و هفتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/20/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-6/" rel="bookmark">قسمت بيست و هفتم</a> | <a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و هشتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/24/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-7/" rel="bookmark">قسمت بيست و هشتم</a></p>
<p dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=468&amp;h=617&amp;h=617" alt="" /></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d8%a7%d9%86/'>وحدت تورکان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d9%88-%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/'>تورکو لوژی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>دنیای تورک</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a/'>زبان توركي</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5536/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5536&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/08/02/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=100&#38;h=100&#38;h=100" medium="image" />

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=468&#38;h=617&#38;h=617" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>ایجاد هویتی کاذب با جعل تاریخ در ایران</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/30/%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b0%d8%a8-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d8%b9%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/30/%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b0%d8%a8-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d8%b9%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 Jul 2011 17:39:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[آذربایجان جنوبی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای تورک]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5523</guid>
		<description><![CDATA[طبیعتاً هویت واقعی هر ملتی را بایستی منسوبیت قومی و تاریخ حقیقی آن ملت شکل دهد. اگر به غیر از آن باشد، افراد هر ملت، تلاشی که در راه اعتلای ملت خود می نمایند در واقع در راه ملتی دیگر کرده اند. چه بسیار افراد وطن دوست و ملی گرایی که در راستای اعتلای ملت [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5523&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-5524" title="Hasan Safari" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/07/hasan-safari.jpg?w=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" />طبیعتاً هویت واقعی هر ملتی را بایستی منسوبیت قومی و تاریخ حقیقی آن ملت شکل دهد. اگر به غیر از آن باشد، افراد هر ملت، تلاشی که در راه اعتلای ملت خود می نمایند در واقع در راه ملتی دیگر کرده اند. چه بسیار افراد وطن دوست و ملی گرایی که در راستای اعتلای ملت خود فداكاری ها کرده اند، اما در واقع به جهت جعل تاریخ و القاء هویتی جعلی،<span id="more-5523"></span> در واقع به بیراهه ای نامربوط سوق داده شده اند. لذا اطلاع دقیق در مورد هویت و تاریخ واقعی خود برای هر شخصی که سعی در انجام چنین فداکاریها در راستای پیشرفت ملت خود دارد، امری ضروری و واجب می باشد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در کشوری که امروزه ایران می نامیم، کمتر محققان تیزبینی پی به تاریخ حقیقی آن برده اند. زیرا تحت تاثیر بمباران اطلاعاتی غرب و بویژه انگلستان و همدستان این کشور، حتی اکثر محققان کشور هم تحقیقات خود را از روی تاریخسازیهای غرب برای این سرزمین استوار نموده و جعلیات معجون واری را بنام تاریخ ایران شکل داده و به خورد مردم داده اند. بطوریکه تاریخ جعلی ارائه شده، نه سرگذشت و تاریخ مردم ساکن در آن، بلکه تاریخ اقوام دیگری بوده که در راستای طرح استعمارگران غربی و روسیه و نیات پلید آنها در جهت مقاصد استعمارگرانه آنها بنام تاریخ بر مردم منطقه وصله گردید. چنانکه تا آمدن نمایندگان انگلستان به دربار قاجاریه و اقدامات جاسوسان انگلیسی در جهت تاریخسازی برای به اصطلاح ایرانیان هیچ منبع تاریخی این مرز و بوم، از هخامنشی و کوروش نامی نمی برد. براستی نيز با پژوهش های تیزبینانه مشخص می گردد که نه هخامنشیان و نه کوروش هیچ ربطی به مردم فارس و کلاً مردم منطقه ندارد. با اندک تحقیقاتی بر روی زبان پارسی دوره هخامنشی متوجه می شویم که زبان آنها زبانی با ریشه و ساختمان كاملاً متفاوت با زبانهای منطقه و از جمله پهلوی، فارسی (در اصل تاجیکی) و دیگر زبانهای باستاني و فعلی منطقه می باشد. زبانی که کلاً مربوط می شود به خانواده زبانهای اسلاوی که دارای جنس مذکر، مؤنث و خنثی بوده و سه صیغه مفرد، مثني و جمع و به طور كلي تمام خصوصیات زبانهای اسلاوی را دارد. حتی اسم تابع جنسیت بوده و در حالتهای مختلف فاعلی و مفعولی و اضافی و غیره تغییر می نماید که تماماً منطبق بر زبانهای اسلاوی می باشد. نه تنها زبان تاجیکی در ایران که فارسی می نامیم، حتی هیچ يك از زبانهای رایج در این سرزمین دارای چنین ساختمانی نمی باشد. علاوه براین اسامی و واژه های کلیدی که در پارسی هخامنشی وجود دارد، اسلاوی هستند و اکثرشان در روسی امروزی هم کاربرد دارند. مثلاً می توان به نام خدا &#8220;بگ&#8221;، گرگ &#8220;ووک&#8221; و دهها واژه دیگر و بسیاری از فعلها اشاره کرد که با زبانهای اسلاوی یکسان می باشند. اگر کسی شکی می کند به راحتي می تواند حداقل در حد مقدماتی یکی از زبانهای اسلاوی از جمله روسی را یاد بگیرد و واژگان و ساختار زبان پارسی هخامنشی را با آن مقایسه نماید. آنگاه شک و شبهه وی رفع می گردد. کلاً کلمه پارس به معنای اسم قوم و یا اسم منطقه و کوروش به عنوان نام، هیچ کدام مربوط به زبان تاجیکی یا به اصطلاح فارسی امروزی نمی باشد. زیرا قومی که زبانشان تاجیکی باشد، نمی تواند خود را پارس که عمل &#8220;پارس کردن سگ&#8221; را مد نظر دارد بکار ببرد. کوروش هم که یک اسم رایج در زبانهاي اسلاوی هست که در اصل بصورت &#8220;کیر&#8221; بوده که هرودوت مثل تمامی اسامی بر آن &#8220;اوس&#8221; اضافه نموده (کیر + اوس = کیروس) و در تورات هم حالت یونانی نام وی بصورت &#8220;خیروش&#8221; ذکر می گردد. زیرا یهودیان حرف &#8220;س&#8221; را بصورت &#8220;ش&#8221; تلفظ می نماید، لذا کیروس (کیر+ اوس) را بصورت خیروش ذکر کرده اند. به همین جهت هم، در زبانهای خارجی نام کوروش را بصورت &#8220;کیر&#8221; می نویسند که اسم واقعی وی بوده و در شاخه های مختلف زبانهای اسلاوی کاربرد دارد (ولی برای ایران به جهت معنای این کلمه در تاجیکی مجبور بودند تا حالت یونانی آن را با حالت یهودی قاطی کرده و بصورت کوروش رایج نمایند). برای آشکار شدن مسئله به مثال ساده ای بسنده می کنم: خواننده معرف اسلاوها فیلیپ کیر کوروف و کیرف (رئیس حزب کمونیست لنینگراد در اوایل شکل گیری شوروی و یکی از رهبران شوروی) که در نام خانوادگی آنها کلمه اسلاوی &#8220;کیر&#8221; که نام اصلی کوروش هست، آشکارا مشخص می باشد. ضمناً با در نظر گرفتن معنای نام کیروس در زبان تاجیکی (به اصطلاح فارسی امروزی) قطعاً می توان گفت گذاشتن چنین نامی برای کودک در این قوم غیر ممکن هست. چنانکه این نام با آمدن هخامنشیان رایج شد و بعد از رفتن آنها هم رخت بربست. تا اینکه این اسم نامانوس را برای مردم منطقه، انگلیسی ها و یهودیان بعدها با نوشتن تاریخ جعلی برای ایران زنده کرده و رایج نمودند که هیچ ربطی به اقوام و ملل ساکن در ایران امروزی و کلاً خاورمیانه ندارد. لذا نه پارس و نه کیر+وس (کوروش) نمی تواند منبع هویتی حقیقی برای مردم کشور اعم از تاجیک (به اصطلاح فارس) و غیره باشد. زبانی به نام فارسی هم در اصل در حال حاضر وجود خارجی ندارد و بعد از راه یافتن انگلیس به ممالک محروصه قاجاری و به ویژه در اواخر دوره قاجاریه از طرف آنها بر زبان تاجیکی بصورت جعلی اطلاق شد (جهت ربط دادن پارس اسلاوی به تاجیکی معاصر رایج در ایران که قدمتی چند صد ساله داشت و در واقع بدینصورت می خواستند تاریخی 2500 ساله پرشکوه برای آنها نوشته و و با ایجاد هویتی کاذب برای مردم این منطقه، پیوستگی حقیقی و سنتی موجود در منطقه بزرگی از آسیا را از بین ببرند). والا زبان موصوم به فارسی در تمامی منابع قدیمی بصورت تاجیکی ذکر شده است. ضمناً پارسی و یا فارسی چنان با گذشته سیاه و ننگین عجین هست که با تحقیقی بی طرفانه مشخص شده و در هر انسان آزاده نسبت به آن احساس اکراه برمی انگیزد. چنانکه اگر در نظر بگیریم که پارسها در دوره خود به نوعی به عنوان عامل یهود عمل نموده و تمدن چندین هزار ساله منطقه را نابود ساختند و نیز با در نظر گرفتن استفاده استعمار پیر- انگلیس از این نام در دوره معاصر در جهت نفاق در پیوستگی سنتی موجود در منطقه با اهداف استعماری خود، کفایت می کند که هر انسان عاقل از این نام وارداتی نامربوط به مردم منطقه گریزان باشد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">البته تاریخسازان و هویت سازان انگلیسی- یهودی در تاریخ بافی برای هخامنشیان یک علت اصلی را مد نظر داشتند. علت اصلی قطع و از بین بردن پیوستگی موجود در قسمت بزرگی از آسیا و قسمتهایی از اروپا و آفریقا بود که در بیش از هزار سال اخیر، اروپا را تهدید و هر از چندگاهی در معرض اشغال قرار می داد. لذا برای از بین بردن آن پیوستگی حلقه ای کارآمد را که شامل اراضی ایران فعلی بود انتخاب و برای آن شروع به تاریخسازی نمودند. برای از بین بردن پیوستگی لازم بود ملتی غالب (امپراطوران بزرگ ترک در طول هزار سال) و دین غالب (اسلام) مورد هدف قرار گیرد. لذا بر روی تاجیکان به اصطلاح فارس در جهت اهداف بزرگ خود تاریخسازی نمودند. لازم بود تا در حلقه کارآمد همان پیوستگی سنتی، ملتی دیگر با تاریخی پرشکوه و دینی باستانی (البته خیالی) به غیر از اسلام سر برآورد و نیروی عظیم منطقه را که در قالب امپراطوری، اروپا را هر از چندگاهی تهدید می كرد دو تکه کرده از بین ببرد. لذا هخامنشیان را انتخاب نمودند و با ربط دادن آن به قوم تاجیک (به اصطلاح فارس که در ایران امروزی در چندین صد سال اخیر از طرف امپراطوران ترک رواج داده شد) تاریخسازی کردند. کاخها، مقبره ها، کتیبه ها و بناهای تاریخی بسیاری ساخته، جعل نموده و به هخامنشی ربط دادند. در برخی موارد بناهای تاریخی یونانی را هم جعل نموده و به عنوان آثار هخامنشیان قلمداد کردند. برای تخت جمشید نیمه تمام که هیچ وقت ساختمان آن تمام نشده داستانهایی پرشکوه سروده و بجای تاریخ بر مردم منطقه وصله نمودند. با جعل و بزرگنمایی، هخامنشیان را منتسب به قومی امروزی (تاجیک) نمودند که قطعاً ربطی به آن نداشت. اولین تاریخ را برای سرزمین به اصطلاح ایران غربیها نوشتند و طبیعتاً هدف آنها نه کمک به ایران بلکه پیاده کردن نقشه بزرگ خود در از میان برداشتن پیوستگی سنتی موجود در آسیا بود. منابع تاریخی منطقه با اینکه از هخامنشی و کوروش و غیره خبری نداشت، به یک باره از طرف تاریخسازان و هویت سازان انگلیسی- یهودی و بعداً از طرف روشنفکر نمایان مقلد آنها در ایران امروزی مد روز گردید.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در مقابل دین اسلام هم دین زرتشتی را به عنوان دین اصلی و پرشکوه قبل از اسلام این مرز و بوم جا زدند. بسیاری از آثار نوشته شده برای آن را که مربوط می شود به قرن هفدهم و هیجدهم میلادی در هندوستان، بر بیچاره ایران چندین هزار سال پیش منتسب نمودند. در حالیکه با کوچکترین تحقیق همان آثار از طرف هر محقق مُدرک افتضاح آنان آشکار می گردد. همچنین برای اهورامزدایی که اصلیت آشوری داشته و ربطی به هخامنشی ندارد، جعل نمودند تا سمبلی برای آن تراشیده باشند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">البته باید خاطر نشان كرد همانطور که یونانیان خارجی بودند و با رفتن آنها از این منطقه زبانشان هم از اینجا رخت بربست، هخامنشیان هم با رفتن خود، زبانشان از این منطقه رخت بربست. لذا ربط دادن هر فردی به آنها در ایران امروزی امری کاملاً خطاست و هخامنشیها مثل یونانیها ربطی به مردم منطقه نداشتند تا منبع هویت واقعی مردم باشند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ساسانیان هم پهلوی بودند که زبانشان بیشتر تا قرن هشتم و نهم هجری و در برخی نقاط دور افتاده تا اواخر باقی مانده بود. متون برجای مانده از آنها نشانگر فرق فاحش بین تاجیکی (به اصطلاح فارسی) با پهلوی دارد. چنانکه شعرایی چون سعدی و حافظ بر هر دو زبان تاجیکی و پهلوی نوشته و ملمعاتی در دو زبان مذکور دارند. در واقع این شعرای مشهور مثل سنت دیگر شعرای قرون وسطی (که هم به زبان بومی خود و هم به زبان تاجیکی که زبان دربار ترک بود شعر می سرودند) هم به زبان بومی شیراز یعنی پهلوی شعر سروده و هم به زبان مورد حمایت دربار ترک یعنی به تاجیکی (به اصطلاح فارسی امروزی). زبان پهلوی براساس شواهد تاریخی بعد از حافظ هم در شیراز و فارس رایج بوده است. تصور کنید اگر وفات حافظ را در نظر بگیریم، تقریباً ششصد سال پیش مردم منطقه فارس، تاجیکی (به اصطلاح فارسی) را مثل سعدی و حافظ فقط در مکتب و مدرسه یاد می گرفتند. همه ما اشعار این شعرا را به تاجیکی به خوبی متوجه می شویم و همان اشعارشان هم آنها را مشهور نموده است. اما اشعاری که به زبان پهلوی سروده اند برای هر به اصطلاح فارس زبان در جهان غیر قابل فهم می باشد. حتی برای شیرازیان که پانصد- ششصد سال قبل بر آن تکلم می کردند. طبیعتاً زبان پهلوی، زبانی متفاوت و جداگانه از تاجیکی به اصطلاح فارسی بوده و امری طبیعیست که متکلمان تاجیکی به اصطلاح فارسی آن را متوجه نشوند. اما برخلاف آثار نوشته شده به زبان پهلوی، آثار نوشته شده به زبان تاجیکی (که موطن آن افغانستان و تاجیکستان هست) در طول هزار سال گذشته قابل فهم می باشد. این مسئله در ملل و اقوام ساکن کشور هم صادق هست. چنانکه ترکان آذربایجان براحتی کتاب دده قورقود را که حدود 1000 سال پیش نوشته شده می خوانند و متوجه می شوند. حتی متون ترکی برجای مانده در الفبای اورخون از 2500 سال پیش که در اطراف ایسیک گول پیدا شده و یا سنگ نوشته های اورخون- ینی سی که در مغولستان پیدا شده و هم عصر با ساسانیان نوشته شده بر هر ترک آذربایجانی قابل فهم می باشد. لذا ادعای برخی محققان مغرض و عوامفریب مبنی بر اینکه پهلوی ادامه زبان به اصطلاح فارسی (تاجیکی) می باشد، تماماً کذب محض می باشد. بلکه واقعیت آن است که پارس هخامنشی (که گفته شد شاخه ای از زبان های اسلاوي بوده)، زبان پهلوی و تاجیکی (به اصطلاح فارسی امروزی) هر کدام زبانهای جداگانه ای بوده اند و هیچ ارتباطی به همدیگر ندارند. بنا بر شواهد تاریخی بعد از سقوط هخامنشی زبان آنها هم کلاً رخت بر بست. علت آن هم این بود که آنها از طرف قوم یهود جهت نابودی تمدن مشرق زمین به منطقه آورده شده بودند (حتی کلاً دربار در اختیار یهود بود) و بعد از سقوط هم متفرق شده و رفتند. پهلوی هم که یکی از زبانهای رایج در قسمتی از کشور از جمله شیراز، اصفهان، یزد و برخی مناطق مرکزی بوده. زبان تاجیکی هم که بعد از تاریخسازهای انگلیس در جهت اهداف استعماری خود در اواخر دوره قاجاریه و اوایل پهلوی فارسی نامیده شد. کلاً در هیچ منبعی نام زبانی که امروزه در ایران رایج هست فارسی نامیده نشده، بلکه تاجیکی ذکر شده. فقط بعد از فرآیند تاریخسازی از اواخر قاجاریه بویژه دوره پهلوی در منایع قرون وسطی دستکاری کرده و همگی را فارسی نوشته و منتشر نمودند. لذا فارسی (پارسی) نام زبان تاجیکی رایج در ایران نبوده و نمی تواند به عنوان عامل و حامل هویت در کشور بکار رود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">مسئله جایگزین شدن تاجیکی به جای پهلوی در کشور هم محصول فرآیندیست که در طول هزار سال حاکمیت پادشاهان ترک در منطقه انجام پذیرفته است. تمامی محققان اتفاق نظر دارند که موطن اصلی زبان تاجیکی قسمت تاجیک نشین افغانستان و تاجیکستان بوده است. این زبان در دوره سامانی سازماندهی شد و در طول هزار سال حاکمیت ترکان در قسمتی از آسیا به عنوان زبان رسمی مورد حمایت و استفاده قرار گرفت. در طول این هزار سال تمامی زبانهای موجود چون پهلوی، ترکی، کردی، گیلکی، بلوچی و غیره در قلمرو سلسله های ترک از جمله غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی، تیموری، صفوی و غیره در اطراف زبان تاجیکی که زبان رسمی دربار بود همگرایی نمودند. زبانهای ضعیف هم در نتیجه این همگرایی و آسیمیلاسیون بشدت به زبان تاجیکی نزدیک شدند. در نتیجه کلمات زیادی از زبان تاجیکی به پهلوی، ترکی، کردی، گیلکی، لری، بلوچی و غیره و بلعکس رد و بدل شد. در این میان زبان تاجیکی جایگزین زبان پهلوی و لهجه های آن که داشت از بین می رفت، شد. برخی زبانها چون کردی، لری و غیره هم با به عاریت گرفتن کلمات و برخی قواعد دستوری تا حدودی به تاجیکی نزدیک شدند. اما همه آنها زبانهای جداگانه می باشند. طبیعتاً هزار سال مدت زمان کافی برای این فرآیند یعنی جایگزین شدن تاجیکی بجای پهلوی و همگرایی برخی زبانهای دیگر اطراف تاجیکی بود. ضمناً اگر به غیر از تاجیکی هر زبان دیگر و از جمله زبان ترکی که زبان خود پادشاهان ترک هم بوده از طرف همان سلسله های ترک، زبان رسمی می شد حال شاهد منظره ای دیگر در ایران امروزی بودیم. یعنی فارس، اصفهان، یزد، کرمان، و دیگر مناطق کشور ترک زبان بودند. زبان تاجیکی که یک زبان ضعیف نسبت به برخی زبانهای منطقه از جمله ترکی بود، بشدت از طرف شاهان ترک مورد حمایت قرار می گرفت. تمامی شعرا و ادیبان حتی مجبور می شدند به تاجیکی (به اصطلاح فارسی) بنویسند. چنانکه نظامی گنجوی (تولد 535 هجری) در آثار خود اشاره می کند که می خواست آثارش را به زبان خود یعنی ترکی بنویسد که از شاه دستور می رسد که ترکی سزاوار آنها نیست. نظامی به خوبی اشاره می کند که بهترین آثارش را می توانست به ترکی بیافریند. اما چون وي را مجبور به نوشتن به تاجيكي كردند: &#8220;لاجرم دوغبای خوش نخورند&#8221;. در طول هزار سال از هر منطقه ای مردم مجبور بودند جهت کسب سمت دولتی و یا راه یافتن به دربار، زبان تاجیکی را یاد بگیرند. در نتیجه این فرآیند، زبان تاجیکی در مناطقی چون فارس، اصفهان، یزد، کرمان و غیره جایگزین زبان پهلوی شد. زبانی که بدینگونه از طریق پادشاهان ترک در کشور رایج شده، آیا می تواند منبع هویت حتی برای متکلمان فعلی آن باشد؟ طبیعتاً نه. در چنین صورتی آیا محکوم کردن دیگر ملل و اقوام ساکن در کشور چون ترکها، کردها، لرها، بلوچها، گلیکها، عربها و غیره به ترک هویت حقیقی خود و کسب هویتی بیگانه و وارداتی درست است؟ طبیعتاً نه.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">مسئله دیگر که در مقوله هویت حائز اهمیت می باشد نام ایران هست که یک نام اساطیری می باشد که شامل مناطق تاجیک نشین افغانستان و تاجیکستان بوده است. فردوسی هم در شاهنامه نام شهرهای آن را برمی شمارد که همگی بر افغانستان فعلی و تا حدودی تاجیکستان منطبق می باشد. کشوری که الآن ایران می نامیم بصورت رسمی بعد از مراجعه رضاخان به مجامع جهانی ایران نامیده شد. در تاریخ فقط یک بار نام ایران از طرف ایلخانیان (دارای منشاء ترکی- مغولی) به عنوان استفاده ابرازی بکار برده شده است. بطوریکه ایلخانیان با امپراطوری قیزیل اوردا اختلاف داشت و به زعم خودشان سعی می کردند تا با استفاده از اسطوره ایران و توران ایدئولوژی محکمی برای رقابت ایجاد نمایند. در بقیه دوره های تاریخی این سرزمین در داخل متصرفات سلسله های ترک بنام سلسله مربوطه نامیده می شد. چنانکه مثلاً در دوره قاجاریه، ممالک محروصه قاجار نامیده می شد. لذا نام ایران نام اساطیری موطن تاجیکان افغانستان و تاجیکستان بوده و برای ساکنان به اصطلاح ایران امروزی حالت تصنعی دارد و نمی تواند هویت حقیقی ساکنان این سرزمین را انعکاس دهد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">واژه های دیگری چون آریا و نژاد آریایی هم چنان واژه های موهومی هستند که ارزش بحث كردن هم ندارند. زیرا بر هیچ محققی پوشیده نیست که جعل این اصطلاحات چطور در جهت اهداف استعماری غرب از طرف انگلیس و کشورهای غربی جعل و به خورد مردم داده شد. در اوایل قرن نوزدهم دولت انگلیس از هر طریقی می خواست ایدئولوژی محکمی برای حفظ سلطه خود بر هندوستان ایجاد نماید. لذا در هندوستان نظریه مجعول هندواروپایی را شکل دادند. منظورشان ایجاد پیوستگی خیالی بین هندوستان و انگلستان بود تا به زعم خود بتوانند برای همیشه هندوستان را تحت سلطه خود نگه دارند. اما بعد از سفر جون ملکم به دربار قاجاریه جهت تحکیم نفوذ خود بر این کشور و ایجاد حایل بین هندوستان با جهان خارج، مکان نظریه جعلی هندواروپایی از هندوستان به اراضی دولت قاجاریه به یک باره نقل مکان کرد. اینبار روی ممالک محروصه قاجار متمرکز شدند و با جعلي كه شرق شناسان غربی در کتیبه های هخامنشی مربوط به اسلاوها انجام داده بودند، چیزی شبیه آریکا یافتند. این واژه با اینکه به معنای شریر بود، به معنای نژاد قلمداد نمودند. بدینصورت برای فریب مردم در جهت تحقق بستری برای از میان برداشتن پیوستگی سنتی موجود در قسمت بزرگی از آسیا شرایط فراهم آمد. در حالیکه واژه آریا هیچ وقت موجود نبود و نژاد موهوم آریایی هم وجود خارجی ندارد و با اهداف استعماری انگلیس جعل و مورد استفاده قرار گرفته است. لذا آریای جعلی و استعماری هم نمی تواند بار هویتی برای مردم منطقه داشته باشد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در واقع غربیان با اقدامات خود برای مردمان این مرز و بوم تاریخ جعل نمودند، اسامی جعلی منسوب نموده و در اصل مجرایی را ساختند که به هیچ وجه راه به گذشته و هویت این مردمان نداشت و کلاً منافع استعماری غرب را تامین می نمود. آنها با القائات خود به اصطلاح روشنفکران این سرزمین را در واقع مثل روبات کوک کرده و در مجرایی که ساخته بودند گذاشتند تا پیش بروند. همان روشنفکران و مداومان آنها هنوز با جان و دل در این مجرا که راهی با هویت و گذشته آنها ندارد پیش می روند. بدون آنکه به اهداف استعماری غرب به سرکردگی انگلستان از این جعلیات تأملی بنمایند. لذا هر انسان عاقل که به دنبال کسب هویت واقعی خود می باشد، باید تأملی عمیق در عوامل حامل هویت بنماید تا عوامل حقیقی حامل هویت را برای خود بیاید.</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">حسن صفری</span></strong></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/'>آذربایجان جنوبی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c/'>تحلیلی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>دنیای تورک</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c/'>سیاسی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5523/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5523&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/30/%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b0%d8%a8-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d8%b9%d9%84-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/07/hasan-safari.jpg?w=100" medium="image">
			<media:title type="html">Hasan Safari</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>هزاره ها، تورک تبار اند و زبان مادری شان در قدیم، تورکی بوده نه فارسی-3</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/29/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%-2/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/29/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%-2/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 Jul 2011 19:39:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عباس دلجو</dc:creator>
				<category><![CDATA[هزارستان]]></category>
		<category><![CDATA[آریانای جعلی]]></category>
		<category><![CDATA[تورکستان جنوبی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[زبان توركي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5518</guid>
		<description><![CDATA[بخش سوم  اما هزاره ها، از حدودا بیست و دو درصد واژه های ترکی – مغولی دیگری غیر از وام واژه های عام ترکی که در بالا ذکرش رفت، استفاده می کنند . این واژه های خالص ترکی، فقط و فقط در زبان هزارگی مورد استعمال داشته و دریافت معانی این واژه ها مختص به [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5518&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">بخش سوم <img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/04/abbas-diljo.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" /></span><br />
<span style="color:#000080;">اما هزاره ها، از حدودا بیست و دو درصد واژه های ترکی – مغولی دیگری غیر از وام واژه های عام ترکی که در بالا ذکرش رفت، استفاده می کنند . این واژه های خالص ترکی، فقط و فقط در زبان هزارگی مورد استعمال داشته و دریافت معانی این واژه ها مختص به هزاره ها و ترک زبانان میباشند<span id="more-5518"></span> و ما، در گویش هیچ یک از فارسی زبانان بجز هزاره ها، سراغی از آن واژه ها نداریم . اصلا سایر فارسی زبانان به استثنای هزاره ها، معنی آن واژه ها را نمیدانند . بخاطری که آن واژه ها همه منشاء ترکی &#8211; مغولی دارند که فقط و فقط هزاره ها و ترک تباران معنی آن واژه ها را میدانند و بس . شما بطور نمونه این دوبیتی های پائین را بخوانید، تصدیق خواهید کرد که تعداد زیادی از واژه های ترکی – مغولی در ساختار آن سهیم بوده و به همین دلیل، هیچ فارسی زبانی در دنیا معنی این دوبیتی ها را نخواهند فهمید :</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بِیِه تو کَندوچَه چِیجِین تو پَسکِی = جُورا سنگ اُوغُور، کوما اَمَسکِی</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>قِیتِه تو گُودَی اِی سَید اَدَلِی = اُونگِه تو پِیک، پِیچای تو مار زنگِی</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بُوگِی شِیری نیشانی از محل خو</strong><strong> = </strong><strong>بیسه سَم کو دَ گوش دیل غزل خو</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>سونی قَیشَخ شودی جاغِه مه توغ کو</strong><strong> = </strong><strong>بیدی ماخ از لبای پور اَسَل خو </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خَیمِه سَفِید دَزو اَیلاق می زیبَه = دَ کومِه تَرقِیدَه قَیماق می زیبَه</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دَ کومِه تَرقِیدَه قَیماقِ گوسپُو = آشُوق بازی دَ هَمقُراغ می زیبَه</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>خود شِی رافتَه بَدَر، دَ پایِ اَیلاق = مَرَه پورتَه کَدَه دَ کُنجِ قِشلاق</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دو سِه سیر جَو دَدَه نِیم شِی سیاقاق = نَه پِیلَه یَه نَه چَمچَه یَه نَه سَرماق</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَمو بیِه تیاغَه ما بَلَیخور = اَمُو وُنگِه چِیراغَه ما بَلَیخور</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>کِی آشُوق دَردِ چَشمانَش نَبینَه = پَغَچِی دَماغَه ما بَلَیخور</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بِیلِه خانَه کُومتَی کومتَی مِیگَردِی = بُوترُونغُو ریش دَ دِیلمَه کَی مِیگَردِی</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بُوترُونغُو ریش قَدَک تو دال وَرِی یَه = اُوقرای تو گُرگ قَدِ مال وَرِی یَه</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>شِیرین مو گودَرَه</strong><strong> </strong><strong>پوجِی</strong><strong> </strong><strong>موکُونَه = مونَه</strong><strong> </strong><strong>دِیدَه اِسنَه سونجِی موکُونَه</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>مونَه دِیدَه اِسنَه سونجِی رَه قُربان = دَ آشوقِی بَواردَلجِی</strong><strong> </strong><strong>موکُونَه</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دِیليِم تَنگَه دِیلِيم تَنگَه بِلدِه تو </strong>= <strong>بَلدِه كَشكِیو و پِيركِي و دَلدِه تو</strong> </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بِلدِه نان بُوتَه و قُورُوتِي و اُوگرَه</strong> = <strong>بِلدِه شير روغو و شير مَليدِه تو</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>باچِه تو بُومُورَه مُلٌایِ قُوقُور = سَرِ دِیدِه مونَه کَل کَدَه شُوبتُور</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>مو، سَه کَنِی اِی سَر موندَلِی رَه =  شَو تا صَبا اَیگَندُوم بِیلِی رَه</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;">به چند نمونه از ضرب المثل های خالص هزارگی نیز توجه کنید که نه تنها مملو از واژه های ترکی-مغولی میباشند که حتی معادل این ضرب المثل ها را در زبان فارسی، اصلا نداریم . ضرب المثل های هزارگی : </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>&#8220;بزغَلِه اِرکَه تو بِیلِه جاگِه خوندِه خو گِیمِیز نَه&#8221;.</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>&#8220;چاپُوش اَگَه تَشکِی تاکَه رافت، اِیلغُو مِیزیَه&#8221;.</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>&#8220;خاتونِ اَغبَد غَدَر طوی مورَه، گَوِ بَد لَبِ جوی&#8221;.</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>&#8220;گرگ کَلُو خورد، هفت نَوَه اَلغُوج کَد&#8221;.</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>&#8220;بورگُوج که سُلچِی کَنَه، قوقری رَه نه موخرَه&#8221;.</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>&#8220;پِشقِیل رَه دَ کَورِه اُشتُر جورگَر شِی لِیلِی نَه&#8221;.</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>&#8220;جَگِه یِرغَه، اود اود رَه پُورمُشت کَد&#8221;.</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>&#8221; گاو مُوگَه اَگَه پِیشنه دَندُو مِیدَشتُوم، تالَه رَه از مُوسُو سُرچِی موکَدُم&#8221;.</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong><strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>&#8220;پَیچِه سگ، سَقٌه پَراگ نَمُوشَه&#8221;.</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>********</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>و&#8230;</strong></span><br />
<span style="color:#000080;">شما توجه داشته باشید که این تعداد واژه های ترکی مغولی، استعمال شده درین دوبیتی ها و ضرب المثل های هزارگی مانند : <strong>بِیِه، کَندوچَه، چِیجِین، جُور، اُوغُور، کومه، قِیتِه، گُودَی، اَدَلِی، اُونگِه، پِیک، پِیچَه،</strong><strong> بیسه، سَم، قَیشَخ، جاغِه، توغ، ماخ،</strong><strong> </strong><strong>اَیلاق، تَرقِیدَه، قَیماق،</strong><strong> </strong><strong>قُراغ، قِشلاق، قاق، چَمچَه، سَرماق، </strong><strong>تیاغ، پَغَچِ، </strong><strong>کُومتَی کومتَی، بُوترُونغُو ریش، وَرِی، اُوقره، قد، </strong><strong>گودَرَه،</strong><strong> </strong><strong>پوجِی</strong><strong>، </strong><strong>اِسنَه سونجِی، دَلجِی</strong><strong>، </strong><strong>بِلده، كَشكِیو، پِيركِي</strong><strong>، </strong><strong>قُوقُور، شُوبتُور، سَه، موندَلِی، اَیگَندُو، بِیلِی، </strong><strong>اِرکَه تو، خوندِه، چاپُوش، تَشکِی، تاکَه، اِیلغُو، خاتون، اَغبَد، غَدَر، </strong><strong>کَلُو، نَو، اَلغُوج، بورگُوج، سُلچِی، </strong><strong>پِشقِیل، کَورِه، لِیلِی،</strong><strong>یِرغَه، اود اود، پُورمُشت</strong><strong>، </strong><strong>تالَه، مُوسُو، سُرچِی، سَقٌه، پَراگ و&#8230;</strong></span><br />
<span style="color:#000080;">واضح میسازند که زبان مادری هزاره ها در قدیم ترکی بوده و بعدا فارسی جاگزین آن گردیده است . چون این واژه ها در گویش هیچ یک از فارسی زبانان دنیا مروج نبوده و سایر فارسی زبانان اصلا معانی آن واژه ها را نمیدانند و این میرساند که این واژه ها را هزاره ها از زبان مادری شان گرفته و بر زبان جدید شان (فارسی) تحمیل کرده اند .<strong> </strong>موجودیت اینهمه واژه های ترکی- مغولی در مکالمات روزمره هزاره ها، ثابت میکنند که<strong> </strong>زبان مادری آنان در قدیم ترکی بوده نه دری . به همین لحاظ در محاورات روزمره و فولکلور جامعه هزاره، هزاران واژه ی که منشاء ترکی، مغولی و حتی واژه های مخصوصی که تاهنوز ریشه آن معلوم نگردیده است مورد استعمال دارند . نگارنده، بیشتر از هزار و هشتصد واژه هزارگی را که منشاء ترکی، مغولی دارند، از منابع مختلف گردآورده ام که صرف طور نمونه به ترتیب الفبا تعداد قلیلی از آن واژه های ترکی &#8211; مغولی را که فقط و فقط در بین هزاره ها مورد استعمال دارند، بطور نمونه درینجا می آورم :  <strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>آبه/ { </strong>abā }: واژه ترکی <strong>آپَا</strong> به معنی مادر</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>آتهَ/</strong> {atā } : واژه ترکی <strong>آتا</strong> به معنی پدر</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>آجَه/ </strong>{ajā } : واژه ترکی <strong>آچَه</strong> به معنی زن مسن . مادر کلان</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>آغيل</strong>{ağil } :واژه ترکی <strong>آغُل</strong> به معنی 1 – محل زندگی ده یا قریه . 2- جايگاهِ گله و بويژه گلهِ گوسفندان </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَبَغَه</strong> {ābağā }: واژه ترکی <strong>آباغا</strong> به معنی عمو ، برادر پدر</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُقرَه</strong> { oqrā }واژه ترکی <strong>آق قرَه</strong> به معنی چشم(سیاه و سفید)</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>آلغَه</strong> { alğā } واژه ترکی <strong>آلغا</strong> به معنی چکش </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَلَه</strong> {ālā }: واژه ترکی <strong>آلا</strong> به معنی ابلق یا سیاه و سفید </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَلَو</strong> {ālāw }: واژه ترکی <strong>آلاو</strong> به معنی شعله و نايرۀ آتش </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَیکَه</strong>{<strong> </strong>āykā }<strong>: </strong>واژه مغولی <strong>اَکَه</strong> به معنی<strong> </strong>مادر</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَربُو</strong> {ārbo } واژه ترکی <strong>آرمان</strong> به معنی حسرت . آرزو </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اِرکَه </strong>{erkā }<strong>: </strong>واژه ترکی<strong> </strong><strong>ارناك</strong> به معنی انگشت شصت<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اِرگاج </strong>{ <em></em>ergaj }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>اِیرگاج</strong> به معنی<strong> </strong>بز نری که پیشاپیش گله میرود<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُوچَت </strong>{ouçāt }<strong>: </strong>واژه ترکی<strong> </strong><strong>اُوچتي</strong> به معنی ناگهان و بطور عمودی برخاستن</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُوچِي</strong> {oçi } واژه ترکی <strong>ايچماك</strong> به معنی نوشيدن، شُرب </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُلجَه </strong>{ <em></em>oljā }<strong> : </strong>واژه ترکی و مغولی<strong> اُولجا </strong>به معنی غنیمت جنگی<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُوگَی</strong>{ <em></em>ogi }<strong> : </strong>واژه ترکی <strong>آوگای</strong> به معنی ناتنی، ناپدری<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُوبَه </strong>{ <em></em>obā }<strong>: </strong>واژه ترکی قزاقی <strong>اوبا</strong> به معنی توده های سنگ انباشته شده، تپه های کوچک</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُوج </strong>{üj }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>اُوج</strong> به معنی اشیای نوک تیز و عمودی</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اور</strong> { or } : واژه ترکی <strong>اورو/اوروغ</strong> به معنی طایفه – اولاده یک پدر </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُوركهَ</strong> {orkā } : واژه ترکی <strong>اولکه</strong> به معنی سرزمین و جای ییلاق<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُوگرَه </strong>{ <em></em>ogrā }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>اوگرا</strong> به معنی اش رشته، کشکاب، آش</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُولار</strong>{oularr } : واژه ترکی <strong>اولار</strong> به معنی کبک نر – کبک زرین</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اُولُوم</strong> { olum } : واژه ترکی <strong>يولوم</strong> به معنی گذرگاه اب <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>باتُور</strong>{ <em></em>batur }<strong> : </strong>واژه ترکی، مغولی <strong>باتور/باتیر</strong> به معنی جسور و بی باک و دلیر</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بای </strong>{ <em></em>bai }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>بای</strong> به معنی ثروتمند، لقب آدم ثروتمند</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بَبَرداغ </strong>{ <em></em>bābārdağ }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>بوغورداق</strong> به معنی برآمدگی استخوان زیرگلو</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بُوترا</strong> {butra } : واژه ترکی <strong>بوتراماق</strong> به معنی پراگنده شدن . پاشان شدن</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بوته</strong> { butā }: واژه ترکی <strong>بوتا</strong> به معنی درختچه های کوتاه قامت </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بُرداقي{</strong>bordaği }:واژه ترکی <strong>بُورداق/غ</strong> به معنی گاو چاق براي ذبح.فربه و پَروار شدن نیز باشد<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بُغُوند </strong>{ <em></em>boğond }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>بُوغُون</strong> به معنی کلوله و کروی،برجستگی در اعضای بدن<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بَلدَرغُو </strong>{ <em></em>bāldārğo }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>بالديرغان</strong> به معنی گلپر، نوع گیاه سبز ساقه دار</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بور </strong>{ <em></em>bur }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>بور</strong> به معنی رنگ خاکی</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بُوربي</strong>{burbi~borbi } : واژه ترکی<strong> بوربای</strong> به معنی پاشنهءپا<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بُورگُوچ </strong>{ <em></em>burguj }<strong>: </strong>واژه ترکی، ایغوری، قزاقی <strong>بورگود/بورگوت</strong> به معنی عقاب</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بُوغَه </strong>{ <em></em>boğā }<strong>: </strong>واژه ترکی<strong> بوغا</strong> به معنی گاو نر<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بُوغُوس </strong>{ <em></em>boğüs }<strong>: </strong>واژه ترکی بوخساماق/غ گریه درگلو بند شدن، عقده مند، خشمگین<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بُولغُو </strong>{ <em></em>bolğo }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>بولغا</strong> به معنی آب کش کردن، بهم خوردن مایعات </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بُولُوگ</strong> {bulüg }: واژه ترکی <strong>بوللوق</strong> به معنی زياد، كثير، فراوان،<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بولَه </strong>{ <em></em>bolā }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>بولَه</strong> به معنی خاله زاده<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بیرِی </strong>{ <em></em>beri }<strong>: </strong>واژه مغولی <strong>بیرِی</strong> به معنی عروس<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بیکَه </strong>{ <em></em>bikā }<strong>: </strong>واژه ترکی مغولی <strong>بیکِی</strong> به معنی خانم محترم، زن برادر، زن کاکا </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بِیگ</strong> { beg } : واژه ترکی <strong>بیگ</strong> به معنی بزرگ و خان و ثروتمند</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بيگُم </strong>{begom } : واژه ترکی <strong>بيکِیم</strong> به معنی خاتون بزرگ، نامي رايج در بينِ زنان هزاره </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بِیلَو </strong>{ <em></em>bilāw }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>بِیلاو </strong>به معنی<strong> </strong>سنگ مخصوص برای تیز کردن چاقو و کارد<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بِیَه </strong>{ <em></em>beyā }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>بوی</strong> به معنی قد و قامت<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>پَک </strong>{ <em></em>pāg }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>پَک</strong> به معنی جمیع، همه، تمام<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>پُوپُوک</strong>{ <em></em>pupug }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>پُوپُوک</strong> به معنی مرغان تاج دار، هدهد<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>پُوچُوق </strong>{ <em></em>puçüğ }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>بُوچُوق/غ</strong> به معنی بینی مجروح، پهن و کوتاه</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تابُوغ </strong>{ <em></em>tabüğ }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>تابُوغ/ق</strong> به معنی سجده، پرستش، بوسیدن اشیای مقدس و متبرک<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تالَه </strong>{ <em></em>talā }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>تالا</strong> به معنی سبزه، چمن</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تِبشِی</strong> { tebşi } : واژه ترکی <strong>تِبسِی</strong> به معنی تغار چوبی که در آن خمیر کنند – سینی کوچک<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تراغ </strong>{ <em></em>tārağ }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>تاراغ</strong> به معنی فرق سر</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تسمه</strong> {tāsmā } <strong>:</strong> واژه مغولی <strong>تسمه</strong> به‌معناي بند، ريسمان، يا نوار باريك چرمي<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تَغَه/تَغایی</strong>{<strong> </strong>tāğayi~tāğā }<strong>: </strong>واژه ترکی، ایغوری <strong>تاغا/ی</strong> به معنی ماما، برادر مادر </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تَکَه </strong>{ <em></em>tākā }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>تَکَه</strong> به معنی بز نر<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تَگاو </strong>{ <em></em>tāgaw }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>تَکاو</strong> به معنی جلگه پرآب</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تور </strong>{tor } <strong>:</strong> واژه ترکی <strong>تور</strong> به معنی ضد رام،  رم دادن حيوانات. </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تُولُوم </strong>{ <em></em>tülum }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>تُولُوم</strong> به معنی خشمگین و عصبانی<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تَولَی </strong>{ <em></em>tāwlāi }<strong>:</strong>واژه ترکی <strong>تَولَی</strong> به معنی خرگوش</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تُوي</strong> {toy }: واژه ترکی <strong>تُوي</strong> به معنی جشن و سرور و عروسی</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تَیاق </strong>{ <em></em>tāyağ }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>تایاق</strong> به معنی عصا، چوبدست<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جِرگَه</strong> {gergā }: واژه مغولی <strong>جِرگَه</strong> به معنی مجلس بزرگان، مجلسي دائره‌اي كه بزرگان به مشورت بنشينند. به‌معناي دست‌جمعي، گروهي، باهم، همسان<strong> </strong><strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جَلد </strong>{ <em></em>jāld }<strong>: </strong>واژه ترکی <strong>چالت</strong> به معنی تند و سریع و چابک</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جُول</strong> {jul } : واژه ترکی <strong>جُول</strong> به معنی پوشش اسپ، پارچهِ و روانداز بزرگ، قطور و ژنده و ايضاً لحافِ كهنه و مُندرس </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جُونگَي</strong> { jungāi } :واژه ترکی <strong>جُونگ/جونگای </strong>به معنی شتر بارکش، بچهِء شتر</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جيجيغ </strong>{jijiğ ]}: واژه ترکی <strong>جيجيغ</strong> گداخته دنبه گوسفند <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>ادامه دارد</strong></span></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>هزارستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a2%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%b9%d9%84%db%8c/'>آریانای جعلی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/'>تورکستان جنوبی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a/'>زبان توركي</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5518/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5518&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/29/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/4574af909a674801e2fa5f78df64b7f4?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">abbasdiljo</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/04/abbas-diljo.jpg?w=100&#38;h=100&#38;h=100" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>سیاست در جامعه هزاره از کوشانی ها تا جمهوریت</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/29/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%b4%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%85%d9%87/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/29/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%b4%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%85%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 Jul 2011 23:53:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[هزارستان]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن تورک]]></category>
		<category><![CDATA[تورکو لوژی]]></category>
		<category><![CDATA[تورکستان جنوبی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5513</guid>
		<description><![CDATA[مقدمه : افغانستان نام کشوریست که به جرات می توان گفت خانه اقوام مختلفی است که هر کدام آنان دارای هویت تاریخی و فرهنگ غنی مختص بخود هستند. هزاره ها ، اوزبیکها,تاجیک ها و پشتون ها از اقوام بزرگ موجود در افغانستان می باشند.هزاره ها به لحاظ نفوس دومین و یا سومین گروه قومی افغانستان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5513&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-5514" title="Kushanlilar" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/07/kushanlilar.jpg?w=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" />مقدمه :</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">افغانستان نام کشوریست که به جرات می توان گفت خانه اقوام مختلفی است که هر کدام آنان دارای هویت تاریخی و فرهنگ غنی مختص بخود هستند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">هزاره ها ، اوزبیکها,تاجیک ها و پشتون ها <span id="more-5513"></span>از اقوام بزرگ موجود در افغانستان می باشند.هزاره ها به لحاظ نفوس دومین و یا سومین گروه قومی افغانستان را تشکیل می دهند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ستاگیدیا،زابلستان،غرجستان،هزارجات و بلاخره هزارستان نامهای سرزمینی است که تاریخش تقریبا به 7000 سال می رسد.در این سرزمین مردمانی از نسل ترک زندگی می کردند که امروزه بنام هزاره یاد می شوند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">مورخین عرب و خراسان هزاره ستان را بنام های غرجستان &#8211; غرج الشار &#8211; گرستان یاد کرده اند و حدود اربعه آنرا از جانب غرب به هرات و بادغیس و از طرف شرق به کا بل &#8211; از سمت شمال به جوزجان و از سوی جنوب به غزنی پیوست دانسته اند. به قول ابن حقول تاریخ دان عرب غرجستان کشوری بزرگی بوده است که موسوم به مملکت غرجه یاد شده است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><a href="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/07/kushanlilar.jpg" target="_blank"><img class="alignnone size-full wp-image-5514" title="Kushanlilar" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/07/kushanlilar.jpg?w=468&#038;h=314" alt="" width="468" height="314" /></a></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">یکی از نظریاتی که در مورد منشا بومی بودن هزاره ها در افغانستان مطرح است این است که هزاره ها بخشی از كوشانی ها و يفتلی ها می باشند. کوشانیان یکی از اجداد مردم هزاره است،کوشانیان تقریبا 1500 سال قبل در سرزمین فعلی هزارستان حکومت می کرده و تندیس بودا را که از بزرگ ترین تندیس های بت جهان بحساب می آید از خود به یادگار گذاشته اند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">دكتور موسوی بعد از تحقيقات در زمینه منشأ بومی هزاره ها و يا هويت تاريخی هزاره ها به اين نتيجه مي رسد كه هزاره ها يكی از قديمی ترين ساكنان منطقه هستند و نياكان هزاره ها به ساكنان ترك آسيای مركزی و شرقی كه بيش از ۲۳۰۰ سال پيش از شمال و جنوب هندوكش به نواحی موسوم به هزاره جات كنونی مهاجرت كرده بودند، باز مي گردد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در ادبيات و تواريخ دوره اسلامي قرن سوم و چهارم هجري ترك غرچه به قوم هزاره اطلاق می شده است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">تاریخ هزاره ها پر از فراز و نشیب های است که گاهی با تمدن های بزرگ و گاهی با آتش و خون گره خورده است . طبیعی است که سیاست ، فرهنگ و هنر عناصری هستند که در بستر زمانی و مکانی یک ملت یعنی تاریخ یک ملت تعریف می شوند.بنابراین بدیهی است که برای بررسی سیاست جامعه و مردم هزاره در ادوار مختلف نیازمند رجوع به تاریخ آن ملت هستیم. در این مجال سعی بر این می شود تا در برخی از دوره های تاریخی تاثیرگذار بر جامعه هزاره از دوران امپراطوری کوشانی ها تا عصر معاصر مورد بررسی قرارگرفته و سیاست جامعه هزاره را در هر دوره مورد بازنگری قرار دهیم.</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">•1- امپراطوری کوشانی ها</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">كوشانی ها اصولا جزو قبايل &#8221; ستی &#8221; بودند و در منطقه ای به امتداد كاشغر تا شمال &#8221; دريای بلخ &#8221; به سر مي بردند. شرقی ترين قبايل ستی &#8221; یوچی &#8221; ناميده ميشدند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">كوشانی ها ازميان یوچی ها برخاسته بودند و به دنبال جنگ های قبيلوی به سرزمين های جنوب آمودريا كشانده شدند. اگرچه امپراتوری كوشانی ها در ۲۲۰ ميلادی در شمال هندوكش ازهم پاشيد اما كوشانيان تا سال ۴۲۵ ميلادی در جنوب هندوكش به فرمانروائی خود ادامه دادند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">باميان در آنزمان بخشی ازامپراتوری كوشانی و تحت تأثير فرهنگ و مذهب بودائی بود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">بوديسم در قرن سوم پيش از ميلاد توسط راهبان بودائی به نواحی جنوب كوه های هندوكش عرضه شده بود. با توجه به سكه های قديمی پيدا شده در باميان، نقاشي های روی ديوار های معبد و اطراف تنديس های بودا، نقاشی های به جا مانده از زمان آخرين شاهان كوشانی و همچنين شكل فزيكی تنديس ها، مي توان چنين نتيجه گرفت كه ساكنان اين منطقه تا حدود ۲۳۰۰ سال پيش دارای همان تركيب فيزيكی صورت بوده اند كه هزاره های امروز هستند.در حدود یکهزارو هشتصد سال قبل، کاروانهای تجارتی زیادی از آسیا و اروپا به قصد مسافرت به چین ازطریق جاده ابریشم از بامیان عبورمینمودند.این جاده درعصر شاهان کوشانی رونق زیادی کسب نمود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">يفتلی ها &#8220;۵۶۶ &#8211; ۴۲۵&#8221;، جانشينان امپراتوری كوشانی نيز به قبايل ستی با همان تركيب فزيكی و چهره تعلق داشتند. تأثير يفتلی ها را تا زمان پيدايش كلمات تركی در هزارگی ميتوان دنبال كرد. البيرونی رد پای يفتلی ها را تا ترك های تبت باز مي گرداند و اولين فرمانروای اين سلسله ـ که بيش از شصت فرمانروا داشته است ـ را &#8221; برها تاگين &#8221; يا&#8221; بَرَه تاگين &#8221; ميشناسد. آخرين حاكمان تاگين &#8220;تگين&#8221;، غزنوی ها بودند كه در حدود هزار سال پيش در غزنی حكومت كردند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">به شهادت تاریخ و آثار باستانی به جا مانده از دوران کوشانی ها و غزنویان, اجداد هزاره های امروزی در منطقه هزارستان و حتی فرا تر از آن در منطقه خراسان قدیم موفق به تشکیل حکومت ها و تمدن های مقتدری شده اند که نشان دهنده درایت و سیاست مناسب آنان در آن دوره تاریخی می باشد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">پس از يفتلی ها، نواحی جنوبی آمو دريا تحت فرمان سلسله های ترك آسيای مركزی و شرقی علی الخصوص نوادگان چنگیز خان مغول درآمد كه بيش از هزار سال بر آن جا حكومت كردند. مسلما طی اين دوره، هزاره جات امروز تا حد زيادی ازين مردمان فاتح نيز تأثير پذيرفت.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">شیران بامیان از اولاده کوشانی و یفتلی و بعدآ به نام‌های هزار بنده &#8211; شار و ریو شاران یاد می‌شدند که عمدتآ در دو نقطه تاریخی این سرزمین به نام‌های (پشین) یا افشین یکاو لنگ کنونی و (سورمین) سر پل فعلی که پایتخت تابستانی و زمستانی ایشان بودند حکومت میرا ندند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ازدیگر شاهان هزاره امیر ذوالنون ارغون از طایفه ارغون از مغلان ایلخانی ایل ترخان اولین حاکم و امیر سلسله امرای ارغونیه در هزاره جات بود وی توانست قلمرو خود را تا کابل -قندهار- سند و فراه توسعه دهد. امرای ارغونیه مردمان دادگر- دانش پرور &#8211; هنر دوست بودند و مجمو عآ از سال ۸۸۴- الی- ۹۶۴ &#8211; هجری قریب به هشتاد سال با سیاست و فراست حکومت کردند. امرای ارغونیه از جمله نیاکان مردم هزاره بوده ‌است که در هزاره‌جات حکومت مستقل و دارای قلمرو وسیع را تشکیل و با درایت کامل اداره می‌نمودند.در این دوران مردم هزاره در اوج شکوفای قرار داشتند و در بین امپراتوری های دیگر آریانا و هند از نظر قدرت ،سیاست و اقتصاد بی رقیب بودند،قرار داشتن جاده ابریشم در هزارستان را می توان یکی از دلایل این شکوفای شمرد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">•2- پس از شکل گیری کشوری به نام افغانستان ( دوره انزوای سیاسی و اجتماعی هزاره ها )</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">افغانستان ، کشوری که در سال1747 سنگ بنای آن توسط احمد شاه درانی از قوماندانان ارشد نادرشاه افشار بنا نهاده شد. احمد شاه درانی در قندهار با تشکیل جرگه ای از همه اقوام توانست نظر آنان را برای پادشاهی خویش جلب نمایند . دراین دوران مردم هزاره تقریبا با دیگر اقوام خراسان قدیم در عرصه های مختلف سیاسی،فرهنگی،اقتصادی و غیره در یک درجه می زیستند،در منطقه هزاره جات که خیلی بزرگتر از هزارستان فعلی است،بصورت خودمختار زیر نظر قلمروهای قبیله ی و خوانین زندگی می کردند. در این دوران بیشتر میرهای محلی در مدیریت مردم هزاره نقش ایفا می نمودند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">•- دوران سیاه امیر عبدالرحمن خان</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">عبدالرحمن خان مستبدترین فرد تاریخ افغانستان حکومت استبدادی را روشی مناسب برای آوردن نظم و تحمیل حکومت خویش و فرمانبرداری تمامی مردم افغانستان و ایجاد دولت- ملت می پندارید. از این رو هرگونه نزاع و اختلاف و اعتراضی را با توسل به نظامی گری و سرکوب حل می نمود و از این رهگذر یک حکومت نسبتا مقتدر را در دوران فرمانروایی خویش ایجاد نمود. اتخاذ سیاست ها ی تبعیض آمیز و اجرای بی عدالتی های اجتماعی وسیع در دوران امیر جبار ، میرهای هزاره را از بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی مردم نا امید می ساخت. محمد عظیم بیگ رهبر و پیشوای قیام کننده گان مردم هزاره در اقدامی دست به برگزاری اولین جلسه یا جرگه عمومی میران هزاره در هزاره جات زد و میران هزاره و به طبع آن مردم را وا داشت تا در برابر استبداد داخلی و بی عدالتی های اجتماعی امیر عبدالرحمن خان قیام های بزرگ مردمی را تنظیم نمایند. که نتیجه آن بروز یک جنگ نا برابر وغیر عادلانه که به سا ل 1885-هجری آغاز یافته و تا سا ل1315 &#8211; یعنی ده سا ل ادا مه پیدا کرد و در اثر آن بیش از 62- فیصد نفوس مردم هزاره قتل عام شد و ویرانیها و نابه سامانیهای جبران ناپذیری برمناطق هزاره نشین ومردم وارد گردید .این قیام به مقصد رفع بیداد گری و تامین عدالت اجتماعی , در تاریخ وطن ما نقطه عطفی بحسا ب می آ ید.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">با شكست مقاومت هزاره ها در برابر امیر عبدالرحمان، دوره ی انزوا و گم شدگی سیاسی هزاره ها آغاز گردید. دوره ا ی كه یك قرن طول كشید و طی آن، هویت تاریخی و اراده سیاسی هزاره ها از آنها گرفته شد. بعد ازین جنگ نا برابر مردم هزاره با گرسنگی ، برده گی و آواره گی زندگی میکرند. در این دوران سیاست رهبران مقاومت هزاره ،بر این بود تا به نحوی از جامعه ی هزاره در برابر سیاست های ویرانگر حكومت های خاندانی و فاشیستی، دفاع نمایند و از فروپاشی كامل موجودیت و هویت این جامعه، جلوگیری كنند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">•- دوره امان الله شاه</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">پیروزی انقلاب اکتبر سال 1917 بی شک وبدون تردید یک نقطه ای عطف در تاریخ بشریت محسوب می گردد، و الهامی برای بیداری ملتهای جهان، در قدم ا ول ملتهای مظلوم آسیا بود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">این بیداری بدون شک هم بر مردم افغانستان و هم بر سیاستمداران و دولتمردان وقت علی الخصوص شخص امان الله شاه نیز تاثیر گذار بوده است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">امان الله در سال 1919به طور علني اعلام نمود كه افغانستان در مناسبات داخلي و خارجي كاملاً مستقل است. دولت بريتانيا از شناسايي استقلال افغانستان سرباز زد و امير امان الله هم عليه بريتانيا اعلام جهاد كرد و به اين ترتيب سومين جنگ افغانستان ـ انگـليس در چند جبهه در نقاط مرزي آغاز شد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ازآنجایی که هزاره‏ها دومين يا سومين گـروه بزرگ قومي درافغانستان محسوب مي‏شوند لذا حضور آنها در این جنگ ها برای امان الله شاه نقشی حیاتی داشت و از طرفی روحیه ضد استبدادی مردم هزاره آنها را به نیرویی موثر در برابر هرگونه نیروی استبدادگر بویژه نیروهای استبدادگر بیرونی مانند انگلیس بدل می نمود. دراثرمبارزات وقربانیهای بی شماری مردم هزاره ورهبران آن در پهلوی سائیرملیت های افغانستان ، زمینه های کسب آزادی واستقلال افغانستان پس از سه دوره جنگ با انگلیس مهیا گردید. توجه شاه امان الله به مسایل اجتماعی سیاسی مردم هزاره و نفی سیاست گذشته و اهمیت نقش این مردم برای حصول استقلال و پشتیبانی از حکومت او مهم دانسته میشد. امیر امان الله خان که مرد نیک اندیش و طرفدار وحدت در میان اقوام و قبایل و هوا خواه اعتلای کشور بود، راه مصالحه و روابط حسنه را با مردم هزاره در پیش گرفت خوشبختانه شخص خود شاه امان الله وجنبش او دارای روحیه ای انقلابی وطرفداری آزادی های فردی اتباع بود ند ،بدین گونه با مساعد شدن زمینه های ملی وبین المللی،فرمان لغو غلامی را اعلان نمود وقانونهای ظالمانه ای حکومات ماقبلی را مورد الغا قرار داد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در همين دوره بود (دهه 1920 م) كه به طور موقت حقوق خاصي براي هزاره‏ها در نظر گـرفته شد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">امان الله در سفري هفت ماهه به اروپا، هند، مصر، روسيه، تركيه و ايران، با فرهنگ و تمدن غرب و اصلاحات در ايران و تركيه آشنا شد. كه ثمره آن تقليد نسنجيده و عجولانه از فرهنگ غرب در افغانستان، چون كشف حجاب، اجبار به پوشش اروپايي، تحصيل دختران و اعزام آنها به خارج، تغيير تعطيلي روز جمع هجري منع تعدد زوجات بود. اين اقدامات شاه باعث شورش سراسري شد كه به واسطه آن فردي از قوم تاجيك به نام حبيب اللّه و معروف به بچه سقا قدرت را در ژانويه 1929 م دست گـرفت.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">پس از امان الله شاه وضع مردم هزاره مجددآ وخیم شد. بابه قدرت رسیدن نادر خان وبه خصوص درزمان صدارت هاشم خان وضع مردم هزاره غیرقابل تحمل وبدترازسابق گردید. مشکلات اقتصادی و تبعیض آشکار دو چندان شد. وترور های بی رحمانه علیه شخصیت های سیاسی واجتماعی مردم هزاره اجرا میگردید. تعداد زیادی مبارزان جسوری که علیه ستم و خود کامگی مبارزه میکردند در سیاه چال ها انداخته میشد و درعمل كليه حقوق و حمايتهاي قانوني از آنان سلب شده بود. توهين، تحقير و رفتار ظالمانه با هزاره‏ها به يك هنجار عادي بدل شد. و حتي كلمه هزاره به مرور زمان در ذهنيت عموم بار منفي پيدا كرده بود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;"><strong>متاسفانه هزاره ها در دوران حکومتهای خاندانی به طور دائیم مورد تعصب، ظلم وخشم حکومات مستبد قرار داشتند که متآسفانه این پالیسی در افغانستان بطور دائیم ومتواتر به اشکال گوناگون ادامه داشته است از این رو هزاره ها همیشه بدلیل اینکه هیچ امیدی به دولت و حکومت مرکزی برای حل مشکلات و رسیدگی به هزاره نداشتند به اجبار سیاست ها ی خود را به سمت داشتن تشکیلات و ادارات خودمختار تنظیم می نمودند .ادامه این سیاست ها در دراز مدت هزاره ستان را به یک مرکز سیاسی مستقل از دولت تبدیل می نمود از این رو دولت های مرکزی همیشه سعی در نابودسازی و یا وابسته سازی این تشکیلات ها می نمودند .</strong></span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">دوران جمهوریت</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">محمد داوود، پسر کاکای ظاهر شاه، در یک اقدام از پیش طرح ریزی شده، زمانی که شاه افغانستان در شهر ناپل ایتالیا به سر می برد، در یک کودتای سفید قدرت را به دست گرفت. او در نخستین بیانیه رسمی خود که از رادیوی دولتی پخش شد، آغاز جمهوریت را در افغانستان اعلام نمود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در زمان جمهوری سر دار محمد داود خان که یکی از شخصیتهای متعصب و قبیله گرا ودر دشمنی با مردم هزاره شهرت داشت ،هیچ یک از شخصیت های سیاسی هزاره در حکومت او در کابینه و حتی مقامات متوسط دولتی راه داده نشد .و سیاست انزوای سیاسی و اجتماعی هزاره ها همچنان ادامه پیدا نمود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">هزاره ها دردوران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">اعمال سیاستهای خشن سیستماتیک و آگاهانه دولت های مرکزی برای به انزوا کشاندن هزاره ها در سالهای 1929- 1978 منجر به تجرد اجباری جامعه هزاره گردید .در نتیجه ای این تجرد اجباری ، جوامع هزاره از توسعه ای اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی، بدور ماند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در ادامه همین سیاست درسال 1941 حا کم نشینهای محلی هزارجات از یک دگر مجزا ساخته شده وبه شش ولایت مجاور پیوند گردانیده شدند.که هد ف از آن نابودی مراکز مهم سیاسی واقتصادی هزاره ها بود که از طریق جلوگیری از توزیع سرمایه ای مملکتی در ولایات هزارجات ،وبه حد اقل رساندن تعدادنمایندگان هزاره درمجلس شورای ملی ،تعقیب شد .حکومت در رسیدن به این اهداف موفق شد هزارهها نتوانستند نمایندگانی چندانی درمجلس شورا داشته باشندو هزارجات از رشد وتوسعه محروم ماند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">سرکوب اجتماعی،سیاسی واقتصادی هزاره ها طیبعتآ تجرید وانزوای فرهنگی آنانرا به دنبال داشت.شاید نا مطلوبترین پیامد این انزوا از نظر فرهنگی در حوزه آموزشی بوده باشد. همزمان با این بی توجهی نسبت به وضعیت آموزشی هزارجات،درنواحی پشتون نشین جنوب شرق افغانستان مدارس بیشتر وبیشتری ساخته می شد و زمینه های تحصیل برای پشتونهای افغانستانی ونیز پاکستانی مساعد ترمی گردید.</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">اعمال این نوع تبعیض ها نه ازسرتصادف ویا وجود مشکلات بلکه آگا هانه بود.</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">هزاره ها اما،می توانستند تا حدودی بر این ضعف آموزشی فائیق آیند. زیرا مدیران و نوابغ جامعه هزاره با تکیه بر فرهنگ غنی هزاره ها که ریشه در اسلام داشت سیستم های آموزشی خودموختار سنتی را در مکاتب و مساجد خویش احیا و تقویت می نمودند.(سیستمی که امروز هزاره های مهاجر در کشورهایی مثل ایران و پاکستان در برابر قوانین منع تحصیلی آنان از آن سود می برند و چه بسیاری از محصلینی که از طریق تحصیل در همین مراکز آموزشی خودگردان موفق به تحصیلات دانشگاهی در کشورهای مختلفی از جمله ترکیه شده اند.هم اکنون بسیاری از کسانی که در ترکیه مشغول به تحصیل هستند از چنین مراکزی فارغ شده اند.)</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در این مراکز علاوه بر مطالعه ای اسلام ومتون مذهبی ،متون تمدنهای قدیمی یونان، هند وچین به عربی ترجمه ومورد مطالعه قرار می گرفت .درین مراکز موضوعات گوناگون از فلسفه گرفته تا مذهب ، از منطق وادبیات گرفته تا فیزیک ،کیمیا، ریاضیات ،طب وروانشناسی نیز تدریس می شد. و حتی بسیاری از کسانی که در همین مراکز آموزش می دیدند بعدها با تحمل مشقتهای فراوان موفق به ورود به مراکز رسمی آموزشی در خارج از خاک افغانستان و در کشورهای همجوار می شدند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">درتمام حوزه های ایران ،عراق و سوریه طلاب افغانستان یکی از بزرگترین گروههای محصلین را تشکل می دهند که بیش از 90 درصد آنان هزاره هستند</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">بدین ترتیب ، هزارهها نه فقط در حفظ هویت وارزشهای فرهنگی خود موفق بوده اند ،بلکه در توسعه ورشد علم ودانش در افغانستان سهم داشته اند.علاوه بر آن،هزاره ها بزرگترین جامعه ای فارسی زبانان افغانستان هستند و نقش عمده در حفظ زبان،ادبیات وفرهنگی فارسی دارند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">هر چند هزاره ها ازنگاه سیاسی هیچگاه موقعیت با لا وموثر در حیات سیاسی افغانستان نداشته اند اما وبا وجود سر کوب بی رحمانه توانسته اند به حیات سیاسی و اجتماعی خود به عنوان یک هویت قومی مستقل ادامه دهند.بدین ترتیب،توانستند سهم فعالی در حیات سیاسی افغانستان طی دهه 1980تا 1990 ایفا نمودند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">.هزاره ها تا زمان رویداد های 1978 اکثرا درفعالیتهای سیاسی موءثری ،در خارج ازحکومت ودسته بندیهای سیاسی رسمی ، تحت رهبری تحصیل کردگان وملاها مشارکت داشتند.اینا ن اغلب محصلان مکاتب متوسطه ودانشگاه بودند ودر سازمانهای مخفی فعالیت داشتند که بعدها منجر به شکل گیری جنبش موسوم به پاسداران انقلاب افغانستان شد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">رویکرد هزاره ها به علم و تحصیل زمینه پرورش افرادی متبحر و قلم زن را در بین جامعه فراهم آورد و به زودی هزاره ها توانستند راه خود را دررسانه ها ومطبوعات نیزباز کنند.پیام وجدان به سر دبیری مرحوم عبدالرئوف ترکمنی وبرهان به سر دبیری علمشاهی ازجمله ای نشریاتی بود که که توسط آنان منتشرشد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">هزاره ها دردوران ترکی وحفیظ الله امین</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">پس از کودتای 7 ثور 1357 و روی کار آمدن خلقی ها ، رژیم جدید اساسات اسلام را بحیث سیاست داخلی خویش اعلان کرده عدم تبعیض ومحوستم ملی و مساوی بودن ملیتها از شعارمهم دولت انقلابی محسوب می گردید که بخصوص هزاره ها که تحت ستم وتفوق سیاست های رسمی دولت های خاندانی قرار داشت ،بسا مهم وخوش آیند بودند و آزین سیاست حمایت نمودند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">درخطوط اساسی وظائیف انقلابی ج.د ا درپهلوی سائیر برنامه انقلابی ، مسائیل مانند حل دموکراتیک مسئله ای ملی، حل دموکراتیک مسئله ای کوچیها،تکامل هنر ،ادبیات وانتشارات به زبانهای مادری اقوام وقبائیل و ملیتهای مسکون در افغانستان گنجانیده شده بودندکه ازطرف هزاره ها با گرمی استقبال گردیدند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">البته برای اولین بار یک تعداد هزاره ها با به قدرت رسیدن دولت خلقیها وپرچمیها وابسته به ح .د . خ.ا صرفنظرازدشواری های نظامی وسیاسی و ایدئولوژیکی درین مقطع زمانی تا حدودی معین زمینه حضور سیاسی مردم هزاره از لحاظ ترکیب و تناسب قومی در تمام بدنه ها از رده های پائین تا مقامات بالائی دولتی در ساحات ملکی و نظامی بدون تبعیض میسر وفراهم گردید و حضور مردم هزاره درا ین دولت ها پر رنگتر از رژیم ها ی گذشته بوده است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">اما با این وجود درزندگی جامعه هزاره تغییرات اساسی رونما نگردید ، چونکه عده ای ازاین افراد زیاد تر به نفع جناح های حزبی خویش تلاش وفعالیت می نمودند تا اینکه خدمتی برای هزاره های خود انجام بدهند . بی احترامی به عنعنات دینی ومذهبی مردم توسط خلقیها درمجموع وخلقیهای هزاره بطورخاص، دربعضی ولسوالی های هزارجات منجر به تحریک احساسات دینی و مذهبی مردم گردید.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">دیری نگذشت که نخستین «مقاومت های خود جوش» مردم عامه ازروستاهای نورستان و هزارستان علیه دولت کمونیستی اوج گرفتند و گسترش پیدا نمودند.اما دولتمداران و به خصوص نور محمد تره کی و حفیظ الله امین از راه قهرآمیز و خشونت به سرکوبی مقامت کنندگان متوسل گردیدند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">پس ازکودتای 1978،بسیاری از چهره های برجسته ای هزاره یا اعدام شدند ویا مجبور به ترک کشور گردیدند ،.سیاستهای انزوا گرانه علیه هزارجات ازسر گرفته شد.نیروهای سابق قدرت چندانی نداشتند وبه همبن دلیل نتوانستند در جهت بهبود وضعیت وشرائیط هزاره های همقطارخود در دیگر جاها کاری انجام دهند.قدرت در دست پشتونها باقیماند ودیگر گروههای قومی بویژه هزاره ها،در حاشیه واقع شدند در نهایت با اعمال سیاستهای انزواگرایانه توسط حکومت ،نام هزارجات بطور کلی از نقشه ای افغانستان حذف شد:</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در جریان نوسازی دولت افغانستان وتقسیمات اداری ناشی از آن ،هزارجات به عنوان یک بخش مستقل از نقشه ای افغانستان حذف شد.هر ناحیه ای هزاره نشین به یک ولایت که متشکل از گروههای قومی غیر هزاره بود ضمیمه گردید. و فعالین هزاره در کابل چشم به بهره گیری ازبرخی فرصت های محدود دوختند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">بعد ازبقدرت رسیدن حفیظ الله امین سیاست ترورواختناق همه ای ملت افغانستان را درهراس ووحشت انداخته بودند ،بخصوص هزاره های افغانستان قربانی سیاست تروروتبعض آمیزفاشستی حفیظ الله امین گردید.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">متآسفانه عده ای زیادی از جوانان هزاره که امید مردم خویش بود نتوانستند درتحت این نظام به تحصیلات خویش ادامه بدهند ،با استفاده از رخصتیهای تابستانی مکاتب را برای همیشه رها کردند وعده ئی از آنها درصفوف مجاهد ین وسازمانهای مائوئیستها شامل گردیدند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">.با روی کار آمدن دولت کمونستی افغانستان از یک طرف و مخالفان این دولت، از طرف دیگر فرصت خوبی برای مردم هزاره فراهم شد تا در هردو جبهه مشارکت داشته باشد. این دوران بعد از ستم های شاهان متعصب افغانستان،بهترین فرصت را برای مردم هزاره فراهم کرده بود تا بازیابی هویت شان را از سر گیرند لذا از این دوران به بعد مسئله بازیابی و بازسازی هویت هزاره از طرف اندیشمندان هزاره مطرح گردید و جنبش های هزاره معمولا از این فرصت برای این مهم استفاده می نمودند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">اما در طرف دیگر آن که مخافان دولت کمونست هستند نیز مردم هزاره خیلی قدرت مند حضورداشتند.مردم هزاره از اولین اقوام افغانستان بود که جهاد بر علیه دولت کمونست افغانستان را از ولسوالی دره صوف آغاز کردند که در مدت کوتاه این جنگ به تمام نقاط هزارستان و بعدا به تمام افغانستان سرایت کرد و مردم هزاره باز توانست کنترل هزارستان را در دست بگیرد و بعدها با تشکل دادن حزب وحدت به رهبری استاد عبدالعلی مزاری تمام مناطق هزارجات را خود مختار اعلان کردند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان استاد عبدالعلی مزاری می کوشید تا با احیای هویت هزاره های افغانستان در تعاملات قدرت و تشکیل دولت هزاره ها را نیز شریک بسازد .اما گویا هنوز سیاستمداران در افغانستان قادر به باور این مسئله نبودند و یا اینکه نمی خواستند تا درک کنند که اکنون دیگر همه چیز تغییر کرده است و زمان ان رسیده است که باید مشارکت سیاسی هزاره ها را در تشیکل دولت- ملت بپذیرند .</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">مجاهدین در اقدامی به حمایت پاکستان در خاک این کشور اقدام به تشکیل دولت عاری از هزاره ها نمودند.بعید به نظر می رسد که سران مجاهدین به پیامدهای ناشی از عدم پذیرش هزاره ها در ساختار دولت جدید فکر نکرده باشند. در حالی که در این دوران هزاره ها مسلح ، دارای تشکیلات منظم و مناطق تحت کنترول و حمایت مردمی بودند. به نظر بنده یکی از دلایل این امر می تواند مهار خیزش هزاره ها در دستیابی به موقعیت های جدید اجتماعی باشد. طبیعی که به دنبال چنین مسئله ای هزاره ها ،مخالفت خودرا با دولت دست نشانده پاکستان آغاز کرد که بعدا این مخالفت بین همه ی اقوام افغانستان گسترش یافت و گلبدین حکمت یار پشتون هم از جمله مخالفان این دولت گردید.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">عبدالعلی مزاری،حزب وحدت را در غرب کابل مستقر کرد و توانست غرب کابل را بزودی فتح کند وکنترل % 40 از خاک کابل را دردست گیرد و در این مدت جنگ های خونین بین حزب وحدت و شورای نظار صورت گرفت.در این درگیری ها ناجوان مردانه ترین حمله ها از سوی شورای نظار گردید که فاجعه افشار یکی از آنهاست.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">شهید عبدالعلی مزاری در دوران حیاتش خیلی تلاش کرد تا مردم هزاره را دوباره از نو بسازد و به تمام جهانیان معرفی کند که در این کارش تا حدود موفق شد و هویت ملی هزاره ها را تاجای که توانست بازسازی کرد ودراین راه از هیچ چیز دریغ نکرد. در این دوران هزاره ها به رهبری استاد شهید خواستار تامین عدالت اجتماعی و حقوق مساویانه همه شهروندان بود. خواسته ای که خواسته اکثر اقلیت های کشور نیز بود، از این رو جنبش عدالت خواهی شهید مزاری مورد حمایت اکثر ترک تباران محروم مانند ازبیک ها ، ترکمن ها و سایر اقوام محروم دیگر نیز قرار گرفت و بدینوسیله دروازه گفتمان عدالت خواهی در سطح ملی باز شد. هزاره ها در این دوران جهت حل منازعات و تامین عدالت اجتماعی تشکیل دولت فدرالی را پیشنهاد نمودند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">بعد از مزاری</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">دراین دوران که طالبان از طریق خاک پاکستان از مرز های جنوب کشور تا کابل پیشروی کرده بود،مرکز حزب وحدت به ناچار از کابل به بامیان منتقل شد ودرآنجا حزب وحدت دوباره با رهبران جدید (کریم خلیلی واکبری)شکل گرفت تا از ورود طالبان به مناطق هزارستان جلوی گیری شود و در شمال هم رهبری حزب وحدت بدست &#8220;محقق&#8221;بود دراین زمان مقاومت های خودجوش وبعضا وابسته به احزاب عمده وحدت وحرکت در مناطق هزارستان شکل گرفت تا دربرابر تهاجمات طالبان از هزارستان دفاع کنند. در زمان طالبان تقریبا تمام مناطق هزارستان بدست حکومت های محلی و خودمختار اداره می شد و در صورت لزوم برای یکدیگر قوای پشت بانی می فرستادند.طالبان که فکر می کردن براحتی می توانند تمام هزارستان را تصرف کنند،بعد از چند حمله دریافتند که شکستن سنگر هزاره ها کار دشوار تر از جنگ با شمال است،طالبان وقتی با مقاومت جانانه هزاره ها روبرو شد به ناچار راه های دیگری را که عربستان سعودی برای آنها پیشنهاد داده بود،به اجرا گذاشت</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">تحریم هزارستان</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">تقریبا چند سال از ورود طالبان به افغانستان می گذشت اما طالبان موفق به تسخیر هزارستان نشده بود آنها به ناچار راه دوم یعنی تحریم هزارستان را آغاز کردند،تحریم علیه هزارستان تقریبا سه سال به طول انجامید در این تحریم مردم هزاره با هیچ یک از شهر های تجاری افغانستان ارتباط نداشت و از ورود هرنوع مواد( پوشاک،خوراک ودیگر وسیله ها)به داخل هزارستان محروم بودند؛ تا انکه سر انجام در سال (1378ه ش) بامیان به دست طالبان سقوط کرد و این بود که تمام هزارستان به یک باره بدست طالبان افتاد، ودر مدت دوسال که طالبان در هزارستان حاکم بود تمام جنایت های عبدالرحمن را علیه مردم هزاره از سر گرفت . اما تشکیلات هزاره ها همچنان در تعامل با سایر جنبش ها قرار داشته و به مقاومت خویش ادمه دادند تا انکه در سال (1380 ه ش)با سرنگون شدن برجهای دوگانه درامریکا طالبان هم سرنگون شد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">3) حضور جامعه جهانی در افغانستان</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">هزاره ها بعد از سرنگونی رژیم طالبان و حضور جامعه جهانی در این کشور از تمامی پروسه های صلح و آشتی ملی به گرمی استقبال نمودند و اولین گروه های نظامی که حاضر به همکاری با پروسه خلع سلاح شدند ملیشه های هزاره بودند. در اجلاس بن ، لوی جرگه اضطراری ، و آمدن صلح و ثبات در افغانستان از همکاران عمده جامعه بین المللی به حساب آمدند و چه اینکه در حمایت از این روند مناطق هزارستان به امن ترین مناطق افغانستان تبدیل شد و در ایجاد نظم جدید سیاسی اجتماعی مناطق هزاره نشین پیشگام گردید.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">هزاره ها بعد از طالبان توانستند هویت خویش را به سرعت بازیابی و بازتولید کنند. توجه جدی هزاره ها به علم و تحصیل دروازه های جدیدی برای نسل نو هزاره باز نمود. امن بودن هزارستان ، عدم معضله مواد مخدر و تروریسم در این مناطق تاثیر عمده ای در رشد روز افزون طبقه عامه مردم داشته است . به نظر می رسد اکنون نوابغ سیاسی جامعه هزاره می کوشند تا نهضت عدالت خواهی که تئوری آن را شهید عبدالعلی مزاری پایه گذاری کرده بود در عمل پیاده نمایند. تاسیس مکاتب و دانشگاه های با کیفیت عالی و حضور اساتید با درجه علمی بالا که در هیچ یک از مراکز دیگر آموزشی نمی توان یافت مراکز آموزشی هزاره ها را به یکی از با کیفیت ترین مراکز تبدیل کرده است و در بسیاری از همین مراکز رجال سیاسی ، نمایندگان پارلمان نیز مشغول به تحصیل هستند. جمعیت بالای تحصیلکردگان و دانشگاهیان نیروی فکری و متخصص لازم برای این مردم به صورت خاص و برای افغانستان به صورت عام فراهم نموده است. سیاست مداران هزاره موفق به ایجاد نظم جدید سیاسی در مناطق هزاره ستان شده اند .همچنان که این کشور در تلاش است تا بعد از سه ده جنگ, خود را بازسازی کند, بسیاری بر این باورند که هزاره جات در این زمینه میتواند بهترین الگو باشد,. بیشتر از یک سوم کسانی که در آزمون ورودی دانشگاه شرکت میکنند از دانش آموزان هزاره هستند. و این تعداد هر روز بیشتر میشود. هزاره ها اکنون ایستگاههای تلویزیونی مخصوص به خود دارند, و حتی نیروی تکنیکی و فکری لازم برای رسانه های سایر مردم افغانستان را هم تامین می کنند. طبقه متوسط هزاره ها به سرعت رشد میکنند.فرزندان هزاره هم اکنون از پیشرفته ترین سازه های بشر مثل اینترنت بخوبی می توانند استفاده کنند.هم اکنون بیش از %80کاربران اینترنت افغانستان را هزاره ها تشکل میدهد و مدیران بیش از %80از سایتهاو وبلاگهای افغانستان از نوسندگان هزاره هست. هم اکنون هیچ سیمناری در کابل بدون سخنران هزاره برگذار نمی گردد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">تحولات اساسی در جامعه هزاره باعث گردید تا هزاره ها اکنون به یکی از مهره های تعادل و تناسب قدرت در معادلات سیاسی بدل گردند. هزاره ها می کوشند تا دروازه آموزش را برای نسل کنونی و آینده افغانستان باز کنند و این دقت عمومی باعث گردیده تا فقیرترین خانواده هزاره هم از تحصیل فرزندان و به ویژه دختران شان غفلت نورزند، چه که راه عبور به آینده را در تحصیل می بینند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">سیاست مداران هزاره نیز با توجه به حال و آینده هم در حمایت دولت فعلی قدم برمی دارند و هم در ائتلاف های اصلاح طلبانه مشارکت فعال سیاسی دارند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">داکتر عباسعلی حسینی</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">آنکارا</span></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>هزارستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>تمدن تورک</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d9%88-%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/'>تورکو لوژی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/'>تورکستان جنوبی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5513/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5513&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/29/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%b4%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%85%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/07/kushanlilar.jpg?w=100" medium="image">
			<media:title type="html">Kushanlilar</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/07/kushanlilar.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">Kushanlilar</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>گیلگمش تورک قهرمان و حماسه آ فرین جهانی</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/28/%da%af%db%8c%d9%84%da%af%d9%85%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87-%d8%a2-%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/28/%da%af%db%8c%d9%84%da%af%d9%85%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87-%d8%a2-%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Jul 2011 23:29:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن تورک]]></category>
		<category><![CDATA[تورکو لوژی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای تورک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5506</guid>
		<description><![CDATA[گیلگمش یکی از مشهو ر تر ین منظو مه ها ی حما سی ا ست که حد و د چهار هز ارسال از خلق آن می گذرد. این ا ثرکه دربار ه گیلگمش پنجمین پادشاه سلسله اوراک است، درسال دوهزار پیش ازمیلادبر روی دوازده لوح گلی و به خط میخی نوشته شده است. بعضی از [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5506&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;"><img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/07/abdullah-tasqin.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" />گیلگمش یکی از مشهو ر تر ین منظو مه ها ی حما سی ا ست که حد و د چهار هز ارسال</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">از خلق آن می گذرد. این ا ثرکه دربار ه گیلگمش پنجمین پادشاه سلسله اوراک است، درسال دوهزار پیش ازمیلادبر روی دوازده لوح گلی و به خط میخی نوشته شده است. بعضی از این لو حها بر اثر مرور زمان شکسته شده و از بین رفته اند،<span id="more-5506"></span> تنها یکی از آنها باقی مانده است که اکنون در موزه بر یتانیا نگهداری می شود. گیلگمش محبوبترین قهرمان سراسر بین النهرین بود. بدون شک این اثر شاهکار ادبیات آثوری- بابلی و یکی از زیباترین منظو مه های حماسی جهان است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">مهمترین و یژگی منظومه گیلگمش کهنسال بودن آن است. این اثر تلقینی از اسطوره، حماسه و تاریخ</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">است و از آغاز پیدایش خود، فرهنگها وزیانهای گو ناگو نی را تحت تأثیر قرار داده است. قدرت زیبایی شگرف اثر اد بی، نگارنده را برأن داشت تا آن را برای نوجو اننان کتابخو ان کشور مان بازنویسی کند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">گیلگمش داستان پادشاهی پهاو ان مستبد، پرقدرت و توانااست به جای رسیدگی به وضع مردم خود، در پی آنانی است. اودر کوران مبارزه با پهاو انی همتای حود، به مردم روی می آورد و در کشاکش زندگی، مرگ ( و قدرت مرگ) را می شناسد. گیلگمش برای یاقتن جاودانگی و بی مرگی رهسپار سفری پرخطر می شو د. ازکوههای ترسناک می گذرد، جنگلهای سرزمین تاریکی را پشت سر می گذارد، از دریای مرگ عبور می کند و حتی به دنیای مردگان در زیر زمین راه می یابد تایکی از اجداد خود راکه به گمانش رازبی مرگی را یافته است بیابد. در نهایت، این پهلو ان تواتمند، جد خود رامی یابد اما…..</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">در این ائر عشق، تربیت ، طبیت و راز های زندگی و مرگ موج می زند، وهر چه هست، آن قدر مهم است که حیفم آمد نوجو انان وطنم آن را نخو انند.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">ودر صورت امکان داستان حماسی قهرمان مردرا در آینده بملا خظ خواننده گان خواهم گذاشت.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">عبدالله تاشقین</span></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1/'>فرهنگ و هنر</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d8%aa/'>ادبيات</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>تمدن تورک</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d9%88-%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/'>تورکو لوژی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>دنیای تورک</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5506/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5506&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/28/%da%af%db%8c%d9%84%da%af%d9%85%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87-%d8%a2-%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/07/abdullah-tasqin.jpg?w=100&#38;h=100&#38;h=100" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>نکاتی چند پیرامون” مزج قسمی مغول ها با آریه های آسیایی ” وافسانه های دروغین</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/27/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%86%d9%86%d8%af-%d9%be%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d9%86%e2%80%9d-%d9%85%d8%b2%d8%ac-%d9%82%d8%b3%d9%85%db%8c-%d9%85%d8%ba%d9%88%d9%84-%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d8%a7/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/27/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%86%d9%86%d8%af-%d9%be%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d9%86%e2%80%9d-%d9%85%d8%b2%d8%ac-%d9%82%d8%b3%d9%85%db%8c-%d9%85%d8%ba%d9%88%d9%84-%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 Jul 2011 23:17:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[آریانای جعلی]]></category>
		<category><![CDATA[تورکستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای تورک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5499</guid>
		<description><![CDATA[قسمت اول سیسرون فیلسوف مشهور روم باستان زمانی گفته بود:« هر چیز پوچ و بی معنی در کتب فلاسفه یافت میشود.»(1) درحقیت تعداد ازکتاب های تاریخی وبعضی نوشته ها نیزازاین امرمستثنی نمیباشند. یا به عبارت دیگرگفته مذکور، متاسفانه در مورد برخی کتب تاریخی نیز صدق میکند. یعنی ورق به ورق اش آگنده ازدروغ پراگنی، چشم [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5499&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">قسمت اول<img class="alignright size-thumbnail wp-image-5500" title="Gulamsaxi Saxa" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/07/gulamsaxi-saxa.jpg?w=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" /></span></strong><br />
<span style="color:#000080;">سیسرون فیلسوف مشهور روم باستان زمانی گفته بود:« هر چیز پوچ و بی معنی در کتب فلاسفه یافت میشود.»(1)</span><br />
<span style="color:#000080;">درحقیت تعداد ازکتاب های تاریخی وبعضی نوشته ها نیزازاین امرمستثنی نمیباشند. یا به عبارت دیگرگفته مذکور، متاسفانه در مورد برخی کتب تاریخی نیز صدق میکند. <span id="more-5499"></span>یعنی ورق به ورق اش آگنده ازدروغ پراگنی، چشم بستن برحقایق وسرپوش گذاشتن برآن روی مصلحتی افسانه بافی اتهام بستن، اهانت به دیگران، هویت سازی و هویت ستیزی ودیگر حرف های پوچ و بی اساس میباشد.</span><br />
<span style="color:#000080;">چنبن افسانه ها محصول ذ هن به اصطلاح مورخینی است که پابند هیچ چیزنبوده واصل بیطرفی را درنگارش تاریخ کاملا فراموش کرده اند. فقط هوش وحواس خود را به این نقطه متمرکزکردند که چگونه بتوانند واقعیت ها را به خاطر خوش خدمتی به دربار ها ویا طبق ذهن علیل و مریضگونه خود تحریف کنند، گروهی را شهرنشین وصاحب فرهنگ عالی معرفی کنند و دیگری را علیرغم داشتن فرهنگ وتمدن وسابقه پرافتخار، برای ارضای .عقده مهرومیت اتنیکی خود وحشی وفاقد مدنیت درجهان بشناسانند. بنابرین کلیه قدرت ذهنی خودرا، صرف پنهان کردن معایب بزرگ خود و بد معرفی کردن دیگران کرده اند. وچون ذهن شان کاملا خالی شده بود، نتوانسند فکر کنند که روزی دروغ ها و جعل کاری شان برملا و اعتبار تاریخ نویسی شان نقش برآب شده و محصولات چندین ساله فکرعلیل شان غیر قابل استفاده میشوند .</span><br />
<span style="color:#000080;">چنانکه ملاحظه میشود، یک عده مورخین راستین و متعهد نیز،احساس نفرت و بیزاری خودرا نسبت به هم مسلکان افسانه ساز و دروغ باف خود پنهان نکرده و با قلم توانمند حود در کتاب های ارزشمند شان،چهره های آنهارا به عام و خاص برملا ساختندو میسازند.</span><br />
<span style="color:#000080;">بخاطر باید داشت که.بایستی این چهره های بی اعتبار شده، درس عبرت بر کسانی باشند که هنوز از تلاش های مذبوهانه در راستای تحریف واقعیت ها و جعل تاریخ و انکار هویت دیگران دست بردار نیستند.</span><br />
<span style="color:#000080;">« آلودگی تاریخ میانه ایران با افسانه، آنچنان وسیع است که دریک جمله وتا انجا که به اسناد و منابع باالنسبه قابل اعتنا و اعتماد مربوط میشود،تاریخ مدون ایران، پس از ورود اسلام به این سرزمین آغاز میشود و ما چیزی از ایران پیش از اسلام ،از مبدا هخامنشیان ،جز افسانه فردوسی و چند سنگ نوشته گمراه کننده بدست نداریم.» (2)</span><br />
<span style="color:#000080;">«آنچه را “مورخین” شوروی برسرتاریخ وبویژه”تاریخ شرق” و بخصوص تاریخ “ایران”و از همه بدتربرسر”تاریخ ایران معاصر” به وسیله ایوانوف و امثالهم آورده اند،چنان است که اساس بیزاری از “مورخ”را در خواننده تیز بین دامن میزند.»(3)</span><br />
<span style="color:#000080;">« غا لب آثاری که تا کنون در خصوص تاریخ ایران باستان نوشته شده است،با غرض ورزیها وگرایش های آریا محورانه توام بوده که نتیجه ان غیر قابل اعتماد بودن این رسالات متعدد بوده است……..بر خلاف تمام ممالک جهان ،در کشورما ایران علم تاریخ راهی نا هموار و فاجعه آمیزوغالبا دورازحقیقت پیموده است» (4)</span><br />
<span style="color:#000080;">یک نمونه ازین نوشته های بی مایه وسراسر افسانه که به قلم امیرحسین خنجی تحت عنوان ” فرزندان سبکتگین… ” می باشد با نگاه سطحی به محتوای خصمانه وبی مایه آن، دریافت که نویسنده مذکور با چه انگیزه ومقصدی آنرا نوشته است.ازابتدا تا انتهای این کتاب جزء بد گویی عقده گشایی در برابر ترکان، چیزی دیگری درآن وجود ندارد.</span><br />
<span style="color:#000080;">آقای خنجی در مورد سلطان محمود غزنوی مینویسد: « محمود سبکتگین فرزند مردی غلام شده از یکی قبایل آسیای میانه بود. چنانکه میدانیم شیوه زندگی قبایل بیابان نشین درهر جا که باشند شباهت های بسیار نزدیکی به هم دارند…هر عقیده جزء عقیده آنها باطل و غلط است و هرکس مرام ومسلکی چون آنها ندارد درخورنابودی است .همین شیوه نگرش قبیله ی این است که اساس جهاد برای نشرعقیده را بوجود میآورد. درسنت ایرانیان هیچگاه ودر هیچ زمانی چنین طرزفکری نمود نیافته است .»</span><br />
<span style="color:#000080;">آقای خنجی نیک میدانند که سبکتگین درجریان جنگ ها اسیرگردیده، مفهوم اسارت ازمفهوم بردگی فرق دارد یعنی شخص اسیر، برده نمیباشد. اگراحیاناُ اوبنابرقول تاریخ نگاران مغرض ومزد بگیر فروخته شده هم باشد، درین امراراده واختیارازاوسلب گردیده بود.به هرحال اسارت یک شخص نباید دستاویزی برای تبلیغات سوء و اتهامات نا روا علیه یک قوم قراربگیرد. درحالیکه ازبرکت همین فرزند ” غلام؟”، شما امروز فارسی صحبت میکنید، این لسانی است که خاستگاه اصلی اش براساس عقاید دانشمندان وزبان شناسان، ماورالنهربوده وسلطان محمود غزنوی با فرستادن هزاران معلم برای تدریس این لسان به ایران وهندوستان، شما را صاحب لسان ساخت. زبان شما، زبان پهلوی بود که در زمان ساسانی ها به آن تکلم میشد وبعدازآمدن اسلام منسوخ شد.وهیچ گونه شباهتی با فارسی دری ندارد وحتی تا قرن هفتم هجری کسی نمی تواند یک بیت شعرویا یک نثرفارسی دری را درایالت فارس ایران، پیدا کنند. آنهای که ادعا دارند زبان دری ادامه زبان پهلوی است،راه کاملا خطا می پیمایند.چنانچه درمورد خاستگاه زبان فارسی دری سعید نفیسی مینویسد:« نظم ونثرزبان دری را، باید زاده ماورالنهر و دربارسامانیان دانست». دکترتقی وحیدریان کامیاره میگوید که « مسئله خاستگاه دری یعنی فارسی نو، معمای است ناگشوده… به نظرمن، فارسی دری برخلاف ایران شناسان ادامه پهلوی ساسانی نمی تواند باشد.»(4)</span><br />
<span style="color:#000080;">عین مطلب را ده ها دانشمند و زبانشناس نیزتاکید کرده است. بناءََ عوض پست گویی ودروغ نویسی علیه سلطان محمود، سپاسگذار او باشید. اگرواقعیت نویسی غرورشما را جریحه دارمیسازد، کوشش کنید که با دروغ نویسی جعل کاری وتبلیغات زهرآگین علیه اقيام دیگرخود را از مقام تاریخ نویسی به سطح کلوخپران باز تنزیل ندهید.</span><br />
<span style="color:#000080;">بنابرمدارک تاریخی واظهارات دانشمندان، خدمات سلطان محمود غزنوی به اسلام درقدم اول ولسان وفرهنگ فارسی درقدم دوم، غیرقابل انکاراست. نوشته ی زیرمتعلق به یک دانشمند همزبان فارسی زبان بوده، امید است جعلکاران با خواندن آن، راستگویی وصداقت نویسی را یاد بگیرند:« ترکان این امتیاز و افتخاررا دارند که ازغزنویان تا قاجارگردانندهء تاریخ و فرهنگ و سیاست ایران بوده اند، بی اینکه درین مسیر دراز وهزارساله ی حاکمیت، حتی اندکی به حقوق و مظاهردیگراقوام ساکن این سرزمین تجاوزکنند وانرا نادیده بگیرند، حاکمان ترک هرگز دیگران را، مانند حاکمیت… بی ریشه ، مجبوربه ترک زبان و لباس وآداب و رسوم بومی خود نکرده اند و درزمان تسلط انها ایران پیوسته تجمعی از”ممالک محروسه” با حقوق برابرقوم شناخته میشده و حایی ثبت نیست که گفتن و نوشتن و یا لباس پوشیدن و رقصیدن به زبان و شیوه ترکی امتیاز ویژه ای شمرده شود آنها در مقاطعی پایه های عالی ترین فرهنگ و هنر اسلامی را در رده ها و زمینه های مختلف و بویژه معماری ریخته اند و ترکان عثمانی تا استقرار حکومت جهانی مسالمانان فاصله ی چندانی نداشته اند و میتوان گفت که مفهوم ملی و سرزمین ایران که امروز پذ یرفته ایم ، حاصل سیاست زیرکانه ی متحد کردن ده ها ملت و قوم مختلف در زیر پرچم واحد در زمان صفویه است که یک حاکمیت مطلقا” ترک شمرده میشود، و ترکان میتوانند این الگوی هزار ساله را دربرابرمسـولین سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی قرار دهند » ( سابت ناریا)(5)</span><br />
<span style="color:#000080;">چقدراین جمله ی شما (هرعقیده جزءعقیده آنها باطل وغلط است…) درمورد شرایط کنونی ایران مصداق دارد. فقط توجه شما را به نامه ی زیر که به عنوانی رئیس جمهور ایران نوشته شده، جلب میکنم وازمطالعه ی دقیق آن خواهید یافت که ذهنیت قبیلوی به چه مفهوم وچه کسانی دارای چنین ذهنیتی میباشند وآنهم درشرایط قرن بیست ویکم.</span><br />
<span style="color:#000080;">« آقای رئیس جمهور! من به عنوان یک معلم، به هیچ رو نمی توانم باورکنم که کسانی درین مملکت، پاداش بگیرند وتشویق شوند تا با معلمان بستیزند و اهل فکر و فرهنگ را ازاندیشیدن ونوشتن وسخن گفتن بترسانند… وقتی جماعتی بی فرهنگ، یک عضو فرهنگستان را به جرم آراء شخصی وی… مستحق هتک وشتم میدانند، دیگرچگونه با دانشجویان، ازامید به آینده و ازتحقیق آزاد، وازحریت وشجاعت، اندیشیدن و از فضای مستعد جامعه برای استقبال از آراء آنان سخن میتوان گفت؟… و از همه بالاتر چگونه میتوان نظاره کرد که این همه سیاه کاری ها و ولایت فروشی ها وتفتیش عقیده ها وتحمیل سلیقه ها، بنام محبوب دین وشریعت و ولایت صورت میگیرد……..من اینک درسوگ دانشگاهی نشسته ام که درآن، گروهی، مرگ علم وتولد بربریت را جشن گرفته اند، من اندیشناک حرمت وعظمتی هستم که مظلوم ومایوس، خون میخورند و خاموش می نشینند…»(6)</span><br />
<span style="color:#000080;">« .. برای دولت وحکومت یک کشور، فخری وفضیلتی نیست که دانشگا هیان وهنرمندانش،مظلوم ومرعوب به جرم ابراز آراء خود در هراس و نا امنی به سربرند وازاظهارسرمایه فکری خود خائف باشند…»(7)</span><br />
<span style="color:#000080;">نوشته فوق از بربریت وفرهنگ ستیزی واحیای تفتیش عقاید قرون وسطایی درایران حکایه دارد.اگرمشخصه قبیله گرایی، بنابرتعریف شما عدم پذیرش عقاید دیگران باشد، حالت یدترآنرا درقرن حاضرمیتوان درایران شما، مشاهده نمود. نمونه های روشن آن قرارآتی میباشند:</span><br />
<span style="color:#000080;">- درپایتخت یک کشوراسلامی،اهل تسنن حق ندارند،مسجد خودرا داشته باشند وعلمای</span><br />
<span style="color:#000080;">اهل سنت مورد تهدید وشکنجه قرارمیگیرند. درحالیکه این امکان درکشورهای غربی، برای مسلمانان وجود دارند که مساجد خود را داشته باشند.</span><br />
<span style="color:#000080;">-.مخالفین رژیم وحشیانه وبیرحمانه سرکوب گردیده وچیزی بنام حقوق بشردرکشورشما شناخته نشده است.</span><br />
<span style="color:#000080;">-(65)درصد مردم ایران ازداشتن ابتدایی ترین حقوق یعنی تحصیل به زبان مادری محروم اند. رژیم فاشیستی وباستان پرستان ایرانی میخواهند هویت مشترک برتمامی ملیت های ایرانی تحمیل نمایند.</span><br />
<span style="color:#000080;">- تعدادی ازدانشمندان اجازه دریافت نمیکنند تا ذرکنفرانس ها حضور بافته وسخنرانی نمایند.</span><br />
<span style="color:#000080;">- کتاب های تاریخی که درآن واقعیت های تاریخی انعکاس یافته وافشاء کننده ی تحریف ها وافسانه نویسی های هشتاد سال اخیر، درایران اجازه چاپ وفروش ندارند و ده ها موارد دیگر.</span><br />
<span style="color:#000080;">.درمورد این نوع جنایات دولتی که حاکی ازتسلط وتحکم ذهنیت قرون وسطایی و سیاست عدم تحمل و پذیرش عقاید وافکاردیگران درقرن بیست ویکم است، آقای خنجی، نه تنها حاضرنیست چیزی بگوید وبنویسد بلکه ازآن استقبال و حمایت هم میکند. .به قول کارل گوستاو یونگ هرچه ملت ما انجام میدهد، خوب است وهرچه که دیگران انجام میدهد بد است.”</span><br />
<span style="color:#000080;">نویسنده محترم دربخشی ازنوشته خود، ازشیوه زندگی قبایلی وعقاید آنها مینویسد که” … وهرکس مرام ومسلکی چون آنها ندارد، درخور نابودی است وهمین شیوه نگرش قبیله این است که اساس جهاد برای نشرعقیده را بوجود میاورد و موصوف با بسیار افتخارمیگوید که در سنت ایرانیان هیچگاه ودرهیچ زمانی چنین طرزفکری نمود نیافته است”</span><br />
<span style="color:#000080;">به اساس این گفته ایرانی ها برخلاف همه اقوام موجود درجهان، راه رشد غیرقبیلوی را سپری کرده وارد مرحله پیشرفته زندگی شدند. ادعا ی ” هیچگاه وهیچ زمان” طرح کسانی هستند که یا کاملا خواب هستند ازجریان و رویداد های جاری ایران خبرنمیشوند ویا اینکه ازنظرآنها اعمال زشت وغیرانسانی خودی ها قابل تائید وپذیرش میباشند.</span><br />
<span style="color:#000080;">لازم است بگویم، آنهای که صاحب عقیده هستند، برای نشرعقاید خود ازهر وسیله به شمول جهاد استفاده میکنند. این تنها صفت ویژه مردم قبایل نیست. آنهاییکه فاقد عقیده هستند، برای غارت وچورچپاول به کشورکشایی می پردازند.یک نمونه ی آن کوروش است که ازطرف باستان پرستان، بانی حقوق بشرخطاب میگردند. زمانیکه وی کشورلیدی ها را اشغال کرد وعساکرش مشغول تاراج وچپاول شهر بو دو پادشاه اسیرلیدی ها موسوم به کرزوس ازکوروش پرسید که عساکرتو چه میکنند کوروش جواب داد که شهر و خزانه ی ترا غارت میکنند. همچنان وی به کشور ملکه تومیرس با وصف اخطارها ازجانب ملکه، حمله کرد، به قول هیرودت درمیدان جنگ سربریده شد. ویا حمله کمبوجیه به مصر و یا حمله ی ذاریوش به مملکت” ایشغوزها ” سکا ها” وده ها نمونه دیگرازین قبیل.</span><br />
<span style="color:#000080;">ثانیا به این عالی جناب باید گفت که بعد ازظهوراسلام به استثنای دو شاه پهلوی، ایرانیان هرگز درراس قدرت نبوده اند .آخوند های امروزی علیرغم آنکه موثر ترین آنها را رجال ترک تشکیل میدهد ولی تحت تأثیر احساسات مذهبی اگر فرصت برای شان میسرگردد، جهاد را نه تنها در برابر اسرائیل بلکه علیه (90) درصد اهل تسنن جهان، شروع و آنها را به زور وادار به قبول شیعه گری خواهند ساخت.</span><br />
<span style="color:#000080;">با یک مقایسه ی کوتاه شرایط قرن دهم با شرایط قرن بیست ویکم میتوان گفت که:</span><br />
<span style="color:#000080;">درآن زمان به سه لسان ( ترکی، عربی و دری) سخن گفته میشد ونشانه اندک تعصبی در برابر لسان دیگران درهیچ آثار تاریخ ملاحظه نمیگردد. برخلاف شرایط سلطان محمود غزنوی درزمان شاهان پهلوی وآخوند های بر سراقتدار ایران سیاست فاشیستی وشوینستی یک زبان دریک کشورهشتاد میلیونی تحمیل میگردد واعتراضات دادخواهانه ترک ها وعرب ها وکردها وبلوچ ها نه تنها شنیده نمیشود بلکه این</span><br />
<span style="color:#000080;">اعتراضات ومظاهرات به خاطردسترسی به ابتدایی ترین حقوق مشروع وحشیانه سرکوب میگردد.</span><br />
<span style="color:#000080;">دانشمند محترم رضا” براهنی” درمورد عمل کرد وحشیانه ی زمامداران رژیم پهلوی وآخوند های امروزی می نویسد « شاه سابق ایران همه فرصت های کثرت فرهنگی را با کشتار درتبریز،زنجان،اردبیل،.. ازبین برد،و درواقع اصل اساسی دموکراسی درایران یعنی باسواد شدن درعصرتعلیم وتربیت به زبان مادری را تبدیل به یادگیری به زبان فارسی یعنی زبان یک سوم مردم ایران کرد. … تنها سلطنت پهلوی نبود که روشنفکرکشی کرد، روحانیت روی سلطنت را ازنظر روشنفکرکشی سفید کرد» سایت آچیق.</span><br />
<span style="color:#000080;">.درآن زمان (400) نفرشاعروادیب با مساعدت مادی ومعنوی تشویق وترغیب میگردید مگرحالا دانشمندان اجازه ندارند درکنفرانس ها اشتراک وسخنرانی نمایند.درآن زمان یک گروپ خاصی،اعمال تبلیغاتی خود شان،منجربه تعقیب واذیت آنها میگردید مگرحالا اجتماع بزرگ اهل سنت، روشنفکران ودانشجویان مورد شکنجه واذیت قرارمیگیرند.ده قرن قبل،سلطان محمود غزنوی،هیچ کشوری را تهدید به محو و نابودی از روی زمین نکرده بود مگردرقرن بیست ویکم،چنین تهدیدی ازجانب احمدی نژاد صورت میگیرد.</span><br />
<span style="color:#000080;">آقای خنجی! اگر سلطان محمود غزنوی،ترک نمی بود واندک ارتباط زبانی یا تباری با شما میداشت شما وامثال شما صد ها کتاب برای توصیف وتمجید اش مینوشتید.واورا می پرستید.فقط داشتن اصلیت ترکی او باعث خشم وغضب شما گردیده وعلیه او و تبارش به یاوه سرایی پرداختید. ونکته مهم که ” بارتولد ” به آن اشاره میکند این است که: « سبکتگین که بعد ها انساب نویسان متملق وی را از اخلاف شاهان باستانی ایران نامیدند یکی ازترکان کافربود»(8)</span><br />
<span style="color:#000080;">آیا جناب شما متوجه شدید که بارتولد کی را مخاطب قرارداده است.ازین نوشته برمیآید که یعنی چنین کوشش ناکام قبلا برای ایرانی معرفی کردن سبکتگین،صورت گرفته است.ولی بعد ازتلاش بی نتیجه وناامید کننده،به نوشته های تند وتیزومملوازکینه ونفرت علیه ترک ها به خصوص ترکان غزنوی کتاب ها را پرکردند ودروغ های را به آنها نسبت دادند.عوض چرند نویسی ودروغ بافی،خودرا زحمت ندادند که ازخود بپرسند آیا امکان دارد هویت قومی شخص را تغیرداد ویا با ادعای ناحق مال دیگران را ازخودکرد.ویا هرجای که پای شوم هخامنشیان وساسانیان رسیده باشند،ایران نامیدوشخصیت های آنجا را ایرانی نامید. ازین برمیاید که شما این حق را برخود قایل هستید وبه هرتلاشی دست میزنید که تا مال دیگران را از خود کنید. آیا به عرب ها این حق را میدهید که ایران را ازخود بدانند.آ نها هم چند صد سال درایران حکومت کردند،مگرشما عرب هارا اشغالگر خطاب میکنید. وترکان که به قول ابن خلدون،ساکنین اصلی ایران اند،وهزارسال درین کشورحکومت کردند،نه تنها بومی بودن آنها انکارمیشود بلکه کتاب های درسی تاریخ مدارس ایران طوری نوشته شده که دانش آموزان احساس نمیکنند که درایران، ترکان هزارسال حکومت کرده باشند..اسکندرزمانی جهان را فتح کرد وامروزهیچ هموطن اومثل شما ادعا ندارد که جهان ازمااست.ویا ترکان عثمانی برای (624) درسه قاره ی ( آسیا، افریقا و اروپا) حکومت کردند،هیچ ترک ادعا نمی کند که هرسه قاره مذکورازماست. درجهان،این فقط وفقط شما هستید که مثل فاشیست های آلمانی، هرمنطقه ی راکه هخامنشیان اشغال نمودند،ازخود محسوب مینما یید. چنانکه چمبرلن ادعا میکرد که همه نوابغ عمده جهان به شمول حضرت مسیح آلمانی اند. نویسنده ها ومورخین مانند آقای خنجی ، با تقلید مستقیم ازچمبرلن ،ادعا میکند که همه شخصیت های ادبی وفلسفی مانند ابن سینای بلخی ومولانا ی بلخی ، البیرونی وغیره ایرانی اند.</span><br />
<span style="color:#000080;">آقای خنجی مینویسد « سلطان محمود…….تمامی تاسیسات علمی ری که بازمانده دوران برمکی ها بود و امیران دیلمی نیزآنهارا بازسازی کرده بود منهدم کرد کتابخانه بزرگ ری که دارای ده ها هزارعنوان کتاب درزمینه های مختلف علمی بود را ویران کرد وکتاب هایش را بیرون اورده آتش کشید.»</span><br />
<span style="color:#000080;">ادعای مضحک ترومسخره ترازین شاید کسی نشنیده باشد.نویسنده محترم برای یک لحظه هم با خود فکرنکردند که اگرپرسشی طرح میگردید واز وی خواسته میشد که مولفین ده ها هزارجلد کتاب والفبای استفاده شده درین کتاب ها را معرفی کنند، چه جوابی میداشت.</span><br />
<span style="color:#000080;">ادعای مشابه ازطرف دروغ نویس دیگری موسوم به زرین کوب مطرح گردیده که برعکس ادعای فوق اینبارعرب ها هستند که به کتاب سوزی متهم میشوند بخوانید « بدین گونه شک نیست که در هجوم تازیان، بسیاری ازکتاب ها و کتابخانه های ایران دستخوش آسیب فنا گشته است…نام بسیاری ازکتاب های عهد ساسانی درکتاب ها مانده استکه نام ونشانی ازآنها باقی نیست.حتی ترجمه های آن نیزکه دراوایل عباسی شده ، ازمیان رفته است. پیدا است که محیط مسلمانی برای وجود و بقای چنین کتاب ها مناسب نبوده است ، و سبب نابودی ان کتاب ها نیز مین است باری ازین قراین پیدا است که در حمله عرب بسیاری ازکتاب های ایرانیان ازمیان رفته است.گفته اند که وقتی سعد بن ابی وقاص بر مداین دست یافت درانجا کتاب های بسیاردید نامه به عمر بن خطاب نوشت درباب این کتاب ها دستوری خواست. عمردرپاسخ نوشت که ان همه را به آب افگن که اگر آن چه درآن کتاب ها است سبب رهنمایی است خداوند برای ما قرآن فرستاده است …از ین سبب آن همه کتاب را درآب یا آتش افگندند.»(9)</span><br />
<span style="color:#000080;">ادعای آقایان “خنجی و زرین کوب” عاری از حقیقت است.زرینکوب، بزرگترین وبی اساس ترین تهمت را درحق خلیفه دوم مسلمانان حضرت عمر(رض) نسبت داده اند.من ازین آقای مورخ افسانه نویس می پرسم ،شما که از نامه حضرت عمر فاروق (رض) خبردارید،بگویید که آن نامه را درکجا دیدید وفعلا ان نامه در کجا قراردارد و درکدام تاریخ نوشته شده است؟ وضمنا بگویید که نویسندگان کتاب های مورد ادعای شما چه نام داشته ادند ودرکدام زمینه ها نوشته شده ونام های آنها از چه قرارمیباشند وبه کدام زبان تحریرگردیده بودند؟</span><br />
<span style="color:#000080;">خواننده عزیز! ازروی این دوادعای بی اساس، دفعه اول کتابها به دستورحضرت عمرفاروق(رض</span><br />
<span style="color:#000080;">ازبین برده شد. .درفاصله بین خلافت حضرت عمرو سلطان محمود غزنوی ،ده ها هزار کتاب مورد ادعای آقای خنجی درزمینه های مختلف علمی بدون کاغذ ونویسنده مثل گیاه اززمین روییدند وآنها را سلطان محمود غزنوی بنابر ادعای دروغین آقای “خنجی” به آتش کشیدند.</span><br />
<span style="color:#000080;">لازم به گفتن است که اگرواقعا سلطان محمود غزنوی کتاب سوزمیبود مثل که صد ها جلد کتاب های ترکی درایران وافغانستان سوختانده شده است،چرا شاهنامه را با وجودداشتن محتوای ضد ترک اش نسوختاند؟آیا نمی توانست چنین کاری را بکند؟البته که میتوانست.چرا نسوختاند؟.اگراوهمچوذهنیت که آقای خنجی نسبت داده اند،میداشت.شاهنامه را به خاکسترتبدیل میکرد.حال شما ازداشتن افتخارشاهنامه محروم میبودید.ذهنیت وافکاروالای اورا نه شاهان زبان کش وکتاب سوزقرن بیستم پهلوی ونه آخوند ها ونه نویسندگان دروغ نویس وباستان پرست ایرانی دارند. اگراوکتاب سوزوفرهنگ کش می بود،غزنی به یکی ازمراکزبزرگ علوم وشعروادب تبدیل نمیگردید.</span><br />
<span style="color:#000080;">نوشته زیرکریم ” کشاورز” دلیل محکم بررد اکاذیب آقای ” خنجی” مبنی برموجودیت ده ها هزارکتاب های مختلف علمی وبه آتش کشیدن آنها توسط سلطان محمود غزنوی ،است</span><br />
<span style="color:#000080;">. کریم ” کشاورز” می نویسد: «این بود روزگارزبان فارسی به هنگام حمله تازیان به ایران. کتاب های ما راسوزاندند ویا به آب شستند وادبیات مکتوب مارا نابود کردند.فقط معدودی ازمغان،که ازراه دین نان میخوردند،برخی ازبخش های اوستا که مربوط به نیایش ودعاها بود محفوظ داشتند.جمعی نیزکه توانگربودند به هندوستان مهاجرت کردند واوستا وبعضی کتاب های دیگر را باخود بردند(!) تقریبا درطی سه قرن چیزی به زبان فارسی نوشته نشد یا آن مقدار کمی که نوشته شد به دست ما نرسید.»(10)</span><br />
<span style="color:#000080;">اعتراف صریح آقای کشاورز،این را به ثبوت رساند که ادعای خنجی مبنی بروجود هزاران جلد کتاب علمی درایران کاملا بی اساس است. دیدید که معدود کتاب های هم وجود داشته، به هندوستان برده شده. وبرای مدت سه قرن کتابی هم به لسان فارسی نوشته نشده است.پس این سوال را آقای خنجی پاسخ بدهد که ده ها هزارکتب علمی درزمینه های مختلف ازکجا شدند؟ نه امکان افتادن آنها ازآسمان موجود است ونه هم سبزشدنش مثل گیاه اززمین.</span><br />
<span style="color:#000080;">خوشبختانه، نوشته های متناقض نویسندگان ومورخین،دروغ نویس کاملا کافی است که یکی را علیه دیگری منحیث دلیل محکم استفاده نمود علاوه براین ها، اعتقاد مورخین ودانشمندان زیرنیزقابل ملاحظه میباشند.</span><br />
<span style="color:#000080;">بارتولد مورخ شوروی سابق درمورد نبود کتاب درایران پیش ازاسلام چنین میگوید: «احتمال قوی این است که در آسیای میانه مانند ایران دوران ساسانی ( تکرارمیکنم مانند دوران ساسانی، تاکید ازمن است) تالیفات تاریخی به معنی صحیح کلمه وجود نداشته و فقط روایات وافسانه های درمیان خلق رایج وشایع بوده وآن هم پس ازاسلام آوردن مردم اهمیت خودرا ازدست داد ،به فراموشی سپرده شد بدون آنکه فاتحان به این منظوربه زورمتوسل شوند» (11)</span><br />
<span style="color:#000080;">« بریان در کتاب خود ” تاریخ امپراطوری هخا منشیا ن ” میگوید که: « ازمهمترین ویژگی تاریخ هخا منشی آن است که پارس ها خلاف اکثراقوام جها ن گشا هیچ گونه گواهی مکتوب به مقهوم داستانی آن ازخود باقی نگذاشته اند. این نکته قابل تذکراست که خلاف مثلا پادشاهان آسور،شاهان بزرگ هخامنشی فرمان به نوشتن ” سالنامه ها” نداده اند تا در آن شرح عملیات قهرمانی خود درمیدان های جنگ یا درصحنه های شکار ثبت و ضبط کنند. ما هیچ شرح وقایع روزانه زمان بندی شده که یک منشی ووقایع نگار درباره ” هخامنشی” به امر شاهان بزرگ تنظیم کرده باشد ازین عصرنداریم»(12)</span><br />
<span style="color:#000080;">به اساس گفته دو مورخ مشهورفوق،در ایران قبل ازاسلام حتی یک جلد کتاب وجود نداشته چه رسد به هزاران جلد کتاب. زمانیکه کشوری ازداشتن سواد بی بهره باشند،چگونه ممکن است ازوجود کتاب وکتابخانه سخن گفت.اگراینها کتاب میداشت دکترلاریجانی نمی گفت که مردمان ایران قبل ازاسلام بیسواد ،بی فرهنگ ووحشی بودند.</span><br />
<span style="color:#000080;">.دانشمند محترم ناصرپورپیرارمیگوید :« ازهیچ راهی نمیتوان انتقال کتابی را از زمان ساسانیان به دوران اسلامی اثبات کرد زیرا نه فقط زبان پهلوی ظرفیت وتوان کتاب نویسی وحتی ظرافت به شعر را نداشته است، بلکه تا امروزسطری ازکتاب های ادعای به زبان پهلوی را نیافته ایم».(13)</span><br />
<span style="color:#000080;">این همه دلایل ونوشته های فوق الذکرنشان میدهند که ادعای آقای خنجی دروغ محض میباشد.اگربه این همه دلایل قانع نیستید، شما که ازکتاب ها خبرداشتید ونویسنده های این کتاب هارا نیزمیشناسید، ممکن است ازمیان ده ها هزارکتاب های علمی مورد ادعای خود، فقط نام ده جلد آنرا با نام نویسنده اش ودرکدام زمینه نوشته شده،برای معلومات ما بنویسید</span><br />
<span style="color:#000080;">ادامه دارد</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">غلام سخی سخا</span></p>
<p style="text-align:right;">فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1/'>فرهنگ و هنر</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a2%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%b9%d9%84%db%8c/'>آریانای جعلی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>تورکستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>دنیای تورک</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5499/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5499&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/27/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%86%d9%86%d8%af-%d9%be%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d9%86%e2%80%9d-%d9%85%d8%b2%d8%ac-%d9%82%d8%b3%d9%85%db%8c-%d9%85%d8%ba%d9%88%d9%84-%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/07/gulamsaxi-saxa.jpg?w=100" medium="image">
			<media:title type="html">Gulamsaxi Saxa</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>هزاره ها، تورک تبار اند و زبان مادری شان در قدیم، تورکی بوده نه فارسی-2</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/26/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7-2/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/26/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7-2/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Jul 2011 23:11:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عباس دلجو</dc:creator>
				<category><![CDATA[هزارستان]]></category>
		<category><![CDATA[آریانای جعلی]]></category>
		<category><![CDATA[تورکستان جنوبی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[زبان توركي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5494</guid>
		<description><![CDATA[بخش دوم  این دلایل واضح می سازد که اجداد بومی هزاره ها، طی هزاران سال با مهاجرین ترک تبار آسیای میانه، اوغوز های مغلی، کوشانی ها، یفتلی ها، زاولی ها، شاران غرجستان، رتبيلان، كابلشاهان، قرلوق شاهان (طائفه سبكتگين )و&#8230; که همه بلا استثنا ترک تبار بودند، ممزوج گردیده و در نهایت قوم هزاره کنونی را شکل [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5494&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;"><strong>بخش دوم <img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/04/abbas-diljo.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" /></strong></span><br />
<span style="color:#000080;">این دلایل واضح می سازد که اجداد بومی هزاره ها، طی هزاران سال با مهاجرین ترک تبار آسیای میانه، اوغوز های مغلی، کوشانی ها، یفتلی ها، زاولی ها، شاران غرجستان، رتبيلان، كابلشاهان، قرلوق شاهان (طائفه سبكتگين )و&#8230; که همه بلا استثنا ترک تبار بودند، ممزوج گردیده و در نهایت قوم هزاره کنونی<span id="more-5494"></span> را شکل داده اند. آقای گ.ف.دیبس در باره منشاء نژادی هزاره ها که از امتزاج اقوام گوناگون ترک &#8211; مغول به وجود آمده اند، مینویسد که: <strong>&#8220;شکل فزیکی هزاره های کنونی اجازه میدهد تا با اطمینان بیشتر اثبات نمود که ملیت های مغولی یا آسیای مرکزی از قبیل مغولها، بوریاتها، سویاکتها، تودینسها، آلتائیها و قسما قیرقیز ها و قزاقها بدون شک در ترکیب ملیت هزاره سهم گرفته اند.&#8221;{20}</strong> آقای<strong> </strong>پی-جی-میتلند در کتاب هزاره و هزارستان نیز بر این نظر است که هزاره ها ترک تبار میباشند : <strong>&#8221; هزاره ها از نسل تاتار اند و اکثر آنان هنوز هم آثار اصلیت خویش را که از نظر قیافه شناسی مشخصه این نژاد است، با خود دارند .&#8221;{21} </strong>در دائره المعارف فارسی مصاحب در باره هزاره به نقل از سفرنامه خانیکوف چنین آمده است : <strong>&#8220;قسمت مرکزی افغانستان از غزنه تا هرات مسکن قبایل مغول یا آمیخته ای ترک و مغول است . ازین جمله است قوم هزاره که مذهب شیعه دارند در دوطرف هریرود طایفه چهار ایماق چهار قبیله سکونت دارند.&#8221;{22}</strong> خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی در کتاب جامع التواريخ نیز : <strong>&#8220;هزاره ها را ترکيبي از نژاد ترک و مغل و از ساکنان بومي هزاره جات می شمارند</strong> <strong></strong><strong>. قبل ازحمله چنگیز خان مردم هزاره بنام غرجستانيها معروف بوده که نامها ی تاتار، خلج، خلخ، قرلوق &#8211; قللغ، توركمن، چوگل “چگل”، نايمان و غيره كه همه را ميتوان در میان ساختار قومی مردم هزاره يافت که به عين شكل در ميان تركها نیز رايج است&#8221;.</strong> </span><br />
<span style="color:#000080;">با توجه به مدارک تاریخی بالا، مشخص میگردد که هزاره ها اصلا ترک تبار اند و طبیعی است که در قدیم، زبان مادری این هزاره های ترک تبار، جزء زبان اورال آلتایی بوده و به لهجه های متفاوت زبان ترکی صحبت میکردند . زیرا <strong>&#8221; زبان ترکی با گویش ھای گوناگون خود در زمان ھای قبل</strong> <strong></strong><strong>از میلاد در بامیان تکلم می شد.&#8221;{23}</strong> آقای محيط طباطبايى نیز به این نظر پا میفشارند که زبان هزاره ها ابتدا جغتايى &#8211; مغولى بوده، بعدها هزاره آن زبان را رها كرده و جبرا فارسی زبان شده اند و در اصل زبان فارسی، زبان مادری هزاره ها نیست و درین باره چنین نظر داده است : <strong>&#8220;مخفى نماند كه هزاره هاى مغولى نژاد از دير زمانى در افغانستان زبان قومى خود را كه جغتايى بوده از دست داده و زبان فارسى را وسيله تفاهم برگزيده اند.&#8221;{24} </strong>آقای ویلیم فوگیلسنگ نیز معتقد است که زبان نمیتواند بصورت دایمی یک مشخصۀ تباری باشد و درین باره هزاره ها را مثال زده است : <strong>&#8220;</strong><strong>طورمثال هزاره های افغانستان مرکزی امروز به زبان (ایرانی) پارسی (فارسی یا دری) صحبت میکنند، درحالیکه بطور آشکار دارای منشای ترکی- مغولی اند.&#8221;{25}</strong><strong> </strong>نويسنده ديگر آقاى مير محمّد صديق فرهنگ نيز در راستاى تایید ديدگاه فوق مى نويسد كه <strong>&#8220;هزاره ها با مردمان محلى كه تاجيك بوده و امراء آل شنسب و سلاطين غور و متكلم به زبان فارسى، در آميخته و زبان شان را با زبان ساكنان محلى آميزش داده و لهجه هزاره گى را به وجود آورده است.&#8221;{26} </strong>همچنان آقایان تیمور خانوف نویسنده روسی، حسن فولادی و&#8230; نیز بر این نظریه پا میفشارند که زبان مردم ھزارہ قبلا ترکی بودہ و <strong>&#8220;دولینگ تاریخ دقیق تری را برای این تغیر تعین میکند یعنی اواخر قرن هجده را تاریخ تغیر زبان هزاره ها تعین میکند.&#8221;{27}</strong> </span><br />
<span style="color:#000080;">بناء زبان ھزارگی در قدیم شاخه ی از خانواده زبان ھای یورال التائی بود که بعدا بنا بدلایلی هزاره ها زبان مادری شان را از دست داده و دری را با گویش هزارگی جاگزین آن کرده اند <strong>.&#8221;در دوران</strong> <strong>724 </strong><strong>تا 1890م زبان مردم ھزارہ تبدیل گردیدہ فارسی جا گیر دیگر زبان ھا گردیدہ.&#8221;{28}</strong> به همین دلیل در بابر نامه آمده است که <strong>&#8221; اجداد هزاره ها با زبان مغولی اشنائی داشتند که این مسئله توسط مورخین به اثبات رسیده است.&#8221;{29} </strong>رادیو بی بی سی به تاریخ 1366-2-25 ه.ش. از زبان دکتر &#8220;ریچارد پتر&#8221; در مورد هزارگی می گوید :<strong>&#8221; قوم هزاره فارسی صحبت می کنند، و همچنان از زبان و کلمات مغولی هم خیلی استفاده کرده اند.&#8221; </strong>در کتاب زبان هزاره های افغانستان نیز بر ویژگی های فونیتیکی و گرامری گویش هزارگی تاکید شده است <strong>&#8221; نه تنها ملیت هزاره یک گروه مستقل اتنیکی است بلکه زبان هزارگی بسیار ویژگی های فونتیکی و گرامری مختص به خود را دارد که در ان بقایای زبان مغولی-ترکی موجود است .&#8221;{30}</strong> </span><br />
<span style="color:#000080;">به طور مثال در گویش هزارگی، پسوندهای ترکی – مغولی به چشم میخورند که فارغ از زبان فارسی، قشنگ در مکالمات روزمره هزاره ها مورد استعمال دارند . این پسوند ها هیچ ربطی به زبان فارسی ندارند و به همین دلیل سایر فارسی زبانان دنیا آن ها را در مکالمات روزمره شان استعمال نمی کنند . موجودیت این پسوند های خاص ترکی در گویش هزارگی، این حقیقت را میرساند که هزاره ها این ها را از زبان مادری شان گرفته و در زبان جدید فارسی، جاسازی کرده اند . به همین لحاظ  نه تنها این پسوند ها در زبان فارسی موجود نمی باشند، بلکه هیچ فارسی زبانی معنی واژه های که با اینان ترکیب گردیده را نیز نمیدانند .  اینک به قسمتی از چکیده ازین نوع پسوند ها توجه کنید :</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دَلجِی : </strong>قوش دَلجی &#8211; اَدَلِی دَلجِی &#8211; بوغوس دلجی – پوددلجی &#8211; تولغه دلجی &#8211; تونجی دلجی &#8211; خونده دلجی – سولچی دلجی<strong> - </strong>غتول دلجی &#8211; قابو دلجی<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>لَه : </strong>خونده له &#8211; دِیل مَل له، سغره له – دوره لَه &#8211; سُرپُچی له &#8211; شقب له – توکشیی لَه – شندق<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;">له &#8211; قغه له &#8211; قَنجَغ لَه &#8211; کیچیو له  &#8211; نخره له &#8211; نیکول له &#8211; نیمرَه له &#8211; وُنگه لَه &#8211; کُوتَه له<strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>جی : </strong>اَرخَلجِی – اِستِیلجِی – اوچلجی &#8211; توختلجی &#8211; جَل غَل جِی &#8211; شیغل جی &#8211; غر غل جی   </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>بَلَه - </strong>اوماق بله – اوق بله<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>چِیلُو  : </strong>سیال چِیلُو<strong> -  </strong>قُلغَی چِیلُو –<strong> </strong>بیری چیلُو – مُغُول چیلُو - </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>تُو : </strong>سامتو &#8211; اِركَه‌تو – اَنگَل تو &#8211; اُولغوی تو – جورکه تو &#8211; جیرگه تو &#8211; رَوُوت تُو  &#8211; قدر تو &#8211; شُولُوک تو<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>گُو : </strong>گوسله گو – آلی گو<strong> – </strong>آجَه گُو<strong> -  </strong>چَاپُوش گُو – بارَه گُو - <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>اَدَلِی: </strong>آدم ادلی – گرگ ادلی –<strong> </strong>مغُول ادلی &#8211; سُولَه اَدَلِی – کُوچُوک اَدَلیی <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>دَه : </strong>جَغَه دَه – تَرقَک دَه – قِرتَق ده – جُغُول ده – شِیخَگ دَه &#8211; غوره ده &#8211; قَش قَه لَگ دَه &#8211; نر غیل ده، بیَه دَه<strong> </strong><strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>غُو : </strong>اُولبُور غُو – جُوب غُو – سِیچَر غُو – قوندَر غُو – قَودَه غُو &#8211; پُور غو  - سبد غُو – پلاس غو – لَچَک غُو</span><br />
<span style="color:#000080;">و&#8230;<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;">مشاهده میکنید که معنی این واژه های ترکی – مغولی را با پسوند های آن، هیچ فارسی زبانی در هیچ جای از دنیا، جز هزاره ها نمیدانند . برای اینکه این واژه ها منشاء ترکی – مغولی دارند  و هزاره ها از انجائیکه زبان مادری شان در قدیم ترکی بوده بناء هم معنی این واژه ها را میدانند و هم در مکالمات روزمره شان استعمال میکنند .<strong> </strong></span><br />
<span style="color:#000080;">از آنجائیکه هزاره ها مخلوطی از نژاد ترک &#8211; مغل میباشند درست به همین دلیل تقریبا 22 درصد لغات ترکی – مغولی در زبان فعلی هزاره ها (فارسی با گویش هزارگی) مورد استعمال دارند که تا کنون در بین هزاره ها رایج میباشند. <strong>&#8220;</strong><strong>واژه‌های ترکی و مغولی حدود ۲۰ درصد از واژگان این لهجه را تشکیل می‌دهد.&#8221;{31} </strong>در ویکی پیدیا نیز کمیت واژه های ترک – مغولی را در گویش هزارگی 20 درصد ذکر کرده است : <strong>&#8220;هزاره ها همانند بسیاری از مردم افغانستان به گویشی از زبان </strong><a title="فارسی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C"><span style="color:#000080;"><strong>فارسی</strong></span></a><strong> صحبت می‌کنند که گویش هزارگی نام دارد . تعدادی واژه‌های </strong><a title="عربی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C"><span style="color:#000080;"><strong>عربی</strong></span></a><strong>، </strong><a title="ترکی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C"><span style="color:#000080;"><strong>ترکی</strong></span></a><strong> و </strong><a title="مغولی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%BA%D9%88%D9%84%DB%8C"><span style="color:#000080;"><strong>مغولی</strong></span></a><strong> به این گویش وارد شده است. واژه‌های ترکی و مغولی حدود ۲۰ درصد از واژگان این گویش را تشکیل می‌دهد.&#8221;{32}</strong></span><br />
<span style="color:#000080;">اما علت اینکه چرا هزاره ها زبان اصلی شان را از دست داده و زبان فارسی را با گویش هزارگی انتخاب کرده اند؟ تا کنون کدام سند روشن تاریخی درین باره موجود نمیباشد و هزاره ها نیز مانند هزاران اقوام مغلوب در تاریخ، ناگزیر از پذیرش زبان مسلط و مهاجم گردیده و زبان مادری شان را از دست داده اند . اما این واقعیت غیرقابل انکار را باید در نظر داشت که در بسیاری از کشور  ها، نژاد مردمان آن هیچ ربطی به زبان آنان ندارد . آقای ویلیام فوگیلسنگ درین باره چنین گفته است :<strong> </strong><strong>&#8220;باید توجه داشت که زبان نمیتواند بصورت دایمی یک مشخصۀ تباری باشد. طورمثال هزاره های افغانستان مرکزی امروز به زبان (ایرانی) پارسی (فارسی یا دری) صحبت میکنند، در حالیکه بطور آشکار دارای منشای ترکی- مغولی اند.&#8221;{33} </strong></span><br />
<span style="color:#000080;">اصولاً زبان بیشتر تابع مذهب و حکومت میباشد و نه نژاد .  زیرا بیشتر اقوام و نژاد های حاضر در دنیا در حال حاضر به زبانی غیر از زبان مادری شان تکلم می کنند . مانند مصر با آن تاریخ پنجهزار ساله درخشانش و کشور های مانند الجزایر، تونس، لیبی، مراکش، سودان، سوریه، لبنان و &#8230; اصلا هیچ ارتباطی به نژاد عرب ندارند و دارای نژاد متفاوتی میباشند اما اکنون همه شان به زبان عربی تکلم میکنند . کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی هم نژادشان با زبانشان فرق دارند . مکزیکی ها از نگاه وابستگی نژادی عمدتاً از نژاد آزتک می باشند ولی زبانشان اسپانیولی است، یا ۹۱ % جامائیکا های خالص وابسته به نژاد سیاه میباشند اما اکنون به زبان انگلیسی صحبت میکنند . یا مردم سرخ پوست کشور پیرو اکنون به زبان اسپانیولی صحبت می کنند و یا سرخ‌پوستان و بومیان برزیل، زبان شان پرتقالی شده است و مردم آرژانتین به زبان اسپانیایی و همینطور کشورهای آمریکای لاتین و آفریقای جنوبی که نژاد شان متفاوت از زبان شان میباشند . همچنان فرانسه که مردمش از نژاد گال (شعبه ای از نژاد سلت) می باشند ولی تحت تاثیر رومیان، زبان لاتین را برگزیده اند ! جالب اینجاست نام کشورشان منسوب به قوم ژرمن بنام فرانک می باشد که ربطی به سلتها و لاتین ها ندارد . یکی بودن نژاد مردم قبرس شمالی و جنوبی را آزمایشات نژادشناسی و ژنتیک ثابت کرده است اما با انهم نیمه شمالی اش ترک زبان و جنوبی اش یونانی زبان میباشند . <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;">قطعا هزاره ها نیز نمیتواند از این امر مستثنی باشند . اما یک مسئله اساسی و منحصر به فردی را من در باره قوم هزاره در جریان تحقیق متوجه شدم آن اینکه به گمان من هزاره ها در جهان، شاید تنها قومی باشند، علیرغم آنکه زبان مادری اش را مانند سایر اقوام مغلوب از دست داده اما بر عکس سایر اقوام مغلوب جهان، بیشتر از بیست و دو درصد واژه های زبان مادری شان را در زبان جدید( فارسی) جاسازی کرده اند . شما سومری ها، مصری ها و سایر اقوام متمدن دنیا را نگاه کنید با وجودیکه خالق تمدن های باستانی با شکوهی بودند اما زمانیکه در تحت سیطره مهاجمین بیرونی قرار گرفتند به مرور زمان فرهنگ و زبان شان را از دست داده و فرهنگ و زبان مهاجمین را پذیرفتند . بطور مثال مصری ها، عراقی ها، لبنانی ها، سودانی ها و&#8230; که اصالتا عرب نژاد نبودند. اما حالا نه تنها زبان عربی را فراگرفته و در فرهنگ عربی مستحیل گردیده اند که حتی یک درصد نشانه های از زبان مادری شان را در زبان عربی فعلی که به ان تکلم میکنند، نمیتوان یافت . اما هزاره ها با وجودیکه سالیان متمادی از تسلط زبان فارسی بر آنان میگذرد اما با انهم اولین قومی در جهان اند که نه تنها کم از کم بیست و دو درصد واژه های زبان مادری شان را بر زبان قاهر و مسلط فارسی تحمیل کرده اند، بلکه با ایجاد تغیرات در شکل و شمایل تعداد زیادی از واژه های فارسی، آنان را نیز به لهجه خاص هزارگی درآورده و در مکالمات روزمره شان از آن استفاده می کنند که شاید بیشتر فارسی زبانان اصلا معنی این واژه های تغیریافته فارسی را درک نکنند و ندانند که این واژه های تغیر یافته در اصل ریشه فارسی دارند . به طور مثال به چند نمونه ازین واژه های فارسی که هزاره ها در گویش هزارگی شان در آنان تغیراتی ایجاد کرده توجه نمائید :</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>آشار = حشر . آصِیل</strong> <strong>= حاصل</strong> . <strong>اَری = آری . اَربُو = آرمان . آس = اسپ . اَزِی = ازین . اِستَرَه = ستاره . اِستور = ستبر (کلفت، ضخیم) . آسَد = حسد . آوُور = ابر . اَورِی = همواری . اَوغُو = افغان . اَمزِی = از همین</strong><strong> </strong><strong>. اَوزُو = آویزان . اَولَه = حواله . اِیسپِی = سفید . </strong><strong>اِیستُغُو = استخوان . باره = بره</strong><strong> </strong><strong>. بانَه = بهانه . بَچِی = بهرچه . بَرگُو = بره ها . بَلَه</strong> = بالا . <strong>بیتنَه = بتواند . بِیل = بهل (بگذار) . </strong><strong>تامُو</strong> <strong>= تمام .</strong> <strong>تَریک = تاریک . توتا = دوتا . توغیُو = طغیان . توفُو</strong> = <strong>طوفان</strong> . <strong>پاس = پس (بعدا) .</strong> <strong>پُورتَه کدو = پرت کردن (دور انداختن) . </strong><strong>جَلتاق = چتاق . چِیم = چشم . </strong><strong>چِیو = چوب . خاو = خواب . خَلطَه = خریطه . </strong><strong>دِیغُو = دهقان . دیگدو = دیگدان . </strong><strong>روشُو = روشن .</strong> <strong>رِیسپُو = ریسمان . سات = ساعت . </strong><strong>سَلمَد = سلامت . </strong><strong>سَوُز = سبز . سِیزُو = سوزن . صارا = صحرا . کَلُو = کلان . کَمُو = کمان . کَوتَر = کبوتر . گُوذرُو = گذران . گوسپُو = گوسفند . لغام</strong> <strong>= الگام</strong> . <strong>مافتی = مهتاب . مایندَر = مادر اندر . </strong><strong>ناقی = ناحق . نِیماک = نمک . هافت = هفت . وادَه = وعده و&#8230;</strong> </span><br />
<span style="color:#000080;">اما در ارتباط واژه های تر کی – مغولی که در بین هزاره ها به کثرت مورد استعمال دارند، باید متذکر شوم که این واژه های ترکی &#8211; مغولی، غیر از وام واژه های عام ترکی در زبان فارسی میباشند . به طور مثال تعدادی از وام واژه های ترکی در زبان فارسی را من اینجا میاورم که مورد استعمال عمومی دارند . بدین معنی که فارسی زبان اصفهانی، تهرانی، شیرازی، هراتی، تاجیکی، کابلی، هزارگی و&#8230; مشترکا این واژه های ترکی را در مکالمات روزمره خویش استعمال میکنند و همه معنی آنها را میدانند، مانند : <strong>&#8220;</strong> <strong>آچار، آذوقه، آرزو، آرمان، آستان، آستر، آستین، آش، آقا، آلاچیق، </strong><strong>آماج، آئینه، اَختَه، </strong><strong>اجاق، اتاق، </strong><strong>اُتراق اتو، </strong><strong>اردک،</strong><strong>اردو، اَرگ، ارمغان، الک، </strong><strong>النگو، اوستا، ایل، </strong><strong>ایلچی، بابا، باتلاق، </strong><strong>باجه، </strong><strong>باجناق، باشی، برابر، بشقاب، </strong><strong>بشگه، بغض، </strong><strong>بقچه، بلدرچین، بوته، بهادر، بی بی، بیرق، </strong><strong>بیزار، </strong><strong>پاتوق، پالتو، پولاد، تاراج، تالار، تاوان، تپانچه، تپه، </strong><strong>تخم، تشک، </strong><strong>تغار، تکمه، تلاش، توبره، </strong><strong>توپ، توتون، </strong><strong>جارچی، جرگه، چابک، چاپیدن، چادر، چاق، چاقو، چاکر، چالاک، چالش، چانته، چپاول، چپلاق، چخماق، چراغ، </strong><strong>چروک، چغندر، </strong><strong>چکش، چکمه، چلاق، چماق، چمچه، چنگال، چوپان، چوگان، خاتون، خاشاک، خان، خانم، خانه، خواجه، خورجین، داداش، داروغه، دالان، دایی، دچار، دشنه، </strong><strong>دگمه، دنج، </strong><strong>دوقلو، </strong><strong>دولمه،</strong><strong>ساچمه، سپور، سراغ، سرگین، </strong><strong>سرمه</strong><strong>، سکّو، سنجاق، سوغات، سوگلی، شبیخون، شغال، شلاق، شنگول، غنچه، </strong><strong>فشنگ، </strong><strong>قاب، قابلمه، قاچاق، قاشق، قاطر، قالی، قایق، قایم، قبراق، قدغن، قراول، قرقاول، قرمه، قشون، قلدر، قمه، قنداق، قورباغه، قیچی، قیر، قیمه، کاکل، کرنش، کشیک، کوچ، گزمه، </strong><strong>گمرک، </strong><strong>مات، نوکر، یاغی، یال، یغما، یقه، یورش، یونجه</strong><strong> و …</strong><strong>&#8220;. </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>ادامه دارد</strong></span></p>
<p style="text-align:right;"><strong>پی نوشت ها : </strong><br />
20 &#8211; گ . ف . دیبس – کتاب تحقیقات انسان شناسی در افغانستان مرکزی – ص 103 – چاپ مسکو 1965<br />
21 &#8211; پی – جی – میتلند &#8211; کتاب هزاره و هزارستان ص 23<br />
22 &#8211; دائره المعارف فارسی مصاحب &#8211; ج 1- ص179<br />
23 &#8211; دکترسید عسکر موسوی در صفحه 73 کتاب ھزارہ ھای افغانستان<br />
24- سيّد محمّد محيط طباطبايى، پى جويى در ريشه كلمه پرزيوان، ماهنامه آينده، پيشين، ص 651<br />
25 &#8211; افغان ها &#8211; تاریخ قدیم اقوام و سرزمین ها- نویسنده: ویلیم فوگیلسنگ – 2002 &#8211; برگردان: سهیل سبزواری<br />
26 &#8211; مير محمّد صديق فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخير، ج 1، پيشين، ص 23.<br />
27 &#8211; حسن پولادی، کتاب هزاره ها، ص154<strong></strong><br />
28 &#8211; دکترسید عسکر موسوی صفحه 129 کتاب ھزارہ ھای افغانستان<br />
29 &#8211; کتاب بابر نامه – ترجمه روسی – ص 155 مولف ظهیرالدین بابر<br />
30 زبان هزاره های افغانستان – و . ا . ایموف . ترجمه ماه گل سلیمان – چاپ مسکو 1965<br />
31 &#8211; خاوری، محمد جواد، امثال و حکم مردم هزاره، مشهد: نشر عرفان، ۱۳۸۰، ص۱۶<br />
32 <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%B4_%D9%87%D8%B2%20%D8%A7%D8%B1%DA%AF%DB%8C" target="_blank">http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%B4_%D9%87%D8%B2 %D8%A7%D8%B1%DA%AF%DB%8C</a><br />
33 &#8211; افغان ها &#8211; تاریخ قدیم اقوام و سرزمین ها- نویسنده: ویلیم فوگیلسنگ – 2002 &#8211; برگردان: سهیل سبزواری</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>هزارستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a2%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%b9%d9%84%db%8c/'>آریانای جعلی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/'>تورکستان جنوبی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a/'>زبان توركي</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5494/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5494&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/26/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/4574af909a674801e2fa5f78df64b7f4?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">abbasdiljo</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/04/abbas-diljo.jpg?w=100&#38;h=100&#38;h=100" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>آري زبان ما توركي است!</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/25/%d8%a2%d8%b1%d9%8a-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/25/%d8%a2%d8%b1%d9%8a-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 24 Jul 2011 22:57:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>
		<category><![CDATA[تورکو لوژی]]></category>
		<category><![CDATA[زبان توركي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5490</guid>
		<description><![CDATA[چند روز پيش يكي از دوستانم به من ايميلي زد وقتي داشتم ميخوندم حس كردم  هنوزم هيچ چيزي نميدونم!اگه اينارو همه ميدونستن چه را بايد خودشون رو آذري يا آذري فارسي يا هر كوف&#8230;&#8230; ما بايد با افتخار فرياد بزنيم آري زبان من توركي ست به کلمات زیر دقت کنید همگی با&#8221;سو&#8221;شروع میشود و به [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5490&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="color:#000080;"><img class="alignright" src="http://cenubiturkistan.files.wordpress.com/2011/06/turk-tili.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" />چند روز پيش يكي از دوستانم به من ايميلي زد وقتي داشتم ميخوندم حس كردم  هنوزم هيچ چيزي نميدونم!اگه اينارو همه ميدونستن چه را بايد خودشون رو آذري يا آذري فارسي يا هر كوف&#8230;&#8230;</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">ما بايد با افتخار فرياد بزنيم آري زبان من توركي ست</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">به کلمات زیر دقت کنید همگی با&#8221;سو&#8221;شروع میشود <span id="more-5490"></span>و به نوعی معنی کلمات با &#8220;اب&#8221; ارتیاط دارند:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">&#8220;سو&#8221; درترکی به معنی &#8220;اب&#8221; است:</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">سوپ                                              soup</span><br />
<span style="color:#000080;">باتلاق                                          swamp</span><br />
<span style="color:#000080;">شنا کردن                                       swim</span><br />
<span style="color:#000080;">عرق کردن                                       sweat</span><br />
<span style="color:#000080;">شستن و بردن،جاروب کردن               sweep</span><br />
<span style="color:#000080;">رفتگر                                          sweeper</span><br />
<span style="color:#000080;">قو                                                  swan</span><br />
<span style="color:#000080;">طغیان اب                                        swell</span><br />
<span style="color:#000080;">حرکت موجی                                   swig</span><br />
<span style="color:#000080;">حرکت مارپیچ اب یا هوا                       swirl</span><br />
<span style="color:#000080;">با کهنه اب چیزیرا کشیدن                  swab</span><br />
<span style="color:#000080;">شیرجه رفتن روی چیزی                 swoop</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8220;بوکمک bükmək&#8221;ترکی به معنای تاکردن    &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. کتاب book</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8220;یوغوتyoğut&#8221; ترکی به معنی ماست &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. ماستyoghurt</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;جرهcərə&#8221;ترکی به معنی کوزه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. کوزه jar</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;دیبdib&#8221;ترکی به معنی قعرو ته &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..عمیق deep</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;اوکوزöküz&#8221;ترکی به معنی گاو نر &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..گاونر ox</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;چاپباقçabaq&#8221;ترکی به معنی بریدن و قطع کردن &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. قطع کردن و بریدن chop</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;تپهtəpə&#8221; ترکی &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. نوک و سر top</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;یاشماقyaşmaq&#8221; ترکی &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..یاشماق yashmak</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;یورتyurd&#8221; به معنی محوطه   &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. حیاط yard</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;یه نگیyengi&#8221; و &#8220;یه نیyeni&#8221;ترکی به معنی جدید و تازه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..جوان young</span></p>
<p><span style="color:#000080;"> &#8221;یه نگیyengi&#8221; و &#8220;یه نیyeni&#8221;  &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. مردم دنیای جدید(امریکایی) yankee</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;فرلانماقfırlanmaq&#8221;ترکی به معنی چرخیدن &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. پیچیدن و بالا زدنfurl</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;بلbel&#8221; ترکی به معنی کمر &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..کمربندbelt</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;بولوکböluk&#8221;ترکی به معنی تکه&#8221;بولمک&#8221;به معنی تکه تکه کردن &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..بلوک،قطعه block</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;یاتاقانyataqan&#8221; ترکی &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..یاتاقان yatagan</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;اردکördək&#8221; ترکی &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..اردک duck</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;پارلداماقparildamaq&#8221;به معنی درخشیدن &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. مروارید pearl</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;سوپورsupur&#8221;ترکی به معنی رفتگر &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..رفتگر sweeper</span></p>
<p><span style="color:#000080;"> &#8221;سوپورمکsupurmək&#8221; به معنی جارو کردن &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. جاروب کردن  sweep</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;قورماقqurmaq&#8221; به معنی تشکیل دادن &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..گروه group</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;غازğaz&#8221; ترکی &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..غازgoose</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;چاکالçakkal&#8221;ترکی به معنی شغال &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..شغال jackal</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;"> &#8221;دان dan&#8221; به معنی اول صبح &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..فلق،نورصبحگاهdawn</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">here,where,earth,مقایسه کنیدبا &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..يئرyer=مکان زمین</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">como,مقایسه با کلمه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..هاميhamı=قاميqamı==همه</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">seriمقایسه با کلمه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. سيرهsıra-سيرلنماقsıralanmaq=ردیف و ردیف کردن</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">first,firmمقایسه با کلمه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..بيرbir=یک</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">big. &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..بويوكbüyük=بزرگ</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">teeth &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..ديشDiş=دندان</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">dialect &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..ديلDil=زبان,dimək=گفتن</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">change &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..چؤنجوçöngü=چرخیدن, تغییر کردن</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">cyrcl &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..چرخ=çərx= چيويرقي çıvırqi ,  چيويرقيل  çıvırqi</span><br />
<span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span><br />
<span style="color:#000080;">tire &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..تكر təkər=به معنای چرخ</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">cookie&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..كوكهkukə=نوعي نان(كلوچه)</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">و&#8230; هزاران هزار لغت ديگر</span></p>
<p dir="rtl"> آیناز بهمنی</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1/'>فرهنگ و هنر</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d8%aa/'>ادبيات</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d9%88-%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/'>تورکو لوژی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a/'>زبان توركي</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5490/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5490&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/25/%d8%a2%d8%b1%d9%8a-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d9%83%d9%8a-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://cenubiturkistan.files.wordpress.com/2011/06/turk-tili.jpg?w=100&#38;h=100" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و هشتم</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/24/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-7/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/24/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-7/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Jul 2011 22:53:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[تورکو لوژی]]></category>
		<category><![CDATA[تورکستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای تورک]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5486</guid>
		<description><![CDATA[مبارزات تورکها و چینی ها شرق که مرکز پارچه های ابریشم، شمشیرهای فولادین آبدیده، پوستین، کاغذ و انتشارات می باشد، صدها سال در کانون توجه غربی ها قرار گرفت. غربیها نورهای انعکاس یافته از یک مدنیت چشمگیر، در نقطه ای دور دست از شرق را می دیدند. فقط بعدها توانستند تا منبع این نورها را [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5486&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;"><img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" />مبارزات تورکها و چینی ها</span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;">شرق که مرکز پارچه های ابریشم، شمشیرهای فولادین آبدیده، پوستین، کاغذ و انتشارات می باشد، صدها سال در کانون توجه غربی ها قرار گرفت. غربیها نورهای انعکاس یافته از یک مدنیت چشمگیر، در نقطه ای دور دست از شرق را می دیدند. فقط بعدها توانستند تا منبع این نورها را بطور یکپارچه ببینند.<span id="more-5486"></span> آنها همواره با ترس و اضطراب، فقط با کنجکاوی بلاانقطاع به شرق نگریستند. هنگامی که حس کنجکاویشان، ترس درونی خود را به زانو درآورد، آغاز به کنار زدن پرده اسرار شرق نمودند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">مارکوپولو سیاح نامی قرن ۱۳ ام یکی از اولین هایی بود که پرده اسرارانگیز شرق را کنار زد. از دوره او تا بامروز، توجه غربی ها به شرق و آسیا هرگز قطع نگردید. آنها تمامی نقاط این خاکها را که پوشیده از افق های بی حد و مرز می باشد، در نوردیده و اسرارش را کشف نمودند. علیرغم این، آسیا هنوز هم بسیاری از اسرار خود را در سینه پنهان کرده است.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">Ligeti مورخ مجارستانی می گوید، در ماجراهای واقع مابین چینی ها و هون ها که هر دو طرف جوانمردانه جنگیدند، حد و حسابی وجود ندارد. گاهگداری نبردهای شدیدی نیز وقوع می یافت. مرزهای چین حقیقتا نیز تهدیدات بزرگی را پشت سر گذاشته و برخی اوقات مجبور می شد تا از برخی از نقاط مهم صرفنظر بکند. و بدین ترتیب چینی ها و هون ها در طول اعصار با یکدیگر به ستیز پرداختند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">در ادوار گذشته، یعنی ۲۰۰۰ الی ۲٥۰۰ سال پیش از این در آسیا دو نوع تمدن وجود داشت. اولین تمدن، تمدن مسکون وابسته به خاک بود و زراعت و هنرهای دستی در آن توسعه یافته بود. دومین تمدن نیز تمدن کوچ نشین استپ بود که به دامداری و پیشتازی تکیه داشت. پروفسور محمد کاپلان از این تمدنها با نامهای زارع و پیشتاز یاد کرده است. اولین تمدن را چینی ها در آسیای شرقی و دومی را نیز جوامع آسیای میانه که اکثرا متشکل از طوایف ترک بودند، تمثیل می کردند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">این دو تمدن و تمثیل کنندگان آنها در طول تاریخ با یکدیگر رابطه داشته و اکثرا با همدیگر مبارزه می کردند. البته در بین این جنگ و نبردها، ادوار صلح نیز شکل می گرفتند. آنها در دوره های جنگ، اسلوب نبرد همدیگر را یاد گرفته و در دوره های صلح نیز از فرهنگ یکدیگر تاثیر می پذیرفتند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">بگفته Ligeti مورخ مجارستانی در نبرد مابین ترکها و چینی ها، برتری تغییر صف می داد. برای بدست آوردن برتری، هر دو طرف تدابیری اتخاذ نموده و سعی می کردند تا به نوآوریها تحقق ببخشند. انصراف لشگر چین از ارابه های جنگی و شلوارهای پاچه گشاد و چنان هون ها، روی آوردن به تشکیل سواره نظام و لباسهای نظامی آنان، دراین دوره صورت گرفته است. احداث یکی از آثار معماری جهان نیز نتیجه مبارزات چینی ها و هونها می باشد.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">از سد چین سخن می گوئیم. امپراطوران چین که از، از دست رفتن خاکهای شمال کشور واهمه داشتند، در طول مرزهای این مناطق، دیواری عظیم احداث نمودند. مورخین قدیم چین در توصیف این دیوار می گویند، احداث این دیوار به بهای زندگی هزاران اسیر و تبعیدی تمام شده است.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">این دیوار با احتشام و ۲٤۰۰ کیلومتری که از خلیج Bo Hai در دریای زرد آغاز و به سوی غرب و جنوب امتداد می یافت، مرز تاریخی بین چین و ترکستان را نیز تعیین می کرد. امروزه نیز مرز شرقی منطقه خود مختار سینجان اویغور را که به چین وابسته می باشد، بخشهای سرپا مانده دیوار چین ترسیم می نماید.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">در خلال مبارزات چینی ها و ترکها، بعد از هونها، یکی از طوایف تورکها با نام To – ba و یا Tabgaç ها ظاهر گشتند. آنها به همراه استیلای بخش اعظمی از شمال چین، موفق شدند تا برتخت سلطنت این کشور جلوس نمایند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">مورخین چینی می گویند، یکی از بزرگترین امپراطوریها در چین، از خانواده حکمران Tabgaç از خاندان Vey می باشد. این خانواده به مرور زمان تحت تاثیر فرهنگ چین قرار گرفته، زبان و سنت خود را از دست داده است.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">در مقابل تعرضات طوایف تورک تحت نامهای مختلف به چین، این کشور نیز به دول ترک در استپها ضربات سنگینی وارد می ساخت.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">چین با ایجاد نفاق بین تورکها و یا با حملات نظامی سعی می نمود تا رقیب ازلی خود را متزلزل سازد. فروپاشی دولت گوک ترک نیز یکی از نمونه های بارز این امر می باشد.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">سالنامه های متعلق به سالهای مابین ٥٥۷ الی ٥۸۱ چین، در مورد گوک ترکهای نیمه اول قرن ششم، اطلاعاتی ارائه می نمایند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">براساس این اطلاعات، گوک ترکها در مناطقی چون Yarkent ، قشقار و کوجا واقع در شرق کوههای آلتای، به کار سنتی خود یعنی آهنگری مشغول بوده و برای شکار اسلحه می ساختند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">دولت گوک ترک مدت کوتاهی بعد از تاسیس، حاکمیت مناطق شمالی چین را بدست آورده و در تجارت راه ابریشم صاحب حق سخن شدند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">این دولت برعلیه ایران که مانعی بر سر راه تجارت راه ابریشم تشکیل می داد، متحد گردید. مرزهای خاقان گوک تورک در آستانه سال ٥۷٦ از منچوری تا دریای سیاه امتداد یافته بود. در دوره ای که سرزمین گوک ترک به سرعت توسعه می یافت، مکانیزم نفاق افکنی چین نیز متمادیا کار می کرد. بعد از مدتی گوک ترکها به دو بخش یعنی گوک ترکهای شرقی و غربی تقسیم شده و گوک ترکهای شرقی تحت حمایت چین درآمدند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">پروفسور دکتر ابراهیم Kafesoğlu می گوید، چین می خواست تا تورکها اصالت خود را از دست بدهند. چین با اعمال فشار برعلیه خاقان که تحت حمایت خود قرار داشت، می خواست تا ترکها به زبان چینی تکلم نموده، چنان آنها لباس پوشیده و آداب و سنن چین را به جای بیاورند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">پروفسور دکتر ابراهیم Kafesoğlu در ادامه می افزاید، خاقان ایشبارا در مقابل اعمال فشارها، در سال ٥۸٥ به امپراطور چین نامه ای نوشته و در آن می گوید، به شما وابسته مانده، مالیات داده و اسبان با ارزشی هدیه خواهم داد. فقط زبانم را تغییر نداده و موهایمان را که موج می خورد، به شکل موهای شما در نخواهم آورد. به خلقم لباس چینی نخواهم پوشاند، به جای آوردن آداب و سنن چین امکان پذیر نیست. زیرا خلقم در این مورد بسیار حساس بوده و گویی بسان یک قلب واحد می باشد.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">نامه ایشبارا خاقان تورک نشان می دهد که جوامع، حتی ۱٤۰۰ سال قبل نیز در کنار مبازه نظامی و اقتصادی، به مبارزه فرهنگی نیز اهمیت زیادی قائل بودند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">بعد از ایشبارا، وابستگی گوک تورکها به چین بیشتر گردید. فعالیتهای پرنسس و سفیران چینی، درگیری و نفاق افکنی بین اعضای خاندان، پایان گوک ترکهای شرقی در سال ٦۳۰ را فراهم ساخت. دیگر رژیم تحت الحمایه، جای خود را به رژیم اسارت داده بود. پرنسهای گوک ترک به صورت خدمتگزاران دربار چین درآمده و ضمن اعلان وابستگی خود، هدایایی نیز تقدیم میکردند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">پروفسور دکتر ابراهیم Kafesoğlu در اثر خود بنام فرهنگ ملی ترک می گوید:</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">ملت تورک تا سال ٦۸۰، بمدت پنجاه سال خود را فراموش نکرده، از زبان و آداب و سنتش حراست نموده و خاطرات تاریخ پرافتخار خود را در روحش زنده نگاه داشت. در این دوره، شورش و درگیریهای کوچکی نیز صورت می گرفت. یکی از مهمترین شورشها که بشدت از سوی چین سرکوب می شدند، شورش Kürşad در سال ٦۳۹ بود.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">Kürşad که یک اصیل زاده گوک تورک بود، در گارد محافظین کاخ امپراطور تانگ انجام وظیفه می کرد. آتش زنده ساختن مجدد دولت ترک در روح او می سوخت. وی بطور مخفیانه با ۳۹ تن از دوستان خود همدست گردید. امپراطور برخی از شبها به تنهایی در شهر بگردش می پرداخت. Kürşad و دوستانش چنین تصور می کردند که با ربودن امپراطور به هدف خود دست خواهند یافت. فقط شبی که می خواستند طرح خود را اجرا نمایند، طوفانی به پا خواسته و امپراطور آن شب از کاخ خارج نشد. ولی Kürşad و دوستانش وارد عمل شده و اگر انصراف می ورزیدند، طرحشان برملا شده و به اشد مجازات محکوم می شدند. از اینرو چهل دوست بسوی کاخ حرکت کردند. اگر کاخ را اشغال می کردند، می توانستند حاکمیت شهر را در دست بگیرند. آنها در کاخ با صدها محافظ به نبرد پرداختند. فقط نمی توانستند با لشگری که در خارج کاخ مستقر بودند، مقابله نمایند. برای همین به طرف رودخانه Wei در خارج از شهر عقب نشینی کردند&#8230;.. و هیچکدام نتوانستند از روخانه عبور بکنند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">در سال ۱۹٥۰ یعنی ۱۲۱۰ سال بعد از شورش Kürşad و دوستانش، اعمال فشار و اقدامات تحلیل گرانه اداره کنندگان چین، راهگشای ناخشنودی شدید و عصیان خلقهای تحت حاکمیت خود گردید.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">در این دوره که آسیای میانه بین چین و اتحاد جماهیر شوروی پیشین تقسیم شده بود، برخی از طوایف تورک راه رهایی از اعمال فشارها را در کوچ یافتند. در مورد آنهایی که از چین کوچ نمودند، اطلاعات مستندی در دست نمی باشد. فقط می توان با خاطرات برخی از مهاجرین که بقلم گرفته اند، رودررو شد.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">به عنوان مثال در خاطرات Hızır Bek Gayretullah به حکایت کوچ قافله ای به سال ۱۹٥۰ که از مناطق شمالی تورکستان شرقی آغاز گردیده و تا کوههای Tanrı ، صحرای تاکلاماکان، هیمالیا و هندوستان ادامه یافته، اشاره شده است.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">در این خاطرات چنین آمده است:</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">کوههایی که فرازشان ملبس به برف بوده و دامنه هایشان را جنگل پوشانده است، آرام آرام پشت سرمان مانده و جای خود را به تپه ها و استپ ها دادند. به هنگام روبرو شدن با تپه های شن، ترس بر من مستولی شد. مادرم گفت این صحراست. یک لحظه محو تماشای صحرای بی حد و مرز شدم. صحرای تاکلامان همینجا بود. صحرای تاکلامان بمعنای مکان غیر قابل برگشت می باشد. آیا این صحرا نسبت به قافله آزادی، با شفقت تر از ارتش سرخ رفتار خواهد نمود؟ ما معتقد بودیم که بعنوان یک انسان، به اندازه نان، به آزادی، شرف، حق و عدالت نیاز داریم&#8230;. وبا این اعتقاد می خواستیم که تبت را در نوردیده و از هیمالیا عبور بکنیم.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">Godfrey Lias در اثر خود بنام کوچ، حکایت کوچ یک قافله قزاق را که از منطقه سینجان چین حرکت کرده بود، چنین خلاصه کرده است:</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">آنها در آغاز کوچ هزاران نفر بودند. آنها با هزار مشقت از صحرای تاکلامان و کوههای بی آب عبور کردند. هیمالیا، سقف جهان را پشت سر گذاشته و به کشمیر رسیدند&#8230; و هنگامیکه به ترکیه رسیدند، ۲۳٤ نفر بیش نبودند.</span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl"><span style="color:#000080;">چین امروزه، با رشد و توسعه چشمگیر خود توجه جهان را بخود جلب می کند. فقط نوری که از رشد اقتصادی مذکور ساتع می شود، نمی تواند موارد نقض حقوق بشر در نقاط مختلف این کشور را استتار نماید. امروزه شاید در آسیا، منطقه ای که بیش از دیگر مناطق اسراری پنهان می دارد، در داخل مرزهای چین قرار گرفته باشد. این اسرار به هیچ وجه مهیج نمی باشند. این اسرار از اعمال فشار و ظلم و بیدادهایی که حقوق بشر را هیچ شمرده و سعی می شود که با یک رژیم سیاسی بسته، پوشانده شوند، نشات می گیرد.</span></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/10/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/12/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/20/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/01/27/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/03/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/10/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b4%d8%b4%d9%85/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/15/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/02/22/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/02/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%87%d9%85/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%87%d9%85/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/18/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%87/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/25/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d8%af/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/03/28/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%b2-%d8%af%d9%87/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهار دهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/05/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%af/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهار دهم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پانزدهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/18/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%be%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پانزدهم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت شانزدهم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/04/28/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت شانزدهم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d9%81%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفده هم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هجده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/09/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%87%d8%ac%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هجده هم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نزده هم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/16/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%86%d8%b2%d8%af%d9%87-%d9%87/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نزده هم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیستم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/23/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیستم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیست و یکم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/05/30/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیست و یکم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و دوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/07/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و دوم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و سوم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/15/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-2/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و سوم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و چهارم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/06/21/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-3/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و چهارم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و پنجم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/01/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-4/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و پنجم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و ششم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/05/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-5/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و ششم</a></p>
<p style="text-align:center;"><a title="شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و هفتم" href="http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/20/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-6/" rel="bookmark">شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و هفتم</a></p>
<p><img class="aligncenter" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=468&amp;h=617&amp;h=617" alt="" /></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d9%88-%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/'>تورکو لوژی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>تورکستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>دنیای تورک</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c/'>سیاسی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5486/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5486&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/24/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%87%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%e2%80%93-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%8a%d8%b3%d8%aa-%d9%88-7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=100&#38;h=100&#38;h=100" medium="image" />

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/01/turk-soy-agaci.jpg?w=468&#38;h=617&#38;h=617" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>هزاره ها، تورک تبار اند و زبان مادری شان در قدیم، تورکی بوده نه فارسی-1</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/22/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/22/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 21 Jul 2011 22:43:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عباس دلجو</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[هزارستان]]></category>
		<category><![CDATA[آریانای جعلی]]></category>
		<category><![CDATA[تورکستان جنوبی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5480</guid>
		<description><![CDATA[بخش اول  انسان ها با توجه به محل های پراگنده زیستی و خصوصیات ظاهری و فیزیکی مثل استخوان اسکلیت و جمجمه، طرح صورت، شکل سر و رنگ پوست به نژاد های سفید و زرد و سیاه تقسیم بندی گردیده اند که به مرور زمان همین طبقه بندی ظاهری انسان ها، نام نژاد را بخود گرفته [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5480&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#000080;">بخش اول <img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/04/abbas-diljo.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" /></span></strong><br />
<span style="color:#000080;">انسان ها با توجه به محل های پراگنده زیستی و خصوصیات ظاهری و فیزیکی مثل استخوان اسکلیت و جمجمه، طرح صورت، شکل سر و رنگ پوست به نژاد های سفید و زرد و سیاه تقسیم بندی گردیده اند که به مرور زمان همین طبقه بندی ظاهری انسان ها، نام نژاد را بخود گرفته و به نام های، نژاد سفید و زرد و سیاه و&#8230; یاد گردیده اند.<span id="more-5480"></span> بر مبنای این تقسیم بندی ناشی از تفاوت های ظاهری و جسمی مانند شکل و قیافه و استخوان بندی صورت، جمجمه، قد و اندام، رنگ جلد، اندازه بینی، شکل و رنگ چشم، ساختار موی، اختلاف چهره و پراگندگی‌ های جغرافیایی بود که آقای <strong>یوهان فردریش بلومنباخ</strong><strong> </strong>در 1781 میلادی بر اساس تفاوت های فيزيکی، تقسیم بندی‌ های سفیدپوست، زردپوست و سیاه پوست و&#8230; را مطرح کرده و بعد از آن اکثر دانشمندان و محققین بر پایه همین تقسیم بندی، تمام انسان های کره زمین را به بخش های سفید و زرد و سیاه و سرخ علامت گذاری کردند . در منابع جمعیت شناسی و اطلس های جغرافیایی نیز، نژادهای بشری به سه گروه اصلی تقسیم شده اند :</span><br />
<span style="color:#000080;">نژاد سفید Caucasoid (نژاد شبیه قفقازی ها)</span><br />
<span style="color:#000080;">نژاد زرد Mongoloid (نژاد شبیه مغولی ها)</span><br />
<span style="color:#000080;">نژاد سیاه Negroid (نژاد شبیه زنگی ها یا سیاه پوستان)</span><br />
<span style="color:#000080;">هر کدام این نژاد ها، تفاوت های فيزيکی باهم دیگر دارند که به اسانی از هم قابل تفکیک اند . از مهمترین مشخصات ظاهری نژاد زرد، میتوان به چشمان قهوه‌اي تيره و مورب، چهره ای پهن، گونه های برجسته، بيني راست اما با برآمدگي كوچك، ضخامت متوسط لبان، موهای کشیده (راست) و زبر و بسیار سیاه، پوستی به رنگ زرد عاجی (زرد کم رنگ) و قامت کوتاهتر از متوسط آنان، اشاره داشت . با توجه به این تقسیم بندی های نژادی بود که داکتر بریرتون در سال 1879 افراد زیادی از هزاره ها را که مورد مطالعه قرار داده بود، چنین توصیفی از سیمای هزاره ها بیان داشته است : <strong>&#8221; بینی آنها پهن است قامتشان نسبتا کوتاهتر از اندازه متوسط میباشد . جثه ای قوی با نیروی عضلانی مناسبی دارند . شکل سر آنها دراز یا هرمی است با اندازه متوسط قطر طولی مورب</strong><strong>./1757 </strong><strong>و </strong><strong>./1498 </strong><strong> متر برای سر . زاویه صورت کوچک است و چهره ای پهن دارند . پهنای استخوان گونه از استخوان پیشانی، بیشتر است . رنگ چهره آنها متنوع و در اکثر موارد زیتونی است . چشم های کوچک و بادامی شکل دارند با رنگهای خاکستری، فندقی یا قهوه ای . خطوط ابروها با محور چشم ها موازی نیست .و&#8230;&#8221;{1}</strong> با تعریف این مشخصات، در می یابیم که هزاره ها، دقیقا از نگاه شکل استخوان جمجمه، طرح صورت، رنگ پوست و&#8230; در دسته بندی نژاد زرد قرار میگیرند و در بین نژاد زرد، با توجه به محل زیست هزاره ها، آنان در حلقه ترک تباران جا دارند .</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#000080;"><img src="http://www.hazarapeople.com/fa/wp-content/uploads/2011/07/turkhazara.jpg" alt="" /></span></p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl" align="justify"><span style="color:#000080;">با یک نگاه حتی سرسری به تصاویر بالا، در مییابیم که هزاره ها، به لحاظ اتنیکی، قيافه ظاهری و ساختار فیزيولوژيكی شبیه همه وابستگان به نژاد زرد، مخصوصا اوزبيگ ها، توركمن ها، مغول ها، قرغیز ها، تاتار ها، قزاق ها و ديگر احفاد تورك های شرقی میباشند . اکثر مورخین معتقد اند که هزاره ها اصالتا ترک تبار میباشند . آقای تقی خاوری در کتاب هزاره ها و خراسان بزرگ نوشته است که هزاره ها اصلا ترک تبار میباشند :<strong> &#8221;از قراین و شواهد قومی هزاره ها پیداست که بخش مهمی از آنها از ترکان باستان به شمار میروند.&#8221;{2} </strong><strong>در کتاب جامع التواریخ نیز هزاره ها را از تبار مغولی دانسته و قدمت آنان را بیشتر از 1500 سال قبل از میلاد نوشته اند: </strong><strong>&#8221; هزاره ها </strong><strong>1500</strong> <strong>سال قبل از ميلاد مسيح، از اولاده اوغوزخان فاتح کبير مغل و فرزندان </strong><strong>24</strong> <strong></strong><strong>گانه او می باشند که اقوام و قبایل:اوليغور، قانقلي، قبچاق، قارلق، قليچ، آغاجري و باغچري در جهانگشايي با او غوز خان سهم گرفتند که اين نام ها تا هنوز درميان جامعه  هزاره مروج است&#8221;{3} </strong>دانشمند شرق شناس شوروی آقای « اِ . و . برمودین » معتقد است که : <strong>&#8221; نظریه اختلاط ترک مغول ها برای پیدایش ملیت هزاره درست بوده و ملیت هزاره منشاء مغولی و یا دقیق تر ترک مغولی دارد.&#8221;{4}</strong> آقای داکتر سید عسکر موسوی در کتاب«هزاره های افغانستان» مینویسد که :<strong> &#8221;نياكان هزاره ها به ساكنان ترك آسيای مركزی و شرقی كه بيش از 2300 سال پيش از شمال و جنوب هندوكش به نواحی موسوم به هزاره جات كنونی مهاجرت كرده بودند، باز مي گردد.&#8221;{5}</strong> در دايره المعارف شوروي چنين مي خوانيم : <strong>&#8220;هزاره خلق ترك زباني كه بعد از حمله ي هون ها كه در قرن چهارم ميلادي صورت گرفت، به وجود آمد و در دشت هاي سواحل غربي درياي خزر به زندگي كوچيگري مشغول شدند. هم چنان&#8221;هزاره خلق باستاني كه در قرن هفتم تا دهم دولتي را تشكيل دادند كه وسعت آن از بخش هاي زيرين ولگا تا قفقاز و ساحل شمالي بحیره سياه را در بر ميگرفت.&#8221;{6} </strong>داکتر یاشار نیز وابستگی هزاره ها را با ترکان آذری تائید کرده و در کتابش چنین تذکر داده است :<strong>&#8220;ترکان هزاره، هم ریشه و هم ‏نژاد با ترکان آذر (اجداد بخشی از ترکان آذربایحان) هستند و امروزه نمایندگی آنان را جمهوریت خودگردان ترک چواشستان برعهده دارد&#8230; علمای تصوف را عقیده بر این است که ترکان هزاره از ترکان افتالیت هستند.&#8221;{7}</strong> <strong></strong></span><br />
<span style="color:#000080;">امروز علم انتروپولوژی Anthropology ، اِتنولوژی Ethnologie ، جمجمه شناسی Craniology ،  کشفیات باستانی و&#8230; کمک زیادی به تثبیت تئوری ها و نظریه های تاریخی کرده است . که خوشبختانه تئوری ترک تبار بودن هزاره ها نیز شامل این قاعده گردیده و براساس‌ خصوصيات‌ رنگ‌ پوست‌، شكل‌ و رنگ‌ مو، شكل‌ و ساخت‌ جمجمه و بينى‌ و&#8230; <strong>&#8221; سه سنخ‌ نژادی قفقازيوار، مغولوار و «سياهوار استراليايى‌ تغيير شكل‌ يافته‌» در ميان‌ اقوام‌ افغانستان‌ تشخيص‌ داده‌اند. مثلاً، اقوام‌ پشتون‌، تاجيك‌، بلوچ‌ و نورستانى‌ را از سنخ‌ قفقازيوار؛ اقوام‌ هزاره‌، ايماق‌، تركمن‌، ازبك‌ و قرقيز را از سنخ‌ مغولوار؛ و براهوييهای دراويدی زبان‌ را از سنخ‌ سياهواران‌ استراليايى‌ شمرده‌اند.&#8221;{8}</strong> هم اکنون طوایف عمده هزاره ها را در افغانستان، طوایف ترک تبار تشکیل میدهند که هزاران سال قبل در هزارستان میزیستند که به طور نمونه چند طایفه مشهور را ذیلا نام میبرم :</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>1 –</strong> <strong>قوم خلج :</strong> <strong>&#8220;خلج نام قبیله ترک و اسم ترکی آن (</strong><strong>Qalaç</strong> <strong>) قلچ است. این قبیله از قرن چهارم در جنوب </strong><a title="افغانستان" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86"><span style="color:#000080;"><strong>افغانستان</strong></span></a><strong> بین </strong><a title="سیستان" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86"><span style="color:#000080;"><strong>سیستان</strong></span></a><strong> و </strong><a title="هند" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%86%D8%AF"><span style="color:#000080;"><strong>هند</strong></span></a><strong> ساکن بوده‌اند.&#8221;{9}</strong> <strong>&#8220;</strong><a title="ابن خردادبه" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%87"><span style="color:#000080;"><strong>ابن خردادبه</strong></span></a><strong> قوم خلج را در شمار قبایل ترک استپ‌های آسیای میانه آورده‌است. به گفته او منزلگاه‌های زمستانی آنها در آن سوی «سیر دریا» در ناحیه تلاس در مجاورت زمینهای قرلق واقع بوده‌است.&#8221;{10}</strong> الاصطخری که تقریبا درعین زمان مینویسد، میگوید که : <strong>&#8220;خلج ترکهای اند که مدتها قبل بسرزمینهای بین هند و سیستان آمده بودند؛ آنها پرورش دهندۀ گاو ودارای قوارۀ ترکی بشمول لباس و زبان اند. آنها بصورت عام منحیث ترکها در نظرگرفته شده و وسیعا درجنوب هندوکش زندگی میکردند.&#8221;{11}</strong> </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>2 – قوم قرلق :</strong> یکی دیگر از طوایف بسیار مشهور هزاره ها طایفه قرلق میباشد و در تاریخ جهانگشای جوینی ذیل واژه قرلق آمده است که : <strong>&#8220;قرلق و قرلغان، قرلغ، قرلیغ همه اشکال مختلف یک کلمه هستند و آن قبیله ای بوده است از اتراک در شمال و شمال شرقی ماوراءالنهر معروف به حسن صورت و طول قامت و تناسب خلقت.&#8221;{12} </strong>هم اکنون هزاره های قارلوق ساکن شیخ علی میباشند که زبان مادری شان را از دست داده و به فارسی با گویش هزارگی سخن میگویند . اما هزاره های قندوز که آنان نیز از طایفه ی قارلوق میباشند تا هنوز توانسته اند زبان، لهجه، لباس و دیگر رسوم ترکی – هزارگی خود را حفظ کنند . &#8220;<strong>در شمال فيض آباد بدخشان هزاره های قرلق زندگی مینمایند که تاکنون زبان مادری شان را حفظ کرده اند . اوزبکها به اوزبکی و قرلوقها به تورکی حرف ميزنند.&#8221;{13}</strong> <strong>&#8220;شايد چنين پنداشته شود که هزاره ها در بعضی مناطق زبان مادری خودرا حفظ کرده باشند. برهان الدين فقط شش قريه را نام ميبرد، بزرگترين آن تاش ييلاق </strong><strong>130</strong> <strong>خانه است، روشن است که نام تورکی دارد.&#8221;{14} </strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>3 -  قوم نایمان : </strong>در لغت نامه دهخدا نایمان را نام یکی از قبایل اتراک ذکر کرده است . روزگاری در صحرای &#8220;ساری اؤزیه&#8221; آسیای مرکزی اقوام مختلف زندگی می‌کردند که یکی از این اقوام قوم ترک نایمان بود . چنگیز آتیماتف نویسندۀ قیرقیزی در کتابی بنام &#8220;روزی به درازی قرن&#8221; مینویسد:<strong> &#8221;در صحرای &#8220;ساری اوزیه&#8221; مابین دو قوم تورک &#8220;نایمان&#8221; و &#8220;ژوان ژوان&#8221; زد و خوردهای صورت میگرفت. ژوان ژوان اسرا و زندانیان تورک را شکنجه جسمی و روحی کرده و آنها را از قبیله خود بیگانه کرده و به خدمت میگرفتند. </strong><strong>در زمان ظهور چنگیز خان کوچلک خان، سر کرده قبایل نایمان بود که بر اراضی اقوام قراختای تسلط داشت . بعدا که چنگیز خان قدرت بیشتر یافت، کوچلک خان نایمانی را از</strong> <strong></strong><strong>آنجا بیرون راند.&#8221;</strong> </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>4</strong> – <strong>قوم</strong> <strong>چِگِل :  </strong>چگلها ترك‌زبان (گردیزى، ص 279) و از قبایل خَلُّخ (حدودالعالم، ص 83) بودند كه در ساحل شمالى دریاچه ایسیك‌كول (گردیزى، ص 266) و دره رود ایلى (كاشغرى، ج 1، ص 85؛ بارتولد، ص 90ـ91) سكونت داشتند. <strong>&#8220;َقوم و ناحیه‌اى در آسیاى مركزى، بین شهر طراز (در قرقیزستان، نزدیك اولیا آتا) و كاشغر و شهرى كهن در نزدیكى طراز. ناحیه. سرزمینى كه چگلها در آن زندگى می‌كردند، به نام آنان، چگل، خوانده می‌شد. این ناحیه از مشرق و جنوب به سرزمین خلّخها، از مغرب به سرزمین تُخْسیها و از شمال به سرزمین خرخیزها (قرقیزها) محدود می‌شد و همان محصولاتى را داشت كه در سرزمین خلّخها تولید می‌شد.&#8221;{15}</strong> </span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>5 &#8211; قوم لاچین :</strong> کلمه ترکی و از نظر لغوی به معنای باز شکاری است . لاچین، نام قبیله ای ترک تبار بوده که در اطراف بلخ، بلخاب و سانچارک سکونت داشته اند . آقای احمد علی کهزاد در باره قوم لاچین گفته است : <strong>&#8221; قوم لاچین که در گذشته های دور در مرکز افغانستان بوده همین مردم هزاره ی فعلی است.&#8221;{16} </strong>عده ای از دانشمندان ناصر خسرو بلخی را ترک می دانند : <strong>&#8221; امیر خسرو دهلوی، شاعر پارسی گوی هند قبیله لاچین ترک بود که پدرش سیف الدین محمود درشهر کش ترکستان (بلخ و شمال فعلی) و رئیس قبیله خود بود.&#8221;{17}</strong> <strong>حاج کاظم یزدانی در کتاب پژوهشی در تاریخ هزاره در باره لاچین آورده است که :</strong><strong> &#8221; در ولسوالی سرخ و پارسا در دره ترکمن و سرقافزار منطقه ای است به نام دره ی لاچین و مناطقی به نام های ده لاچین، غار لاچین و قاده ی لاچین معروف است.&#8221;{18}</strong></span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>6 &#8211; قوم آغاجری/باغچری </strong>: نام آغاجری ترکیبی از دو واژه ترکی &#8220;آغاج&#8221;و&#8221; یئرلی&#8221; میباشد . معنی آغاجری در دانشنامه دهخدا چنین توضیح داده شده :<strong> &#8221; «آغاج» به معنی چوب. درخت</strong> <strong>و</strong> «<strong>یئرلی» همان کلمه ایل در زبان ترکی است.&#8221;</strong> آغاجری یکی از طوایف ترک زبان میباشد که محمدیوسف واله‌اصفهانی &#8211; در این باره نوشته است : <strong>&#8220;آغاجریها همراه طوایف دیگر حاجی لو و دوخارها و بایراملوها و اینانلوها از قبایل متحد ایل ترک قره قویونلو بودند.&#8221;{19}</strong>تيره باغچری در قديم ايلى بزرگی از ترکان را تشکیل میدادند و داراى شاخه‌هاى طايفه‌اي: قره‌جري، تيلکوهي، جغتائي، جامه‌بزرگي، ويسي، شهروئي، شيرالي، بيگدلي، بيجني، بوالي، باولي، بالياوي، گشتيل، خليفه‌اي، عبداللهي، قراماسوقى (سوقي)، چنگلوائى بودند.</span><br />
<span style="color:#000080;">و&#8230;</span><br />
<span style="color:#000080;"><strong>ادامه دارد</strong></span></p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong>پی نوشت ها : </strong><br />
1 &#8211; داکتر بریرتون . جغرافیای افغانستان – صص 280 – 281<br />
2 &#8211; تقی خاوری . مردم هزاره و خراسان بزرگ –ص 49<br />
3 - <strong>کتاب جامع التواريخ ص 109 </strong><br />
4 &#8211; مودین ماسوندر- تاریخ افغانستان – ج 1-2 ص 289 مسکو – 1964<br />
5 &#8211; داکتر عسکر موسوی- کتاب«هزاره های افغانستان» ص 73<br />
6 &#8211; مفهوم شناسی لغوی هزاره - http://goodini.blogfa.com/8910.aspx<br />
7 &#8211; دکتر یاشار کالافت &#8211; &#8220;  ترکان ایران: بُعد جغرافیای فرهنگی&#8221; &#8211; فصل هفتم  ترکان اسماعیلی هزاره<br />
8 &#8211; دوپری، ٦۵ -۵٧ ؛ نيز ايرانيكا، .(I/ ۴٩۵-۴٩٦<br />
9 &#8211; دکتر محمدمعین در حاشیه برهان قاطع<br />
10 &#8211; المسالک‌ و الممالک، ترجمه دکتر حسن‌ قره‌ چانلو، نشر چاپخانه مهارت، چاپ اول، ۱۳۷۰<br />
11 &#8211; مسالک الممالک اصطخری ص 245<br />
12 &#8211; ر .ک :خاتمی،احمد ،شرح مشکلات تاریخ جهان گشای جوینی بر اساس نسخه علامه محمد قزوینی،موسسه فرهنگی و انتشاراتی پایا،چاپ اول 1373،ص284 .<br />
13 &#8211; برهان الدين &#8211; رهنمای قته غن و بدخشان<strong> </strong>- ص 200<br />
14 &#8211; گوناريارينگ &#8211; تورکهای افغانستان تلاش مقدماتی در جهت دسته بندی اقوام تورک افغانستان ترجمۀ جلاير عظيمی 1370<br />
15 &#8211; حدودالعالم، ص 83؛ براى محصولات خلّخ رجوع کنید به همان، ص 81<br />
16 - <strong>احمد علي كهزاد &#8211; افغانستان در شاهنامه، چاپ کابل، 1355،</strong><br />
<strong>17 - </strong>زندگینامه امیرخسرو . <a href="http://nahal21.persianblog.ir/" target="_blank">http://nahal21.persianblog.ir /</a><br />
18 - <strong>پژوهشی در تاریخ هزاره ها، ج 1، ص 183، حاج کاظم یزدانی </strong><br />
<strong>19 - </strong>واله‌اصفهانی – محمدیوسف، کتاب تاریخ تیموریان و ترکمانان صفحه 203.</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1/'>فرهنگ و هنر</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/'>هزارستان</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a2%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%b9%d9%84%db%8c/'>آریانای جعلی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c/'>تورکستان جنوبی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5480/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5480&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/22/%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/4574af909a674801e2fa5f78df64b7f4?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">abbasdiljo</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2011/04/abbas-diljo.jpg?w=100&#38;h=100&#38;h=100" medium="image" />

		<media:content url="http://www.hazarapeople.com/fa/wp-content/uploads/2011/07/turkhazara.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>طرح همکاری بومیان آمریکا و تورکیه</title>
		<link>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/21/%d8%b7%d8%b1%d8%ad-%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%88%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%87/</link>
		<comments>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/21/%d8%b7%d8%b1%d8%ad-%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%88%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 20 Jul 2011 22:24:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GünTürk</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[تورکو لوژی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای تورک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://turkistanjenubi.wordpress.com/?p=5475</guid>
		<description><![CDATA[در ایالات متحده آمریکا، یک طرح تاریخی در مورد همکاری بومیان آمریکا و تورکیه مورد بحث می باشد. این طرح که امکان تجارت قبایل محلی آمریکا با شرکتهای تورکیه را بدون کسب اجازه از حکومت فدرال پیش بینی می نماید، به مجلس نمایندگان آمریکا ارائه گردید. این طرح که از سوی تام کوله عضو گروه [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5475&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="color:#000080;"><img class="alignright" src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2007/12/kizilderili2.jpg?w=100&#038;h=100&#038;h=100" alt="" width="100" height="100" />در ایالات متحده آمریکا، یک طرح تاریخی در مورد همکاری بومیان آمریکا و تورکیه مورد بحث می باشد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">این طرح که امکان تجارت قبایل محلی آمریکا با شرکتهای تورکیه را بدون کسب اجازه از حکومت فدرال پیش بینی می نماید، به مجلس نمایندگان آمریکا ارائه گردید.<span id="more-5475"></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">این طرح که از سوی تام کوله عضو گروه دوستی ترکیه و رئیس همردیف گروه دوستی بومیان آمریکا به مجلس ارائه گردید، عنوان &#8220;طرح قانونی تجارت و سرمایه گذای بومیان آمریکا در سال ۲۰۱۱&#8221; نام دارد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">کوله در عین حال تنها نماینده بومیان در کنگره این کشور می باشد که هدف حل مشکلات موجود بین بومیان آمریکا با حکومت این کشور را دنبال می کند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">بنابراین انتظار می رود که این طرح در مجلس کنگره به تصویب برسد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">این طرح از سویی باعث رشد اقتصادی بومیان آمریکا خواهد شد و از سوی دیگر نیز موقعیت بی نظیری را برای ترکیه فراهم خواهد ساخت.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">با تصویب این طرح، تورکیه تنها کشوری خواهد بود که بومیان امریکا بدون کسب اجازه از حکومت فدارل خواهند توانست اقدام به مبادلات تجاری نمایند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000080;">این طرح همچنین زمینه رشد شرکتهای تجاری تورکیه و زمینه های استخدامی زیادی را فراهم خواهد ساخت</span><span class="Apple-style-span" style="color:#000080;">.</span></p>
<p dir="rtl"><img src="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2007/12/kizilderili2.jpg?w=340&amp;h=425" alt="" /></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1/'>فرهنگ و هنر</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/'>اجتماعی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/'>اخبار</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%d9%88-%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/'>تورکو لوژی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c/'>تاریخی</a>, <a href='http://turkistanjenubi.wordpress.com/category/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9/'>دنیای تورک</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/turkistanjenubi.wordpress.com/5475/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=turkistanjenubi.wordpress.com&amp;blog=10547657&amp;post=5475&amp;subd=turkistanjenubi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://turkistanjenubi.wordpress.com/2011/07/21/%d8%b7%d8%b1%d8%ad-%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%88%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/3ee60cb0ccb01eb29c839f002e2a0be6?s=96&#38;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">GüneyTürkistan.tk</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2007/12/kizilderili2.jpg?w=100&#38;h=100" medium="image" />

		<media:content url="http://turkistanjenubi.files.wordpress.com/2007/12/kizilderili2.jpg?w=340&#38;h=425" medium="image" />
	</item>
	</channel>
</rss>
