چچنستان
دوستان عزیز، بطور حتم در خاطرات ایام کودکیمان، داستان کوه قاف نیز وجود دارد… کوه قافی با گلی سحرآمیز و چشمه آبی که عمر جاودانه می بخشد…. باز کوه قاف است که ارتفاعات غیر قابل صعود و دوری غیر قابل دسترسی داستانها را نقل می کند.
آیا داستانها، با کوه قاف و رشته کوههای قفقاز به بلندی 5600 متر ارتباطی دارند؟….. که میداند، شاید هم داشته باشد…. اگر از داستان به واقعیت باز گشته و به دره ها و تپه های رشته کوههای قفقاز بنگریم، باز هم با دنیای خیالی داستانها مواجه خواهیم شد.
در اینجا جوانان برای وصلت با یار خود و ازدواج با او، باید از خود قهرمانی و جوانمردی نشان بدهند… در کوههای قفقاز نیز شاهزاده ها و اصیل زادگان وجود دارند…. حکایات جوانمردی و جنگاوری ادوار قدیم این کوهها همواره در اذهان باقی خواهند ماند.
کوههای قفقاز دیار عشق و کینه جوئی ها بوده و گویی اختلافات نَسبی در آنجا از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد….. و شاید مقاومت دیرینه کوههای قفقاز نیز از این امر نشات می گیرد.
همانطوریکه می دانید، قفقاز منطقه ای ست که در شمال شرقی ترکیه و ما بین دریای سیاه و دریای خزر جای گرفته است. این منطقه را رشته کوههای قفقاز به دو قسمت تقسیم کرده است.
جنوب این کوههای مرتفع از طرف جغرافیدانان غربی، با عنوان Transkafkasya یعنی ماورای قفقاز نامگذاری شده است.
در این منطقه، گرجستان، ارمنستان و آذربایجان که با ترکیه همسایه می باشند، جای گرفته اند. برای رفت و آمد در کوههای مرتفع و صعب العبور قفقاز تنها دو گذرگاه با نامهای دربند و داریال وجود دارد که از نظر عبور و مرور در محور شمال و جنوب، بسیار حائز اهمیت است.
در این میان در خاکهایی که از بلندیهای کوههای قفقاز شروع و تا شمال ادامه دارد، جمهوری های کوچک وابسته به فدراسیون روسیه، یعنی مناطق خود مختار واقع گردیده است. این جمهوری ها که از شرق به غرب در کنار یکدیگر جای گرفته اند، جمهوری های داغستان، چچنستان، اوست شمالی، کابارتای – بالکار – چرکز و آدیگ می باشند.
منطقه قفقاز از سال 1991 ، یعنی بعد از فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی دوره بی ثباتی را سپری می کند. همانند مسئله قره باغ، مسائل دیگری نیز وجود دارد که ریشه این مسائل به سالهای 1988 میرسد.
از یکطرف وجود منابع انرژی جذب کننده خارجیان و مشکل زا، و از طرف دیگر مسئله ملی گرائی افراطی ارامنه قره باغ و آبخازی ها، قفقاز را به بی ثباتی هر چه بیشتر سوق داده است.
از هم پاشیدن اتحاد جماهیر شوروی، تضعیف قدرت فدراسیون روسیه را که به منزله برادر بزرگ این کشور بود، نشان می داد. با تضعیف قدرت فدراسیون روسیه، سه کشور گرجستان، ارمنستان و آذربایجان استقلال خود را بدست آورده و در طرف دیگر کوههای قفقاز یعنی قفقاز شمالی، چچنستان نیز اعلام استقلال نمود. ولی استقلال چچنستان از طرف فدراسیون روسیه و کشورهای دیگر به رسمیت شناخته نشد. زیرا جدا شدن چچنستان از فدراسیون روسیه، به معنای از هم پاشیدن این فدراسیون بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود.
دوستان عزیز، ما نیز در برنامه این هفته، به تاریخچه و اوضاع فعلی چچنستان نظری اجمالی خواهیم افکند.
در روزگار باستان دامنههای شمالی کوههای قفقاز محل زندگی اقوام چرکس در غرب و اقوام آوار در شرق بود. در بین این دو منطقه زیگیها نواحی زیگ را اشغال کرده بودند که تقریباً منطقهای است که امروزه در شمال آن اوستیا، بالکار، اینگوش و جمهوری چچن قرار دارد. چچن منطقهای در شمال قفقاز است که در طول تاریخ دائما در حال نبرد با کشورهای بیگانه بودهاست. این نبردها ابتدا با ترکهای عثمانی در سدهٔ ۱۵آغاز گردید. نهایتاً چچنها به اسلام روی آورده و تنش با ترکها رو به کاهش گذارد؛ بهرحال در گیریها با همسایگان مسیحی مانند گرجیها و قزاقها، همچنین با بودائیان کالمیک شدت یافت. در سال ۱۵۷۷، سپاه قزاق تِرِک روسی توسط قزاقهای آزاد ساکن مناطق ولگا بسوی رودخانه تِرک، در مناطق پَست چچن شکل گرفت. در سال ۱۷۸۳، روسیه و پادشاهی گرجی کارتل–کاختی (که در اثر تاخت و تاز ترکان ضعیف بود) پیمان گئورگیوسک را امضاء نمودند که بر طبق آن کارتل – کاختی تحت حفاظت روسیه قرار گرفت. بمنظور حفاظت از کانالهای ارتباطی با گرجستان و دیگر مناطق ماوراءقفقاز، امپراتوری روسیه شروع به گسترش نفوذ خود بر کوههای قفقاز نمود.
چچنستان امروزی با قرار گرفتن در بخش شرقی شمال قفقاز، تقریباً از همه سو به منطقه فدرال روسیه محدود میگردد. مرزهای این کشور در غرب به اوستیا و اینگاشتیا، در شمال به استاوروپل کاری، در شرق به داغستان و در جنوب به گرجستان ختم میگردد. پایتخت این کشور شهر گروزنی میباشد.
در طی سالهای جنگ، اقتصاد چچنستان سقوط نمود. تولید ناخالص داخلی، چنانچه مطمئن محاسبه شده باشد، تنها بمیزان کسری از سطح قبل از جنگ رسید. مشکلات اقتصاد چچن بر اقتصاد جمهوری فدرال روسیه نیز تأثیر داشت – در دهه ۱۹۹۰ شماری از تبهکاریهای مالی از طریق موسسات مالی چچن انجام گردیدند. از سوی دیگر چچن بیشترین نرخ عملیات انجام شده مالی در داخل فدراسیون روسیه به دلار آمریکا بجای روبل روسیه را داشته است.
در نتیجه جنگ، تقریباً ۸۰٪ پتانسیلهای اقتصادی چچن نابود گردید. تنها بخش اقتصادی که تا بحال بازسازی گردیده صنعت نفت است. تولید نفت این کشور در سال ۲۰۰۳ میلادی حدود سالیانه ۵/۱ میلیون تن متر (معادل سی هزار بشکه در روز) تخمین زده شد که از بالاترین سطح تولید یعنی ۴ میلیون تن متر دهه ۱۹۸۰ بسیار پایین تر بود. تولید سال ۲۰۰۳ چچن معادل ۶/۰٪ کل تولید نفت در روسیه برآورد گردید. سطح بیکاری در این کشور بالا بوده و بین ۶۰ و ۷۰ درصد در نوسان است.علیرغم پیشرفتهای اقتصادی، هنوز هم اموری مانند قاچاق و معامله تهاتری بخش قابل ملاحظهای از اقتصاد چچن را در بر میگیرد.
بر اساس تخمینهای سال ۲۰۰۴، چچن دارای جمعیتی بالغ بر ۱/۱ میلیون نفر میباشد. بر اساس گزارشات سال ۲۰۰۲ سرشماری، جمعیت چچنیها بالغ بر ۱۰۳۱۶۴۷ نفر بوده و ۵/۹۳٪ جمعیت این جمهوری را تشکیل میدهند. گروههای دیگر شامل روسها (۴۰۶۴۵ نفر یا ۷/۳٪)، کامیکسها (۸۸۸۳ نفر یا ۸/۰٪)، و گروههای جمعیتی کوچکتر که هر کدام کمتر از ۵/۰٪ کل جمعیت را تشکیل میدهند، میگردد.
دین اکثر چچنیها اسلام و مذهب آنها سنی میباشد. این کشور در دوره بین قرون ۱۶ تا ۱۹ به دین روی آورد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسهای نژادی حدود ۲۳٪ جمعیت (۲۶۹۰۰۰ نفر در سال ۱۹۸۹) را تشکیل میدادند. بخاطر وجود جنایات گسترده و تسویه نژادی انجام شده توسط دولت دزوخار دادایف، بخش عمده جمعیت غیر چچن (و همینطور بسیاری از چچنیها) در طول دهه ۱۹۹۰ از کشور فرار نمودند.
زبانهای مورد استفاده در این جمهوری عبارتاند از چچن و روسی. زبان چچن متعلق به وایناخ یا خانواده زبانشناسی قفقازی شمال – مرکزی بوده که در عین حال شامل اینگاش و بتسب نیز میباشد. برخی از روشنفکران جایگاهی گسترده تر برای این خانواده زبانی در نظر گرفته و آن را در خانواده اصلی زبانی ایبریائی – قفقازی جای میدهند.
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت اول
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دوم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سوم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهارم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پنجم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت ششم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفتم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هشتم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نهم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دهم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت یاز دهم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت دواز دهم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت سیز دهم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت چهار دهم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت پانزدهم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت شانزدهم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هفده هم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت هجده هم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت نزده هم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیستم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بیست و یکم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و دوم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و سوم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و چهارم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و پنجم
شاخه های چنار کهنسال تورک – قسمت بيست و ششم

دستهبندیشده در: فرهنگ و هنر، تمدن تورک، تورکو لوژی، تاریخی، دنیای تورک
